پنجشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ |٢٠ ذو الحجة ١٤٤٠ | Aug 22, 2019
الحوثی های یمن

حوزه/ در اولین روزهای جنگ هنگامی که با ما تماس گرفتند و تهدید به قتل و نابودی کردند، به آنها گفتیم زمین از آن خداوند بوده و این خداوند است که تصمیم می گیرد چه اتفاقی رخ دهد.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، پیشروی و قدرت گرفتن تدریجی جنبش انصار الله یمن در سال های اخیر، توجه تحلیل گران منطقه ای و بین المللی را به خود جلب کرد، به ویژه این‌که در شرایط کنونی، این تشکل، بسیاری از احزاب و جریان‌های مختلف یمنی را با خود همراه کرده و با پشتوانه مردمی اش، منصور هادی را مجبور به فرار از یمن نمود و آن قدر قدرت نمایی جنبش انصارالله، بالا بود که تمام سران عرب و اربابان آمریکایی شان را به وحشت انداخت؛ به طوری که در روزهای گذشته، شاهد برخی واکنش های ناشی از این وحشت بوده ایم؛ در همین راستا روی آوردن عربستان به گزینه نظامی، یکی از این موارد به شمار می رود. از همین رو، آشنایی هرچه بیشتر با جنبش انصارالله برای مخاطبان و همه آنهایی که تحولات یمن  و جهان اسلام را دنبال می کنند، حائز اهمیت است. پایگاه المنار لبنان در چند بخش، به معرفی جنبش انصارالله یمن پرداخته که خبرگزاری حوزه، ترجمه این سلسله گزارش ها را تقدیم خوانندگان ارجمند خواهد کرد. در نخستین حلقه از این معرفی به جرقه های اولیه شکل گیری مقاومت یمن تا نخستین جنگ حوثی ها و شهادت شهید حسین الحوثی اشاره شد. اکنون دومین بخش این گزارش تقدیم خوانندگان محترم می شود:

سید عبدالملک الحوثی

ایمان فراوان به سرزمین و ایمان مطلق به خداوند به این جنبش کمک کرد تا خود را به عنوان یکی از قدرت های مطرح یمن تثبیت کند تا بتوانند در تاریخ جدید سرزمین خود تاثیر گذار باشند. انصار الله یمن در راستای جنبش اخیر خود تا کنون شاهد شش جنگ با دو ارتش یمن و عربستان بوده و با این حال اعضای انصارالله همچنان بر این باورند که خداوند متعال سوگند یاد کرده دوستان خود را یاری کند و دشمن آنها هرکه باشد، آنها بنا به گفته مؤسس این جنبش یعنی شهید سید حسین حوثی به زودی پیروز خواهند شد.

مبارزان انصارالله از تمام این جنگ ها قوی تر و محکم تر بیرون آمدند. در جنگ 2004 مؤسس انصارالله به ادعای نبوت و مهدویت و امامت متهم شده و ارتش یمن مرتکب قتل عام حوثی ها گردید و موشک های بی شماری از عربستان به مرّان شلیک شد. در 10 سپتامبر 2004 میلادی این جنگ سه ماهه با شهادت سید حسین حوثی و تبلیغات و فضاسازی رسانه ها در داخل و خارج یمن علیه انصارالله به پایان رسید.

ضیف الله الشامی عضو دفتر سیاسی انصارالله مورد اوضاع جنبش پس از جنگ 2004 میلادی می گوید: جنگ اول تمام شد و ما در آن زمان حتی یک قبضه سلاح هم نداشتیم و سلاح های شهدا و مجروحان را غارت کردند و دیگران را هم به اسارت گرفتند.

ما آواره کوه و بیابان شدیم و حتی لقمه نانی برای خوردن نداشتیم و از روی ناچاری برگ درختان را می خوردیم و تحت تعقیب بودیم.

الشامی می افزاید: بازمانده‌های مبارزان جنبش توانستند صفوف خود را بازسازی کنند و به کوه های منطقه النشور در مرکز استان صعده پناه ببرند. مبارزان انصارالله در کوه ها ماندند و از رفت و آمد به بازار خودداری می کردند، چون در آن زمان تحت تعقیب و پیگرد بودند.

ترور حوثی پدر و جنگ دوم صعده

از سوی دیگر علامه سید بدرالدین حوثی به دنبال آزادی زندانیان بود. یحیی الحوثی پسر علامه که در صنعا بود، با علی عبدالله صالح ارتباط برقرار کرد و صالح نیز خواستار آمدن حوثی پدر به پایتخت شد. عبدالرحیم الحمران داماد حوثی می گوید: آنها به ما گفتند که به مجرد رسیدن علامه سید بدرالدین به صنعا تمام اسرا آزاد خواهند شد. سید بدرالدین هم به صنعا رفت و چند روز هم آنجا ماند، اما آنها هیچ اقدامی نکردند.

نظام یمن می خواست علامه حوثی را وادار به اقامت اجباری کند تا از وجود او به عنوان یک اهرم فشار علیه مبارزان حوثی ساکن کوه ها استفاده کند. برخی ها می گویند سید بدرالدین در صنعا، مورد سوء قصد نیز قرار گرفت، اما این مساله قطعی نیست، بلکه چیزی که برای ما قطعی می‌باشد این است که سید بدرالدین مخفیانه از صنعا بازگشت، زیرا آنها اجازه بازگشت به او نمی دادند و حتی خانواده سید نیز از بازگشت وی اطلاعی نداشتند.

پس از آن نیروهای امنیتی یمن به دنبال سید بدرالدین بودند و ماجرای کمین سوق الطرح که در آن چند نفر از نزدیکان علامه حوثی به شهادت رسیدند، مقدمه انفجار اوضاع بود. پس از آن شماری از چتربازان نیروهای امنیتی تلاش کردند سید را ربوده و ترور کنند، لذا با تعدادی از همراهان شخصی وی درگیر شدند و اینجا بود که جنگ دوم به راه افتاد.

آنها می خواستند که باقیمانده مبارزان حوثی خود و سلاح‌شان را تسلیم کنند و اصرار داشتند که جنبش انصارالله دست از شعارهای خود بردارد و سخنرانی های سید حسین هم ممنوع شد. نظام یمن برگزاری مراسم عید غدیر را نیز ممنوع کرد و در آن سال نظام با هواپیما به مراسم بزرگداشت عید غدیر حمله ور شد.

پس از آن یمن لبریز شد از نوشته ها و پلاکاردهای ضد شیعیان زیدی و وزارت اوقاف نیز از این فرصت استفاده کرد و مدارسی را برای نشر وهابیت تاسیس کرد. به طور خلاصه هدف آنها محو کامل هویت انصارالله بود و عبدالرحیم الحمران و ضیف الله الشامی در این باره اتفاق نظر دارند و همین عامل نیز سببی شد برای آغاز جنگ های بعدی که انصارالله توانست در این جنگ ها خود را از آستانه تهدید به نابودی به مرحله تثبیت برساند.

جنگ دوم از 18 مارس 2005 میلادی تا 4 آوریل 2005 طول کشید و در این جنگ رهبری حوثی ها را عبدالله بن عیضه الرزامی بر عهده داشت و منجر به این شد که نظام یمن اعلام کرد بدرالدین الحوثی کشته شده است.

الحمران می گوید نظام یمن معتقد بود سید بدرالدین در جنگ دوم کشته شده. آنها که پس از حمله به مسجد سید، عمامه و برخی وسایل وی را پیدا کرده بودند، گمان می کردند وی به شهادت رسیده است.

الشامی نیز می گوید: گمانه زنی های آنها در مورد شهادت سید بدرالدین نادرست بود و آنها بیشتر به دنبال تضعیف روحیه نیروهای انصارالله در یمن بودند و پیوسته در مورد کشته شدن رهبران انصارالله مانند سید بدرالدین و سید عبدالملک شایعه سازی می کردند. در آن زمان ارتباط با هر وسیله ای ممنوع بود و حتی سفر به صعده کاملا ممنوع بود و هر روزنامه و شبکه ای که می خواست از انصارالله سخنی بگوید مسدود و متهم به خیانت می شد.

عبدالرحیم الحمران داماد سید بدرالدین می گوید از جنگ دوم چیزی به جز جنایت های خونبار و قبرهای دسته جمعی به یاد ندارم. آنها قبرها را به آتش می کشیدند و با تانگ روی آنها و اجساد مطهر شهدا می رفتند. آنها مردم بی گناه را می کشتند.

جنگ سوم و پس از آن

جنگ دوم تمام شد و هیچ منطقه ای در امان نبود. مبارزان انصارالله به منطقه الصفرا در نزدیک مرزهای عربستان رفتند و به نقعه نیز پناه بردند. نقعه منطقه ای در اعماق کوه ها است که دارای غارهای زیادی بوده و با کوه ها پوشیده شده و مردم بدوی در آن زندگی می کنند. جوانان در آنجا در کنار سید بدرالدین الحوثی جمع شدند، اما تعقیب نیروهای امنیتی آنها را وادار کرد تا از منطقه صفرا به مطره و سپس به نقعه پناه ببرند و بدین ترتیب انصارالله توانست بار دیگر صفوف خود را بازسازی کند و این منطقه به مقر فرماندهی عملیات انصارالله تبدیل شود.

در سال 2006 میلادی در حد فاصل ماه ژانویه و سپتامبر سومین جنگ به مدت سه ماه به راه افتاد. این جنگ با حمله نیروهای امنیتی به زندانیان زندان مرکزی شهر حجه در صعده آغاز شد که منجر به کشته شدن سه نفر از زندانیان گردید. معرکه به بازارها کشیده شد. جنگ سختی بود و طرفین نتوانستند پیشرفتی داشته باشند و با مذاکره پایان یافت و کسانی که در سال 2004 میلادی در مسجد جامع صنعا بازداشت شده بودند از زندان های عمومی استان ها به زندان مرکزی منتقل شدند و نظام نیز استاندار صعده را تغییر داد تا اوضاع را آرام کند و جنگ متوقف شود و ما هم با توقف جنگ موافقت کردیم.

پس از آن نظام یمن از مساله بیرون کردن یهودیان بنی سالم از استان صعده به عنوان بهانه ای برای آغاز جنگ جدیدی علیه انصارالله استفاده کرد. این جنگ از ژانویه تا ژوئن 2007 به طول انجامید انصارالله در این جنگ از آزادی 1000 زندانی توسط نظام در شش ماه پیش استفاده کرد و جنگ حتی یک لحظه متوقف نشد و از سخت ترین جنگ ها بود که نطام شکست سختی را متحمل شد و از این رو تلاش کرد با وساطت قطر به این بحران خاتمه دهد بدین ترتیب طرفین توافق کردند که بیش از 83 کوه و پایگاه نظامی را به ارتش یمن تحویل دهند.

جنگ چهارم نیز خاتمه یافت تا اولین جنگ به رهبری سید عبدالملک الحوثی باشد که پس از آن به عنوان رهبر انصارالله شناخته شود.

عبدالملک الحوثی کیست؟

عبدالملک الحوثی متولد 1979 دومین پسر از سه پسر علامه سید بدرالدین الحوثی است از همسری که از طایفه آل العجری بود. سید عبدالملک در جریان سفر پدرش به روستاها و مناطق مختلف برای تدریس فقه با وی همراه بود و علامه بدرالدین همواره شجاعت عبدالملک را می ستود و از گرایش فرزندش به تحصیل علم خرسند بود و همین باعث شد علوم و معارف را در همان سال های نخست به وی منتقل کند و عبدالملک در این راستا احادیث نبوی و متن اجرومیه و شعر و تفسیر و علم کلام و فقه و علوم دیگر را بنابر مذهب زیدی فرا گرفت.

نزدیکان به عبدالملک از دوران کودکی او چیزی جز حیا و آرامش به یاد ندارند، اما شجاعت و صلابت وی صفاتی هستند که در دهه دوم زندگی وی همزمان با جنگ اول از وی پدیدار شد.

سید محمد برادر سید عبدالملک می گوید: در ایام جنگ اول یعنی سال 2004 میلادی سید عبدالملک رهبری مجموعه از رزمندگان را در روستای جمعه بن فاضل به عهده داشت و آخرین تلاش های خود را برای شکست حصر جرف سلمان انجام می دادند که برادرش حسین به همراه خانواده و یاران خود قبل از شهادت به وی پیوست.

سید عبدالملک که کنیه اش ابوجبرئیل است از مرّان به النشور رفت تا در جنگ دوم شرکت کند و پس از آن نیز به نقعه در استان صعده رفت و در آنجه به ده ها نفر از نیروهای انصارالله پیوست که برخی از آنها با خانواده خود آمده بودند و بیشتر آنها از تعقیب، آزار و اذیت و تهدید و شکنجه نظام فرار کرده بودند و در خانه های ساده ای زندگی می کردند.

سید محمد برادر سید عبدالملک حوثی می گوید: سن و سال کم سید عبدالملک در جنگ دوم و عدم آشنایی مبارزان با وی موجب شد بیشتر به تحصیل علوم دینی مشغول باشد و در آن روزها ابوجبرئیل در کانون توجه ها نباشد، اما آگاهی و ایستادگی، قدرت اراده و جنگ و هوش سیاسی وی در کنار توان رهبری وی باعث شد مبارزان انصارالله وی را جانشین برادرش بدانند.

چهره این سید جوان به خاطر مسایل امنیتی برای مدتی مخفی ماند تا اینکه جنبش در سال 2008 میلادی تصمیم گرفت تصاویر وی را منتشر کند و در آن روز جهان با جوانی آشنا شد که با یاران کم شمار خود پیروزی های بزرگی را در کنار پدرش علامه حوثی رقم زده بود.

سیدعبدالملک حوثی هدف بزرگی برای مسؤولان یمن و هم پیمانان آنها است و در سال 2010 میلادی در جریان جنگ ششم رسانه های یمن و خارجی اعلام کردند سید عبدالملک در یکی از حملات هوایی عربستان کشته شده، اما نمی دانستند که ماجرای سید حسین حوثی مؤسس، ماجرایی طولانی است که جهان در انتظار آن می باشد.

ترجمه: سید احمد احمدزاده

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 17 =