جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ |١٧ ربيع الأول ١٤٤١ | Nov 15, 2019
سعید داودی عضو هیأت علمی گروه قرآن‌پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

حوزه/ در جامعه اسلامى، اجراى حقوق بدون تعميق اعتقادات و ترويج اخلاق و تأكيد بر صفات جوانمردى، عفو و اغماض، صدق و دوستى، مودت و رحمت، عفّت و عزّت نفس، و گذشت و ايثار، فرجامى ناخوشايند خواهند داشت و اجراى صحيح قانون را نيز دچار مشكل خواهد نمود.

خبرگزاری «حوزه»/ روشن است که حقوق کارش بریدن و قطع کردن نزاع هاست و در هر قطع و بریدنی، جراحتی حادث می شود . برای التیام این جراحت ها ، حقوق اسلامی اخلاق را با حقوق آمیخته است . همچنین راه دور زدن قانون و پنهان کاری در انجام وظایف حقوقی وجود دارد ؛ اسلام در این زمینه به تحکیم عقائد و تقویت ایمان اهتمام  دارد.   

در قرآن کریم به طور معمول وقتی  قوانین و احکام حقوقی تشریع می شود ، قبل از آن و یا پس از آن به مباحث عقیدتی ، همانند خداباوری ، معاد باوری ، محاسبه الهی ، کیفر و پاداش اخروی  از یک سو و دعوت به اخلاق همانند عفو و صفح و رعایت انصاف و تقوا و احسان از سوی دیگر توجه می دهد ؛ چرا که قوانين هر اندازه متقن و محكم باشد، تا عاملان آن  اعتقادى به مبدأ و معاد نداشته باشند و يا اخلاق را در وجود خود حاكم نسازند، آن قانون معمولا در معرض پايمال شدن است.

همچنين اگر حقوق و قوانين جداى از صفاتى همانند عفو و صفح، گذشت، جود و ايثار ديده شود، در اجرا دچار مشكلاتى خواهد شد. توجه هر كس به اجراى صرف قانون، روح محبّت، هميارى، آرامش و نشاط را از جامعه مى‌گيرد.  ويژگى حقوقى قرآن آن است كه همراه با تعيين مجازات و گرفتن حق، توصيه به محبت و گذشت و چشم‌پوشى نيز مى‌كند، تا بر دو طرف نزاع و به تَبَع آن بر خانواده‌ها و بر جامعه، آرامش روانى حاكم شود.

علامه طباطبايى در تفسير آيات 228 تا 242 سوره بقره، به مناسبت آياتى كه احكام فقهى را آميخته با اخلاق و يا اعتقادات بيان مى‌كند، مى‌نويسد: «از اين آيات فهميده مى‌شود كه نبايد ميان احكام فقهى و اصول اخلاقى جدايى انداخت و فقط در عمل به مجرد احكام فقهى و جمود بر ظواهر بسنده كرد... چرا كه اين ، سبب ابطال مصالح تشريع و از بين بردن غرض دين و سعادت زندگى انسانى مى‌شود؛ زیرا ، همان گونه که بارها گفته شد ، اسلام دین عمل است ، نه دین حرف ؛  آیین کوشش است نه فرض ( وضع صرف قوانین ، بدون توجه به مصالح و حکمت های آن ) و مسلمانان اگر به این درجه از انحطاط رسیدند تنها به این سبب است که به انجام تشریفات ظاهری از دین اکتفا کردند و از روح دین و باطن و حقیقت آن بی خبر ماندند».

قرآن كريم در موارد متعدد، حقوق را با اعتقادات پيوند داده است و با تعبيرات گوناگونى بر آن تأكيد مى‌ورزد ؛ از جمله در حقوق خانواده . به عنوان نمونه :در پاره‌اى از آيات، آنگاه كه به برخى از وظايف زنان مطلقه در ايام عده مى‌پردازد و اينكه نبايد عادت ماهانه و يا حمل خود را كتمان نمايند، مى‌فرمايد: «إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الاْخِرِ؛ اگر به خدا و روز قيامت ايمان دارند، بايد از كتمان خوددارى كنند».

همچنين براى برخورد با  مردانى كه زنان خود را طلاق داده‌اند، ولی مانع از ازدواج آنان ـ پس از پايان عده ـ  می شوند،مى‌فرمايد: «ذَلِکَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الاْخِرِ؛ تنها افرادى از شما كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند، از آن پند مى‌گيرند».  

در بيان قانون طلاق و كيفيت بازستاندن مهريه نيز دعوت به عفو ديده مى‌شود، مى‌فرمايد: «وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلاَّ أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ؛ و اگر زنان را پيش از آن كه با آنها آميزش كنيد، طلاق دهيد، در حالى كه مهرى براى آنها تعيين كرده‌ايد، بايد نصف آنچه را تعيين كرده‌ايد، به آنها بدهيد؛ مگر اينكه آنها گذشت كنند؛ يا (در صورتى كه صغير و سفيه باشند، ولىّ آنها، يعنى) آن كس كه گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد و گذشت كردن شما (و بخشيدن تمام مهريه آنها) به پرهيزكارى نزديك‌تر است و گذشت و نيكوكارى را در ميان خود فراموش نكنيد كه خداوند به آنچه انجام مى‌دهيد، بيناست»

حكم فوق درباره زنانى است كه قبل از آميزش طلاق داده مى‌شوند؛ در اين صورت مهر او نصف مهرى است كه معين شده است؛ در اينجا اگر هنوز مرد مهرى را به زن نپرداخته است، زن مى‌تواند آن نصف مهرى را كه طلب دارد، عفو كند و نگيرد و يا اگر زن صغير و يا سفيه است، ولىّ او آن را نگيرد ولى اگر مهر را به طور كامل پرداخته است، و اكنون زن بايد نصف آن را برگرداند، در اينجا خوب است كه مرد آن نصف را ببخشد، چيزى از مهر را پس نگيرد.

قرآن كريم در ضمن بيان اين حكم، عفو و گذشت از بقيه مهر را به تقوا نزديك‌تر مى‌داند و همچنين توصيه به فضل و بخشش ميان خود مى‌كند، و در پايان، طرفين دعوا را به آگاهى خداوند توجه مى‌دهد، تا بدين صورت به فضل و بخشش در رفتار ترغيب نمايد.

به تعبیر برخی از مفسران : لحن مجموعه آيه، بر اصل اساسى« معروف»  و« احسان»  در اين مسائل ، تاكيد مى‏كند كه حتى طلاق و جدايى آميخته با نزاع و كشمكش و تحريك روح‏ انتقام‏جويى نباشد، بلكه بر اساس بزرگوارى و احسان و عفو و گذشت، قرار گيرد؛ زيرا اگر مرد و زنى نتوانند، با هم زندگى كنند و به دلائلى از هم جدا شوند دليلى ندارد كه ميان آنها عداوت و دشمنى حاكم گردد.

 به هر حال، حقوق مطرح شده  از جمله حقوق خانواده در قرآن را نمى‌توان بدون اعتقاد و اخلاق مورد لحاظ قرار داد؛ در جامعه اسلامى، اجراى حقوق بدون تعميق اعتقادات و ترويج اخلاق و تأكيد بر صفات جوانمردى، عفو و اغماض، صدق و دوستى، مودت و رحمت، عفّت و عزّت نفس، و گذشت و ايثار، فرجامى ناخوشايند خواهند داشت و اجراى صحيح قانون را نيز دچار مشكل خواهد نمود.

همچنین، اقدامات تربیتی  همانند آگاهی بخشی ، امربه معروف و نهی از منکر، موعظه و غفلت زدایی ، تقویت ضمانت اجرایی درونی ، ارائه راهکار صحیح برای تامین نیازهای مشروع و مانند آن از دیگر ویژگی های حقوق اسلامی است که در حقوق خانواده نیز کاربرد دارد.

سعید داودی عضو هیأت علمی گروه قرآن‌پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

 

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =