پنجشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ |٢٠ ذو الحجة ١٤٤٠ | Aug 22, 2019
تعلیم و تربیت

حوزه/ از نظر قرآن تربیت بر تعلیم مقدم است، هرچند «تعلیم» رابطه‎ای بسیار قوی در شکل‎گیری یک تربیت سالم دارد و نمی‎شود از تأثیر آن بر نوع تربیت چشم‎پوشی نمود ولی تنها آموزش به عنوان هدف نهایی برای بعثت پیامبران قلمداد نمی‎گردد.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، پاسخ به شبهات از وظایف مراکز حوزوی و دینی است که این خبرگزاری در شماره های گوناگون به ارائه برخی از شبهات قرآنی و پاسخ های آن، برگرفته از «درگاه اینترنتی مرکز آموزش تخصصی تفسیر و علوم قرآن» خواهد پرداخت.

- سؤال

تعلیم و تربیت در قرآن کریم به چه صورت بیان شده است؟

- پاسخ

آدمی در آغاز ولادتش، فاقد علم، ادراک، تربیت و کمال است و به تدریج با آموزه‎های مستقیم و غیرمستقیم، استعدادهای نهفتة او به فعلیت رسیده و رشد می‎یابد، قرآن کریم می‎فرماید: «و اللّه اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا و جعل لکم السمع و الأبصار و الافئدة لعلکم تشکرون/ و خداوند، شما را از شکم مادرانتان خارج نمود درحالی که هیچ‎چیز نمی‎دانستید و برای شما گوش و چشم و عقل قرار داد تا شکر نعمت او را به‎جا آورید(نحل/78).

از این‎رو، مکتب حیات بخش اسلام برای تربیت انسان در تمام مراحل زندگی برنامه‎های ویژه‎ای دارد تا او را برای رسیدن به عالی‎ترین مرحلة تکامل انسانی آماده سازد، زیرا آدمی تا خویشتن را نشناسد و رابطه‎اش را با جهان و آفرینندة آن نیابد و نداند از کجا آمده و در کجا و به سوی کدامین هدف در حرکت است، هرگز به هویت انسانی خود نخواهد رسید؛ و رسیدن به این موهبت تنها در پرتو تعلیم و تربیت صحیح به دست می‎آید.

با توجّه به این نکته، علل پرداختن به مسأله تعلیم و تربیت را فهرست‎وار و فشرده بیان می‎نمایم تا معلوم گردد که چرا در قرآن این موضوع از جمله اهداف بزرگ پیامبران الهی شمرده شده است.

1- نیاز فردی به تعلیم و تربیت، با آنکه در وجود انسان گرایش به نیکی و بدی نهفته است چنانکه قرآن کریم می‎فرماید: «و نفس و ما سوّیها* فألهمها فجورها و تقویها»، و قسم به جان آدمی و آن کسی که آن را آفریده و او را منظم ساخته، سپس فجور و تقوا (شر و خیرش) را به او الهام کرده است(شمس/7و8).

2- روشن است که، مشخصة یک جامعة سالم و رشد یافته، داشتن یک نظام تعلیم و تربیت زنده و پیشرفته است تا از این راه انسانهایی آزاده، مستقل، خلاق‎، مبتکر و تلاشگر در اجتماع پرورش یابند و به دون توجّه به نقش آموزش همراه با پرورش نمی‎توان به چنین مقصودی رسید.

امّا این گرایش فطری و درونی، به تنهایی سازندة آدمی نیست بلکه با تعلیم و تربیت می‎توان او را به رستگاری رهنمون ساخت.

3- الگوگیری انسان ها از یکدیگر یکی از ویژگی‎های بشر، تأثیر‎پذیری او از عقاید و عادات و به طور کلی فرهنگ یک جامعه و انتقال آن به نسل‎های آینده است، نمونة ‎این ویژگی را می‎توان در تاریخ عقاید و عاداتی که امت‎های پیشین از آن برخوردار بودند جستجو نمود، و بی تردید در برخی از عقاید و عادات و رسوم امتها، امور باطل، انحرافی و به دون پایه و اساس وجود دارد.

بدین‎جهت اگر انسان بخواهد خود را از آسیب فرهنگ‎های معارض با فرهنگ اصیل و ارزشی بازدارد، راهی جز رویکرد به آمزه‎های دینی و الگوپذیری از گفتار و رفتار فرستادگان الهی ندارد.

4- تحولات زمانی و مکانی دگرگونی‎های علم و صنعت و گسترش روز‎افزون جوامع صنعتی و نیاز به تخصص و مهارتهای جدید، باعث گردیده است تا بشر هرروز نسبت به دیروز، توجه‎اش به مسأله آموزش و تربیت بیشتر گردد، بنابراین باید نیازهای تعلیم و تربیت متناسب با شرایط روحی-روانی جامعه برای حرکت به‎طرف کمال مطلوب فراهم آید.

5- بحران های اخلاقی، اجتماعی، تهدید سرنوشت بشر به وسیله بحران های روانی، ضایعات اخلاقی و نابسامانی های زجر دهندة قوانین حاکم بر زندگی ماشینی و افزایش دائمی آنها، و از ناحیة دیگر انعکاس شتابنده حوادث در جهان، اندیشمندان مسائل اجتماعی را وادار به پرداختن ریشه‎ای به موضوع تعلیم و تربیت نموده است و در همین زمان توجّه به سفارش‎های قرآنی در این رابطه می‎تواند یک راه حل اساسی برای این مسأله باشد.

6- نارسایی مکتب‎های اخلاقی مکتب‎های به اصطلاح تربیتی موجود در حل بحران‎ اسفبار و از هم‎گسیختة نظام اخلاقی و معنوی در جامعة بشری امروز از توانایی لازم برخوردار نبوده و نتوانسته‎اند راه موفقی برای این مشکلات ارائه دهند زیرا آنان به دلیل دور ماندن از رهنمودهای وحی الهی و دیگر علل، قادر به هدایت نسل بحران‎زده و دورمانده از هویت حقیقی نیستند.

اکنون با توجّه به این علل به‎روشنی می‎توان ادعا نمود که امروزه تعلیم و تربیت صحیح و اطمینان‎بخش که فراگیر و متکی به وحی الهی باشد از هرزمان دیگر ضرورت پیدا می‎کند و از این رو می‎بینیم که، قرآن کریم در چهار آیه به اهمیت و ارزش این موضوع پرداخته و آن را از جمله اهداف مهم پیام‎آوران وحی دانسته است.

آیات تعلیم و تربیت

آیاتی که در این زمینه وجود دارند عبارتند از:

1- «ربنا وابعث فیهم رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاتک و یعلمهم الکتاب و الحکمة و یزکیهم انک انت العزیز الحکیم»، پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را برآنان بخواند و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد و پاکیزه کند، زیرا تو توانا و حکیمی [و براین کار قادری](بقره/129).

2- «کما ارسلنا فیکم رسولاً منکم یتلوا علیکم آیاتنا و یزکیکم و یعلمکم الکتاب و الحکمة و یعلمکم مالم تکونوا تعلمون»، همان‎گونه که [با تغییر قبله، نعمت خود را برشما کامل کردیم] رسولی از خودتان درمیان شما فرستادیم تا آیات ما را برشما بخواند و شما را پاک کند و به شما کتاب و حکمت بیاموزد و آنچه را نمی‎دانستید به شما یاد دهد(بقره/151).

3- «لقد منّ‎ اللّه علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین»، خداوند بر مؤمنان منت نهاد] هنگامی که در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را برآنها بخواند و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند(آل‎عمران/164).

4- «هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین»، او کسی است که در میان جمعیت درس‎نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را برآنها می‎خواند و آنها را تزکیه می‎کند و به آنها کتاب و حکمت می‎آموزد و مسلماً پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند(جمعه/2).

در این آیات، سه هدف کلی از بعثت پیامبران الهی را بیان می‎کند:

الف- تلاوت آیات الهی: تلاوت در لغت به معنای پی‎درپی آوردن چیزی است و هنگامی که عبارتی را پشت‎سرهم و روی نظام صحیحی بخوانند، عرب از آن تعبیر به تلاوت می‎کند و درواقع خود مقدمه‎ای برای آمادگی و بیداری برای تعلیم و تربیت است.

ب- تعلیم «کتاب و حکمت»: به دون آموزش و فراگیری اصول کلی و تشریح آنها با گفتار و عمل و بیان فلسفة هرکدام از آن اصول، تربیت و پرورش استعدادها میسر نمی‎شود از این‎ رو آموزش یک هدف به شمار می‎آید ولی به تنهایی کافی نیست. شاید مقصود از کتاب همین کتاب آسمانی باشد و مراد از حکمت، علوم، دانشها، اسرار و علل و نتایج احکام است که از طرف پیامبر تعلیم می‎شود.

ج- «تزکیه»: ریشة این واژه از «زکاة» به معنای رشد و نمو است و آنگاه که از تزکیة نفس سخن می‎گوییم، هدف رشد و تعالی نفس به واسطه امور خیر و بابرکت می‎باشد به گونه‎ای که شخص در دنیا شایسته اوصاف پسندیده و در آخرت به پاداش نیک برسد.

چرا این همه اهتمام؟

اهتمام به این مهم نشأت گرفته از اموری است که فهرست وار بیان می‎شود روی این اساس می‎بینیم هدف نهایی برای رسالت پیامبران، تزکیه و تربیت انسانها و رساندن آنان به درجات متعالی و مقام خلیفة اللهی در روی زمین، معرفی شده است. پس پیامبران، هم آموزش‎دهنده هستند و هم پرورش دهنده.

حال با توجّه به علل ذکر شده، معلوم می‎شود چگونه خداوند متعال وظیفه‎ای بس سنگین بردوش فرستادگانش قرار داده است و از سوی دیگر وقتی به آیات مورد بحث نظر می‎افکنیم در می‎یابیم که هردو مسأله «تعلیم و تربیت» در کنار هم بیان شده است. که خود بیانگر مزید اهمیت است.

 یکی از مباحث مهمی که میان صاحب نظران امر تعلیم و تربیت مطرح است پیش داشتن آموزش یا پرورش بر دیگری است که در این زمینه چند نظر ارائه شده است.

1- برخی معتقدند هیچ‎کدام بر دیگری پیشی ندارد، بلکه در حقیقت، تعلیم و تربیت دو صنفند که باهم در حال تعامل و تأثیرپذیری از همدیگرند، هرگاه تعلیم افزون یابد تربیت نیز فزونی یابد و بالعکس. پس چنین نمی‎توان گفت که تربیت بر تعلیم فضیلت دارد. و اگر در سه آیه (سوره بقره/151، آل عمران/164وجمعه/2) موضوع تربیت مقدم شده، شاید اشاره به جنبة اهمیت آن دارد.

2- عده‎ای گفته‎اند: آیة 129 سورة بقره که بیانگر تقدیم تعلیم بر تربیت است در ارتباط با دعا و درخواست ابراهیم از خداوند است که تحقق علم به کتاب و حکمت و تزکیه در خاندانش می‎باشد، از طرفی علوم و معارف در مرحلة تحقق از جهت رتبه مقدم بر تربیت هستند که مربوط به اعمال و اخلاق است، پس در این آیه، اشاره به وضع طبیعی در یادگیری و سپس تربیت، شده است ولی در آیات دیگر که تربیت مقدم گردیده، اشاره به هدف و علت غایی برای تعلیم است چرا که هدف نهایی تمام پیامبران، پاک نمودن انسان از عقاید فاسد و کارهای ناشایست و رساندن او به کمال معنوی بوده است.

3- باید توجّه داشت که تربیت گاهی در مورد افرادی است که در ذهنی پاک و صاف دارند در اینجا آموزش مقدم است، ولی همیشه این گونه نیست که اگر فرد دارای اخلاق رذیله شده باشد می‎بایست ابتدا به تربیت پرداخت و سپس آموزش را شروع نمود چرا که در غیر این صورت خود آموزه‎های سلاحی است برای تخریب به جای عوامل سازندگی.

 در نتیجه: می‎توان گفت از نظر قرآن تربیت بر تعلیم مقدم است، هرچند «تعلیم» رابطه‎ای بسیار قوی در شکل‎گیری یک تربیت سالم دارد و نمی‎شود از تأثیر آن بر نوع تربیت چشم‎پوشی نمود ولی تنها آموزش به عنوان هدف نهایی برای بعثت پیامبران قلمداد نمی‎گردد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =