شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ |٢١ محرم ١٤٤١ | Sep 21, 2019
حجت الاسلام والمسلمین تحریری

حوزه/ غدیر واقعی در این انقلاب است که بگوید دین زنده است. آن کسی که بگوید دین زنده نیست خودش مرده است و می خواهد ما را به مردگی بکشد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، به نقل از هفته نامه افق حوزه، برای آگاهی از فلسفه واقعه غدیر خم، معنا و پیام خطبه غدیر، رابطه غدیر و ولایت و نهایتا ارتباط میان غدیر و حادثه عاشورا، با حجت الاسلام والمسلمین تحریری، تولیت حوزه علمیه مروی به گفت وگو نشستیم که مهمترین نکات این مصاحبه به شرح زیر است: حقیقت غدیر ظهور ولایت الهیه پس از نبی اکرم (ص) در این عالم است/ ابن ابی الحدید می گوید دشمنان آمدند و نگذاشتند فضایل امیرالمومنین نشر پیدا کند/ مشروعیت رهبری از ولایت اهل بیت علیه السلام و مقبولیت آن از مردم است/ غدیر را باید با محرم زنده کرد/ مسئله غدیر مسئله سبک زندگی اسلامی است.

حقیقت غدیر و لزوم و اهمیت پرداختن به غدیر چیست؟

مسئله غدیر یک مسئله قرآنی است، یک مسئله بینشی و اعتقادی است. غدیر از جهت جایگاه خود، یک مکان است اما از جهت حقیقت، بیانگر یک جایگاه بالایی است که خدای متعال برای پیامبراسلام (ص) مقرر کرد تا در یک مقطع زمانی خاص، حقیقتی را به صورت عمومی هم برای مسلمانان همزمان با نبی اکرم(ص) آشکار کند و هم تکلیف همه مسلمانان ومومنان به دین توحید را تا دنیا برپاست؛ معین سازد. یعنی غدیر یک حقیقتی است که از عالم غیب در این عالم امکانی و ماده، ظهور پیدا کرده که حلقه واسطه دقیق بندگان در زندگانی دنیا با عالم غیب است که البته این حلقه واسطه در زمان نبی اکرم(ص)، خود وجود مبارک نبی اکرم(ص) بود. منتها خدای متعال خواسته است که این رابطه بین عالم و دنیای غیب همواره تا قیامت در این عالم شکل بگیرد. غدیرنه تنها در این عالم بلکه عالم پس از این هم برای کسانی که غدیر و رسالت غدیر به آنها برسد، زندگی ساز و حقیقت ساز است. حقیقت غدیر، ظهور ولایت الهیه پس ازنبی اکرم(ص) در این عالم است که می خواهد نشان دهد که انسان در این عالم رها نشده و یک موجود متصل به عالم غیب است. او موجود پوچی نیست و دارای حقیقت است. حقیقت بسیاربلند زندگی انسان محدود به زندگی دنیایی نیست. زندگی دنیایی به تنهایی مانند زندگی حیوانی است. تنها کمی متنوع تر از زندگی حیوانات است. در خوردن، پوشیدن، مسکن و روابط گوناگون پیچیدگی زندگی انسان ها را حیوانات ندارند.

حقیقت غدیر این است که ما در قرآن آیه ای همانند آیه تبلیغ در سوره مائده نداریم که پیامبر گرامی اسلام(ص) را هم برای رساندن پیامی تحریک و هم تهدید بکند و هم پیامبر(ص) را تضمین کند. تهدیدش این است که اگر این رسالت را نرسانی رسالت خدا که آوردی پوچ است. نبی اکرم(ص) این همه زحمت طاقت فرسا و مقابله با توطئه های مشرکین و محرومیت های مختلف کشیدند. لحن و نحوه سخن گفتن در این آیه خاص است. تعبیر «بلغ» را ما فقط در این آیه داریم. یعنی «برسان». در آیات دیگری فرمودند کار حضرت رسول «بلاغ» است. اما در این آیه سفارش اکید به رساندن است. در اول رسالت بحث بلغ نیامده بلکه مستقیما پیام داده شده: «اقرا باسم ربک الذی خلق». مسئله دوم در این آیه این است که چیزی بر پیامبر(ص) نازل شده بوده که آمده است: «ما انزل الیک من ربک» معلوم می شود که این اولین مرحله نیست که این رسالت بر عهده پیامبر(ص) قرار داده شده. از پایان آیه این را می فهمیم که این رسالت بسیارخاص است.

در آیات دیگر خود مطلب بیان می شود. مثلا «خمر حرام است»، «نماز واجب است». از اینجا معلوم می شود مسئله رساندن مسئله خاصی است چراکه در ادامه می فرماید« فان لم تفعل فما بلغت رسالته» اگر انجام ندهی رسالت خدا را انجام ندادی.

تضمین این آیه آنجاست که می فرماید: «والله یعصمک من الناس» خدا از تو حفاظت می کند. این نشان دهنده این است که پیامبر(ص) نیاز به این تضمین داشته که پشتوانه بیشتری از جانب خدا بیاید. قطعا پیامبر(ص) با آن عظمت لحظه ای به غیر خدا توجه ندارد و با همه رنج هایی که در طول تاریخ برای ادای رسالتش داشته است معلوم می شود حفظ جانش مقصود نیست بلکه حفظ آنچه می رساند منظور است. دلیل این نگرانی چیست؟ این یک نگرانی خاص است که می خواهد پیوند انسان با عالم غیب را بعد از خود برقرار کند که انسان بفهمد تا الان که این پیوند برقرار شده از جانب خداوند متعال گسسته نشده است. خدا به فکر ما هست و ما را لغو نیافریده و برای همان جهتی که آفریده است، برای ما راهبر معین می کند.

این حقیقتی است که تمام موجودات از آن سرباز زده اند. آیه امانت می گوید: انا عرضنا الامانت علی السماوات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا. ما امانت را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم، اما آن ها از برداشتن سر باز زدند و از ان ترسیدند و انسان آن را به دوش کشید، راستی که او بسیار بیدادپیشه و نادان است. » این امانت چیست؟ این امانت تحمل ولایت الهی است که انسان می خواهد تحت تدبیر عالم غیب قرار بگیرد. این انسان حقیقتی دارد که می تواند متصل به عالم غیب شود. غیب هم نهایت ندارد. پس این انسان می تواند بی نهایت شود. بی نهایت شدن انسان این است که او تحت ولایت خدا برود.

با وجود اهمیت غدیر و اینکه پیامبر(ص) سه روز مردم را در غدیر خم نگاه داشت و حجت خود را با آنها تمام کرد و آیه هم نازل شد اما چرا این اتفاق، بعد ازماجرای غدیرفراموش شد؟

این موضوع هم از اهمیت مسئله غدیر است. چون پیغمبر طبق نظر همه مفسرین و مورخین اعلام کردند که این آخرین حج و اولین حج است. چون چنین حجی را ایشان با مسلمین نرفته بودند. جایگاه های اجتماع متعددی در حج وجود دارد مانند عرفات یا منا که محل اجتماع است. اما در این مکان ها مسئله امامت امام علی(ع) را مطرح نکردند. این معلوم می کند که در این مراحل پیامبر(ص) می خواهند به مردم هشدار بدهند که این موضوع اهمیت دارد. این یکی از تاییدات این مسئله است.

در قرآن کریم آخر همین آیه بیان می شود که «والله لایهدی القوم الکافرین». علت نگرانی پیغمبر اکرم از این تبلیغ، این حقیقت است که البته وقتی شکافته شود مسائل مختلفی در درونش هست. اولین و اصلی ترین نگرانی حضرت از گروهی است که هنوز ایمان کامل نیاوردند که یا به عالم غیب ایمان نداشتند یا به این ارتباط باور نداشتند.

در اولین مراحل تبلیغ عده ای به سمت حضرت آمدند و گفتند ما به این شرط به شما ایمان می آوریم که بعد از خودت مسئله جانشینی را برای ما بگذاری. حضرت فرمود این از جانب من نیست بلکه از جانب کسی است که مرا در این مقام قرار داده است.

انسان ابعاد مختلفی دارد یک بعد او دنیاگرایی و مقام پرستی است. این مقام پرستی که چهره ای از هواپرستی است باعث می شود این مسئله مورد غفلت قرار گیرد. لذا بعد از رحلت پیامبر(ص) محمودبن لبید وقتی پیامبر(ص) از دنیا رفت در مدینه نبود وقتی بازگشت مشاهده کرد که همه چیز به هم ریخته است. وی خدمت حضرت فاطمه(س) می آید که شما درباره علی(ع) صحبتی دارید؟ فاطمه(س) می فرماید: بعد از غدیر دیگر صحبتی نمانده. مسئله غدیر همه چیز را حل کرده و ما حرف مخفی نداریم. پس مخفی شدن ولایت امیرالمومنین بعد از غدیر لایه های مختلفی دارد. یک لایه مخفی آن که قرآن کریم بیان می کند مسئله عدم ایمان راسخ به وحی است. و یک سری لایه های ظاهری وجود دارد که همان مقام پرستی و حب جاه است. همه ما امتحان می شویم. درست است که عده ای ایمان راسخ به وحی داشتند و تا پای جان برای پیامبر(ص) اکرم می ایستادند اما همه اینطور نبودند. در زمان پیامبر اکرم(ص) آیاتی نازل می شد که این موضوع را بیان می کرد مثلا سوره توبه در آیات متعددی چهره منافقین را بیان می کند. این به این معنی است که همه کسانی که در زمان حضرت بودند خالص نبودند.

از خطبه غدیر چه نکات ارزنده ای می توان آموخت؟

خطبه غدیرپنج شاخصه دارد. آخرین فرمایش طولانی پیامبر(ص) و طولانی ترین فرمایش آن حضرت است. یک محور خطبه، معرفی خدای متعال است. چون اساس دین توحید است. ما باید معتقد شویم که موجودات و ما به چه حقیقتی متصل هستیم. خدایی که بی نهایت و ازلی و ابدی است و ما نمودی از حکمت او هستیم و ما را برای هدفی عالی آفریده است. این معرفی های گوناگون از نبی اکرم(ص) آمده که جای دیگری از آن حضرت نقل نشده است که می خواهد بیان کند که درک توحیدی برای هر کس در هر درجه ای زیربنای ایمان و نجات اوست.

نکته دوم معرفی خودش است که من از جانب چنین خدایی هستیم و معارف من از جانب اوست و بعد از آن، حضرت از آیات قرآنی که درباره ولایت امیرالمومنین است استفاده می کند. آیاتی که تمامی مفاد آن ولایت حضرت علی(ع) است مثل آیه ولایت. یا آیاتی که همه مومنین را بیان می کند ولی فرد شاخص و کامل مومنین علی(ع) است. مثل این آیه که « الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم» که می خواهد بیان کند جایگاه علی(ع) تنها در فرمایشات گوناگون خود حضرت که به آن سنت می گوییم نیامده بلکه جایگاه ایشان در قرآن هم آمده است.

نکته بعدی این است که پیامبر(ص)، ویژگی های گروندگان به علی(ع) بن ابیطالب و اهل بیت را برمی شمارد که ما خودمان را محک بزنیم. اینکه ما غدیر را به عنوان یک حقیقت ایمانی پذیرفتیم معنایش چیست. اول باید این پیوند قلبی را محکم کنیم که لازمه آن این است که بدانیم همواره تحت تدبیر خدا هستیم. تدبیر خدا به واسطه پیغمبر اکرم(ص) و اهل بیت علیما السلام در زندگی ما جاری می شود وظهور این تدبیر خدا در قیامت است که اگر قلبا و عملا تحت این تدبیر رفتیم به سعادت می رسیم.

موضوع بعدی این است که حضرت خبرهای غیبی می دهند. عده ای بعد از این قضیه ایشان را تهدید می کنند. تهدید ها هم در خطبه طولانی غدیریه آمده که اینان اهل جهنم هستند. بنابراین حضرت همه دین را در غدیر خلاصه کردند که فرمودند: «الیوم اکملت لکم دینکم»

حضرت علی(ع) مختص شیعه نیست و یک شخصیت جهانی است. مسیحیان و ادیان مختلف از ایشان الگوبرداری می کنند. دلیل قرار گرفتن در این جایگاه چیست؟

باید روی شخصیت ایشان تمرکز کنیم که چگونه بوده که درباره شخصیت ایشان همه جا صحبت می شود. او یک شخصیت کامل است. در ارتباط عبودی با خدا کامل است و بعد از نبی اکرم(ص) کسی به پایش نمی رسد. در روابط خانوادگی در قله است توجه کنیم که یک شخصیت این چنینی کار خانه را انجام می دهد. ما باید همه اینها را تحلیل کنیم. شخصیتی که نسبت به اعتقاداتش ذره ای کوتاه نمی آید. حاضر است اگر برادرش در برابر عقیده اش بایستد برادرش را دم شمشیر بدهد. با هیچ کس حتی فرزندش نسبت به روشش که دین الهی است رودرواسی ندارد. وقتی ایشان را با افراد عادی مقایسه می کنیم می بینیم که دیگران وقتی یک مقدار تهدید شوند پایشان می لغزد. اینها بیانگر عدالت کامل امیرالمومنین(ع) است. چه وقتی که در راس حکومت نیست و چه زمانی که هست. حتی وقتی در راس حکومت هستند زندگی شخصی شان محدود تر است. چون می خواهند حقیقت را تجلی بدهند. این نشان دهنده اوج این شخصیت است که چقدر به عالم غیب پایبند است و مجسمه ظهور عالم غیب است. لذا این روایت در محور قرار گرفته که« علی مع الحق والحق مع علی. علی مع القرآن والقرآن مع علی. »

این شخصیت جامع وقتی می خواهد سخن بگوید همه سخنرانان عاجز می شوند. وقتی در مورد انسان کامل صحبت می کند همَام جان می دهد و می فرماید این تاثیر موعظه است. وقتی ضعلب که یکی از سخنرانان برجسته است میخواهد سوالی بپرسد که علی(ع) نتواند پاسخ دهد؛ می پرسد: «یا علی(ع) وقتی خدایت را بندگی می کردی دیده بودی؟ » حضرت فرمود: «خدایی که ندیده باشم را بندگی نمی کنم. » و شروع به توصیف خدا می کند. در آخر این سوال کننده می گوید که من دیگر از این اشتباهات نمی کنم. ابن ابی الحدید می گوید دشمنان آمدند و نگذاشتند فضایل امیرالمومنین نشر پیدا کند.

درسی که امروز باید از واقعه غدیر بگیریم چیست؟

امروز انقلاب اسلامی نسیمی از غدیر است. ببینید این نسیم چه کرده است. چه جوان هایی را به اوج رساند. بعضی از شهدای ما ندای امام که آمد رفتند. این یک نمونه است. این ندا عالم را گرفته است. این همه توطئه های مختلف نظامی، اقتصادی و فرهنگی که به انحاء مختلف از طرف دشمنان صورت گرفت که می خواستند ندای انقلاب را خفه کنند. غدیر واقعی در این انقلاب است که بگوید دین زنده است. آن کسی که بگوید دین زنده نیست خودش مرده است و می خواهد ما را به مردگی بکشد. بعضی برحسب ظاهر دم از غدیر می زنند اما غدیر را نفهمیدند و می گویند باید غلبه ظلم در عالم را نظاره گر باشیم تا امام زمان(عج) بیاید. خب امام زمان(عج) می خواهد قرآن را و دستورات امیرالمومنین(ع) را حاکم کند. در کجای دنیا قانون اساسی معارف الهی است و رهبریت آن مجتهد جامع الشرایط، عادل و پیرو اهل بیت است؟ در طول تاریخ حاکمیت این چنینی نداریم. حتی در زمان حضرت علی(ع) نگذاشتند چنین حاکمیتی محقق شود. این بهترین حجت برای حقانیت غدیر است.

مسئله غدیر مسئله سبک زندگی اسلامی است

خلاصه مسئله غدیر مسئله سبک زندگی اسلامی است که مقام معظم رهبری بر آن تاکید می کنند. سبک زندگی اسلامی زندگی علوی است که هم استعدادهای مادی انسان شکوفا بشود و هم استعداد های عقلانی انسان و هم استعداد معنوی انسان که حاکم بر این دوست شکوفا شود. زندگی علی(ع) این چنین است. باید ساده ترین و پیش پا افتاده ترین کار ربط با اهل بیت داشته باشد و این باعث شکوفایی استعداد ها می شود. استعداد استقلال اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شکوفا می شود. این همان شکوفایی بالاست که نمودش را در انقلاب اسلامی پیدا کردیبم. دشمنان توطئه می کنند و بسیاری از ما افکارمان تحت تهاجم فرهنگی غرب قرار می گیرد. ما منابع مستغنی علمی و انسانی داریم و در طول زمان نشان دادیم که چه عالمانی داشتیم که دشمنان از بین بردند. اگر اینها تحت حاکمیت باشد نظام پیدا می کنند و الان می بینیم که دانشمندان هسته ای ما به کجا رسیدند.

غدیر را با محرم زنده کنیم

چون در آستانه محرم هستیم چه توصیه ای برای جوانان، هیئات مذهبی و مداحان دارید؟

ما محرم را جدای از غدیر نمی دانیم. لذا غدیر را باید با محرم زنده کنیم. امام حسین(ع) آمد تا آگاهی بدهد و از زیر یوغ حاکمیت طاغوت در بیاورد. حتی اگر یک نفر هدایت شود؛ این پیام عاشوراست. خودش به حر می گوید بیا. زهیر را می فرستد و او پر و بال پیدا می کند. این تحول هایی است که در عاشورا اتفاق می افتد. جوان نباید دور معصیت برود. باید به فکر نمازش باشد. مداح باید مدح اهل بیت را بگوید نه مدح خودش را. یعنی خودش مطرح نباشد. منبری باید معارف بیکران و ابعاد گوناگون عاشورا را بیان کند و ابعادی که هنوز باز نشده را بگوید. ابعاد اخلاقی، سیاسی و اجتماعی عاشورا را بیان کند. ما متاسفانه فقط مظاهری از عاشورا داریم و البته همین مظاهر دنیا را تکان می دهد. همین ها اگر با معنا همراه شود چقدر تاثیرگزارتر می شود. جوان تکیه ای باید پایبند به اهل بیت باشد. عباداتش و روابطش را خوب کند. مسئول یک هیئت نیز همینطور پایبند باشد. پیام عاشورا پیام زنده کننده است. متاسفانه گاهی به عنوان تحول به این جلسات نمی رویم. یا عادت و یا رسم و رسومات است. به هر حال پرچم لازم است اما این همه علم و طبل و سنج و غیره لازم نیست. برنامه ریزان فرهنگی ما باید طوری برنامه بریزند که ما به سوی حقیقت پیش برویم. محتوای مداحی مان چه باشد. همانطور که حضرت آقا فرمودند عاشورا باید حرکت آفرین باشد، فرهنگ بیاورد. شخصیت امام حسین را معرفی کند و اینگونه پشت دشمنان می لرزد.

غدیر فراموش شد که سر امام حسین علیه السلام به نیزه رفت

همچنین غدیر فراموش شده است. غدیر فراموش شد که سر امام حسین(ع) به نیزه رفت. اگر غدیر فراموش نمی شد این واقعه رخ نمی داد. لذا باید این مجالس سخنرانان با محتوا باشد. از معارف قرآ ن و اهل بیت و مسائل زندگی سازبگویند. ابعاد اخلاقی و تعهد بیاورند که زندگی اقتصادی و نابسامانی های خانوادگی تکانی بخورد. اینها به خاطر دور افتادن ما از اهل بیت است. ما نباید این همه از زندگی غربی الگو بگیریم. خودشان دارند از این زندگی فرار می کنند و ما به سمتش می رویم. باید در این مجالس تحول ها رخ بدهد. مرحوم علامه که دانشمند بود در هیئت ها سیاهی را می بوسید. یک مجلس قدیمی در قم بود که همیشه می رفت و می گفت در و دیوار اینها شهادت می دهد. یکی دو روز از وقت درس های علمی را در این مجالس سیر می کرد. این تحول برای همه هست و هر کسی به اندازه خودش می تواند متحول شود. کلامی از حضرت قاضی وجود دارد که اگر کسی نماز شب نتواند بخواند و بتواند عزاداری کند جبران می شود. ببینید عزاداری می تواند نماز شب را که جایگاه بسیار بالایی دارد، جبران کند.

گفت وگو: علی بشیری

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =