جمعه ۱ آذر ۱۳۹۸ |٢٤ ربيع الأول ١٤٤١ | Nov 22, 2019
خدمت رسانی سالخورده ها به زائرین اربعین حسینی

حوزه/ در چهلمین روز، تنها چیزی که برای همه تداعی می‏شود، حدیث خون و پیروزی است.

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری حوزه در مرز خسروی(منذریه عراق)، نخستین روز حضورم در موکب شهدای مدافع حرم بود، ساعت هفت صبح شد و خیل عظیم عاشقان اباعبدالله(ع) را می دیدم که سراسیمه از مرز خسروی وارد منذریه می شوند که از این سو به سمت کربلای معلی حرکت کنند.

نوای مداحی کردی، عربی و فارسی نیز از موکب نواخته می شد البته در میان این نوحه سرایی ها گاهی یکی از خادمان میکروفن را برداشته و بی اختیار صدا می زد "قربان قدم هایتان زوار اباعبدالله بفرمایید صبحانه" این حرکات را که می دیدم از خود بی خود می شدم.

به گرد موکب می چرخیدم و از اینکه زائران چگونه شوق رفتن به زیارت سید الشهدا(ع) را دارند لذت می بردم در حین زل زدن به حرکات زائرین بودم که ناگهان دستش را گذاشت به روی شانه ام و گفت: هرچقدر دشمنان تلاش می کنند که بگویند خاک عراق نا امن است ما بیشتر می آییم، اصلا این ها نمی دانند عشق به حسین(ع) امنیت نمی شناسند.

گفتن این جملات دلم را قرص تر می کرد که اگر همه دنیا بخواهد این شوق زیارت را از ما بگیرد باز هم نمی تواند.

در همین حال یک جوان عراقی که فارسی را دست و پا شکسته صحبت می کرد گفت: اینجا نا امن نیست بگویید زائران بیشتری بیاییند ما توان برقراری امنیت را داریم من و همه دوستان و هم روستایی های خود شبانه روز بیدار می مانیم و نمی گذاریم احدی بخواهد ایجاد نا امنی کند.

رفتم کنار پیرمرد دیگری ایستادم به آرامی سوال کردم اینجا چه کار می کنی خسته نمی شوی از راه رفتن یا برایت ضرر ندارد پیاده روی ؟ گفت هر کس درد می دهد دوا نیز از آن اوست دوای من هم پیش حسین(ع) است.

هرچه قدر بیشتر راه می روم حالم بهتر می شود می گفت نمی دانی در مسیر زیارت حسین(ع) قدم برداشتن چه عشقی دارد، اصلا تمام دردهایت تمام خستگی هایت از تن بیرون می روند.

علی که کنار این پیرمراد نشسته بود اشک هایش سرازیر می شد گفتم انگار تو هم در این مسیر با عشق قدم گذاشته ای؟ همینطور که اشک از گونه هایش سرازیر بود گفت بدون عشق هم مگر می شود؟

اصلا کسی که عشق به حسین(ع) نداشته باشد در این راه پا نمی گذارد، این عشق آقا است که عاقل و دیوانه و مسلمان و غیر و مسلمان را در این راه می کشد، عشق حسین(ع) قبل توصیف نیست آدم را دیوانه و مجنون خود می کند.

پس از شنیدن این جملات به خود گفتم ای دل تو به چه روی مانده ای، در آخر دل من هم تاب نیاورد و عاشق و دیوانه تر از قبل به دنبال زائران حسین(ع) پا در مسیر عشق گذاشت.

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 2 =