جمعه ۱ آذر ۱۳۹۸ |٢٤ ربيع الأول ١٤٤١ | Nov 22, 2019
گیله وا

حوزه/ عوامل سازنده "گیله وا"در پرداختن به سوژه ای چنین مهم چه از منظر ساخت یک فیلم عاشقانه و چه فیلمی که بستر روایت آن تاریخ و مبارزه با استعمار انگلیس است، تا حدودی شتابزده عمل کرده اند که نتیجه آن را در کیفیت کار می توان به نظاره نشست.

خبرگزاری حوزه/ بالاخره بعد از چندین بار به تعویق اُفتادن، مینی‌سریالِ تاریخی "گیله‌وا" هفته گذشته در قالب هفت قسمت از شبکه سوم سیما پخش شد.

این مجموعه که علاوه بر پایتخت در دو شهر استان گیلان یعنی کیاشهر و سیاهکل فیلمبرداری آن با حضور بازیگرانی چون حمیدرضا پگاه، ستاره اسکندری، امیرحسین صدیق، بهروز شعیبی، مهدی زمین‌پرداز، امیرحسین هاشمی، مهران رجبی و پریا مردانیان انجام شده، روایتگر یکی از دردناک ترین مقاطع تاریخ معاصر این مملکت است که البته این رویداد تاریخی در بستری عاشقانه روایت شده تا با دراماتیزه کردن داستان، در جذب مخاطب عام تلویزیونی به خصوص نسل جدید نیز موفق باشد، هر چند که به نظر نمی رسد چندان در این زمینه نمره قبولی دریافت کرده باشد.

در این مینی سریال که کارگردانی آن را اردلان عاشوری برعهده داشته، موضوعی عاشقانه در رابطه به زندگی بخشی از مردم گیلک زبان در سال ۱۲۹۷ روایت می شود که اتفاقاً در این سال، مردم ایران با قحطی بزرگی روبرو هستند که بنابر برخی آمار، حدود ۹ میلیون ایرانی بر اثر آن به دردناک ترین شکل ممکن جان باختند.

در این بین، نیم نگاهی نیز به قیام جنگل به رهبری میرزا کوچک خان می شود که ایفای نقش آن در این سریال بر عهده بهروز شعیبی است و به اذعان بسیاری از کارشناسان و منتقدین، این سریال چندان نتوانسته ادای دِینی به یکی از دلاورترین سرداران وطن کند، هر چند که شاید سازندگان "گیله وا" بگویند که هدف از ساخت این سریال، پرداختن به شخصیت و قیام میرزا نبوده بلکه روایتی عاشقانه به بهانه بیان یک مقطع تاریخی مدنظر بوده که در این بین، اشاراتی هم به جنایات انگلیسی های خبیث در جریان حمله به ایران و قحطی بزرگ اواخر دوران قاجار صورت گرفته است.

گرچه باید تلاش و اهتمام عوامل سازنده و مدیران صدا و سیما در پرداختن به سوژه هایی این چنینی را ستود و انتظار داشت که در آینده نیز این روند با قوت و همدلی بیشتری تداوم پیدا کند، اما به هر حال به نظر می رسد در پرداختن به سوژه ای چنین مهم چه از منظر ساخت یک فیلم عاشقانه و چه فیلمی که بستر آن تاریخ و مبارزه یک ملت با استعمار انگلیس است، تا حدودی شتابزدگی رخ داده و طبعاً نتیجه این امر در کلیت کار و آن چه بیننده جزیی نگر ایرانی بر صفحه تلویزیون می بیند، مشهود است.

از سویی بنابر گفته کارگردان، وی برای تولید این مجموعه حدود ۵۰ کتاب مرتبط تاریخی را مطالعه کرده که نشان از حساسیت و دغدغه مندی وی است اما با این وجود، ای کاش "گیله وا" در قسمت های بیشتری با تاکید افزون تر بر ابعاد مختلف قیام جنگل و مقاومت مردم گیلان ساخته و در عین حال، اثری باکیفیت تر برای به روی آنتن رفتن آماده می شد.

ناگفته پیداست که تولید آثاری تاریخی که در آن ها بازیگران و نابازیگران باید با لباس های محلی و جنگ افزار یک صدسال پیش و نیز اسب کار کنند و به خصوص هدایت مجموعه عوامل، کار دشواری است اما با این وجود از رسانه ملی انتظار می رود که ضمن بهادادن به فیلمسازان و سریال سازان جوان و خوش استعداد، حساسیت لازم نسبت به کیفیت این آثار را هم داشته باشند.

ایراد دیگری که به این مینی سریال می توان گرفت، ناظر به عدم استفاده بازیگران اصلی از لهجه و گویش خاص گیلانی است و به نظر می رسد که در این باره استفاده از مشاوران و کارشناسان محلی و البته تأمل و صبر و حوصله بیشتر در تمرین های پیش از فیلمبرداری می توانست کارساز باشد، چه آن که با رفع این نقطه ضعف، "گیله وا" می توانست به مجموعه ای ارزشمندتر و ماندگارتر در تاریخ تلویزیون بدل شود.

سید محمد مهدی موسوی

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =