شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸ |٩ ربيع الآخر ١٤٤١ | Dec 7, 2019
حجت الاسلام والمسلمین  محمد صالح کمیلی خراسانی موسس موسسه توحید قم

حوزه/ استاد عرفان حوزه با اشاره به اهمیت جایگاه علم عرفان در حوزه بر لزوم ایجاد مجمعی از اساتید عرفان و مقابله با انحرافات در این حوزه نیز تاکید کرد.

حجت الاسلام والمسلمین محمد صالح کمیلی خراسانی در گفت وگو با خبرگزاری حوزه به بیان زندگی نامه، تحصیلات، اساتید، شیوه سلوکی و عرفانی، رابطه حوزه و عرفان، شیوه های دست یابی به عرفان حقیقی، سالهای مبارزه، ولایت مداری و... پرداخت.

در زیر به گزارش مفصل این گفتگو توجه می کنید.

در ابتدای گفت وگو ضمن معرفی خود سیر تحصیلی تا تاسیس مرکزتحقیقاتی توحید را بیان کنید.

 با عرض سلام خدمت مخاطبان خبرگزاری رسمی حوزه، بنده محمد صالح کمیلی خراسانی فرزند شیخ حسن کمیلی خراسانی هستم. بنده در تاریخ  8 مرداد 1320 هجری شمسی مطابق با دوم ربیع 1360 هجری قمری در شهر مذهبی سامرا به دنیا آمدم.

تحصیلات مقدماتی را در مدرسه علمیه میرزای شیرازی سامرا گذراندم و بعد به حوزه علمیه نجف اشرف رفتم و سالها مشغول درس سطوح عالی و خارج فقه شدم. در آن زمان از محضر مراجع بزرگی همچون آیت الله العظمی حکیم، سید ابوالقاسم خویی، محمد باقر زنجانی و...استفاده بردم.

برای تکمیل دروس حوزوی یک سال پیش از انقلاب در حوزه علمیه قم سکونت یافتم. از همان اوایل امر نظر ما این بود که بتوانیم در آینده یک مرکز حوزوی و فرهنگی چند منظوره را تاسیس کنیم که بحمدالله یکی دو سال است که این مرکز توحید برپا شده و مشغول به فعالیت است.

جنابعالی را  به عنوان استادی در سیره مکتب عرفانی میرزا علی آقای قاضی می شناسند، در این خصوص توضیحاتی ارائه فرمائید.

 گوشه مهمی از زندگانی ما مربوط می شود به شاگردی در محضر آیت الحق سید هاشم حداد که ایشان شاگرد مبرز اخلاق و عرفان مرحوم میرزا علی آقای قاضی تبریزی در نجف بودند. سنوات زیادی را در خدمت ایشان گذراندم. بنده تقریبا حدود 24 سال با ایشان ارتباط داشتم و پس از فوت ایشان و رحلت صدیق ارجمند علامه تهرانی، جلسات سلوکی ما در قم و تهران و شهرهای دیگرشروع شد و ان شاء الله دنبال سلوکی هستیم که شاگردان بتوانند سیر معنوی خود را تا رسیدن به کمال ادامه دهند.

بنده از همان ایام نوجوانی جویای مسایل اخلاقی و عرفانی بودم؛ در همان ایام نوجوانی جلسات و افراد مختلفی را درک کردم. مدتی نیز در جلسات مرحوم آقای قوچانی وصی مرحوم قاضی(ره) شرکت کردم. مرحوم آقای قوچانی طبق مشاوره ای که به بنده دادند فرمودند، خوب است شما مراوده و ارتباطی با مرحوم سید هاشم حداد(ره) داشته باشید.

سپس حسب ملاقات و دیداری که با مرحوم سید هاشم حداد انجام شد از آن به بعد ارتباطات بنده با ایشان به شکل استاد و شاگردی درآمد.

 بسیاری از اساتید عرفان را می شناسیم که از مسایل اجتماعی و سیاسی دوری کرده اند. ولی در کارنامه اجتماعی شما مولفه های جالبی از جمله همراهی با امام موسی صدر، زندانی شدن در عراق، مترجم امام راحل و ارتباط جدی با نهادهای انقلابی و حضور تبلیغی در مناطق مختلف کشور به چشم می خورد.در این خصوص نیز اگر مطالبی هست بفرمائید.

ما عرفانی را دنبال میکنیم که بر اساس و محوریت همان اصولی است که اهل بیت(ع) مشخص کرده اند که قطعا با گوشه نشینی و دوری از اجتماع و کشف و کرامات گویی و... موافق نیست. فقه مداری، احکام محوری، اجتهاد علمی، دوری از گناه و اخلاق گرایی و رسیدن به روشن ضمیری از اصول اولیه عرفانی است.

حال که در خصوص مسایل اجتماعی سوال کردید باید بگویم که در دوران زندگی اجتماعی بنده سابقه 9 سال همکاری با امام موسی صدر در لبنان،  مترجمی امام راحل در اول انقلاب، اعزام به مناطق محروم مثل سیستان و بلوچستان، همکاری جدی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تدریس در حوزه و دانشگاه، چند دوره تدریس دروس خارج فقه از جمله در نکاح و مسایل مستحدثه و خمس و تاسیس موسسه توحید در جهت ترویج معارف اسلامی در راستای اخلاق و عرفان، دیده می شود.

در خصوص ارتباطتان با بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بیشتر برایمان توضیح دهید.

 امام راحل زمانی که از پاریس به ایران آمدند مدتی در مدرسه علوی تهران حضور یافتند؛ بنده نیز از خارج از کشور واز سفر تبلیغی افغانستان و پاکستان و... به ایران آمده بودم؛ بنده در آنجا به کار تبلیغی مشغول بودم؛ از جمله اینکه در یکی از پارک های پاکستان مراسم فاتحه خوانی شهدای انقلاب را برگزار کردیم و شعار مرگ بر شاه سردادیم و همین مساله با حضور مردم و انعکاس خاص رسانه ای همراه بود و بنده نیز با روزنامه های پاکستان مصاحبه کردم و به تشریح اهداف انقلاب پرداختم.

وقتی  از مرز پاکستان به ایران آمدم با حضور در مدرسه علوی توسط امام جمعه فقید لرستان به محضر امام راحل شرف یاب شدیم؛ در آن زمان گروه های مختلفی برای دیدار با امام راحل به ایران می آمدند از جمله یاسر عرفات و گروه 50 نفره که به ایران آمدند. در آن زمان فعالیت های انقلابی با جدیدت پیگیری می شد ولازم می شد که رابطی بین این گروه ها و امام وجود داشته باشد.

پیشتر در لبنان نیز فعالیت می کردید و با امام موسی صدر نیز حشر و نشر داشتید. از این سفر بگویید.

اصل رفتن و اقامت ما در لبنان این بود: یک نفر از دوستان که قبلا مدتی را برای تبلیغ در مناطق شیعه گذرانده بود، به نجف آمد و به ما گفت: این مناطق نیاز مبرمی به وجود مبلغین جهت ترویج مبانی ولایت دارد، لذا ما گذرنامه را درست کردیم و رهسپار لبنان شدیم و در یکی از روستاهای آنجا به نام «تمنین التحتا» ماموریت تبلیغی خود را شروع کردیم. پس از ماه مبارک رمضان، مردم آن روستا طوماری را خطاب به مرحوم آیت الله العظمی سید محسن حکیم (ره) در نجف امضا کردند که ما در این منطقه روحانی نداریم و از شما درخواست داریم که فلانی را بفرستید. یک ماشین هم همراه ما به نجف فرستادند که ما را برگرداند. لذا رفتیم به منزل مرحوم آیت الله حکیم (ره). بنده به ایشان عرض کردم: هنوز از لحاظ درس خارج به حد اجتهاد نرسیده ام.

فرمودند: فعلا برای مدتی برو، بعدا ببینیم چه می شود. لذا همراه با خانواده به لبنان مهاجرت کردیم و کارهای تبلیغی خود را مانند امامت جماعت و برگزاری کلاس شروع کردیم.

بنده به نمایندگی از مرجع وقت حدود هشت سال در لبنان مشغول به انجام امور دینی شدم. این زمان مصادف با حضور امام موسی صدر درلبنان بود. البته فعالیت های سیاسی و اجتماعی بنده به این کشورمنحصر نبوده بلکه در هفت کشور خارجی دیگر نیز فعالیتهایی دتشتم تا اینکه یک سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران آمدم و در قم سکنی گزیدم.

در این سالها تالیفات عرفانی نیز داشته اید. از تالیفات خود بگویید.

 از گذشته علاقه مند به تالیف و نوشتن مباحث علمی و عرفانی بودم و نگارش کتب ما از قدیم برقرار بوده است. مخطوطات زیادی از جمله 70 دفتر داریم که وقت زیادی می گیرد که به زیور طبع در بیاید و در این موسسه توحید به دنبال انتشار آنها هستیم. کتاب اول مان را «المطالب السلوکیه» نام گذاری کردیم. نیمی از آن دریافت های سلوکی بوده و نیمی دیگراز منابع و مصادر متعدد استخراج شده است.این کتاب  چهار مرتبه چاپ شده است. یک نیمه کتاب به زبان عربی و نیمه دوم کتاب به زبان فارسی است که در واقع ترجمه بخش اول است.

«مشکاه دل» دومین کتاب بنده، شرح نیمه اول مطالب السلوکیه است و دارای 50مطلب که مورد توجه دوستان واقع شده است از این جهت که دارای مطالب کاربردی اخلاقی و عرفانی متعدد است.

کتاب دیگر مفاتیح السلوک است که تقریبا شباهت هایی با مفاتیح دارد. ادعیه و مباحث اخلاقی در این کتاب بیان شده  و در آخرکتاب چهل حدیث آمده که چهل مبحث اخلاقی عرفانی پیرامون این احادیث ضمیمه شده است.

شرح دعای افتتاح از دیگر تالیفات بنده است که در قالب یک لوح فشرده منتشر شده است؛ این شرج شامل مباحثی است که در منابر و جلسات درس عرفانی بیان شده است.

حدیث صبا از دیگر آثار بنده است که روایتی از زندگانی سلوکی اساتید معرفت نفس است. در این اثر به سیر روایاتی که در خصوص سلوک اخلاقی به جای مانده از مکتب حقه اسلام و اهل بیت(ع) از پیامبر به امام علی(ع) و از دامنه سیر روایات توسط بزرگانی چون سید علی شوشتری پیگیری شده و از ایشان به مرحوم ملا حسین قلی همدانی و سیداحمد کربلایی و از ایشان نیز به مرحوم میرزا علی آقای قاضی و سپس به سید هاشم حداد رسیده، پرداخته شده است.

موسسه تحقیقاتی توحید را چه زمانی و با چه هدفی دایر کردید؟ در این موسسه چه فعالیت هایی انجام می شود؟

در واقع از سه سال پیش فعالیت های لازم برای راه اندازی اولیه تشکیل موسسه انجام شده است. بنده قبل از سه سال پیش در تهران بودم و حضور مستمری در قم نداشتم ولی از سه سال بیش حضور بنده در قم منظم شده است و دروس مختلف فقه و اخلاق عرفانی بنده نیز برگزار می شود. از همان زمان نیز ایجاد چنین موسسه ای را مد نظر قرار دادیم و مراحل اخذ مجوز انجام شد؛ ابتدای امسال مجوز از فرهنگ و ارشاد گرفته شد و امروز موسسه توحید با عناوین فرهنگی پژوهشی و هنری دارای مجوز است.

عمده فعالیت های ما بیشتر در زمینه کارهای پژوهشی و فرهنگی است. پژوهش ها نیز بیشتر ناظر به جمع بندی و تنظیم آثار و تدوین آن به شکل کتاب، نرم افزار و بارگذاری مطلب در سایت است.

وقتی وضعیت تالیفات سر و سامان گرفت کارهای پژوهشی در موضوعات مختلف از جمله مقاله و.... اولویت های بعدی پژوهشی هستند.

در کارهای فرهنگی نیز تشکیل منظم جلسات اخلاقی در چند سطح پیگیری می شود؛ یک یا دو جلسه ویژه تر و خاص تر نیز برگزار می شود؛ همچنین برنامه هایی چون برگزاری چند همایش از جمله سالگرد و نکوداشت برخی از عرفا از جمله سید هاشم حداد رضوان الله تعالی علیه یا همایش ویژه برخی طلابی که مرتبط با بنده هستند از جمله این برنامه ها هستند.

البته درس خارج فقه و شرح و تهذیب کتاب قوت القلوب ابوطالب مکی را در مدرسه علمیه سعادت قم تدریس می کنیم.

 فعالیتهایی که در حال انجام است، پیاده سازی،تایپ وویراستاری شرح منازل السائرین، شرح مصباح الشریعه ، شرح لب اللباب علامه تهرانی، تطبیق نهایی شرح کتاب قوت القلوب با مصادر شیعه و شرح کامل المطالب السلوکیه  به عنوان چلچراغ سلوک در یک دوره سه جلدی است. تهیه مطلب برای سایت و پیج و کانال هایی که در فضای اجتماعی داریم از دیگر فعالیت های موسسه است. سایت تخصصی ما در خصوص عرفان عملی شیعی است.

برگزاری و انعکاس مباحث فقهی بنده از جمله فعالیت های دیگر این موسسه است؛ سال گذشته خارج فقه مسایل مستحدثه را برگزار کردیم و سال قبل از آن نیز درس خارج نکاح را دایر کردیم؛ امسال نیز درس خارج فقه بنده در حوزه علمیه قم در باب خمس از مستمسک آقای حکیم برگزار می شود. انعکاس درس خارج و تقریر نویسی از دیگر فعالیت های این موسسه است.

 ظاهرا شما با این پیشینه علمی و عرفانی در عرصه تبلیغ و تدریس، آیا در مراکز علمی و دانشگاهی نیز فعال بوده اید؟

بله . یک بخش دیگر از فعالیت ها در دانشکده های تهران بوده که به عنوان تدریس به کلاس می رفتیم و هم در حوزه های تهران برای سخنرانی اخلاقی دعوت می شدیم در شهرستان ها نیزدردانشگاه و حوزه دعوت می شویم.

 خارج از کشور هم امسال دهه اول محرم به استرالیا رفتیم. یک سفر هم پارسال به ایتالیا، فرانسه و آلمان داشتیم. در هامبورگ ملاقاتی با آیت الله رمضانی ترتیب داده شد و برای طلاب سخنرانی کردیم. در عراق هم اخیرا و در ایام اربعین حسینی فعالیت هایی در نجف و بغداد داشتیم.

حقیقت آن است که وقتی نام عرفان و سلوک و جلسات سیر و سلوک را می شنویم بی اختیار به یاد آن دسته از افرادی می افتیم که به همین عناوین در سالهای گذشته و هم اکنون به ترویج عرفان های کاذب مشغول هستند؛ چیزی که متاسفانه شناخت مولفه های عرفان حقیقی و مکتب عرفانی اهل بیت(ع) را نیز برای عده ای مشکل کرده است؛ در این خصوص چه نظری دارید؟

یکی از عوامل اصلی تاسیس جلسات سیر و سلوکی ما در ایران جلوگیری از همین عرفان های کاذب است. یکی از مبانی کار ما همین عامل است. در سالهای گذشته شاهد بوده ایم که وقتی شاخصه های عرفان حقیقی به خوبی بیان نشود همین عرفان های نوپدید در میان مردم و جوانان ما رخنه می کند؛ شاهد بوده ایم که مدعیان عرفان های نوظهور چگونه جوانان را فریفته اند و البته به دام قانون هم افتادند؛ به همین دلیل احساس تکلیف مضاعف کردیم که اساتید عرفان باید در میدان و صحنه باشند تا عرفان صحیح منطبق بر معارف اهل بیت(ع) را به جوانان معرفی کند.

شهید مطهری در کتاب خود به معرفی شاخه های مختلف عرفان و حتی تصوف می پردازند و تصوف مثبت و منفی را بیان می کنند؛ ما راهروی عرفان صحیح هستیم و در کتب و سخنرانی های خود نیز مولفه های آن را بیان می کنیم.

مباحث علمی و عرفانی که در کلاس های شما مطرح می شود روی چه اصول علمی بنا شده است؟

_ در واقع کلاس های درس ما دارای یک شرایط خاص علمی است؛ کسانی که می خواهند وارد این دوره ها شوند باید یک دوره اخلاق نظری و عملی را بگذرانند؛ از جمله کتاب معراج السعاده و.. منابعی به آنها داده می شود و روی آنها مطالعات و بررسی های گسترده ای خواهند داشت؛ در ادامه باید در یک دوره عقاید نیز شرکت نمایند.

یک دوره احکام عملی نیز برای طلاب برگزار می شود؛ یکی از نقاط ممیزه عرفان شیعی صحیح نسبت به عرفان های کاذب ، همین مساله است که ما به احکام و فقه و شریعت بهایی خاص می دهیم؛ این درحالی است که عرفان های کاذب این مسایل را رد می کنند؛ سالکی که می خواهد وارد فضای عرفان حقیقی حتما باید شریعت بداند.

در ادامه شاگردان به سه دسته مبدل می شوند که اولین گروه، شامل مبتدیان، دومین گروه، گروه متوسطان و سومین گروه نیز در دوره پایانی شرکت می کنند.

به منظور پرورش روحی و اخلاقی و تهذیبی و عرفانی شاگردان برای هر کدام از این شاگردان یک پرونده اخلاقی و روحی و علمی نیز تشکیل می شود تا سوابق و حالات آنها ثبت شود و به مرور مشاهده شود که در چه شرایطی هستند؛ حتی در شهرستان ها هم سرگروه هایی داریم که هر سه ماه یک بار می آیند در قم و گزارشات خود را می آورند و شش ماه یک مرتبه با افراد مجموعه به اینجا می آیند.

شما چنین نسخه ای را برای مدیریت تهذیبی حوزه های علمیه پیشنهاد می کنید؟

 اعتقاد داریم که حتما باید در عرصه ای تهذیبی در حوزه، باید و نبایدهایی وجود داشته باشد؛ مقام معظم رهبری نیز در طرح سیاست های کلی تهذیب همچون امام راحل به بیان ویژگی های اساتید تهذیبی حوزه اشاره کرده اند که ما معتقدیم همین اصول باید با چنین روشی در بین طلاب در پیش گرفته شود.

 شما بیان کرده اید که ولایت مداری از مهمترین ویژگی های این نظام اخلاقی، تهذیبی و عرفانی است؟

_ قطعا همین گونه است؛ امام راحل و مقام معظم رهبری نیز بر لزوم توسعه مباحث تهذیبی و اخلاقی در میان طلاب و رشد معنویت در میان طلاب تاکیدات فراوان دارند؛ بارها و بارها گفته ایم که اگر قرار باشد برای تربیت طلاب و جوانان نسخه ای ارایه شود، قطعا شریعت محوری و ولایت مداری از مهمترین اجزای آن هستند؛ ولایت مداری و ولایت محوری در همه این سالها در جلسات اخلاقی و جلسات عمومی بنده نمایان بوده است؛ ولایت ائمه اطهار(ع) و ولایت فقیه از جمله مهمترین ویژگی های نظام اخلاقی و عرفانی حقیقی است؛ در این سالها همیشه تلاش کرده ایم که چه در گفتار و چه در سیره و روش فعالیت علمی و تهذیبی و اخلاقی پیروی با نظام را به عنوان یک اصل نمایان سازیم؛ این شاخص ها و باید و نباید ها به عنوان سیره مطرح است.

به نظر شما چه عاملی باعث شد که عده ای نگاه غلطی نسبت به عرفان صحیح هم داشته باشند؟

 به تبعیت از فرموده و رهنمودهای امام راحل که به طلاب فرمودند که کلمات عرفا را به باد مسخره نگیرید، نمی شود گفته های آنها را تفسیر به ظاهر کرد و باید باطن این گفته ها را فهمید و این از فهم باطل است که عرفا را به کفر انگاشته و مسخره کنیم باید نکات حقیقت و ماهیت عرفان شیعی را دریابیم؛ بنابر این خیلی روشن است که اگر کسی نتوانست حقانیت معارف اهل بیت(ع) را در همه ابعاد آن از جمله علمی و عقلی و معنوی و عرفانی و اخلاقی درک کند قطعا شناخت خوبی نیز نسبت به این جامعیت نخواهد داشت؛ اگر کسانی می آیند و نفهمیده حرف هایی می زنند و نسنجیده تهمت‎هایی را مطرح می کنند باید خود را اصلاح کنند؛ باید ببنند که امام و رهبری چه موضعی نسبت به مباحث عرفانی و اخلاقی و تهذیبی دارند.

یک نکته اصلی وجود دارد که اگر به درستی فضاسازی کنیم می توانیم فرهنگ سازی درستی نیز در این زمینه داشته باشیم؛ متاسفانه از برخی جهات کم کاری شده است و اساتید اخلاقی و تهذیبی در حوزه هستند که باید این خلاهای جدید و فضاهای تاریکی که مغشوش هم شده است را اصلاح کنند.

مگر این مسایل در خصوص علامه طباطبایی و حتی امام راحل مطرح نشد؟ بسیاری سعی کردند که علومی که این بزرگان از دایرة معارف اهل بیت(ع) دنبال می کردند را تحت الشعاع تنگ نظری های خود کنند.

نباید فراموش کنیم که اگر امام راحل و مقام معظم رهبری نبودند قطعا این رشد در دامنه علوم دینی در حوزه ما پدیدار نمی شود و این نظام علمی و حتی آموزشی و تفسیری و.... در بدنه حوزه ما هم به این قوت نبود؛ اگر مروز بر سر سفره عرفان نشسته ایم و بحث عرفان در حوزه درس داده می شود و این موسسه تشکیل شده است به دلیل مجاهدت های همین بزرگان است.

 در این بخش از گفت وگو سوال صریحی از شما داریم! آیا کشف وکرامات ها ، علوم غریبه ،عزلت و خانه نشینی و...در این سیره عرفانی جای دارد؟

_ عرفان شیعی به هیچ وجه در این دایره نمی گنجد؛ اهل بیت(ع) ما که در عالی ترین مقامات عرفانی و الهی بودند زندگی به شدت اجتماعی داشتند و اهل این کارها نبودند؛ شدیدا مخالف هستیم با مکاشفات و کرامت ها. این مسایل نه اینکه وجود خارجی نداشته باشد و کسی که به مدارج عالیه عرفانی برسد چنین چیزهایی را تجربه نخواهد کرد ولی منظور ما آن است که اگر کسی در این جایگاه بماند و به دنبال همین مسایل باشد قطعا از مسیر سیر و سلوک و رسیدن به هدف عالیه عرفان که رسیدن به قرب الهی است باز می ماند.

اصلا مگر نه آنکه هدف اصلی عرفان رسیدن به خدا و توحید حقیقی است پس اگر کسی به دنبال علوم غریبه رفت در واقع خود را تحریم کرده است. مسایل غیبی و کرامت ها و چهره خوانی و پیش گویی و ... از نظر ما محکوم است. ما اصلا چنین روش هایی را نمی پسندیم و شاگردانمان را هم نسبت به این زمینه اخطار می دهیم؛ سید بحرالعلوم نیز نسبت به این مسایل اخطارهای شدید داده است زیرا اگر سالک در بین راه با مکاشفات سرگرم شود قطعا از مقصد باز می ماند.

نکته مهم و کلیدی در عرفان حقیقی آن است که یک جوان باید ابتدا با رعایت اصول اخلاقی و احکام و شریعت و دوری از گناه مرتبه اول را طی کند. وقتی خود و دل را از رذایل پاک کرد می تواند به توحید اصیل و الهی برسد.معرفت الله و معرفت النبی و معرفت به مبانی دین یک جایگاه مهم و الزامی در حوزه عرفانی است؛ اگر در بین راه کرامتی پیش آمد مشکلی ندارد ولی مشکل دل بستن به این کرامات است زیرا می تواند همین انسان عارف را که به وسیله لطف الهی به کراماتی دست یافته، مغرور ساخته از آن پله های بالا به سقوط بکشاند.

 آیا نتیجه کسی که در این شیوه سیر و سلوکی فعالیت می کند آن است که در نهایت به یک فرد خانه نشین و ذکر گو مبدل می شود یا قرار است در حوزه اجتماعی نیز فعال باشد؟ آیا عرفان شیعی می تواند حضور و فعالیت اجتماعی را با این عرصه پیوند بزند؟

_ در حقیقت عرفان شیعی عرفانی توحید محور است که انسان در نهایت به توحید برسد و این مسیر را نیز باید از راه باطن استحصال کرد؛ در این مکتب عرفانی کار سری و رمزآلودی انجام نمی شود و دلیل آن هم همین ارتباطاتی که از گذشته با نهادهای انقلابی و همین الان با مدیران حوزه داریم؛ مسافرت های به خارج از کشور برای تبلیغ و برگزاری کلاس های اخلاقی و طرح مبانی عرفان اسلامی در دانشگاه های متعدد از جمله مصادیقی است که نشان می دهد که عرفان شیعی عرفانی پویا و اجتماعی است.

به طور کلی نمی توان خود را از اجتماع جدا کرد؛ پیامبر اسلام الگوی همه کسانی هستند که در حوزه معارف اسلامی فعالیت می کنند؛ ایشان در همه عرصه های اجتماعی حضوری فعال داشتند و انقلاب بسیار بزرگی نیز ایجاد کردند و با همین سیرت عرفانی و اخلاقی توانستند بر جاهلیت پیروز شوند و این تمدن بزرگ را بسازند.

اخلاق گرایی از مهمترین ویژگی های عرفانی شیعی است؛ آموزش اخلاق و عقاید و احکام از اولین مبانی عرفان است و اگر کسی شرع نداند و به احکام شرعی عمل نکند در واقع نمی تواند به روشن ضمیری برسد. باید پله پله حرکت کرد زیرا نمی توان یک شبه به مراتب عالی سلوکی رسید. اگر بخواهیم یک دلیل روشن برای این امر بیاوریم همین برنامه هایی است که به شاگردان خود ارایه می دهیم که همه آنها عملی است؛ همین تدریس منازل السائرین که تدریس می شود از مصادیق این امر است؛ در طرح منازل السائرین باید مراحله صدگانه را برای رسیدن به غایت توحید رسید.

نظر شما در خصوص افرادی که با ریاضت کشی سعی می کنند به سلوک برسند چیست؟ به نظر شما آیا ریاضت کشیدن می تواند ما را به مراتب عالی عرفانی برساند؟

اینگونه نیست که حضور در عرصه عرفانی با چند ورد و چند ذکر و چهل روز و.... حاصل شود؛ بدون نظم نمی توان به حرکت سلوکی ادامه داد؛ مسیر عرفانی مسیری منظم و دقیق است؛ باید پله پله حرکت کرد؛ ما به شاگردان خود هم گفته ایم که ریاضت کشیدن ها و افراط و تفریط کردن ها جسم آنها را مریض می کند و جسم مریض نمی تواند روح شاداب را بپروراند؛ روحی که می خواهد مراتب سیر و سلوک را طی کند باید از جسمی که توان و نیرو دارد، تامین می شود.

مرحوم قاضی گفت که اگر به اسب آب و علف دادید شما را به مقصد می رساند؛ پس باید برای جسم خود هم برنامه داشته باشیم و آن را تامین کنیم تا ما را مریض نکند. برخی از اساتید عرفانی به دروغ در این جایگاه هستندو مطالبی که هیچ ارتباطی به دین و مذهب و عرفان ندارد را به شاگردان منتقل می کنند؛ برخی از منحرفین هستند که افراد را به انحراف روحی و عقایدی می کشانند.

 پیگیر مجمعی از علمای اخلاق و عرفان هستیم که یکی از کارهایش همین است که این الگوهای اشتباه به جامعه داده نشود؛ یعنی این مجمع اخلاق و عرفانی تلاش می کند که با شعباتی که خواهد داشت اساتید غیر نخبه و منحرف را از مسیر آموزشی و عرفانی در کشور کوتاه کند.

امروز جوان ها تشنه هستند به همین جهت دنبال هر صدایی که ندای درونی آنها را تحریک کند می روند؛ از این روی است که این مجمع باید فعال شود که نیاز آنها به درستی پاسخ داده شود و جلوی اساتید منحرفی که پیش پای این جوانان قرار می گیرند نیز بسته شود.

بسیاری به ما شکایت می کنند که این افراد منحرف شده‌اند و سپس با شنیدن مسیر اصلی عرفانی به سمت عرفان اصیل روی می آورند؛ همین افراد منحرف هستند که باعث انحرافات در میان جوانان می شوند که خوشبختانه تعدادی از آنها دستگیر شده اند و تعداد دیگری نیز هنوز دستگیر نشده اند.

مبانی و مباحث قرآنی چه جایگاهی در دروس و مبانی عرفانی شما دارد؟

منازل السائرین در ابتدای هر درس مباحث قرآنی را بیان می کند و در اول هر درس نیز یک بحث قرآنی را توضیح می دهیم و با قرآن و روایات و ادله تفسیری به تفسیر آن آیه اقدام می کنیم.

در دروس خود مباحث و روایات عرفانی بسیاری را از ائمه طاهرین و به خصوص امام باقر(ع) و امام صادق(ع) که بیشترین مباحث تفسیری را بیان کرده اند نقل می کنیم.

البته ائمه ما اصحاب سر و رازی داشتند که حضرات مباحث عمیق تفسیری و عرفانی را به آنها می گفتند و به آنها نیز تاکید می کردند که این مسایل را جایی بازگو نکنند.

نقل قولی از امام راحل وجود دارد که فرمودند شهدای ما ره صدساله را یک شبه رفتند؛ در تاریخ نیز مثال های متعددی از انسان هایی که پس از سالها زندگی عادی یا پرگناه به یک باره به معرفت الله رسیدند. این سیر آنی چگونه حاصل می شود؟

قطعا همین گونه است؛ سیر عرفان و سلوک برای یک شاگرد و علاقه مند در مراتب خاصی تعریف شده که باید با توکل به خدا و با نیت باطنی صحیح و با هدایت استاد خبره انجام شود ولی خداوند بر همه امور و حالات همه انسان ها ناظر و قادر است؛ برخی انسان ها به حسب ظرفیتی که پروانده اند، به لطف خدا دارای ظرفیتی شده اند که می توانند به این مراتب عالی برسند.

برخی از شهدای ما به مراتبی از عرفان و ظرفیت های عالی رسیدند که پیش از شهادت می فهمیدند که لحظاتی بعد به شهادت می رسند یعنی به این حد از طهارت و پاکی و نفس می رسند؛ جبهه ها واقعا دانشگاه بود و کاری می کرد که یک طفل 13 ساله به درجاتی می رسد که برخی سالهای سال نمی توانند به این حد از درک و فهم و مقامات عالی روحی برسند؛ برخی نیز سالها جانباز ماندند و با درد جانبازی و اهدای جسم خود را راه مقدس دین به این مراتب رسیدند.

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 40
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • یک طلبه درس خارج IR ۱۴:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
    2 4
    سلام علیکم با تشکر از مصاحبه مشروحی که انجام دادید اما یک نکته در القاب رعایت نشده این استاد بزرگوار عرفان حاج آقا کمیلی «آیت الله» نیستند که در ابتدا گزارش از این لقب استفاده شده است!
    • محمد کاشانی IR ۱۹:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
      4 0
      عاجزانه به بازی با القاب در حوزه و حوزویان خاتمه دهید. این کار بسیار ناپسند است و آثار بسیار سوئی در جامعه گذاشته و خواهد گذاشت... این کار ناپسند و از سوی اهل عرفان و شاگردان و اطرافیانشان ناپسندتر!!
    • یک طلبه درس خارج IR ۰۰:۱۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
      0 1
      سلام عليكم برادر ایشان مجتهد هستند چطور شما میگی آیت الله نباید گفت؟!! بسیار جای تعجبه
    • طلبه IR ۰۸:۴۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
      0 0
      شما ایشان را همانگونه که خودشان معرفی کرده اند فعلا قبول کنید: بنده محمد صالح کمیلی خراسانی فرزند شیخ حسن کمیلی خراسانی هستم
  • محمد علی IR ۲۱:۰۴ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۲
    1 3
    وقتی امشب تیتر یک حوزه نیوز آن هم رسانه رسمی حوزه علمیه را با این مصاحبه دیدم برایم تعجب بود که رسانه رسمی حوزه افراد صوفی گرا و نزدیک به تفکر صوفی که از شاگردان خاص سید هاشم حداد است را معرفی کرده است که جای تعجب فراوان است!
    • حسین IR ۱۲:۲۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۳
      2 0
      به نظر می رسد شما نه عرفان را می شناسید و نه عارف و نه صوفی را لطفا مطالعه خود را در این زمینه گسترش دهید . مرحوم قاضی ، سید هاشم حداد و ... از بزرگان حوزه و اخلاق به شمار می روند .
    • حسین IR ۱۲:۳۰ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۳
      1 0
      به نظر می رسد شما نه عرفان را می شناسید و نه عارف و نه صوفی را لطفا مطالعه خود را در این زمینه گسترش دهید . مرحوم قاضی ، سید هاشم حداد و ... از بزرگان حوزه و اخلاق به شمار می روند .
    • طلبه درس خارج IR ۰۰:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
      0 0
      برادر مگر صوفی مطلقا رد شده که شما اینجور میگید، صوفی به دو دسته تقسیم میشه صوفی مذموم و منحرف و صوفی ممدوح و صحیح همانطور که آیت الله اعترافی در افتتاحیه حوزه به این دو دسته اشاره کردند و صوفی منحرف را مردود خواندند. شما از کجا میگی آیت الله کمیلی صوفی منحرف است؟! آیا این تهمت زدن نیست؟!
    • سجاد IR ۰۱:۳۱ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
      0 0
      ضمن تقدیر و تشکر از مجموعه ی حوزه نیوز و لبیک گویی ایشان به مطالبات مقام معظم رهبری مبنی بر گرامیداشت و ترویج سیره و نظام معرفتی بزرگان مکتب نجف توجه دوستان را به پیام حکیمانه ی مقام معظم رهبری به کنگره ی بزرگداشت مرحوم قاضی جلب می کنم. جای تعجب آن جاست که بعد از سالیان متمادی زعامت و ولایت مقام معظم رهبری و اثبات درایت و نافذ البصیره بودن ایشان همچنان در میان اهل علم و فضلاء حوزه غریب بوده و متاسفانه افکار، آراء و مطالبات معظم له مهجور و ناشناخته ست. پیام رهبر معظم انقلاب به كنگره بزرگداشت آیت الله سيد على قاضى(ره) :: Leader.ir https://www.leader.ir/fa/content/10125/www.leader.ir
    • طلبه IR ۰۸:۴۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
      0 0
      شیوه جهال تکفیر و رد و متهم ساختن بزرگان بدون مطالعه و تحقیق است. امثال شما آقای قاضی و سایرین را نیز صوفی می خواندند.
  • صدیقیان IR ۲۲:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۳
    0 2
    حجت الاسلام کمیلی خراسانی بزرگ شده مکتب صوفیانه سید هاشم حداد است که مهمترین شاگرد ایشان جناب علامه طهرانی درباره استادش سید هاشم حداد می نویسند: «درتمام دهه عزاداری،حال حضرت[سیدهاشم]حدادبسیارمنقلب بود. چهره سرخ میشد و چشمان درخشان ونورانی؛حال حزن و اندوه در ایشان دیده نمیشد؛سراسر ابتهاج و مسرت بود. میفرمود: چقدر مردم غافلند که برای این شهید جانباخته غصه میخورند و ماتم و اندوه بپا می دارند…تحقیقاً روز شادی و مسرّت اهل بیت (علیهم السلام) است». (کتاب روح مجرد، ص ۷۸ و ۷۹) این مکتب صوفی و دراویش است که روز عاشورا را روز شادی می دانند نه حزن و مکتب چنین افرادی مردود است هر چند برای تطهیر خود، از عنوان عرفان اسلامی استفاده کنند
    • عرفان اسلامی IR ۲۰:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۴
      1 0
      « عالم عامل ربّانی و سالک مجاهد روحانی، آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی … از جمله فرزانگان معدودی بودند که مراتب برجستۀ علمی را با درجات والای معنویت و سلوک توأماً دارا بودند و در کنار فقاهت فنّی و اجتهادی، به فقه الله الأکبر نیز که از مقولۀ شهود و محصول تجربۀ حسّی و مجاهدت معنوی است نیز نائل گشته بودند.... هنیئاً لَهُ ما أعدَّهُ اللهُ لإولیآء اللهِ و عبادِه الصّالحین .» مقام معظم رهبری
    • آنتی صوفی IR ۲۰:۵۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۴
      1 0
      با این حرفای شما و این نسبت ناروا به بزرگی از عرفان اسلامی و اتهام صوفیگری ، حتما به نظر شما مقام معظم رهبری، آسید مصطفی خمینی و شهید مطهری هم از اهالی صوفیگری هستند.... التماس تفکر
    • مهدی IR ۰۰:۴۷ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
      0 0
      اگه حداد صوفی هست بقیه کسانی هم که با هاش بودن صوفی هستن از ایت الله بهجت گرفته تا علامه طبابایی و آیت الله کشمیری و ایت الله محمد تقی آملی و...ا خودم رهبر انقلاب هفت بار کتاب صوفی ها رو از نظر شما خونده حتما شهید مطهری هم منحرف بودن شهید بهشتی هم منحرف بردن گه انظر شما درست باشه مواجع تقلید وقت سبحانی و .. هم الان منحرف هستن چون تو کلاس درس صوفی ها رفتن نشستن حضرت علی فرمودن اگه ابوذر میدونست سلمان چه چیزایی میدونه اون میکشت اگه از دین و ایمان فقط پوسته و شریعت اون دریافت کردین و از مغز و باطن دین بی بهره هستین امشب شب جمعه و در های آسمان باز هست از خدا بخوایین حقیقت براتون مشخص کنه
    • طلبه IR ۰۸:۵۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
      0 0
      إلهِى رِضًى بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ لا مَعبودَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثینَ. [اى خداى من، من راضى به قضاء و حکم تو هستم و تسلیم امر و اراده تو مى ‏باشم. هیچ معبودى جز تو نمى ‏باشد اى پناه هر پناه جوئى. ما چه دانیم از حال عارف که تفسیر باطن، با ظاهر می کنیم ابتهاج و مسرت چه منافاتی با حال امام دارد؟
  • العبد IR ۱۶:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۴
    1 2
    حاج آقا کمیلی دانسته یا نادانسته مبلغ صوفیه است و این موسسه نیز بر اساس همین تفکر صوفی تاسیس شده و خطری بزرگ در کنار حوزه علمیه قم محسوب می شود و مجوز دادن به چنین موسسات آن هم در دوران دولت آقای روحانی امری دور از انتظار نیست و قطعا اگر دولتی دیگر حاکم بود هرگز برای چنین فرقه ای مجوز هم نمی دادند. و در گرایش صوفی بودن ایشان همین بس که کتاب‌هایی مثل قوت القلوب ابوطالب مکی یا منازل السائرین عبدالله انصاری، که در متن مصاحبه ایشان از آن یاد کرده‌اند، از کتاب‌های صوفیه است و جریان فقهی حوزه، تأییدش ندارد.
    • آنتی صوفی IR ۲۰:۴۰ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۴
      2 1
      شما ظاهرا یا نمی دانید صوفی کیست و یا اطلاعی از عرفان اسلامی بر اساس مکتب اهل بیت علیهم السلام ندارید... یک نکته هم از سخنان و آثار آیت الله کمیلی خراسانی نمی توانید در تایید یا ترویج صوفی گیری پیدا کنید... کتاب های قوت القلوب و خواجه عبدالله انصاری وحی منزل نیستند که خالی از اشتباه باشند و نگاه استاد کمیلی به اینها به عنوان این نیست که همه مطالب آنها درست باشد بلکه آنچکه منطبق بر شریعت محمدی و معارف علوی باشد را تایید می کنند ...نکته ای که بارها در سخنان و آثار ایشان مطرح شده است نقد و رد صوفی گری است و حتی کوچکترین انحرافی و تخطئی از شریعت را در مسیر سلوک عرفانی قبول ندارد و به شدت کم کاری در شریعت را تا پایان سیر معرفتی رد می کنند.... برادر عزیز شما ابتدا با اندیشه های ایشان و تاکیداتشان بر اینکه این طریق دقیقا باید منطبق بر آیات و روایات و سیره اهل بیت علیهم السلام باشد دقت کنید، بعد قلم برانید و توهمات ذهن های پریشان را به ایشان نسبت بدهید.... شما به اندیشه های عرفانی امام راحل و مقام معظم رهبری حواله می دهم که ببینید این بزرگان چگونه بر این طریقت عرفانی تاکیید دارند در این حد که امام به حاج احمد آقا می فرمایند انکار مقامات اهل معرفت شیوه جهال است... خیلی جالب استدلال کردید!!!! جریان فقهی حوزه نه این کتاب ها بلکه حتی امثال آقای قاضی و علامه طباطبایی که از بزرگان تشیع هستند رو گاهی تکفیر می کنند( البته برخی از این بزرگان فقهی حوزه ) و در بی اطلاعی شما همین بس که مجوز موسسات را به دولت ها نسبت می دهید.
    • طلبه IR ۰۹:۰۵ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
      0 0
      حوزه ای که تهذیب نداشته باشد ، چگونه طلبه پرور باشد؟و طلبه که تهذیب نکرده چگونه او را تحویل اجتماع دهند تا مردم را راهنما در خطرها و پاسبان شریعت باشد؟ تا کی می خواهید درب حوزه ها را بر تشنگان معارف قرآن و اهل بیت علیه السلام ببندید؟
    • حسین IR ۱۰:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
      0 0
      دو رهبر بزرگ جهان تشیع؛ حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای و خمینی که اصل تشکیل حکومت جمهوری اسلامی را بنیانگذاری و هدایت میکنند عارف و از دوستداران مکتب مرحوم قاضی و سیدهاشم حداد هستند . کافی است ویدئو های تدریس آقای خمینی در مورد تفسیر حمد را ببینید.
  • فردوسی IR ۲۰:۱۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۴
    0 0
    مقام معظم رهبری:" موضوع عرفان ذات مقدس پروردگار است از این جهت برتر از همه علوم است و این خدا باید در زندگی کسی که اهل عرفان است تجلی پیدا کند، عرفان همان مرحوم قاضی است مرحوم حسینقلی همدانی و مرحوم سید احمد کربلایی است عرفان واقعی این‌هاست مرحوم اقای طباطبایی خودش فیلسوف بود بلا شک در عرفان هم وارد بود منتها آنچه که در عرفان از ایشان معهود است عرفان عملی است یعنی سلوک دستور تربیت شاگرد شاگرد به معنای سالک" آقا سیدهاشم شاگرد آقای قاضی بوده بنابراین شما در تهمت زدن مقداری احتیاط کنید
  • حق جو IR ۲۱:۰۵ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۴
    1 0
    کار پاکان را قیاس از خود مگیر گرچه باشد در نبشتن شیرشیر حضرت زین‌العابدین امام سجاد عليه السلام: چون كار بر حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام دشوار شد، همراهيان او بدو نگريستند و او را برخلاف خود يافتند، چه، هرگاه كار دشوار مى‌شد، رنگ آنها تغيير مى‌يافت و گوشت تنشان به لرزه و دلهاشان به تپش مى‌افتاد، در حالى كه حسين عليه السلام و برخى از نزديكان او رنگشان مى‌درخشيد و دل و جانشان آرام مى‌گرفت.  درروح مجرد اگر صحبتی از مسرت و ابتهاج در روز عاشورا صحبت شده بخاطر این است که روح انسانهای پاک دراثر تهذیب نفس به جایی می رسد که با احوالات انسان کامل سنخیت پیدا می کند. لذا ابتهاجی که ذکرشده غیر از شادی است.
  • وحید IR ۲۱:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۴
    2 1
    افرادی که از آیت الله کمیلی خراسانی انتقاد می کنند آیا کاملا متوجه شده اند فرق بین عارف شیعی و صوفی را؟؟!! و همچنین آیا فرق بین علم اخلاق و علم عرفان عملی را می توانند تشخیص بدهند؟؟!! و آیا اینگونه افراد از نظر سیر باطنی ،تهذیب و تزکیه و تخلیه و تحلیه و تجلیه را به دست آورده اند؟؟!! اگر در چنین مسائلی تخصص علمی و عملی ندارید چگونه درباره این شخصیت برجسته اظهار نظر و مخالفت ورزیده و ایشان رو متهم به تصوف می کنید؟ ضمنا به کتاب کلام و عرفان شهید مطهری مراجعه کنید. ایشان در کتاب مذکور تصوف را با دو قسم صحیح و باطل عنوان نموده اند. برای مناظره در باب عرفان به حجت الاسلام و المسلمین وکیلی هم در مشهد مقدس میتوانید مراجعه کنید. آیا غیبت یک عالم عامل از گناهان کبیره به شمار نمی رود؟؟!!
  • غفار IR ۲۳:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۴
    1 0
    وبشر الذين يستمعون القول و يتبعون احسنه. برادر بزرگواری که اینگونه آن بزرگواران را متهم به تصوف میکنید, بینی و بین الله چقدر در مورد مبانی نظری و عملی عرفان مطالعه داشته اید؟ آیا شما در این مورد با علم و اطلاع کافی نظر داده اید؟ چه تعداد کتاب در مورد تصوف خوانده اید؟ فرق عرفان با تصوف چیست؟ ویژگی های جهله صوفیه که مورد مذمت اهل بیت بوده اند چیست؟ آیا مطالب شهید مطهری و فرمایشات امام راحل عظیم الشان و گرایشات فکری ایشان در باب عرفان را مطالعه نموده اید و مطلع اید یا آنها را هم انکار می نماید؟ صحیح و سقیم این اخبار را جدا کرده اید و نظر داده اید که در روز حساب هم بتوانید از عهده پاسخ بربیایید؟؟؟؟
  • علی IR ۰۰:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    عزیزانی که ایراد به بزرگان میگیرند لطف کنند اول خود را معرفی کنند و بعدآثار وتالیفات و پژوهشایشان را که به تایید مراجع بزرگ شریعت و طریقت حقه ی شیعه رسانیده اند رو کنند تا بشود در مورد حرفهایشان فکری کرد وگرنه صحبتهایشان با صحبتهای خوزه مورینیو در مورد اسلام هیچ تفاوتی ندارد
  • مرتضی IR ۰۰:۵۶ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    بسم الله الرحمن الرحیم متأسفانه جامعه ما جوری شده که تا اسم عرفان میاد سریع خیلی از ذهنها میره بسمت صوفی گری باطل، منتقدین محترم چرا اینقدر سریع قضاوت میکنید و تهمتها را روانه علمای عارف و وارسته میکنید؟ آیا بینی و بین الله حاضرید دست روی کتاب خدا بگذارید و به حقانیت مطالبی که گفتید قسم بخورید که حق، همین مطالبی است که شماها میگید؟! چرا اینقدر سریع و ندانسته قضاوت میکنید و همه را به یک چوب می رانید؟ از خدا و روز قیامت نمیترسید؟! چه کسی گفته مرحوم حداد رحمت الله علیه روز عاشورا روز شادی ایشون بوده؟؟؟! خودم از آیت الله کمیلی که 24 سال با مرحوم حداد بودند شنیدم که میفرمودند بارها شاهد گریه های مرحوم حداد در مصائب امام حسین بودیم و حتی در جلسات میگفتند مداح روضه امام حسین علیه السلام را بخونه و چقدر ایشان اشک می‌ریختند و گریه می‌کردند. و اگر یکبار در روز عاشورا فلان جمله را ایشون گفتند یقینا برای هر راه شناسی مثل روز روشنه که ایشان در یک حالت توحیدی خاصی بودند که چنین جمله ایی گفتند. چرا اینقدر راحت بر علیه بزرگان اهل دل حرف میزنید!؟ اگر یک مطلبی را بنده درک نمیکنم حق ندارم بگم آن مطلب باطله و بر علیه آن حرف بزنم. التماس کمی ترس از خدا و روز حساب
  • العبد IR ۰۱:۰۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    با عرض سلام و ادب خدمت همه خوانندگان محترم، قطعا کسانی که فرق بین صوفی و عارف را نمی دانند اهل بیت را نشناخته اند و به گمان خود شیعه هستند. معرفت بالله کم نیست که چند نفر مدعی سواد بخواهند این ها را زیر سوال ببرند، خدا به حضرت آیت الله کمیلی و اساتید معظم ایشان اجر جزیل عنایت کند که روشنگر راه و طریقت اهل بیت هستند.
  • IR ۰۱:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    بسم الله الرحمن الرحیم البقره الم ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ همانطور که از آیه شریفه کلام الله برمی آید قران راهنمای کسانی است که به غیب ایمان دارند نه اینکه منکر وکسانی که به غیب ایمان دارند پا در این عالم می نهند و عوالمی بر ایشان مشهود می شود که برای دیگران مستتر است ونماز را اقامه می کنند نه می خوانند مثل حضراتی که ظاهرا در نمازند ولی خدا می داند در کجایند. راه باطن دقیق است چنانچه در حدیث است که پیامبر اعظم علیه آلاف التحیة والکرم می فرمایند (لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان قتله) اگر ابوذر بر آنچه بر قلب سلمان بود اطلاع میافت اور میکشت.این مطلب را خوب بفهم! مع الاسف بعضی از طلاب دنباله رو بدون هیچ تدقیق وتحقیق ایشان را (اهل معرفت)به باد انتقاد میگیرند جای تعجب هم نیست از زمان پیامبر این حضرات ظاهر بین بوده اند الی ماشاءالله یک روز به حدیث انا امیر المومنین ایراد می گیرند روزی به مکتب امام صادق روزی ملا صدرا را کهک نشین می کنند یک روز آب کاسه فرزندامام خمینی(ره) را نجس می خوانند روزی سید علی قاضی را تکفیر میکنند و... این سخن را درنیابد هیچ وهم ظاهری گر ابو نصر ستی وگر بو علی سیناستی
  • ابا حسین IR ۰۱:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    سلام علیکم مطلبی از کتاب روح مجرد نقل شده در خصوص حالت عارف بالله سیدهاشم حداد رحمة الله عليه در ايام محرم و روز عاشورا،ولى متاسفانه عده اي بدليل مخالفت باعرفان فقط قسمتي از تحليل مرحوم علامه طهراني را درج ميكنند و از بيان توضيحات مكمل علامه خود داري ميكنند علامه در كتاب روح مجرد از ص٧٨ تا٨٧ مفصلا حالت مرحوم حداد در ايام عزاداري و دلايل آن را بیان نموده،وهر کس علاقمند به دانستن واقعیت به مرجعی که ذکر شد مراجعه نمایدلکن جهت تنویر افکار دوستان بذکر چند مطلب از کتاب روح مجرد در این زمینه اکتفا می نمائیم ۱-داستان کربلا داستان بسیار غامض و پیچیده ای است.عینا مانند سکه دو رو می باشد.،یکی روی آن عشق و شور و نیل و فوز حضرت سید الشهدا علیه السلام می باشد به آن عالم،و روی دیگر آن غصه و اندوه و عذاب و شکنجه و گریه می باشد،اما کسی میتواند آن روی سکه را تماشا کند که این رو را دیده و تماشا کرده و از آن عبور نموده باشد. ۲-حضرت اقای حداد در اواخر عمر مشاهده میشد که پس از مقام فناء صرف و تمکن و تجرد دارای مقام بقاء بوده اند توام با عشق شدید در مجالس سوگواری،گریه و عزاداری ناشی از سوز دل و حرقت قلب از ایشان مشهود بود
  • حق جو IR ۰۱:۲۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    به جان پير خرابات و حق صحبت او که نيست در سر من جز هواي خدمت او بهشت اگر چه نه جاي گناهکاران است بيار باده که مستظهرم به همت او چراغ صاعقه آن سحاب روشن باد که زد به خرمن ما آتش محبت او بر آستانه ميخانه گر سري بيني مزن به پاي که معلوم نيست نيت او بيا که دوش به مستي سروش عالم غيب نويد داد که عام است فيض رحمت او مکن به چشم حقارت نگاه در من مست که نيست معصيت و زهد بي مشيت او نمي کند دل من ميل زهد و توبه ولي به نام خواجه بکوشيم و فر دولت او مدام خرقه حافظ به باده در گرو است مگر ز خاک خرابات بود فطرت او
  • محمود AE ۰۱:۳۶ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    لطفا قبل هر گونه نقد غیرمنصفانه؛ اولا به مطالب ارائه شده حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در این مصاحبه؛ بدون پیش زمینه ذهنی ؛ دقت شود.چراکه تعالیم حضرت امان خمینی و رهبری معظم وعرفای سابق نیز مشابه همین است. ثانیا؛برای آشنایی با مطالب حضرت آیت اللع کمیلی خراسانی حفظه الله؛ با آثار کتب و سایت معظم له بهتر است مراجعه شود نه تصورات شخصی و ... خدای نکرده اتهاماتی که از قدیم علیه مرحوم علامه طباطبایی و...هم بوده تکرار نکنیم..وقبل پیش داوری تفاوت عرفان حقیقی(که این شخصیت بزرگوار به طبق اساتیدگرامی شان عهده دار آن می باشند) را از انحرافات مدعیان عرفان وتصوف تشخیص دهیم.
  • علی اسلامی TR ۰۱:۳۶ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    بسم الله الرحمن الرحیم  عزیزانی که راجب عرفان به چشم صوفی گری نگاه میکنند هیچ مطالعی از عرفان نظری و عرفان عملی ندارند خواهش میکنم اگر واقعا به دنبال حقیقت هستید ابتدا مطالعی در عرفان و صوفی گری داشته باشید تا متوجه شوید که عرفای بزرگ همچون آیت الله سید علی قاضی ، خواجه عبدالله انصاری ، آقا میرزا جواد آقای ملک تبریزی ، سید هاشم حداد، علامه طباطبایی،امام خمینی رحمت الله علیه، آیت الله حسن زاده آملی و ... این بزرگواران هیچ کدام صوفی نبوده و با فرقه صوفی گری کاملا مخالف بوده اند آیت الله کمیلی خراسانی هم شاگرد آیت حق سید هاشم حداد رحمت الله علیه هستند و شاگردان این بزرگوار به هیچ عنوان چه در جلسات هفتگی و کتابهای تالیف شده روش و سیره صوفی گری را آموزش نداده و بلکه مخالف این فرقه می باشد در عرفان عملی عارفان در اين مسير مقامات و منازلى را رصد كرده‌اند كه طالبانِ حقيقت به ارشاد و دستگيرى استاد راه، منزل به منزل و مقام به مقام سير وجودى يافته تا آنجا كه به وصول حق كه از آن به «مقام فناء» و «بقاء بعد از فناء» و «مقام توحيد» ياد مى‌شود، نائل مى‌آيند. ضمن اینکه مقام معظم رهبری در خصوص کتاب روح مجرد تالیف علامه آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی چنین میفرمایند : از کتاب بسیار مفید و ارزشمند علامه آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی ، کتاب شریف (( روح مجرد )) است که یادنامه استادشان مرحوم آقای حداد رحمت الله از افاضل شاگردان مرحوم آیت الله سید علی قاضی رحمت الله علیه می باشد که مملو از معارف و آموزه های سلوکی برای وصول به مقامات والای عرفانی و تقرب الی الله است. امید است که مورد استفاده قرار بگیرد. اگر این عزیزانی که سید هاشم حداد را صوفی و یا عرفان را صوفی گری میدانند و سخنان ولی فقیه رهبر انقلاب را قبول دارند جای بسی تامل است که چرا ایشان از عرفان دفاع میکند و خواندن کتاب روح مجرد را تاکید می فرمایند .
  • سجاد IR ۰۲:۵۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    جای تقدیر و تشکر از مجموعه ی حوزه نیوز که به یکی از مطالبات و دعوت های مقام معظم رهبری لبیک گفتند؛ یعنی گرامیداشت و توصیه ی سیره و آراء بزرگان و علمای مکتب نجف ؛ آیت الله قاضی طباطبایی، اساتید و شاگردان ایشان. وجای بسی تاسف و تاثر که بعد از گذشت سالیان متمادی از ولایت و زعامت مقام معظم رهبری و اثبات کفایت، درایت و نافذالبصیره بودن ایشان، هنوز هم میان فضلاء و اهل علم غریب بوده و آراء و منظومه ی حکیمانه ی فکری ایشان همچنان مهجور است. چندین سال است که ایشان در جلسات متعدد با مسئولین بخش های مختلف حوزه و در جمع طلاب بیان فرموده اند که حوزه برای حیات و بالندگی خود بایستی به سوی تهذیب حقیقی و اهل بیتی علیهم السلام برود. تهذیبی که از مسیر بزرگانی چون آیت الله قاضی و شاگردان ایشان به دست ما رسیده است ولی طلاب و فضلاء حوزه به جای لبیک گویی به مطالبات و فرمایشات معظم له و راه انداختن کرسی های اندیشه ورزی و مطالعات راهبردی در این زمینه و تبدیل کردن این پتانسیل به یک نسخه ی شفا بخش اخلاقی، درگیر شایعات، شبهات و سوء ظن های سطحی هستند. تجربه نشان داده است که مقام معظم رهبری، هر گاه نکته ای را برجسته کرده و خواهان توجه به آن شده اند دیر یا زود همگان متوجه حقانیت نظر ایشان شده اند. لطفا و لطفا دوستان و برادران اهل علم سعی کنند راهبری ها و مطالبات ایشان را سرلوحه ی کار و حضور اجتماعی حوزه قرار دهند تا حوزه آسیب نبیند و منزوی نشود. در ادامه توجه فضلاء و اهل علم را به پیام حکیمانه ی ایشان به کنگره ی بزرگداشت آیت الله قاضی طباطبایی و نکات راهبردی و مهمی که فرموده اند جلب می کنم. پیام رهبر معظم انقلاب به كنگره بزرگداشت آیت الله سيد على قاضى(ره) :: Leader.ir https://www.leader.ir/fa/content/10125/www.leader
  • مصطفی دعاگو RO ۰۶:۰۴ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    بنام او با سلام به همه اهالی فکر و نظر به همه کسانی که در مسیر الله قدم برمی دارند تمام کسانی که سیر الی الله را منکرند انا الیه راجعون را فراموش کردند اولا وکسانی که سیر در توحید را افت جان می دانند سوره توحید را برنمی تابند ثانیا عده ای که درتفاوتها و مراتب لغات و معانی مانده اند اصل خود را که انا لله است را گم کرده اند ثالثا و انهایی که قران و عرفان و برهان را از هم جدا می دانند در کثرت نظام هستی مانده و توانایی رفتن به وحدت را ندارند که مظهر واعتصموا بحبل الله شوند رابعا ودر اخر چه خوب بود فرهنگ علمی و عملی در بستر ظاهری و باطنی حوزه های علمیه به گستردگی جهان هستی بود و حق و باطل خوب و بد و زشت و زیبا به عنایت سوره کافرون در جان ما رسوخ می کرد. که لکم دینکم ولی الدین خامسا ادب مع الله مقدمه ورود به تربیت دینی است که ما باید محلی به ان شویم. تا دریچه ای برایمان از عرفان و سیر عملی در ان گشوده شود. که مظاهر صفات حضرت حق را در صورت و سیرت خیلی ها مشاهده کنیم
  • امیر انسانی RO ۰۶:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    مکتب تفکیک با تمام اعیان و اشرافش و تمام اختلافاتی که در درون خود دارد با اهل بیت زاویه گرفته و گرفتار شده و خود نمی داند اگر مکاتب فلسفی به زعم حاکمان عباسی برای مقابله با اهل بیت علیهم السلام پشتیبانی می شد ناخاسته فلسفه و عرفان نظری مقدمه ای شد برای تبیین معارف الهی اهل بیت وامروز چه بی معرفتند که تمام خدمتی را که این دو علم. برای ورود به فهم قران و فهم خطاب محمدی صلی الله علیه و اله انجام داده مورد بی مهری قرار گیرد کمی انصاف و کمی هم زانو زدن روبروی استاد و تلمذ باشد که کمی از این اقیانوس شیرین و گوارا چشیده لذت درک و فهم معارف الهی برایتان گواراتر گردد انجمن حجتیه که در روزگار پس از انقلاب به گوشه عزلت رفته و تمام رشته هایش را انقلاب پنبه کرد از چتر مکتب تفکیک بهره برده و منویاتش را به اجرا گزارده مکتب تفکیک چماقی شده تا دوستاران معارف الهی را از درون تهی کرده ظاهربین و با نسیم مخالفی مخالف و ناخاسته اب در اسیاب دشمن بریزد انا لله و انا الیه راجعون خداوند ما و همه را در مسیر حق قرار داده از شیطنتهای انس و جن نجاتمان دهد ان شاء الله
  • اشرف‌زاده IR ۰۶:۲۸ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    رهبر معظم حضرت امام خامنه‌ای در سخنانشان از اشخاصی چون ابوالحسن خرقانی، بویزید بسطامی که خیلی ها این دو نفر را متهم به صوفی گری می‌کنند، به نیکی یاد می‌کنند می‌توانید مراجعه کنید به این لینک https://www.google.com/amp/farsi.khamenei.ir/amp-content%3fid=3366 الآن یا باید بگوییم رهبر عزیز هم خودش صوفی است که تمجید می‌کند یا ما دچار اشتباه در تحلیل شده‌ایم که قطعا اولی منتفی است، جالب است بدانید رهبر عزیز کتاب روح مجرد را چندین بار ( ظاهرا ۷ مرتبه طبق داستان موثقی که از ایشان نقل شده است) مطالعه کرده اند و درباره کتاب روح مجرد فرموده اند: « آقا سید محمد حسین به عنوان یک تحفه (هدیه، گرانبها)، روح مجرد را برای ما باقی گذاشتند »؛ سوال جدی این است که روح مجرد که زندگی عارف کبیر حضرت سید هاشم حداد است در نگاه رهبری یک تحفه و هدیه است، چرا؟ یا رهبری صوفی است که تمجید می‌کند یا ما در تحلیل دچار اشتباه شده ایم. وقتی نزد مرحوم آیت الله بهجت می‌روند و از حضرت حداد از ایشان سوال می‌کنند ایشان می‌گویند « حداد سر الهی است، هر کسی نمی‌تواند ایشان را بشناسد » خب یا آقای بهجت صوفی است یا در تحلیل دچار اشتباه شده ایم، فتامل، نقل شده از حضرت سید علی قاضی که به حضرت حداد فرموده بودند «روزی می‌رسد که مردم از اطراف و اکناف بیایند و عتبه درت را ببوسند» این را سید علی قاضی گفته همون شخصی که رهبری عزیز در توصیف او می‌گوید عرفان یعنی آقای قاضی.... ؛ شهید مطهری هم در وصف آقای حداد فرموده بودند این سید حیات بخش است، فتامل خلاصه اینکه ما دو راه داریم در مقابل این همه مستندات یا باید بگوییم این بزرگان هم صوفی هستند و صوفی بودن را تایید می‌کنند یا اینکه بگوییم ما در تحلیل مان از اشخاص دچار اشتباه شده ایم و بهتر است دنباله روی بزرگان باشیم، چه بسا مطالبی هست که ما قادر به درک آن مطالب نیستیم و نباید درباره اش اظهار نظر کنیم و باید آنها را به اهلش واگذار کنیم.
  • مرتضی IR ۰۷:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    سلام عليكم لطفا هرکسی میخواهد نظری بدهد مخصوصاً منتقدین، کل مصاحبه ایشون را که در خبر آمده مطالعه کنند و اجمالا با نظرات و اعتقادات این عالم موحد ربانی آشنا بشوند و ندانسته تهمت و بدگویی به این خَلَف عالم عارف عظیم الشأن، نزنند. آیت‌الله کمیلی حفظه الله تعالی بشدت مخالف تصوف باطل هستند و تمام شاگردان خود را شدیدا از ارتباط با اینگونه افراد بر حذر می‌دارند، خواهشا کلمه صوفیه و صوفی گری با معنای مذموم فعلی در جامعه امروزی ما را به ایشان نسبت ندهید. با مطالعه تمام اخبار بالا متوجه خواهید شد که رفتار و کردار و منش ایشان در گذشته و حال، صد و هشتاد درجه با صوفی های باطل و منحرف تفاوت دارد.
  • یا حسین IR ۱۱:۲۵ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    مدتی در محضر ایشان حضور داشتم و از نزدیک مراودات ایشان و شاگردان و عموم مردم را به عینه دیده ام. عارفی مخلص و گمنام که شبانه روز در راستای نشر معارف توحید الهی و تبلیغ سیره معصومین و پرهیز از صوفی گری در تلاش اند و حقیقتا عارف باالله هستند. خدا ایشان را از تمام تهمت ها حفظ کند. انشالله
  • عبدالله IR ۱۵:۰۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    سلام بترسند کسانی که به راحتی تکفیر و رد می کنند مطمئن باشید این بزرگوران همچون قاضیها و علامه ها و کمیلیها هستند که می مانند و منکرین راه به جایی نمی برند شما اگر روزی خدای نکرده اهل درد و معنی شوید سراغ چه کسانی خواهید رفت تا دردتان را بدانند؟؟؟
  • علی اسلامی TR ۱۸:۱۳ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    بسم الله الرحمن الرحیم  عزیزانی که راجب عرفان به چشم صوفی گری نگاه میکنند هیچ مطالعی از عرفان نظری و عرفان عملی ندارند خواهش میکنم اگر واقعا به دنبال حقیقت هستید ابتدا مطالعی در عرفان و صوفی گری داشته باشید تا متوجه شوید که عرفای بزرگ همچون آیت الله سید علی قاضی ، خواجه عبدالله انصاری ، آقا میرزا جواد آقای ملک تبریزی ، سید هاشم حداد، علامه طباطبایی،امام خمینی رحمت الله علیه، آیت الله حسن زاده آملی و ... این بزرگواران هیچ کدام صوفی نبوده و با فرقه صوفی گری کاملا مخالف بوده اند آیت الله کمیلی خراسانی هم شاگرد آیت حق سید هاشم حداد رحمت الله علیه هستند و شاگردان این بزرگوار به هیچ عنوان چه در جلسات هفتگی و کتابهای تالیف شده روش و سیره صوفی گری را آموزش نداده و بلکه مخالف این فرقه می باشد در عرفان عملی عارفان در اين مسير مقامات و منازلى را رصد كرده‌اند كه طالبانِ حقيقت به ارشاد و دستگيرى استاد راه، منزل به منزل و مقام به مقام سير وجودى يافته تا آنجا كه به وصول حق كه از آن به «مقام فناء» و «بقاء بعد از فناء» و «مقام توحيد» ياد مى‌شود، نائل مى‌آيند. ضمن اینکه مقام معظم رهبری در خصوص کتاب روح مجرد تالیف علامه آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی چنین میفرمایند : از کتاب بسیار مفید و ارزشمند علامه آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی ، کتاب شریف (( روح مجرد )) است که یادنامه استادشان مرحوم آقای حداد رحمت الله از افاضل شاگردان مرحوم آیت الله سید علی قاضی رحمت الله علیه می باشد که مملو از معارف و آموزه های سلوکی برای وصول به مقامات والای عرفانی و تقرب الی الله است. امید است که مورد استفاده قرار بگیرد. اگر این عزیزانی که سید هاشم حداد را صوفی و یا عرفان را صوفی گری میدانند و سخنان ولی فقیه رهبر انقلاب را قبول دارند جای بسی تامل است که چرا ایشان از عرفان دفاع میکند و خواندن کتاب روح مجرد را تاکید می فرمایند .
  • مصطفی IR ۲۱:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۹/۱۵
    0 0
    سلام علیکم و رحمة الله خدا خیر و برکت دهد به کسانی که زمینه پرسش را حضرت استاد فراهم کردند وان شاءالله که دیگر نقدی بر این نظرات کاملا حکیمانه حضرت استاد نباشد از شما خواستاریم که جواب استاد را نسبت به مسئله عرفان در کانال ها و فضای مجازی قرار داده تا جویندگان طریق الی الله آشنا شوند با عرفان اصیل شیعی و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =