پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ |۱۵ شعبان ۱۴۴۱ | Apr 9, 2020
کد خبر: 892824
۷ فروردین ۱۳۹۹ - ۲۰:۲۳
صلوات شعبانیه

حوزه/ صلوات عبادتی فرازمان، فرامکان و فراشرایط است و در تمام حالات وارد شده است.

خبرگزاری « حوزه » - بجنورد/ امام صادق(ع) در حدیثی فرمودند: «در ماه شعبان تا می‌‏توانید صلوات بفرستید! ماه شعبان را ماه شفاعت گفته‏‌اند چون پیامبر(ص) از هرکسی که بر ایشان صلوات می‏‌فرستد، شفاعت می‏‌فرمایند» (أَکْثِرُوا فِی شَعْبَانَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَی نَبِیِّکُمْ، إِنَّمَا سُمِّیَ شَعْبَانُ شَهْرَ الشَّفَاعَةِ لِأَنَّ رَسُولَکُمْ یَشْفَعُ لِکُلِّ مَنْ یُصَلِّی عَلَیْهِ فِیه (وسائل الشیعة/ ج‏۱۰/ ص۵۱۲)).

صلوات اسراری دارد که آن را تبدیل به یک ذکر معجره آمیز نموده است. گوشه‌‏ای از این حقایق را ائمه اطهار(ع) با استناد به این آیه‏ی مبارکه بیان فرموده‏اند: «وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هَذِهِ الْقَرْیَةَ فَکُلُوا مِنْهَا حَیْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَکُمْ خَطَایَاکُمْ وَ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ»(بقره/ ۵۸).

صلوات؛ عبادتی عظیم

هرچند آیه درباره بنی‌‏اسرائیل است ولی برای ما هم مورد استفاده قرار می‏گیرد. چون در روایات داریم که هر چه برای بنی‌‏اسرائیل هست، برای این امت هم هست(یَکُونُ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ کُلُّ مَا کَانَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ(من لا یحضره الفقیه، ج‏۱، ص۲۰۳)).

بنی‌‏اسرائیل بعد از سپری شدن دوران چهل سال تحیّر کیفری در صحرای سوزان سینا(بیابان تِیه)، بنا شد که خداوند آنها را نجات بدهد لذا فرمان رسید که «اُدْخُلُوا هَذِهِ الْقَرْیَةَ» به سرزمین بیت‏‌المقدس که چهل سال ورودتان به آن حرام بود، وارد و در آن ساکن شوید. در قرآن به هر شهری، مدینه گفته نمی‏شود، به آنجایی که مردم، اهل ایمان نیستند قریه گفته می‏شود.

در ادامه می‏فرماید: وقتی هم که می‏خواهید وارد بیت‏‌المقدس شوید«وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً» از درب مخصوص و در حال سجده وارد شوید «وَ قُولُوا حِطَّةٌ» از خدا بخواهید که گناهان‏تان را بریزد، تا خدا گناهان شما را پاک کند «نَغْفِرْ لَکُمْ خَطایاکُمْ وَ سَنَزیدُ الْمُحْسِنین» و آنهایی که محسن هستند، یعنی سه فرمان مزبور را (ورود به قریه، ورود از باب در حال سجده، و گفتن حطه) نیکو به‏جا آورند، افزون بر مغفرت و بخشش گناهانشان، به آنان از فضل خودمان عطا می‏کنیم.

شرط ورود بنی‏‌اسرائیل به وادی بیت‏المقدس این بود که با حالت سجده وارد شوند، این سجده، مثل سجده ملائک بر حضرت آدم(ع) و سجده آل‌‏یعقوب(ع) به حضرت یوسف(ع)، از باب تواضع در برابر خلیفةالله بود. امام عسکری(ع) در این خصوص می‏فرمایند: «خداوند چهره‏ی مثالی حضرت محمّد(ص) و علی(ع) را هنگام ورود بنی‏‌اسرائیل، بر دروازه‌‏ی شهر مجسّم نمود و به آنان امر کرد که به نشانه‏‌ی احترام و تعظیم، در مقابل آن چهره‏ها، سجده کنند و در نزد خود بیعت و ولایت آن‏ها را تجدید کنند و همچنین عهد و میثاقی که قبلاً از آنان، در مورد محمّد(ص) و علی(ع) گرفته شده ‏بود را به یادآورند»(مَثَّلَ اللَّهُ تَعَالَی عَلَی الْبَابِ مِثَآلَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ أَمَرَهُمْ أَنْ یَسْجُدُوا تَعْظِیماً لِذَلِکَ الْمِثَالِ وَ أَنْ یُجَدِّدُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ بَیْعَتَهُمَا وَ ذِکْرَ مُوَالَاتِهِمَا وَ لِیَذْکُرُوا الْعَهْدَ وَ الْمِیثَاقَ الْمَأْخُوذَیْنِ عَلَیْهِمْ لَهُمَا...(بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۸۲)).

بنی‏‌اسرائیل می‏بایست از درب و وادی خلیفةالله، وارد وادی توحید می‏شدند. وقتی خدا خلیفه قرار می‏دهد معنایش این است که هر کس می‏خواهد به طرف خدا بیاید باید از وادی خلیفةالله بیاید. در خصوص امت ما هم، در روایات معصومین(ع) مکرر داریم که ما باب حطه شما هستیم «نَحْنُ بَابُ حِطَّةٍ وَ هُوَ بَابُ السَّلَامِ مَنْ دَخَلَهُ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ هَوَی»(الخصال/ ج‏۲/ ص۶۲۶) اگر می‏خواهید از حیرت‏ها و سرگردانی‏ها نجات پیدا کنید باید از باب ما وارد شوید. در زیارت امام حسین(ع) در نیمه شعبان که در مفاتیح هست داریم «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَابَ حِطَّةَ الَّذِی مَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنا» بعد از حیرتی که در دوران بنی‏امیه و یزید پیدا شد، و واقعا حیرت در دین پیدا شده بود و امام حسین(ع) باب حطه شد و اگر کسی از این درب وارد شود حیرت‏ها و ضلالت‏ها برداشته می‏شود و مغفرت و پاکی و طهارت هم دنبال آن می‏آید.

سجده برای ما در تعبیر «وَ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا»، شکل ذکر شریف صلوات بر محمد و آل‏محمد(ص) پیدا کرده است. زیرا وقتی آن عالم یهودی به محضر امیرالمؤمنین(ع) چنین اشکال کرد: خداوند ملائکه را به سجده آدم(ع) واداشت، آیا محمّد(ص) چنین فضیلتی داشت؟ حضرت فرمود: نه تنها رسول‏الله(ص) چنین فضیلتی داشت، بلکه برتر از آن به ایشان عطا شده است. خداوند در جبروت خود، همراه تمامی فرشتگان بر او درود فرستاد، و همه مؤمنین را موظف به صلوات فرستادن بر او نمود(نک: احزاب/ ۵۶)، و این فضیلتی افزون بر فضیلت آدم(ع) است(... وَ مُحَمَّدٌ أُعْطِیَ مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا، إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ صَلَّی عَلَیْهِ فِی جَبَرُوتِهِ وَ الْمَلَائِکَةُ بِأَجْمَعِهَا وَ تَعَبَّدَ الْمُؤْمِنِینَ بِالصَّلَاةِ عَلَیْهِ فَهَذِهِ زِیَادَة(الإحتجاج/ ج۱/ ص۲۱۱)). یعنی صلوات، از سجده بر آدم(ع) بالاتر و مؤثرتر و کامل‏تر است. به همین جهت به فرمایش امام هادی(ع): «إِنَّمَا اتَّخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا لِکَثْرَةِ صَلَاتِهِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِه‏»(علل الشرائع/ ج۱/ ص۳۴) یعنی مقام والای خُلَّت هم ذیل صلوات تعریف می‏شود. بنابراین صلوات، حقیقت تسلیم در مقابل خلیفةالله و عبادت خداوند متعال است، عبادتی که در میزان اعمال اخروی، چیزی سنگین‏تر از آن نیست(مَا فِی الْمِیزَانِ شَیْ‏ءٌ أَثْقَلَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ...‏(الکافی/ ج۲/ ص۴۹۴)).

 ظاهر و باطن صلوات

آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیمًا»(احزاب/ ۵۶)، متضمن ظاهر و باطن صلوات است. ظاهر صلوات همین شیرین‏ترین اسماء عالم یعنی «الله» و «محمد» و «آل‏محمد» است: «فَما أحْلی أسْماءَکُم» (زیارت جامعه)، این جمله در مقام تعجب، گویای زیادی حلاوت و شیرینی اسامی ائمّه اطهار(ع) است. از آن‏جایی که آن حضرات اسماءالله هستند، دارای تمام زیبایی‏ها و جذابیت‏های متصور است. امام صادق(ع): «فِی قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ لِلّهِ اَلْأَسْماءُ اَلْحُسْنی فَادْعُوهُ بِها»(اعراف/ ۱۸۰) قَالَ: نَحْنُ وَ اَللَّهِ اَلْأَسْمَاءُ اَلْحُسْنَی...» (الکافی/ ج۱/ ص۱۴۳).

اما باطن صلوات «وَ سَلِّمُوا تَسْلِیمًا» است که جان‏مایه و حقیقت ایمان به خدا است: «فَلَا وَ رَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا» (نساء/ ۶۵). باطن صلوات یعنی هماهنگ با زبان، قوای باطنی اعم از عقیده، اخلاق و عمل هم تسلیم باشند و چنین صلواتی اثربخش است. اثر و کارکرد صلوات هم نورانیت است: «هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَ مَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ...» (احزاب/ ۴۳) که حقیقت نورانیت، خروج از ولایت طاغوت و ورود در ولایةالله است: «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ...» (بقره/ ۲۵۷). این خروج از ولایت طاغوت و ورود در ولایةالله، همان مفهوم متعالی «هجرت» در قرآن است.

ماهیت هجرت اسلامی در حیات ظاهری و باطنی

ماهیت هجرت قرآنی، خروج از ولایت طاغوت و ورود به ولایة الله است. یعنی اگر جایی وجود ما و همه نیروها و نشاط‏‌های ما تحت فرمان ولایت طاغوت بود، تعهد ایمانی ما این است که ما خودمان را از قید و بند ولایت طاغوت آزاد کنیم و نجات دهیم و برویم تحت سایه پُر میمنت ولایتِ الله.

درباره چرایی هجرت این سؤال مطرح است که چرا باید انسان از تحت ولایت طاغوت بگریزد؟ و آیا نمی‏توان در ولایت طاغوت بود و مسلمان بود؟ در پاسخ باید گفت: کسی که تحت ولایت طاغوت زندگی می‏کند، در حقیقت گویی اختیاری از خود ندارد. تور نامرئی نظام جاهلی، آن چنان انسان را می‏کِشد، که آدم نمی‏فهمد کجا می‏رود. گاهی هم خیال می‏کند دارد به طرف سرمنزل سعادت و رستگاری می‏رود، غافل از اینکه دارد به طرف جهنم می‏رود.

مسلمان زیستن یعنی تمام امکانات، انرژی‏ها، قدرت‏ها و استعدادهای یک انسان، دربست در اختیار خدا بودن. اگر یک نفر در محیط طاغوتی و نظام طاغوت، زندگی بکند، کسری و بخشی از زندگی و مسلمانی‌‏اش بالاخره در راه و بندگی طاغوت است و صد درصد نمی‏تواند بنده خدا باشد. چون طاغوت علاوه بر شکل خارجی، به صورت درونی(هوای نفس) هم هست، بنابراین علاوه بر هجرت متعارف، «هجرت انفسی» هم وجود دارد. بنابراین صلوات می‏تواند همه لایه‌‏های وجودی انسان را از طاغوت ظاهری و باطنی تطهیر کند(نک: طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، جلسه۲۸). زیارت جامعه کبیره می‏فرماید صلوات این چهار خاصیت را دارد: «وَ جَعَلَ صَلَاتَنَا عَلَیْکُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَایَتِکُمْ طِیباً لِخُلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْکِیَةً لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا». به بیان برخی از اساتید «صلوات، انسان را آدم می‏کند، غیر شیعه هم اگر اهل صلوات بشود، دستش را می‏گیرند.»

 اصول و فروع ولایة الله و ولایت طاغوت

«ولایة الله» و «ولایت طاغوت» اصل و ریشه‏ای هستند که فروع و شاخه‏های طاعت و معصیت. امام صادق(ع) فرمودند: «نَحْنُ أَصْلُ الْخَیْرِ وَ فُرُوعُهُ طَاعَةُ اللَّهِ وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ الشَّرِّ وَ فُرُوعُهُ مَعْصِیَةُ اللَّه‏»(بحارالأنوار/ ج۲۴/ ص۳۰۱) و انسان تا وقتی مرتکب معاصی می‏شود مبتلا به ولایت طاغوت است و در وادی ولایةالله و به تَبَع آن در وادی توحید ثبات نمی‏یابد چرا که گناه مال ائمه جور است. خاصیت صلوات این است که امام رضا(ع) فرمودند: «اگر کسی توانایی ندارد که کاری کند که باعث پاکی گناهانش بشود، پس تا می‏تواند بر محمد(ص) و آل او صلوات بفرستد، چرا که صلوات، ریشه گناه را در می‏آورد(مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی مَا یُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیُکْثِرْ مِنَ الصَّلَوَاتِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً (الأمالی(للصدوق)/ ص۷۳)). (برگرفته از سلسله مباحث اخلاقی آیت‏الله جوادی آملی و آیت‏الله میرباقری)

 ادعیه صلواتی ارزشمند

قدر صلوات‏‌های مأثوره را بدانیم. هرچند ذکر صلوات از مصادیق اعظم ذکر است فلذا عبادتی فرازمان، فرامکان و فراشرایط است و در تمام حالات وارد شده است، اما در این بین صلوات‏هایی زیادی وارد شده است که ثواب و فضائل زیادی برایشان ذکر شده است و مرحوم شیخ عباس قمی، در فواصل مختلف از کتاب شریف مفاتیح الجنان آن‏ها را نقل نموده است و نا برخی از مهم‏ترین آن‏ها را تقدیم می‏داریم:

(۱)     صلوات اول تعقیبات نماز صبح: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اهْدِنِی لِمَا اخْتُلِفَ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِکَ إِنَّکَ تَهْدِی مَنْ تَشَاءُ إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ»

(۲)     صلوات دوم تعقیبات نماز صبح؛ ده مرتبه: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَوْصِیَاءِ الرَّاضِینَ الْمَرْضِیِّینَ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ وَ بَارِکْ عَلَیْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکَاتِکَ وَ السَّلامُ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی أَرْوَاحِهِمْ وَ أَجْسَادِهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ». این صلوات در عصرهای جمعه نیز با فضیلت بسیار وارد شده است.

(۳)     صلوات بسیار در شب‏های جمعه و شب‏های شنبه.

(۴)     هزار مرتبه صلوات‏ در روز جمعه.

(۵)     صد مرتبه در روز جمعه: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ».

(۶)     صد مرتبه در روز جمعه: «صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ أَنْبِیَائِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جَمِیعِ خَلْقِهِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی أَرْوَاحِهِمْ وَ أَجْسَادِهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ».

(۷)     یک، هفت یا ده مرتبه در روز جمعه: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ وَ بَارِکْ عَلَیْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکَاتِکَ وَ السَّلامُ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی أَرْوَاحِهِمْ وَ أَجْسَادِهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ». وقت فضیلت صلوات‏های سوم و چهارم و پنجم، از ظهرهای تا غروب روز جمعه است.

(۸)     صلواتی که امام زمان(ع) برای عصرهای جمعه تعلیم فرمودند و به صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی معروف است.

(۹)     صلوات بسیار در روز عید مبعث.

(۱۰)   صلوات بسیار در روزهای ماه شعبان.

(۱۱)   صلوات شعبانیه در ظهرهای هر روز ماه شعبان و شب نیمه شعبان.

(۱۲)   صلوات رمضانیه در هر روز ماه رمضان: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِ‏ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیما لَبَّیْکَ یَا رَبِّ وَ سَعْدَیْکَ و...»(مفاتیح الجنان/ باب دوم در اعمال السنة/ اعمال ماه مبارک/ قسم چهارم در اعمال روزهای ماه رمضان‏/ دعای سوم: صلوات هر روز ماه رمضان).

(۱۳)   حداقل روزی صد صلوات در روزهای ماه رمضان(همان/ دعای نهم).

(۱۴)   صلواتی که امام صادق(ع) درباره‏اش فرمودند: «مَنْ أَرَادَ أَنْ یَسُرَّ مُحَمَّداً وَ آلَهُ فِی الصَّلَاةِ عَلَیْهِمْ، فَلْیَقُلْ: اللَّهُمَّ یَا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطَی‏...». مرحوم قمی در مفاتیح الجنان این صلوات را در اعمال روز عرفه آورده است ولی در مأخذ اصلی یعنی کتاب «مصباح»(جُنة الأمان الواقیة)- تألیف مرحوم کفعمی- این صلوات ابتداءً برای روز جمعه(المصباح للکفعمی (جنة الأمان الواقیة)/ ص۴۲۳) و بعد برای روز عرفه ذکر کرده است(همان/ ص۶۶۲).

(۱۵)   صلوات بسیار در عید غدیر.

(۱۶)   صلوات بسیار در شب عاشورا.

(۱۷)   صلوات بر حجج طاهره علیهم السلام که امام عسکری علیه السلام تعلیم فرمودند(مفاتیح الجنان/ باب سوم در زیارات‏/ فصل یازدهم در زیارات جامعه.../ مقام سوم در صلوات بر حجج طاهره علیهم السلام‏).

(۱۸)   فضیلت ذکر صلوات در نماز

علاوه بر این موارد، فضیلت صلوات در نماز است. ابوبصیر از محضر امام صادق(ع) پرسید: آیا جایز در سجده نماز صلوات بفرستم؟ حضرت فرمودند: بله! «هُوَ مِثْلُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ»(وسائل الشیعة/ ج‏۶/ ص۳۲۶))؛ و بیان داشتند: «هر کس در رکوع و سجود و قیام نمازش، صلوات بر محمد(ص) و آل او بفرستد خداوند ثواب آن را مانند ثواب رکوع و سجود و قیام در نامه اعمال او می‏‏نویسد»(مَنْ قَالَ فِی رُکوعِهِ وَ سُجُودِهِ وَ قِیامِهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کتَبَ اللَّهُ لَهُ بِمِثْلِ الرُّکوعِ وَ السُّجُودِ وَ القیام(الکافی/ ج۳/ ص۳۲۴)).

هم‏چنین ضمن تصریح به این‏که «صلوات موجب کامل شدن نماز می‏شود» (أَنَّ الصَّلَاةَ عَلَی النَّبِیِّ مِنْ تَمَامِ الصَّلَاةِ(من لا یحضره الفقیه/ ج۲/ ص۱۸۳)) یادآور شدند: «اگر کسی در نمازش صلوات بر محمد آل او(ص) نفرستد این نماز او را به بهشت نمی‏برد» (إِذَا صَلَّی أَحَدُکُمْ وَ لَمْ یَذْکُرِ النَّبِیَّ وَ آلَهُ فِی صَلَاتِهِ یُسْلَکُ بِصَلَاتِهِ غَیْرَ سَبِیلِ الْجَنَّة(الکافی/ ج۲/ ص۴۹۵)).

انتهای پیام/

حجت الاسلام عبدالله محمدی

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =