جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۹ | Dec 4, 2020
حرم حضرت معصومه

حوزه/ بعضی‌ها شب‌های ماه مبارک، خودشان را به خیابان‌های اطراف حرم می‌رسانند و ناباورانه به درهای حرم زل می‌زنند. این مردم یک تاریخ درهای بخشش و عطای این خاندان با کرامت را باز دیده‌اند. حال چگونه باید تحمل کنند این عذاب را؟؛ ربنا لا تحمل علینا ما لا طاقت لنا به...

 خبرگزاری حوزه،  آدمیان را گاهی تلنگر لازم است. خدا بعضی وقت‌ها تلنگر کوچکی به بندگانش می‌زند که آهای بنده من مراقب باش، راه اینجاست.

این تلنگر شاید کوچک، شاید کوتاه و شاید مختصر باشد اما گاهی همین تلنگر به‌ظاهر ناچیز، بشر را بالا و پایین می‌کند.

لابد این ویروس و حال و هوای این روزهای جهان هم تلنگری باشد از جانب خدا، نثار بندگان. تلنگری برای این‌که بدانیم چه نعمت بزرگی بود بوسیدن دست پدر و مادر. این‌که مهمان چای استکانی مادربزرگ شدن چقدر توی خوب شدن حال و احوالمان مؤثر بوده و ما نمی‌دانستیم صله‌رحم چه اثری دارد. تلنگری برای این‌که قدر بدانیم دوستی‌هایمان را، به آغوش کشیدن عزیزانمان را و بوسیدن صورت فرزندان دلبندمان را.

زمین‌گیری فقیر و غنی، ثابت کرد که ما انسان‌ها حواسمان به خیلی از نعمات خداوند نبوده و چقدر نعمت که باید شکرشان را به‌جا بیاوریم و به‌صورت یقین ما همیشه از شکرگزاری نعمات بی‌انتهای خدا عقب هستیم، نعماتی که حتی گاهی در شمارش آن‌ها می‌مانیم و نمی‌دانیم که خدا را برای کدام نعمت شکر کنیم.

یکی از همین نعمات، زیارت بابرکت کریمه اهل‌بیت، حضرت معصومه سلام‌الله علیهاست. مردمی که زیارت بانوی کریمه جزو برنامه همیشگی‌شان بوده است، این روزها با چشمانی حسرت‌زده و خیس از اشک، گرد حرم می‌چرخند. مردمی که لحظه‌لحظه زندگی‌شان را به شبکه‌های ضریح گره می‌زده‌اند حالا عجیب دل‌تنگ‌اند.

تصور این‌که درهای این حرم همچنان بسته بماند، مثل سوهان تلخی است که به روح مردم قم و زائرین کشیده می‌شود و عطشی که به جان زائرین است، جز با نوشیدن آب گوارای حرم آرام نمی‌شود.

بعضی‌هایشان شب‌های ماه مبارک، خودشان را به خیابان‌های اطراف حرم می‌رسانند و ناباورانه به درهای حرم زل می‌زنند. این مردم یک تاریخ درهای بخشش و عطای این خاندان باکرامت را باز دیده‌اند. حال چگونه باید تحمل کنند این عذاب را؟..

دیشب اطراف حرم جوانی نوزاد دوماهه‌اش را در آغوش گرفته و لحظه‌شماری می‌کرد برای اولین زیارت فرزندش. می‌گفت سال پیش خادمان در اتاق عقد حرم او و همسرش را به عقد هم درآوردند.

چند پیرزن، کناری بساط چایشان به راه بود و زیارت‌نامه می‌خواندند. نوجوانانی که ماسک زده بودند با دوچرخه دور حرم می‌چرخیدند تا مطمئن شوند همه درها بسته است.

کودکی گندم به دست از مادرش می‌پرسید: مامان حالا کی به کبوترا گندم می‌ده؟

کمی ‌آن‌طرف‌تر چند جوان برای دل حیرانشان از ترس بی‌پناهی می‌خواندند: ای خدا… نعمت مساجد و حسینیه‌ها و مجالس مناجات در ماه مبارک رمضان از ما سلب شد؛ اما ما تحمل این را نداریم که محرم از راه برسد و مجبور باشیم توی خانه عزاداری کنیم. خدایا ما را با گرفتن نعمت عزاداری و روضه‌های عمومی محرمت امتحان نکن. خدایا ما برای زیارت و پیاده‌روی اربعین اربابمان لحظه‌شماری می‌کنیم. خدایا نعمت وارد شدن به موکب حرم حضرت معصومه سلام‌الله علیها را از ما نگیر… . ربنا لا تحمل علینا ما لا طاقت لنا به...

رضا عیوضی

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8