یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۸ |۲۴ جمادی‌الاول ۱۴۴۱ | Jan 19, 2020
سبحانی

حوزه/ تطهير تكوينى كه همان مصونيت از گناه و خلاف است، تاج فضيلت است كه بر سر خاندان رسالت گذارده شده و ديگران در اين فضیلت با آنان شريك نيستند.

به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه» حضرت آیت الله سبحانی در نوشتاری که به بررسی آیه تطهیر پرداخته‌اند تطهیر را تاج فضیلتی برای خاندان رسالت عنوان کردند که دیگران با آنان شریک نیستند و این دلیل محکمی بر افضلیت اهل‌بیت علیهم السلام بر دیگران است.

*انواع طهارت

1. طهارت ظاهرى به معناى پاكيزگى لباس و بدن، چنان كه مى فرمايد: «وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ»

از آسمان آبى براى شما فرو مى فرستد تا با آن شما را پاكيزه سازد. (1)

2. پاكى از شرك و آلودگى هاى اخلاقى، مانند دو آيه ياد شده در زير:

الف: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها» اى رسول گرامى از اموال آنان زكات بگير و بدين وسيله آنان را پاك گردان و تزكيه ساز. (2) مقصود از طهارت در اين جا طهارت معنوى و اخلاقى است.

ب: «فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ» در آن مساجد، مردانى هستند كه مى خواهند از آلودگى ها پاك شوند و خدا چنين افراد پاكيزگى جو را، دوست دارد. (3)

با توجه به اين دو طهارت، موضوع سخن طهارت به معنى دوم است؛ زيرا طهارت ظاهرى، يك امر همگانى است و مؤمن و مشرك در آن يكسانند.

طهارت معنوى كه مورد تأكيد تمام شرايع آسمانى است به دو صورت مطرح مى شود:

1. طهارت معنوی گاهى به صورت تشريعى در مورد همه افراد است؛ يعنى خدا فرمان مى دهد كه افراد، خود را از هر نوع آلودگى پاك سازند. اين فرمان تشريعى، همگان، حتى فرعون را نيز در برمى گيرد چنان كه به حضرت موسى علیه السلام دستور مى دهد: «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏ * فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى‏ أَنْ تَزَكَّى» به سوى فرعون برو كه او سركشى كرده است * بگو آيا مى خواهى كه از شرك و گناه پاك شوى؟!. (4)

همچنین در آیه ای دیگر مى فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ» خداوند، توبه‏كنندگان را دوست دارد، و پاكان را (نيز) دوست دارد. (5)

اصولاً هدف تمام انبياء، دعوت به طهارت از شرك و گناهان و ناهنجارى هاست. چيزى كه هست گروهى از اين فرمان پيروى مى كنند و گروهى سر برمى تابند؛ و اين اختصاص به فرمان تطهير ندارد. تمام فرمان هاى خدا كه در كتاب و سنّت آمده، همگانى است و جنبه تشريعى و قانونى دارد ولى گستردگى دعوت، دليل بر تحقق آن در همه افراد نيست؛ زيرا چه بسا گروهى به  خاطر لجاجت از آن سرباز بزنند و اين ضررى بر گستردگى اراده تشريعى خدا ندارد؛ زيرا ارادۀ تشريعى مايۀ اجبار و الزام نيست بلكه انسان ها در برابر آن، مختار و آزادند؛ چه بسا ممكن است گوش به فرمان بدهد و چه بسا سربرتابد.

2. طهارت معنوی گاهى به صورت تكوينى در مورد برخى از افراد می باشد؛ يعنى خدا روى يك رشته زمينه ها كه فعلاً جاى بازگويى آنها نيست، بر برخى از انسان هاى والا، نوعى مصونيت از گناه را در نهاد آنها جاى مى دهد كه ديگر گِرد گناه نمى گردند و حتى انديشه گناه هم در آنها پديد نمى آيد؛ چنان كه اين افتخار نصيب حضرت مريم علیهاالسلام شد. خدا به ملائكه فرمان مى دهد كه به او بگويند: «يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمينَ» اى مريم خدا تو را برگزيد و از آلودگى هاى روحى و اخلاقى پاك گردانيد و تو را بر تمام زنان جهان برترى داد. (6)

مقصود از تطهير در اين آيه، نه تطهير جسمانى و ظاهرى است و نه تطهير تشريعى؛ زيرا اوّلى كه مؤمن و مشرك را در برمى گيرد و اختصاص به حضرت مريم ندارد؛ دومى نيز از ويژگى هاى حضرت مريم نيست؛ زيرا خداوند طهارت معنوى را از همگان خواسته است؛ طبعاً اين طهارت، يك طهارت خاصى است؛ به اين معنا وجود يك رشته زمينه هاى پيشين و بعدى، سبب شده است كه در حضرت مريم گوهرى پديد آيد كه (در عين اختيار) او را در برابر گناهان بيمه سازد و اين همان عصمتى است كه در انبياء نیز وجود دارد.

با توجه به اين مقدمه، روشن مى شود كه مقصود از تطهير در آيه: «ُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»  (7) همان تطهيرى است كه درباره مريم نيز بيان شد. يعنى خدا خواسته است كه خاندان رسالت از هر نوع آلودگى پاك باشند و اين خواستن به معناى تشريعى و قانونى نيست كه همگان را در برمى گيرد، بلكه خواست تكوينى است كه درباره آن مى گويد: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» فرمان او چنين است كه هر گاه چيزى را اراده كند، تنها به آن مى‏گويد: «موجود باش!»، آن نيز بى‏ درنگ موجود مى‏شود. (8)

با اين بيان، روشن مى شود كه اين نوع تطهير تكوينى كه همان مصونيت از گناه و خلاف است، تاج فضيلت است كه بر سر خاندان رسالت گذارده شده و ديگران در اين فضیلت با آنان شريك نيستند. (9)

با توجه به اين بيان روشن مى گردد كه آيۀ تطهیر دليل محكمى بر أفضليت اهل بیت علیهم السلام بر سايرين می باشد؛ چنان که گفتار خداوند درباره حضرت مريم «وطَهَّرَكِ» نيز افتخارى براى مريم است و قرآن، آن را به عنوان مدال افتخار براى او بازگو مى كند، چنان كه مى فرمايد: «يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمينَ» اى مريم خدا تو را برگزيد و از آلودگى هاى روحى و اخلاقى پاك گردانيد و تو را بر تمام زنان جهان برترى داد.

يكى از دلائل اين كه اين تطهير، جنبه تكوينى و آفرينشى دارد و از ويژگى هاى اهلبیت علیهم السلام به شمار می رود، روايات فراوانى است كه محدّثان اهل سنت نقل كرده اند كه پس از نزول آيه تطهير، پيامبر اکرم صلی الله علیه وآله عبايى بر سر چهار نفر افكند؛ يعنى بر سر على، فاطمه، حسن و حسين علیهم السلام؛ آنگاه در حالى كه انگشت شهادت خود را به طرف آسمان اشاره مى كرد، گفتند: «اللّهم إنّ لكلّ نبىّ أهل بيت وهؤلاء أهل بيتى». (10)

و هر روز كه براى نماز صبح از خانه خارج مى شد به درِ خانه حضرت زهرا سلام الله علیها مى رسيد، آيه را تلاوت مى كرد (11)

راويان اين احاديث هشت نفر از صحابه پيامبر اکرم صلی الله علیه وآله هستند: 1. ابوسعيد خدرى، 2. أنس بن مالك، 3. عبدالله بن عباس، 4. ابوهُريرۀ دوسى، 5. سعد بن ابى وقاص، 6. واثلة بن اسقع، 7. بلال بن الحارث، 8. ام سلمه.

همه مفسران و راويان، آيۀ تطهیر را مدال افتخار اهل بيت عليهم السلام دانسته اند و کسی نمی تواند این مسأله را انكار كند.

پاورقی:

(1). انفال/ 11.

(2). توبه/ 103.

(3) . توبه/ 108.

(4) . نازعات/17ـ 18.

(5). بقره/ 222.

(6) . آل عمران/ 42.

(7) . احزاب/ 33.

(8) . يس/ 82.

(9) . و كاربرد اراده با لفظ مضارع «يُريد» در اراده تكوينى در قرآن نمونه دارد؛ مانند: «وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين» قصص 5.

(10) . تفسير طبرى، ج22، ص 5ـ7؛ الدر المنثور، ج5، ص 198ـ 199.

(11) . تفسير طبرى، ج22، ص 5ـ7؛ الدر المنثور، ج5، ص 198ـ 199.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی سبحانی

 

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =