یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۰
چرا مردم به اغتشاشات نپیوستند؟

حوزه/ مردم به اغتشاشات نپیوستند زیرا می‌دانستند این حرکات به سود دشمن است. سواد موقعیت‌شناختی ریشه در تجربه تاریخی و فرهنگ عامه دارد. فوتبال و مناسک، مهارت تشخیص همکاری، رقابت منصفانه و «آفساید اجتماعی» را می‌آموزند.

خبرگزاری حوزه | مردم به اغتشاشات نپیوستند، زیرا به خوبی آگاه‌اند که این آشوب‌ها در افقی وسیع‌تر، به سود کدام دشمن یا دشمنان تمام می‌شود. این ملاحظه‌ای است که در کنش بخشی از نخبگان یا تأثیرگذاران مجازی (که خود را نخبه می‌پندارند) دیده نمی‌شود؛ آنان در «آفساید» به سر می‌برند. مفهوم «آفساید» از ظرافت‌های درخشان فرهنگ عامه در فوتبال برگرفته شده و پندهایی بسیار مهم را در خود جای داده است. «آفساید» هنگامی رخ می‌دهد که بازیکن از دید خود مسیر و حرکتی درست را می‌پیماید، اما از منظری کلان‌تر، این اقدامات به نفع حریف انجام می‌شود و باید متوقف گردد. قاعده «آفساید» در فوتبال، استعاره‌ای عمیق و قابل تعمیم از «محدودیت پیشروی به بهای نادیده گرفتن چارچوبی گسترده‌تر» است.

* ادراک اجتماعی در پس تاریخی پرآشوب

«آفساید» دریچه‌ای به سوی درکی پیچیده و ریشه‌دار از سواد اجتماعی گشوده است که در بطن زیست‌جهان جمعی توده‌ها نهفته است. این سواد، برآمده از تاریخ مشترک، تجربه زیسته جمعی و حکمت نانوشته‌ای است که در آیین‌ها و مناسک روزمره تداوم و بازتولید می‌شود.

هم‌چون تماشاگران کارکشته ورزشگاه که در یک نگاه، موقعیت تمام بازیکنان، خطوط حمله و دفاع و نیت پنهان بازیکنان پشت دروازه حریف را می‌سنجند، توده‌های مردم نیز با ادراکی جمعی و موقعیت‌شناس، بازی بزرگ اجتماعی را می‌بینند. آنان نه فقط حرکت بازیکن مهاجم (معترضان یا تحریک‌کنندگان) را می‌بینند، جایگاه کاپیتان (نظام حاکمیت)، خط دفاعی خودی (نهادهای امنیتی و اجتماعی) و مهم‌تر از همه، تماشاگران خصم پشت دروازه (دشمنان خارجی و منطق‌های ژئوپلیتیک) را نیز در محاسبه وارد می‌کنند.

* آفساید نخبگان، خطای دید در زمین اجتماع

این توان دید کل‌نگر و چندلایه، حاصل سال‌ها تجربه زیستن در شرایط پیچیده و پرتلاطم است؛ تجربه‌ای که به مردم آموخته است هر حرکتی، هر چند در ظاهر رو به جلو و برآمده از حقی یا شکلی از عدالت‌خواهی، ممکن است در زمین کلی بازی نقشی کاملاً متضاد با منافع ملی و بقای جمعی ایفا کند. از این منظر، سکوت یا عدم همراهی مردم نه یک انفعال، که کنشی محاسبه‌شده و فعال است؛ حرکتی دفاعی برای جلوگیری از گل به خودی که نتیجه قطعی شکستن خط دفاعی و هماهنگی تیمی در برابر حریفی آماده و منتظر خواهد بود. در سوی دیگر این میدان، بخشی از نخبگان رسانه‌ای، فعالان شبکه‌های اجتماعی و روشنفکران قرار دارند که دچار نزدیک‌بینی تحلیلی شده‌اند. آنان در دام «آفساید نخبگان» گرفتار آمده‌اند. این گروه، اغلب به دلیل پیوند با گفتمان‌های جهانی، تکیه بر چارچوب‌های نظری انتزاعی و غرق شدن در جریان سریع و هیجانی اطلاعات مجازی، تنها بخشی از زمین بازی (معمولاً همان بخش مرتبط با شکایت یا آرمان مورد نظرشان) را می‌بینند. تمرکز شدید آنان بر یک درد واقعی یا یک بی‌عدالتی عینی آنان را از درک توازن قوای کلان، محاسبات امنیت ملی و اهداف راهبردی بازیگران خارجی غافل می‌سازد. برای آنان، حرکت مهاجم (اعتراض) فی‌نفسه و فارغ از موقعیت سایر بازیکنان، درست و مشروع است.
اینجاست که استعاره «آفساید» به یاری ما می‌آید. بازیکنی که زودتر از زمان قانونی و با نادیده گرفتن موقعیت حریف به سمت دروازه می‌تازد، از دید خود در حال انجام بهترین و منطقی‌ترین کار (یعنی گلزنی) است، اما داور در این‌جا، خرد جمعی موقعیت‌شناس که دیدی وسیع‌تر و کل‌نگر دارد، پرچم را برمی‌افرازد؛ زیرا می‌داند این حرکت، قواعد عادلانه رقابت و بقای خود بازی را نقض کرده است.

* سواد معرفت‌شناختی از آن مردم است

این شکاف معرفت‌شناختی بین خرد توده‌ای ریشه‌دار در تجربه و نخبگی گسسته از متن، در سنت غنی مطالعات فرهنگی بریتانیایی (از متیو آرنولد و به ویژه در آرای ریچارد هوگارت) مستند و توانمند می‌شود. هوگارت در اثر تأثیرگذارش «کاربست‌های سواد»، فرهنگ عامه و آیین‌هایی مانند فوتبال را نه به عنوان پدیده‌هایی حاشیه‌ای که به مثابه جهان زندگی اصیل و عرصه‌های شکل‌گیری سواد اجتماعی و هویت جمعی طبقه فرودست برمی‌شمارد. از منظر او استادیوم فوتبال یک مدرسه عمومی است که در آن مفاهیمی پیچیده مانند همکاری، رقابت منصفانه، خوانش موقعیت و تشخیص حرکت نامشروع نه از طریق کتاب که از طریق تجربه مناسک‌گونه و مشارکت جمعی آموخته می‌شود. این همان «سواد موقعیت‌شناختی» است که جامعه را در تشخیص «آفساید اجتماعی» توانمند می‌سازد. از زاویه این بصیرت نظری، مقاومت مردم در برابر اغتشاش را می‌توان تجلی این سواد موقعیت‌شناختی جمعی دانست؛ توان تشخیص این که برخی حرکات اجتماعی، به رغم برخاستن از رنجی واقعی، به دلیل «تقدم نامشروع» در میدان بازی بزرگ‌تر در عمل به ابزاری در دست «دشمن پشت دروازه» تبدیل می‌شوند. این درک، حاصل صدها سال تجربه تاریخی زیسته در جغرافیایی حساس و پرآشوب است.

* نخبگانِ از جهان‌ جدا و از درک عاجز

در مقابل، ناتوانی بخشی از نخبگان از درک این حکمت، ناشی از جدایی از این زیست‌جهان، انقیاد در برابر گفتمان‌های جهانی یک‌سویه و غرق شدن در ابعاد احساسی و آنی ارتباطات مجازی است. بازخوانی این رابطه میان فرهنگ، قدرت و خرد روزمره نشان می‌دهد که در لحظات بحرانی، گاه پاسخ‌های معتبر و راهگشا نه در کتاب‌های نخبگان، که در حافظه جمعی و خرد نهفته در مناسک و آیین‌های مردمی نهفته است. وظیفه متفکران و رهبران فکری جامعه نه نادیده گرفتن یا تحقیر این خرد که کشف، احیا و گفت‌وگو با آن است تا بتوان از پیچیدگی‌های موقعیت کنونی، با کمترین هزینه و بیشترین حفظ انسجام ملی عبور کرد.

حامد حاجی‌حیدری؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha