سه‌شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۷
بصیرت عمومی و اتحاد نظام و مردم حول ولایت امر، راه برون رفت از رخدادهای کنونی

یادداشت/ مدیر حوزه علمیه مازندران در یادداشتی بصیرت عمومی، اتحاد مجموعه نظام و مردم حول ولایت امر و اقدامات ملموس و عاجل در امر معیشت و اقتصاد و تمرکز جان نثاران امنیتی بر پالایش وطن از وطن فروش ها، راه برون رفت از رخدادهای کنونی دانست.

به گزارش خبرگزاری حوزه از ساری، مدیر حوزه علمیه مازندران در یادداشتی، بصیرت عمومی، اتحاد مجموعه نظام و مردم حول ولایت امر و اقدامات ملموس و عاجل در امر معیشت و اقتصاد و تمرکز جان نثاران امنیتی بر پالایش وطن از وطن فروش ها ، راه برون رفت از رخدادهای کنونی دانست.

متن این یادداشت به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الصادق علیه السلام: العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس.

بی تردید عدم شناخت دقیق و تحلیل درست و منطبق بر داده ها نسبت به حوادث و رخدادهای پیرامونی سبب می شود تا طبق فرمایش امیر بیان و مومنان علی علیه السلام انسان با لگدها و زیر چکمه های دشمن بیدار شود و یادداشت پیش رو تحلیلی مبتنی بر داده های عینی از تحولات داخلی و بین المللی است.

در حوزه ی تحولات داخلی لازم است ابتدا مروری اجمالی بر آنچه پیش و پس از جنگ دوازده روزه رخ داد داشته باشیم و سپس عرصه و موقعیتی که هستیم را بازشناسی کنیم؛ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ مبداء تحول بنیادین نه تنها در غرب آسیا بلکه تشعشعات آن کل جهان سیاست و انسانیت را تحت تاثیر قرار داد. شکست هیمنه ی پوشالی اطلاعاتی و نظامی رژیم صهیونی و توحش ذاتی آنان سبب شد تا نقشه و طراحی از پیش تعریف شده یعنی رویای اسرائیل بزرگ را زودتر از موعد مقرر کلید بزنند.

شهادت سید مقاومت نصرالله بزرگ، سقوط بی درد سر سوریه سرعت عجیبی به تحولات منطقه ی زرخیز اما پرآشوب غرب آسیا داد. صهیونیستها گمان کردند اکنون زمان از بین بردن مانع اصلی تحقق رویای اسراییل بزرگ یعنی جمهوری اسلامی ایران است ازاین رو با سرمایه گذاری انسانی و تکیه بر داده ها و تحلیل غلط مبنی بر همراهی مردم ایران با خود و توان اپوزوسیون های داخل نشین و خارج نشین بر لیدری مردم و نیز فرقه های جدایی طلب می توانند به اهدافشان برسند و کار ایران را تمام کنند.

اما علیرغم ضربات سخت مانند شهادت فرماندهان و دانشمندان و مردم بی دفاع، سه عنصر رهبری هوشمندانه و مقتدر، اتحاد مقدس مردم و توان نیروهای مسلح، متحمل شکست سخت اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی شده درخواست توقف درگیری دادند. اما پس از جنگ دوازده روزه ، وظیفه ی مردم و حاکمیت صیانت از این اتحاد مقدس بود که متاسفانه کم تدبیری در پاره ای از امور و علیرغم توصیه های دلسوزانه و پیش بینی ها مبنی بر کاهش تاب آوری عمومی در مقابل نوسانات بی در و پیکر ارز و چالش های اقتصادی اما حرکت ملموسی انجام نشد و کسبه و بازاری به درستی از اوضاع موجود اعتراض کردند.

اما این اعتراضات بستری برای عقده گشایی ضد انقلاب و طمع استکباری که نتوانسته بودند به اهداف خود در جنگ دوازده روزه برسند شد و اغتشاشگران فضای التهاب و آزاردهنده ای ایجاد کردند که اصل هدف اعتراض قربانی شد. اما در دل هر بلا و بلوایی فرصتهای خوبی خودنمایی میکند؛ میدانیم که در جنگ دوازده روزه بخشی از توان امنیتی برای مقابله با عوامل موساد و جواسیس بی وطنی شد که بیشتر از اسراییل به وطن آسیب زدند و اکنون فرصت مناسبی است برای جمع آوری وطن فروشان باقی مانده که در قالب اغتشاشگر عربده میکشند. انتظار می رود مسوولین همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند توجه جدی و علمی و عمیق به موضوع اقتصاد و معیشت مردم و کسبه داشته از ذبح ارزش پول ملی جلوگیری کرده اعتماد مردم نجیب ایران را قدر بشناسند.

در یک نگاه باید گفت در این تحولات،بصیرت عمومی،اتحاد مجموعه ی نظام و مردم حول ولایت امر و اقدامات ملموس و عاجل و البته طبق برنامه ی مسوولین در امر معیشت و اقتصاد و نیز تمرکز جان نثاران امنیتی بر پالایش وطن از وطن فروشها راه برون رفت از رخدادهای کنونی است.

اما در تحلیل رخدادهای بین الملل باید گفت: پس از جنگ جهانی دوم و شکست قدرتها و نیز شکل گیری قدرتهای نوظهور، قوانینی به عنوان منشور بین الملل وضع شد تا با التزام کشورها به این قوانین رخدادهایی مانند جنگهای خانمان سوز و ویرانگر اول و دوم رخ ندهد. اما آیا واقعیت اینگونه شد؟ در جنگ جهانی اول و یا دوم مگر چند کشور درگیر جنگ بودند؟ و در جنگ ۸ ساله ی ایران و رژیم بعث عراق چند کشور در کنار این رژیم همکاری اطلاعاتی و لجستیکی و نظامی داشتند؟ آیا قابل مقایسه است؟ در جنگ روسیه و اکراین چند کشور در کنار اکراین با روسیه در جنگ هستند؟ آیا قابل مقایسه با تعداد معدود کشورهای درگیر جنگ جهانی اول و دوم است؟ در نبرد دوازده روزه ایران و رژیم صهیونی و آمریکا آیا کل ناتو و برخی کشورهای مرتجع عربی در کنار این دو کشور متجاوز به خط نشدند؟ در نبرد لیبی و... آیا در ادبیات سیاسی الزاما جنگ جهانی یعنی چند کشور در برابر چند کشور؟ قطعا چنین تعریفی ارائه نمیشود.

بررسی تحولات بین الملل ۳ واقعیت را روشن میکند: یکم: جنگ جهانی سوم خیلی پیش تر از این رخ داده است و جهان درگیر آن است و انتظار برای تحقق آن حاکی از فقدان تحلیل دقیق است؛ دوم: گونه ها، تاکتیک ها و روشهای جنگ جهانی سوم تنها مبتنی بر قدرت نظامی نیست بلکه علم، اقتصاد و مهم تر از این دو توان ادراکی و شناختی از مولفه های پبروزی و شکست است. سبک نبردها تغییر یافته و پیش از حمله ی نظامی حمله ی ادراکی و ایدئولوژیکی رخ میدهد و آنگاه که ملتها از درون تهی شدند و اعتمادشان از حاکمیت سلب شد قدرت های استعمارگر نه به عنوان متجاوز بلکه به عنوان ناجی حمله کرده و ثروت و همه داشته های یک ملت را به یغما میبرند؛ و سوم: حمله ی آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران و اقدامش در ونزوئلا و سایر کشور ها و نیز تهدید برخی کشورهای دیگر بولیواری و نیز طمع به منطقه ی گرینلند دانمارک، حقیقتی را روشن میکند که اولا منشور و قوانین سازمان ملل عملا منسوخ شده و ثانیا مجددا شاهد تولد و فعلیت قانون جنگل _ یعنی هر کس قوی تراست زنده می ماند_ هستیم و ثالثا ارتجاع و بازگشت دوباره ی غرب به عصر استعمار و استثمار را شاهد هستیم.

در چنین شرایطی راه ادامه حیات سیاسی و صیانت از جغرافیای سیاسی و تاریخی تنها در گرو : ۱) شناخت دقیق تحولات جهان و ایستادن در سمت درست تاریخ، ۲) تقویت عوامل تولید قدرت درون زا با تکیه بر دانشمندان و نخبگان داخلی و اعتماد به آنان، ۳) وحدت فراگیر و هم آوایی جهت جلوگیری از شکست و تجزیه، ۴)تقویت معرفت دینی و عوامل ایدئولوژیکی جهت ایستادگی در برابر نبردهای ادراکی و شناختی، ۵) هدفمند بودن قوانین و اقدامات در راستای خلق تمدن نوین بر پایه ی گزاره های هویت ساز و حریت بخش اسلامی در جهت شکل گیری قطب قدرت جدید در قامت اسلام و اثرگذاری آن بر تحولات بین الملل و در یک کلام در همه ی زمینه ها از اقتصاد و تکنولوژی و ایدئولوژی و نظامی باید قوی شد.

صدرالله اسماعیل زاده

مدیر حوزه علمیه استان مازندران

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha