خبرگزاری حوزه | خاندان پهلوی درایران در مدت حدود نیم قرن سلطنت وابسته به استعمار کهنه ونو اقدامات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی مختلفی انجام دادند که بیشتر آنها خیانت بزرگ به فرهنگ وتاریخ ایران به شمار می آید؛ خیانتهای سیاسی آنان بی شمار است چرا که بر روی کار آوردن و در اختیار افراد بی لیاقت وخائن گذاشتن مناصب سیاسی خیانتهای بنیادی بود که منجر به خیانتها ومفاسد بی شمار می شد که از جمله آنها خیانتهای اقتصادی آنها است که اغلب به غارت گری و یغمای ثروت مردم وذخایر زیر زمینی و نفت ومعادن و...منجر می شد ؛ قرار دادهای اقتصادی وفروش ونفت و دیگر فراآورده های زیر زمینی نیز نمونه ای از خیانتهای آنان می باشد که در فصل ومجالی دیگر باید به آن پرداخته شود.
قدرت گیری خاندان پهلوی در ایران
تاریخ ایران پر از حوادث تلخ و شیرین قرنها گرفتار استبدادی ریشهدار بوده است. حکومتهای استبدادی شاهان به زور شمشیر و یا قدرت طایفه ای و در ادامه از طریق موروثی وشاه زادگی ، پدید آمده و استمرار یافت . در ایران دورة اسلامی تا قبل از شکلگیری حکومت صفویان، حکومتهایی متقارن در نقاط مختلف این سرزمین قدرتنمایی میکرد ولی با قدرتگیری صفویان ، که در ابتدا یک حکومت بر پایه مرید و مرادی و وابسته به تصوف بود و به مرور زمان یک حکومت موروثی شد.
تا مرگ نادرشاه که آشوبها و اختلافات تا برآمدن قاجار وجود داشت؛آغا محمدخان فرزند فتحعلی خان قاجار به پشتوانه ایل قاجار، که از ترکمانان و نیروها قدرتمند دولت صفوی بودند، سلسله قاجاریه را بنیان نهاد و بدین شکل قجرها قریب به یک قرن (۱۲۰۹ تا ۱۳۰۴ ش) حکومتی موروثی با فراز و نشیبهای فراوان در ایران ایجاد نمودند.
در دوره قاجاریه با تجزیه قلمرو اسلامی به کشورهای کوچک با مرزهای بحراتن آفرین پدیده استعمار بر کشور های اسلامی از جمله ایران سلطه یافت، ایران نیز به عنوان طعمهای لذیذ مورد رقابت روس و انگلیس قرار گرفت. با این روند، قدرت و حکومت در ایران دستخوش دگرگونی شد، دخالت بیگانگان در امور داخلی سرنوشت مشروطه را نافرجام نمود اگر چه مجلس مشروطه برای مدت کوتاهی توانست استبداد را در ایران کنترل نماید و دست استعمار را از دخالت در امور داخلی کوتاه نماید. اما پس از مدتی مشروطه به انحراف کشیده شد و استبداد صغیر مجدداً قدرت گرفت و ایران میدان تاخت و تاز قوای روس و انگلیس شد.
روشنگری علما و فقها در مقابل استعمار در حوزه نجف شکل گرفت ودر ایران نیز چون مردم تابع وپیرو فقهای عظام بودند باهشیاری در مقابل استعمار قد علم نمودند و جنبشها ونهضتهای ضد استعماری شکل گرفت؛ قیامهای آزادی خواهی با رهبری و رهنمود علما وفقها در مناطق مختلف از جمله در جنوب تنگستانیها، در شمال جنگلیها، در تبریز خیابانی و ...
مخالفتهای جهانی با قرارداد ۱۹۱۹ که دست انگلیس را در سرنوشت ایران باز گذاشت آغاز شد.
ضعف و سستی که احمدشاه به خاطر بی تجربگی و از طرفی اوضاع نابسامان اجتماعی و اقتصادی و دخالت بیگانگان و اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس، جامعه ایران دچار بحران کامل سیاسی اجتماعی گردید، سایه رقابت روس و انگلیس نیز بر سر ایران همچنان یک شکل مستمر بود.
مأمورین انگلیس با درک شرایط موجود با شناسایی این چهره و آشنایی با روحیه او و مناسب دانستن وی برای این اوضاع ایران از وی حمایتهای پنهانی نمودند و بدین ترتیب او را برای قدرت و سلطنت در ایران نامزد نمودند.
نفوذ انگلیسیها و مستشاران نظامی مانند آیرون ساید در ایران از دیرباز وجود داشت آنها به تعلیم سپاه ایران مشغول بودند،آیرون ساید در ژاندارمری تهران نفوذ کامل داشت، قزاقها با تحریک انگلیسیها به سوی تهران گسیل شدند و ساید به نیروهای نظامی و ژاندارمری دستور داد که در مقابل مهاجمین به تهران مقاومت نداشته باشند. نورمان وزیر مختار انگلیس کودتای قریبالوقوع را به شاه برای ارعاب وی گوشزد نمود بدین ترتیب با بهینهسازی انگلیس تهران تصرف و کودتا انجام و سید ضیاء در سال ۱۲۹۹ با کودتا نخست وزیر و رضاخان به پیشنهاد ساید که فرمانده کل قزاقها شده بود به وزارت جنگ منصوب شد. با فشار انگلیسیها و زمینههای مختلف، سید ضیاء به دستور احمدشاه از قدرت معزول، و سفارت انگلیس پیشنهاد وزارت رضاخان را مطرح نمود که از طرف شاه مخالفت شد و قوام برای مهیا نمودن بیشتر زمینه قدرتگیری رضاخان که از مهرههای انگلیسی بود وزارت گرفت، از این زمان تا قدرتگیری رضاخان چندین وزیر عوض شد، قلدر مأبیهای رضاخان در وزارت جنگ، مرحوم آیت الله مدرس را که رهبری اقلیت مجلس را داشت به استیضاح رضاخان وادار کرد. با نافرجام شدن استیضاح بالاخره رضاخان به وزارت رسید بدین ترتیب انتخابات مجلس پنجم با نفوذ رضاخان و زیر نظر وی انجام گرفت و طرفداران رضاخان بر کرسیهای مجلس تکیه زدند و مدرس و امثال او در اقلیت محدود در مجلس حاضر شدند، با نبود وضعف احمد شاه رضاخان با طرح شعارهایی مثل جمهوریخواهی که مخالف سلطنت و ساختار حکومتی قاجاریه بود از خود یک چهرة مترقی و طرفدار ملت نشان میداد. آیت الله مدرس از مخالفین سرسخت رضاخان از اول قدرتگیریش بود که سرانجام رضاخان با سرکوب مخالفین خود در مجلس و با تبعید مدرس و به شهادت رسانیدن او زمینه را برای سلطنت خود کاملاً مناسب نمود.
سرانجام رضاخان به طور علنی با جمهوریخواهی خواستار برکناری احمدشاه شد و وجود او را مانع انجام اصلاحات خود دانست و تهدید به استعفا نمود و تهران را به قصد بومهن ترک کرد، هوادارانش در مجلس و بیرون، با اعمال فشار خواستار تشکیل کابینه توسط وی شدند، احمدشاه که کاملاً مخالف بود تحت شرایط و فشار حاکم از سوی آنها و جوّ و فضای اقتصادی کشور و با حمایتهای انگلیس اجازه تشکیل کابینه را برای وی صادر کرد ( ۱۳۰۳ ش (۱۳۴۲) ، انگلیسیها با راضی کردن خزعل نسبت به قدرتگیری رضاخان او را نیز راضی کردند تا جنوب ایران برای غارت تحت امن و امان شود، در این شرایط بود که پس از رأی اعتماد گرفتن کابینه رضاخان، عتبات عالیات عراق بمباران شد و علما برای نجات از این اوضاع به تجمع در مسجد سلطانی اقدام کردند وسر انجام چنین با این جو ایجاد شده توسط استعمار انگلیس تصویب شد «مجلس به خاطر سعادت ملت خلع قاجار را اعلام و اداره موقت کشور را در محدوده قانون اساسی در قوانین نافذ به رضاخان پهلوی موکول میکند»، وبه قدرت رسیدن رضاخان را در ایران تصویب نمود و دیکتاتوری پنجاه ساله را در ایران به رسمیت شناخت، و پس از آن ایران رسماً مورد غارت بیگانگان قرار گرفت و پنجاه سال، سایه تاریک استعمار و استبداد در ایران استمرار یافت.
فرازی از وصیت نامه بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام رضوان اله علیه:
«از مهمات امور تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی است. ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غمانگیزی از مجلس شورای غیر صالح و منحرف از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوی و از هر زمان بدتر و خطرناکتر در این رژیم تحمیلی فاسد خورد و چه مصیبتها و خسارتهای جانفرسا از این جنایتکاران بی ارزش و نوکرمآب به کشور و ملت وارد شد، در این پنجاه سال یک اکثریت قلابی منحرف در مقابل یک اقلیت مظلوم (مدرس و طرفداران) موجب شد که هرچه انگلستان و شوروی و اخیراً آمریکا خواستند با دست همین منحرفان از خدا بیخبر.
حضرت امام(ره) در سخن دیگر ضمن مقایسه رضاخان و پسرش با پادشاهان قجری، معتقد بودند شاهان قجر در این مملکت جنایت کردند، ولی رضاخان و محمدرضا شاه، با قرار دادن منابع کشور در اختیار بیگانگان و اجرای نقشههای آنان در راستای مبارزه با اسلام و مظاهر و شعائر دینی، به کشور و مردم خیانت کردند. امام(ره) در بیانی این خیانت دودمان پهلوی را، اینگونه توصیف میکنند: «ایران در این مدتی که خودمان یادمان هست… این است که از آن اولی که رضاخان آمد در ایران کودتا کرد تا حالایی که بحمدالله غلبه حاصل شده در طول این پنجاه سال که شاید سختترین ایام بود بر ملت ایران، اینها اگر جنایتکارتر از همه سلاطین سابق نبودند، خیانتکارتر بودند. ممکن است کسی بود آغامحمدخان قاجار هم مثل آنها جنایتکار بوده، اما آغامحمدخان قجر مثل اینها خیانتکار نبود، در تاریخ نیست که محمدخان قجر برای مملکت، منابع مملکت خودش را داده باشد، جنایتکار بود؛ اما خیانتکار نبود.»
خیانتهای خاندان پهلوی در ابعاد چهرگانه ی؛ فرهنگی ؛ سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی قابل بررسی ونیاز به تحقیق وتبیین جامع دارد.
الف ) خیانت های فرهنگی
فرهنگ وبینش دینی، اساس توسعه فرهنگی در جامعه است؛ هرگاه بینش الهی درست ومنطقی بر کشور حاکم باشد؛ کشور در مسیر پیشرفت و توسعه همه جانبه قرار خواهد گرفت، اما هرگاه کشور از مسیردرست فرهنگی وبرپایه بینش درست دینی خارج شده گرفتار دسیسه های دشمنان و استعمار گردیده است؛ خاندان پهلوی از آن جهت که قدرت خود را از استعمارگران گرفتند، زمینه ی سلطه و دخالت کشورهای استعماری در کشور فراهم نموده و خیانتهای بی شماری بر فرهنگ ایران تحمیل نمودند.
۱- تعطیلی هیات و دسته های و عزاداری امام حسین(ع) :
رضا خان قبل از رسیدن به سلطنت خود در عزاداری ها شرکت می کرد ودر قزاقخانه یک خیمه بزرگ عزاداری می زد افزون بر این، رضاخان شبها نیز به مجالس روضهخوانی اصناف میرفت و در مراسم آنان شرکت میکرد. در این مجالس برخی از وعاظ و روضهخوانها روی منبر از وی تعریف و او را دعا میکردند.
در یک روز عاشورا نیز رضاخان میرپنج، دسته قزاق را با یک هیئت از صاحبمنصبان در جلو و افراد و بیرقها و کتل با نظم و تشکیلات خاصی از قزاقخانه حرکت و از میدان توپخانه وخیابان ناصریه به سوی بازار به حرکت درآورد، سردارسپه در این دسته به تظاهر وحالت عزادار فریبنده به خود گرفته و یقه اش را باز و روی سرش کاه و وکول وافراد دسته هم به تبعیت از او بر سرشان گل مالیده بودند، با پای برهنه وارد بازار شدنددسته قزاقها همراه خودشان یک دسته بالابانچی (دسته موزیک) هم داشتند که مارش عزا میزدند و قزاقها نوحه زیر را میخواندند: اگر در کربلا قزاق بودی حسین بییاور و تنها نبودی.۱۳
اما پس از اینکه رضا خان به سلطنت رسید موضع رضاخان عوض شد و به ابتدا به صورت کم رنگ وبا بر پایی یک مراسم ساده به عزاداری اکتفا نمود ودرسال ۱۳۱۰ روضه مختصر در تکیه دولت گرفت وبه تدریج به شکل مرموزی مجالس عزاداری را تبدیل به ترویج موسیقی و...نمودند وروش نوین زندگی که سعی داشت مردم را بیشتر به تفریح و سرگرمی و خوشگذرانی تشویق ومشغول نماید واین فرهنگهارا رواج می دادند از این رو، باروشهای گوناگون گریه عامل نامطلوب مطرح می نمودند که در سلامت زندگی تاثیر منفی و افسردگی و گوشه گیری می آورد؛ مانع تراشی از سوی شهربانی برای برقراری مجالس عزاداری شروع و گرفتن مجوز را لازم دانستند حرکت دسته وبرپایی عزاداری بدون مجوز ممنوع گردد؛ تا جایی که درسالهای آخر سلطنت رضاخان حرکت دستههای رقاصی زنانه و.. با ساز و آواز به پایکوبی و رقص درشب عاشورا در سطح شهر تهران وبرخی شهرها به راه افتاد؛ حتی برخی از ذاکرین واهل منبر نیز تحت تعقیب قرار گرفتند با واعظانی که درباره فلسفه عزاداری و از ظلم و قیام صحبت می نمودند بر خورد و دستگیر می گردید، لذا عزاداری ها عملا به تعطیلی کشیده شد.
آیتالله بدلا درباره وضعیت عزاداری در تهران در دوره اختناق رضاخانی میگوید: …من گهگاه در ایام تعطیل دروس به تهران سفر میکردم. یک بار که به تهران رفتم در کمال تعجب مشاهده کردم هیچ خبری نیست: نه دستهای مشاهده میشود و نه روضهای برقرار است. از این وضع به شدت نگران شدم. به نظرم رسید که به محل اجتماع دسته ترکها که در مسجد عبدالحسینخان برنامه عزاداری داشتند بروم رفتم دیدم آنجا نیز نظامیان مسلط شده حتی مانع گریه ونماز جماعت نیز بودند ...
با ورود متفقین و خبر تبعید رضاخان از کشور، بسیاری از مردم بهصورت خودجوش به تکیههای عزاداری و مسجدها روی آوردند، و با اینکه خروج رضا خان از ایران در ماه محرم و صفر نبود، اما مردم به شوق آمده وفریاد «یا حسین» سردادند؛ اینگونه حرکت مردم و اظهار شادی خود با فریاد «یا حسین»، در واقع واکنشی بود به سالهای ممنوع بودن عزاداری امام حسین(ع)
محمد رضا پس از سقوط پدرش سیاستهای فرهنگی اورا ادامه داد اما تظاهربه تشیع داشت،علم در این باره می نویسد: «... در شام شاهانه حضور به هم رساندم. ملکه مادر پیشنهاد کرد که بهتر است امسال مراسم سلام نوروز لغو شود؛ چون با دهه عاشورا مصادف شده. پیشنهاد چرتی بود، ولی ترسیدم مبادا جدی تلقی شود. معمولا در این قبیل مراسم سکوت اختیار میکنم، ولی امشب با گستاخی دخالت کردم. پرسیدم: «منظور علیاحضرت چیست؟ ما که نمیتوانیم سنتهای ملی را بابت مراسم بیمعنی کنار بگذاریم! حتی اگر نوروز با روز عاشورا هم مصادف شود، مراسم سلام باید همچنان برگزار شود.» سکوتی برقرار شد و کسی موضوع صحبت را عوض کرد. شاه از فضولی من راضی بود...»
ترویج فساد اخلاقی در جامعه با انواع روشها
فرهنگ جامعه تابع فرهنگ و سیاستهای هرم قدرت وحاکمان می باشد؛ مردم از کاگزاران و حاکمان در امور زندگی پیروی می نمایند« الناس علی دین ملوکهم»؛ یکی از سیاهترین دوران تاریخ حکومت ایران از منظر فساد اخلاقی حاکمان، دوران پهلوی اول و دوم بوده است. به طوری که اکثر دولتمردان و سیاستمداران رده بالای حکومتی وقت به روشهای مختلف دارای فساد اخلاقی بودهاند. این موضوع که از شخص محمدرضا پهلوی و اشرف پهلوی (خواهر دوقلوی شاه) شروع میشد و تا پایینترین سطوح مدیریتی کشور وجود داشت، حتی برخی سران و دولتمردان پهلوی نظیر امیرعباس هویدا و اشرف در این زمینه شهره خاص و عام بودند.
فردوست در خاطرات خود به انواع مفاسد دوره پهلوی وخاندان پهلوی تصریح کرده است که این مفاسد از هرم قدرت مایه ترویج انواع فسادهای اخلاقی در ایران شد.
او اشرف پهلوی را فاسد ترین زن دنیا نامیده است. ترویج قمار توزیع انواع مواد مخدر گزارشات فردوست که از نزدیک شاهد تمام مفاسددرباریان بود بهترین سند برای ترویج انواع مفاسد توسط خاندان پهلوی است، فرح دیبا هویدا و زاهدی، علم ودیگر درباریان در این مفاسد پیشتاز بودند. وخامت این اوضاع به حدی بود که فردوست در خاطراتش این ایام را به دوران قاجار تشبیه و از آن با تعبیر اوج فساد و چپاول و غارتگری یاد میکند.
۳- خیانت به فرهنگ بانوان وکشف حجاب
خیانتهای فرهنگی این خاندان به فرهنگ ایران واسلام فراوان است که اگر به تفصیل و دقت مورد بررسی قرار گیرد اوراق قابل توجهی جمع آوری خواهد شد؛ در این مجال که غرض از نوشتن در این زمینه نگاه اجمالی است به پاره ای از این خیانتها اشاره می شود:
زنان ایران قرنها در سایه عفت و حجاب و پوشش زیسته اند وهرگز در طول تاریخ ایران حجاب و پوشش از آنان جدا نبوده است، حتی تاریخ ایران باستان همه اسناد و کتیبه ها و مجسمه ها وپیکره ها دال بر وجود عفت و حیا و پوشش در زنان ایران دارد، بعد از طلوع اسلام در ایران نیز زنان هرگز از عفت وحجاب دور نبودند واز آن محروم و ممنوع نبودند، بلکه به پوشش وعفاف بعنوان یک فریضه دینی نگریسته وآن را لازم دانسته و با تقید شرعی به آن به سختی پای بند بوده اند .
اما رضاخان با الگو برداری و تقلید از آتاتورک غرب زده به کشف حجاب روی آورد وآنرا واطرافیان او نیز در این امور مشورت دادند تا با تضعیف و نابود کردن فرهنگ دین در پیش برد توطئه های غرب و استعمار با اربابان خود همراهی نماید. «هنوز عقب هستیم و فوراً باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم خصوصاً زنان اقدام کنیم»؛ او ایران را به خاطر وجود پوشش زنان عقب مانده می خواند.
حضرت امام خمینی می فرمایند:«زن در دو مرحله مظلوم بوده است، یکی در دوران جاهلیت، و اسلام منت گذاشت بر انسان و زن را از آن مظلومیتی که داشت بیرون کشید.مورد دیگر در ایران ما،زن مظلوم شد و آن دوره شاه سابق و شاه لاحق بود.با اسم این که زن را می خواهند آزاد کنند،ظلم ها کردند به زن،زن را از آن مقام شرافت و عزّت که داشت پایین کشیدند،زن را از آن مقام معنویت که داشت، شییء کردند و به اسم آزادی، آزاد زنان و آزاد مردان آزادی را از زن و مرد سلب کردند و زن ها را و جوانان ما را فاسد الاخلاق کردند....»
رضاخان در واقع مجری فرامین غرب در اسلام زدایی بود؛ در ۱۰ سپتامبر ۱۹۳۰م / ۸ شهریور ۱۳۰۹، یازدهمین مجمع بینالمللی سازمان ملل آغاز به کار کرد که در آن، هشت نخستوزیر و بیست و دو وزیر امور خارجه شرکت داشتند. رفتار شرقیان در دستور کار این مجمع قرار گرفت. به دنبال آن در سال ۱۳۱۰ مجلس شورای ملی، قانون ورود کمیسیونی از طرف جامعه بینالملل را برای جلوگیری از تجاوز به حقوق زن در شرق، تصویب کرد. از این پس، نخستین سیاستگذاریهای حکومت در زمینه کشف حجاب تحقق یافت. ترتیب جشنهای مختلف در مدارس دخترانه و حضور مردان و زنان در آن جشنها، اجرای برنامههای مختلف توسط دختران بدون حجاب، اولین گام به سمت حضور زنان بیحجاب در اجتماعات مختلط بود.
ب)مفاسد اقتصادی و مالی
دربار پهلوی دوم و افراد وابسته به آن، در سطوح مختلفی دارای مفاسد اقتصادی چشمگیر بودند و این در حالی بود که نهادهایی نظارتی نظیر بازرسی ویژه شاهنشاهی یا ساواک کاملا از این مفاسد باخبر بودند و آن را به اطلاع محمدرضا پهلوی میرساندند.
موارد زیر به عنوان قطرهای از دریای مفاسد اقتصادی سران رژیم پهلوی آورده میشود:
وخامت این اوضاع به حدی بود که فردوست در خاطراتش این ایام را به دوران قاجار تشبیه و از آن با تعبیر اوج فساد و چپاول و غارتگری یاد میکند.
از جمله فساد های اقتصادی و مالی مربوبه فرمانفرمائیان بود که با حقهبازی توانست به شاه بقبولاند که استادیوم یکصد هزارنفری تهران از جهت استحکام و ثبات مشکل دارد و لازم است تعمیر شود و نتیجتا نیز خود با دستور محمدرضا پهلوی این کار را انجام داد و از این راه، سود کلانی برد.
مجید اعلم رفیق صمیمی محمدرضا پهلوی توانست قاچاق سیمان را با همکاری شخص شاه انجام دهد.
از جمله مفسدین مالی شخص محمدرضا پهلوی بود، از فروش زمینهای بنیاد پهلوی بود تا زمینهای مرغوب از جنگل تا کوهستان وزمینها وچراگاههای مردم از کوهستان تا دشت شناسایی نموده وبه قیمتهای کلان می فروخت.
فهرستی از خیانتهای رضاخان در دوره سلطنت
۱.کشتن شعرا، روشنفکران و ادیبانی همچون فرخی یزدی، میرزاده عشقی، واعظ قزوینی و دویست نویسنده و روشنفکر ایرانی
۲. تبعید و قتل نقاش بنام ایرانی کمال الملک به جرم استفاده از بورسیه حکومت قاجار برای تحصیل در رشته نقاشی
۳. قلعوقمع عشایر ایران با سیاست تخته قاپو کردن با کشتار هزاران تن از انها
۴. مقاومت نکردن حتی یک روز در برابر لشکر متفقین و تسلیم بی چون و چرای کشور به بیگانگان در جنگ جهانی دوم
۵. قتل عام و مجروح شدن بیش از ۱۵۰۰ تن از مردم عادی مشهد در مسجد گوهرشاد به جرم اعتراض به بخشنامهی اجباری شدن کلاهفرنگی برای ایرانیان (کلاهشاپوی فرانسوی)
۶. قتل بیش از ۲۴ هزار تن به انحای گوناگون به دست مأموران امنیتی شهربانی رضاخان
۷. کشف حجاب و ممنوعیت عزاداری سالار شهیدان در ماه محرم و صفر
۸. قتل بیرحمانه معتمدان و نزدیکانش از جمله علی اکبر داور (مبدع ثبت اسناد و ثبت احوال)، تیمورتاش، اسعد بختیاری، نصرت الدوله فیروز و...
۹. لغو تبلیغاتی قرارداد استعماری نفتی دارسی و سپس تمدید سی ساله آن که کاملا استعماری بود.
۱۰. قرارداد تقسیم آب هیرمند با مدیریت انگلیسیها بین تهران و کابل در ۱۳۱۷و جدا شدن «دشت ناامید» به مساحت سه هزار کیلومتر از ایران و خارج شدن سرچشمهی هیرمند از دسترس ایران که یکی از مشکلات بزرگ امروز ایران ریشه در همین خیانت دارد.
۱۱. واگذار کردن بخش هایی از خاک ایران به عراق و ترکیه براساس قرارداد سعدآباد که اکنون مشکلات بزرگی را برای جمهوری اسلامی در پی داشته است.
۱۲. قتل و ترور سران ایلیاتی بهویژه بختیاریها و قشقاییها پرداخت. قتل ۲۵ تن از دلیرترین سران قشقایی و بویراحمدی و ممسنی
۱۳. قتل روحانیون وفقهائی چون شهید سیدحسن مدرس وشیخ محمد بافقی نواب صفوی و...به جرم مخالفت با برنامه های استعماری و ضد دینی و فرهنگی رضاخان نیز از شمار جنایات این خاندان می باشد.
حجت الاسلام امیر علی حسنلو
پی نوشت:
۱.ساروی، احسن التواریخ، چ اول، ۱۳۷۱، تهران: امیر کبیر، ص ۲۹، صص ۲۸۹ ـ ۲۷۲.
۲. علی اصغر شمیم، ایران در دوره قاجار، چ هفتم، ۱۳۷۵، تهران: مدبر، ص ۱۸.
۳.مهدی ملکزاده، تاریخ انقلاب مشروطه ایران، چ سوم، تهران، علمی، ۷۱، ج ۶ و ۷، ص ۱۷، ۱۴۱۶ و شمیم همان، ص ۲۹۱ و مسعود بهنود از سید ضیاء تا بختیار، چ سوم، تهران، جاویدان، ۶۹، ص ۱۰.
۴.. مدنی، تاریخ سیاسی معاصر، چ سوم، قم، مدرسین، ج ۱، ص ۵ ـ ۱۲۱، و شمیم «پیشین» ص ۴۹۶.
۵. همان، ص ۶۳ ـ ۱۵۳، و شمیم ص ۴۸۴.
۶.همان، ص ۱۴۷.
۷.مدنی، «پیشین»، ص ۱۴۷ و ۱۴۹ و ص ۱۹۰ ـ ۱۷۰ و شمیم «پیشین» ص ۶۴۰ ـ ۵۵۹ و مسعود بهنود «پیشین» ص ۳۰ ـ ۱۹ ص ۴۵ ـ ۵۴.
۸.مکی، تاریخ بیست ساله، چ اول، تهران، امیرکبیر، ۵۷، ج ۱، ص ۴۷۹ ـ ۳۲۰، و مدنی «پیشین» ص ۲۰۰ و ملکالشعرای بهار، تاریخ مختصر احزاب، چ اول، سیاسی، ج ۲،ص ۱۰۴.
۹.مکی، «پیشین»،ج ۳، ص ۴۰۰ ـ ۳۲۰ و مدنی «پیشین» ص ۲۳۵ ـ ۲۰۱، و شمیم «پیشین» ص ۶۴۴ و بهنود «پیشین» ص ۷۴ ـ ۶۶.
۱۰. صحیفه نور (وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی )ج۲۱،ص۴۱۹
۱۱. امام خمینی صحیفه نور ، ج ۷ ، ص، ۳۹۰
۱۲. اعظام قدسی۱۳۷۹، ج ۲، ص ۶۹۳
۱۳. همان، صص ۶۹۲-۶۹۳
۱۴. بصیرتمنش، ۱۳۷۶، صص۱۳۹ـ۱۴۱
۱۵.مکی،تاریخ بیست ساله ، ۱۳۶۱، ج ۴، ص۱۹
۱۶. سید حسین بدلا،خاطرات ،مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ۱۳۷۸، صص۲۳-۲۴
۱۷. حائری، عبدالهادی، آنچه گذشت ، تهران، انتشارات معین ، ۱۳۷۲، صص ۳۳-۳۴ ۳؛جعفریان ، جریانها وسازمانهای مذهبی سیاسی تاریخ ایران، چاپ پنجم، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۳، ص۳۰
۱۸. عالیخانی، علینقی، خاطرات علم ، یادداشتهای علم،کتابسرا ،۱۳۷۱، ص، ۱۹۱
۱۹. همان، ص ۲۳۲.
۲۰. فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ۱۳۷۰، جلد ۱، ص ۴۸. ص ۲۰۹. همان، ص ۲۳۶.
۲۱. همان ،ص ۲۳۸. همان، ص ۲۳۶.
۲۲.همان
۲۳.همان، ص ۲۳۷.
۲۴.مسعود انصاری، احمدعلی، من و خاندان پهلوی، ۱۳۷۰، صص ۱۶۰ و ۱۶۱.
۲۵. همان، صص ۳۹۶ و ۳۹۷. صص ۲۶۹ و ۲۷۱. عالیخانی، علینقی، یادداشتهای علم، ج۱،ص ۲۶۵.
۲۶. همان فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ،ص ۲۱۵.
۲۷. کریستین ﺳﻦ،. اﯾﺮان در زﻣﺎن ﺳﺎﺳﺎﻧﯿﺎن ، ﺗﺮﺟﻤﻪ رﺷﯿﺪ ﯾﺎﺳﻤﯽ، چاپ نهم .ﺗﻬﺮان. : ﻧﺸﺮ دﻧﯿﺎی ﮐﺘﺎب،۱۳۷۴، ص ۳۲۷. ضیاء پور، جلیل ، پوشاک زنان ایران تا آغاز عصر پهلوی، وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش تهران ۱۳۵۳،ص ۱۹۴.
۲۸. مکی، تاریخ بیستساله ایران، ۱۳۵۸ش، ج۶، ص۱۵۷.
۲۹. صدر، خاطرات صدرالاشراف، ۱۳۶۴ش، ص۳۰۲.
۳۰. امام خمینی صحیفه نور ،جلد ۷ ، ص ۳۳۸.
۳۱. همان ظهوروسقوط سلطنت پهلوی ،ص ۲۱۵.
۳۲. فردوست،حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ص ۲۶۷.
۳۳. همان، صص ۲۶۷ و ۲۶۸.
۳۴. فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی،۱۳۷۰، ص ۲۱۷.










نظر شما