یکشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۷
هیاهوی زندگی مدرن تا سکوت شلمچه

حوزه/ هر سال با نزدیک شدن به اسفندماه و ایام نوروز، چمدان‌هایی بسته می‌شود که مقصدشان خاک‌های گرم جنوب و غرب کشور است؛ جایی که هنوز بوی باروت و باران، در هم آمیخته است.

به گزارش خبرگزاری حوزه از اصفهان، کاروان‌های دانش‌آموزی و دانشجویی راهی سرزمین‌هایی می‌شوند که به نام «راهیان نور» شناخته می‌شود؛ سفری که عبور از روزمرگی به تأمل، از هیاهوی شبکه‌های اجتماعی به سکوت شلمچه و از زندگی عادی به مواجهه با حقیقتی تاریخی است.

از هیاهوی زندگی مدرن تا سکوت شلمچه


همین‌که اتوبوس وارد جاده‌های جنوب می‌شود و نام‌هایی مثل اروند، فکه، طلائیه یا شلمچه شنیده می‌شود، فضا آرام‌تر می‌شود. راوی کاروان شروع می‌کند به روایت؛ از عملیات‌ها، از جوان‌هایی که هم‌سن همین دانش‌آموزان بودند و از تصمیم‌هایی که مسیر تاریخ را تغییر داد.

در چهره برخی، لبخند هست و در نگاه برخی دیگر، سؤالاتی که ذهن‌شان را درگیر کرده؛ اینجا دیگر یک اردوی تفریحی ساده نیست؛ سفری است که قرار است چیزی را در درون انسان تکان بدهد.

جایی که خاک، روایت می‌کند

وقتی کاروان به شلمچه می‌رسد، سکوت عجیبی بر فضا حاکم می‌شود؛ باد آرامی روی خاک می‌وزد و پرچم‌ها در آفتاب می‌رقصند؛ راوی از شب‌های عملیات می‌گوید، از جوانانی که با دستان خالی مقابل آتش سنگین ایستادند. برخی از درک فاصله‌ای که میان آسایش امروز و فداکاری دیروز وجود دارد، اشک می‌ریزند.

از هیاهوی زندگی مدرن تا سکوت شلمچه


یکی از دانشجویان می‌گوید: همیشه فکر می‌کردم جنگ فقط یک واژه در کتاب تاریخ است اما وقتی اینجا ایستادم، حس کردم هر وجب این خاک حرف دارد.

در فکه، زمین هنوز نشانه‌هایی از مین‌های پاکسازی‌شده را در خود دارد؛ اینجا کلاس درسی است که دیوار ندارد، اما تأثیرش عمیق‌تر از هر کلاس دانشگاهی است؛ دانش‌آموزان حلقه می‌زنند، به روایت گوش می‌دهند و گاهی زیر لب صلوات می‌فرستند و بعضی‌ها دفترچه‌ای همراه دارند و جملاتی را یادداشت می‌کنند.

در طلائیه، غروب رنگ دیگری دارد؛ خورشید که پایین می‌رود، نور نارنجی‌اش روی خاک می‌افتد؛ مراسم شمع‌افروزی یا دعا که برگزار می‌شود، سکوتی آرامش‌بخش بر جمع حاکم می‌شود؛ سکوتی که شاید در زندگی روزمره کمتر تجربه می‌شود.

تأثیر اجتماعی یک اردو

راهیان نور، یک مداخله اجتماعی است در دورانی که نسل جوان با حجم عظیمی از اطلاعات و روایت‌های متنوع روبه‌رو است، این سفر تلاش می‌کند پیوند میان نسل امروز و نسل دفاع مقدس را زنده نگه دارد؛ برای بسیاری از دانش‌آموزان و دانشجویان، این نخستین مواجهه جدی با مفهوم مسئولیت جمعی است.

برخی دانشجویان پس از بازگشت، فعالیت‌های داوطلبانه را جدی‌تر دنبال می‌کنند؛ برخی نگاهشان به وطن و تاریخ تغییر می‌کند؛ و برخی دیگر، تنها با ذهنی پرسشگرتر برمی‌گردند اما تقریباً همه، تجربه‌ای متفاوت را با خود حمل می‌کنند.

در برخی یادمان‌ها، مادران یا پدران شهدا برای کاروان‌ها صحبت می‌کنند؛ روایت‌هایشان کتابی نیست؛ ساده، صمیمی و آمیخته با بغض است. وقتی مادری از آخرین تماس پسرش می‌گوید، دانش‌آموزی که تا چند دقیقه پیش مشغول عکاسی بود، بی‌اختیار سرش را پایین می‌اندازد.

اینجا است که جنگ از یک مفهوم انتزاعی، به داستان یک خانواده تبدیل می‌شود. به اتاقی که خالی مانده، به سفره‌ای که یک نفر کم دارد.

اتوبوس‌ها که به شهر برمی‌گردند، فضا دیگر مثل روز اول نیست؛ خستگی هست، اما نوعی سکوت تأمل‌آمیز هم وجود دارد، عکس‌ها در گوشی‌ها ذخیره شده، اما مهم‌تر از آن، خاطره‌ای است که در ذهن مانده.

راهیان نور برای برخی یک تجربه معنوی عمیق است، برای برخی یک مواجهه تاریخی و برای برخی دیگر، سفری برای فهمیدن بهتر گذشته. اما در هر صورت، این سفر تلاش می‌کند میان نسل امروز و روایت سال‌های سخت دفاع، پلی بسازد؛ پلی که اگرچه از خاک و یاد ساخته شده، اما در ذهن و دل جوانان امتداد پیدا می‌کند.

از هیاهوی زندگی مدرن تا سکوت شلمچه

شاید راز ماندگاری این اردو در همین باشد: اینکه در دل هیاهوی زندگی مدرن، فرصتی کوتاه برای ایستادن، فکر کردن و دوباره دیدن فراهم می‌کند؛ فرصتی برای پرسیدن این سؤال ساده: «اگر من آن روز بودم، چه می‌کردم؟»

انتهای پیام. /

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha