سه‌شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۴
دلاوری های امیرالمؤمنین علی(ع) برای رزمندگان اسلام، الهام‌بخش است

حوزه/ حجت الاسلام ادبی گفت: در جنگ سرنوشت ساز امروز، فرزندان حیدر کرّار، با «یا علی» دل قوی می دارند؛ و حضرت امیر علی(ع) را یاور و پناه خود می‌دانند.

حجت الاسلام محمد ابراهیم ادبی کارشناس دینی در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به نبرد سرنوشت ساز ایرانیان، با شیاطین مستکبر آمریکایی و صهیونیستی خاطرنشان کرد: غیور مردان ایران زمین، در طول تاریخ اسلام اثبات کرده اند که شجاعت، رشادت و ایمان امیرالمؤمنین علی (ع) را سرلوحه خود قرار داده اند و دلاوری های حیدر کرّار برای کوچک و بزرگ مردم قهرمان ما الهام بخش بوده است.

وی تصریح کرد: امیرالمؤمنین علی (ع) هرگز ترس و عجزی را حس نکرد و هیچ حادثه ای ایشان را به هراس نینداخت؛ چنان که در نامه چهل و پنجم نهج البلاغه فرمود: «والله! لو تظاهرت العرب علی قتالی لَمَا ولّیت عنها؛ اگر همه عرب ضدّ من صف بندی کنند، من از آنها روی برنمی گردانم!» همچنین در نامه شصت و دوم نهج البلاغه فرمود: «إنّی والله! لو لقیتهم واحداً وهم طِلاع الأرض کلّها ما بالیتُ و لااستوحشتُ وإنّی من ضَلالهم الذی هم فیه والهُدی الذی أنا علیه لعلی بصیرة من نفسی ویقین من ر بّی وإنّی إلی لقاء الله لمشتاق؛ به خدا سوگند! اگر من تنها با آنها (دشمنان) روبه رو شوم، درحالی که همه روی زمین را پر کرده باشند، باکی ندارم و من آن گمراهی ای را که آنها در آن قرار دارند و هدایتی را که خود بر آن هستم، با چشم خود می بینم و با یقین به پروردگارم، پابرجا و مشتاق ملاقات خدا هستم.

کارشناس دینی خاطرنشان کرد: ابن‌مسکویه در تهذیب الاخلاق می نویسد: «و من سمع کلام الإمام صلوات الله علیه الذی صدوره عن حقیقة الشجاع إذ قال لأصحابه: «أیها الناس إن لم تقتلوا تموتوا والذی نفس ابن أب یطالب بیده لألف ضربة بالسیف علی الرأس أهون من میتة علی الفراش» (تهذیب الأخلاق وتطهیر الأعراق؛ ص: ۱۱۹)

وی با اشاره به کندن درِ قلعه خیبر به عنوان یکی از نمونه های اقتدار و قوت دست یداللهی امیرالمؤمنین علی (ع) تأکید کرد: امام علی(ع) فرمود: «ما قلعت باب خیبر بقوّة جسمانیة بل بقوّة ر بّانیة» (نهج الحق و کشف الصدق، ص۲۵۰؛ بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۳۲) پس قدرت الهی در آن حضرت ظهور پیدا کرد که توانست در خیبر را از جا درآورد.

حجت الاسلام ادبی ابراز کرد: خوابیدن آن حضرت در بستر پیامبر اکرم (ص) در شب هجرت، بزرگترین شجاعت و جانبازی در راه خداوند بود. این جانبازی به اندازه ای ارزشمند بود که خداوند والا در قرآن آن را ستود و آن را جانبازی در راه کسب رضایت الهی نامید؛ چنان که به نقل بسیاری از مفسران، آیه «و مِنَ النّاسِ مَن یَشری نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللهِ واللهُ رَءوفٌ بِالعِباد» (سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۰۷) دراین باره نازل شده است. (تفسیر العیاشی، ج۱، ص۱۲۰؛ تفسیر ثعلبی، ج۲، ص۱۲۶)

وی یادآور شد: مرحوم کاشف الغطاء می نویسد: «خوابیدن علی بن ابی طالب (ع) در جای پیامبر اکرم (ص) در لیلة المبیت، شجاعانه تر از کار امام حسین (ع) در روز عاشورا بود.» (کشف الغطاء، ص ۳۸۲) زیرا حسین بن علی (ع) شمشیر به دست می جنگید و می کشت؛ ولی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) حاضر شد بی شمشیر در جای پیغمبر گرامی (ص) بخوابد و چهل مسلح بر او بتازند که ممکن بود ایشان را تکه تکه کنند؛ درحالی که ایشان هیچ قدرت دفاعی نداشت.

وی تأکید کرد: امیر مؤمنان علی(ع) در همه صحنه ها، از جمله در استقبال از مرگ، صلابت داشت؛ ازاین رو فرمود: «إنّ أکرم الموت القتل والّذی نفس ابن أبی طالب بیده لألف ضربةٍ بالسیف أهون علی من میتة علی الفراش؛ مرگ درجه ها و مرتبه هایی دارد که گرامی ترین مرتبه آن کشته شدن در راه خدا است و قسم به کسی که جان پسر ابوطالب در دست قدرت او است، تحمل هزار ضربه شمشیر در راه خدا، برایم آسان تر از مرگ در بستر است.» (نهج البلاغه، خطبهٔ ۱؛ بحار الانوار، ج ۹۷، ص ۴۰)

حجت الاسلام ادبی اظهار کرد: گروهی در جنگ صفین، تعجیل نکردن آن حضرت (ع) را در شروع جنگ، بر ترس او از مرگ حمل کردند؛ ولی آن حضرت فرمود: «فو الله! ما أُبالی دخلت إلی الموت أو خرج الموت إلیّ؛ به خدا سوگند! باک ندارم که آگاهانه به سوی مرگ بروم و آن را در آغوش بکشم یا مرگ ناگهان سراغ من بیاید و مرا دربر گیرد.» (نهج البلاغه، خطبهٔ ۵۵)

وی بیان کرد: پس از ماجرای سقیفه، عباس عموی آن حضرت (ع) همراه ابوسفیان به ایشان بیعت را پیشنهاد دادند و ایشان فرمود اوضاع به گونه ای شد که اگر چیزی بگویم، می گویند به طمع حکومت و ریاست سخن گفته است و اگر سکوت کنم، می گویند از ترس مرگ ساکت شده است، سپس فرمود: «هیهات که پس از آن همه جنگ ها و مبارزه ها از مرگ بترسم. به ذات خدا سوگند! علاقه پسر ابوطالب به مرگ بیش از علاقه طفل شیرخوار به پستان مادر است.» «هیهات بعد اللّتیا والّتی والله لابن أبی طالب آنس بالموت من الطّفل بثدی أُمّه!» (نهج البلاغه، خطبهٔ ۵)

کارشناس دینی، خاطرنشان کرد: حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) بیشترین بلاها را در غزوه ها تحمل و بیشتر از همه در جهاد و غزوه ها شرکت کرد؛ به گونه ای که کسی به درجه ایشان نمی رسد، جنگ بدر نخستین آزمایش اساسی مسلمانان در برابر مشرکان بود. مسلمانان با کمترین امکانات و نفرات مقابل مشرکان ایستادند که چند برابر آنها و تا دندان، مسلح بودند. با این حال، مشرکان در این جنگ شکست فاحشی خوردند. (تاریخ ابن عساکر، ج ۱، ص ۱۴۵؛ المناقب، خوارزمی، ج ۱، ص ۱۹ ـ ۱۵۲) در این جنگ، نزدیک ۷۲ نفر از صنادید عرب و قهرمانان نامی قریش به خاک هلاکت افتادند. علی (ع) به تنهایی ۳۶ نفر را از پای درآورد که نام برخی از آنها چنین است: ولید بن عتبه، شیبة بن ربیعه، عاص بن سعید و نوفل بن خویلد. وقتی حضرت به مصاف نوفل آمد، پیامبر (ص) گفتند : «اللهم! اکفنی نوفلاً» (ر. ﮎ: الارشاد، ج۱، ص۷۰ ـ ۷۶) با این همه، حضرت (ع) پرچمدار جنگ هم بود.

وی گفت: در غزوه احد که دومین جنگ مسلمانان و کافران بود، باز علی (ع) پرچم دار بود. پرچم لشکر کافران در دست طلحة بن ابی طلحه بود که نزد اعراب کبش الکتیبه بود؛ یعنی مرد شماره یک پیش قراولان. حضرت، او را هلاک کرد و پرچم مشرکان را دیگری در دست گرفت. حضرت او را هم کشت و پیوسته آنها را به خاک می افکند. ایشان ۹ نفر را کشت، شیرازه لشکر کفر پاشید و مشرکان فرار کردند. مسلمانان سرگرم گردآوری غنائم شدند که خالد بن ولید با گروهی از مشرکان از تنگه احد یورش بردند، عده ای از مسلمانان را کشتند و به پیامبر (ص) حمله کردند. مسلمانان فرار کردند و تنها کسی که با نود زخم کاری مانند پروانه گرد شمع وجود نازنین رسول خدا (ص) می گشت و دشمن را دفع می کرد، علی (ع) بود. وقتی پیامبر خدا (ص) به هوش آمد، فرمود: «یا علی! اکفنی هؤلاء» حضرت حمله و آنها را پراکنده کرد. (الارشاد، ص ۸۱ ـ ۸۲؛ بحار الانوار، ج ۲۰، ص ۱۳۷) در همین جنگ، مدال پرافتخار «لا سیف إلّا ذو الفقار و لا فتی إلّا علی» بر سینه و پیشانی مولا چسبانده شد. (عیون اخبار الرضا (ع)، ج ۱، ص ۸۵)

حجت الاسلام ادبی ابراز کرد: در جنگ احزاب که همه گروه های ضداسلام مدینه را محاصره کردند، علی (ع) بسیاری از مشرکان را کشت و جنگ را به سود مسلمانان پایان داد. در رأس مقتولان، عمروبن عبدود بود که به او فارس یلیل می گفتند (السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۳، ص ۲۷۸؛ شواهد التنزیل، ج ۲، ص۷ ـ ۱۷؛ کنز العمال، ج ۱۱، ص ۶) و با هزار سوار برابری می کرد، در ماجرای خندق بارها و بارها اسب تاخت و مبارز طلبید. هربار مسلمانان سر به زیر افکندند و تنها کسی که مرتب اعلام آمادگی می کرد، علی (ع) بود؛ ولی پیامبر اجازه نمی دادند تا ببینند مسلمانان جواب خواهند داد یا نه. وقتی از دیگران مأیوس شد، به علی (ع) اذن داد، عمامه خود را بر سر ایشان گذاشت، برای پیروزی اش دعا کرد و به خدا گفت امروز همه اسلام به میدان همه کفر رهسپار شده است. (الارشاد، ج ۱، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۱) علی (ع) در فرصت مناسب عمرو را از پای درآورد. پیامبر فرمود: «لضربة علی یوم الخندق خیر من عبادة الثقلین» (اقبال الاعمال، ص ۴۶۷)

کارشناس دینی خاطرنشان کرد: در جنگ خیبر، پیامبر (ص) بیش از ده روز دژ یهودیان را محاصره کرد و پرچم دار جنگ امیرالمؤمنین علی (ع) بود؛ ولی حضرت گرفتار درد چشم شد، پیامبر (ص) پرچم را به ابوبکر داد. آنها رفتند و از مرحب خیبری شکست خوردند و فرار کردند. روز دوم، پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) پرچم را به عمر داد و او نیز شکست خورد و برگشت، پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود فردا پرچم را به کسی خواهم داد که خدا و رسولش او را دوست دارند و او هم خدا و رسول را دوست دارد؛ او کرّار غیرفرار است و از میدان برنمی گردد؛ مگر پیروز شود. صبح روز بعد، همگان منتظر بودند که این پرچم به چه کسی سپرده خواهد شد و دیدند نبی اکرم (ص) فرمود: علی کجا است؟ گفتند علی دچار درد چشم شده است. حضرت با آب دهان مبارک درد چشم ایشان را مداوا کرد و پرچم جنگ را به ایشان دادند. امیرالمؤمنین علی (ع) به کارزار آمد، مرحب خیبری را کشت و لشکر کفر را پراکنده کرد، آنها به داخل قلعه گریختند؛ اما حضرت در قلعه را با قدرت از جای کند و بالای خندق اطراف قلعه پل قرار داد. لشکر اسلام از بالای آن وارد قلعه و پیروز شدند. هنگام بازگشت، حضرت (ع) با دست در قلعه را گرفت و حدود چند ذراع پرتاب کرد؛ درحالی که بیست نفر آن را باز و بسته می کردند (الارشاد، ج ۱ ص ۱۲۵ ـ ۱۲۸) و وقتی پرتاب کرد، هفتاد مسلمان به کمک هم آن را حمل کردند. (الاصابة فی تمییز الصحابه، ج ۲، ص ۵۰۹) علی (ع) فرمود: «والله! ما قلعت باب خیبر و رمیت به خلف ظهری أربعین ذراعاً بقوة جسدیة ولا حرکة غذائیة لکنی اُیدت بقوة ملکوتیة و نفس بنور ربها مضیئة» (بحار الانوار، ج ۲۱، ص ۲۶؛ تاریخ ابن عساکر، ج ۱، ص ۱۵۶ ـ ۲۲۵؛ مناقب، خوارزمی، ص ۱۶۶)

کارشناس دینی ابراز کرد: در جنگ حنین، پیامبر (ص) همراه ۱۰ هزار سواره به سوی کارزار در حرکت بود که ابوبکر نگاهی به لشکر اسلام افکند و مغرورانه گفت ما در این کارزار شکست نخواهیم خورد؛ اما وقتی وارد میدان شدند، شکست سختی خوردند و پراکنده شدند. تنها چهار نفر با پیامبر ماندند که امیرالمؤمنین علی (ع) یکی از آنها بود که ابوجرول از قهرمانان نامی مشرکان را کشت؛ ولی مسلمانان شکست خوردند. پیامبر (ص) مسلمانان پراکنده را با ندایش گرد آورد و دوباره در مصاف دشمن قرار گرفتند، امیرالمؤمنین علی (ع) نزدیک چهل نفر را کشت و بقیه گریختند. (ر. ﮎ: الارشاد، ج ۱، ص ۱۴۰ ـ ۱۴۴) اینها تنها نمونه ای از شجاعت و فداکاری های امیرالمؤمنین علی (ع) بود. بی شک هرکس شجاع تر، مجاهدتر و فداکارتر باشد، از دیگران برتر است و امیرالمؤمنین علی (ع) از دیگران برتر است. (شمیم ولایت، ص ۴۴۸).

حجت الاسلام ادبی تأکید کرد: در جنگ سرنوشت ساز که به عقیده برخی کارشناسان، نبرد آخرالزمانی است، رزمندگان و مجاهدان شجاع و غیور ایران زمین و فرزندان حیدر کرّار، با «یا علی» دل قوی می دارند؛ و حضرت امیر (ع) را یاور و پناه خود می دانند. دلاور مردان پیل افکن، این کلام امیرالمؤمنین علی (ع) را سرلوحه کار خود دارند که در روز جمل، به فرزندش محمد حنفیه فرمود: «تزول الجبال و لا تزل، عضّ علی ناجذک، أعر الله جمجمتک، تد فی الأرض قدمک، ارم ببصرک أقصی القوم، و غضّ بصرک، و اعلم أن النصر من عند الله سبحانه»

انتهای پیام. /

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha