پنجشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۳
خون شهید بشارت‌دهنده نفی اندوه گذشته و ترس از آینده به همرزمان است

حوزه/ حجت الاسلام اسدی گفت: مجاهد راه خدا فرشته منش می شود و اثر تکوینی فرشتگان را نیز خواهد داشت؛ و ترس و اندوه در دل همفکران و همرزمان و رهپویان، راه شهیدان راه نخواهد داشت.

حجت الاسلام یاسر اسدی کارشناس دینی در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری با اشاره به نبرد تاریخی ایران اسلامی با مستکبران جهانی اظهار داشت: همان گونه که شهید در زندگی خود، برای نجات همنوعان خود می کوشید، آثار و برکات خون او نیز سبب می شود گروه بیشتری هدایت شوند و راه او را در پیش گیرند.

وی با اشاره به آیه شریفه «و یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم ألاّخَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون» خاطرنشان کرد: پیام شهید و اثرش برای دیگران پیام تکوینی است؛ نه لفظی، کتبی یا مانند آن، پیام شهید، شوق و جهشی است که در دل های دیگران برمی انگیزد.

کارشناس دینی ابراز کرد: گرایش و کشش دل، امری وجودی است نه عدمی؛ ثانیاً هیچ امر وجودی بدون عامل یافت نمی شود؛ ثالثاً چون این خروش، خیر است و نفسانی یا شیطانی نیست، پیدایش این عشق و اشتیاق در دل ها همان پیام تکوینی شهید است. این پیام، تکوینی و نیز برای گروهی خاص است؛ نه تدوینی و برای همگان؛ اعم از معتقد و غیر معتقد یا عامل و غیر عامل.

وی یادآور شد: اثر تکوینی شهید همانند تأثیر نزول فرشتگان و پیام آنها است، زیرا شهید به مقام کرامت رسیده است، چنان که شهید سوره «یس» می گوید: «یا لَیتَ قَومی یَعلَمون ٭ بِما غَفَرَ لی رَبّی وجَعَلَنی مِنَ المُکرَمین» و «مکرمین» در لسان قرآن کریم، از اوصاف فرشتگان است: «وقالُوا اتَّخَذَ الرَّحمنُ وَلَداً سُبحانَهُ بَل عِبادٌ مُکرَمون» و پیام ملائکه به استقامت کنندگان نهی از اندوه است: «إنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَةُ ألاّتَخافوا ولاتَحزَنوا وأبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتی کُنتُم توعَدون»

حجت الاسلام اسدی تصریح کرد: گاه انسان خاطرات خوبی می یابد که بر اثر آنها دگرگونی هایی ناگهانی در او و انتخاب راهش رخ می دهد. برخی که سبب آن را نمی دانند، این حالت را اتفاق می پندارند: «یقول الاتفاق جاهل السبب»؛ اما آنان که عِلّی و معلولی بودن نظام عالم را باور دارند، در پی یافتن سبب آن برمی آیند و سرانجام، براساس رهنمود خدای سبحان می فهمند که فرشتگان نه تنها در حال احتضار یا برزخ بر مؤمنان مستقیم نازل می شوند، بلکه در دنیا نیز بر انسان‌های خاص فرود می آیند، «إنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَة»، پس خاطرات خوب را فرشتگان نازل می کنند، چنان که متقابلاً شیاطین بر منحرفان و تبهکاران فرود می آیند: «هَل اُنَبِّئُکُم عَلی مَن تَنَزَّلُ الشَّیاطین ٭ تَنَزَّلُ عَلی کُلِّ أفّاکٍ أثیم» و خاطرات بد، مکرها و نقشه های سوء را که آنها نیز امور وجودی اند و مبدأ و سببی می خواهند، در صفحه نفس پیروان خود می افکنند: «إنَّ الشَّیاطینَ لَیوحونَ إلی أولِیائِهِم»

وی بیان کرد: مجاهد راه خدا به رتبه فرشتگان رسیده و فرشته منش می شود و اثر تکوینی او نیز خواهد داشت و ترس و اندوه در دل همفکران و همرزمان و رهپویان راه شهیدان راه نخواهد داشت، «ألاّخَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون». به عبارت دیگر، شهید بوی فرشته می دهد، از این رو در پیامش از اسلام و قرآن سخن می گوید؛ نه از طبیعت و آب و خاک و منافع مادی. اینها فروعات هدف هستند نه اصل هدف و به عبارت دیگر، منافع مادی همانند برکات معنوی در پرتو نظام اسلامی تأمین می شوند.

نفی هرگونه ترس و اندوه از رهپویان شهدا

کارشناس دینی اظهار کرد: «خوف» در جمله «لاخَوفٌ عَلَیهِم» نکره در سیاق نفی است و عموم را می رساند؛ یعنی هر خوفی از آنان برداشته شده است. جمله «ولاهُم یَحزَنون» فعل مضارع است و بر استمرار دلالت می کند؛ یعنی هیچ حزن و اندوهی نخواهند داشت، این جمله برای استمرار نفی است نه نفی استمرار؛ نظیر عموم النّفی و نفی عموم؛ یعنی آنان همیشه از غم منزّه هستند و هرگز غم ندارند؛ نه اینکه غم دائمی ندارند.

وی تأکید کرد: معمولاً حزن درباره گذشته و خوف نسبت به آینده است. انسانِ در دل زمان، که در سیر افقی زندگی می کند و در دل تاریخ است در معرض رنج است، چون نسبت به از دست داده هایش غمگین است و نسبت به زوال داشته هایش هراس دارد، زیرا ممکن است در آینده آنها را از دست بدهد یا از او گرفته شوند؛ ولی هر که همچون شهید به مقام و پایگاه رفیع کرامت نائل و از رهن و گرو تاریخ و زمان بیرون آید و در نشئه تجرد بیندیشد، نه گذشته بر او اثر می گذارد تا غمگینش کند و نه آینده تا هراسناکش سازد. او نه چیزی را در گذشته از دست داده و نه در آینده از دست می دهد، زیرا بر از دست دادنی ها پا گذاشته و به چیزی دل بسته است که از کف رفتنی نیست. اثر تکوینی او نیز این است که به این مقام برسید و بر گذشته و آینده پا نهید که دیگر خوف و حزنی نخواهید داشت.

حجت الاسلام اسدی اظهار کرد: آنان که به امور دنیوی دلبستگی دارند، نگران می شوند مبادا وضع موجود نیست شود و پس از زوال داشته هایشان محزون می شوند؛ امّا مؤمنان به چیزهای فناپذیر دلبستگی ندارند، تا با از دست دادن آنها اندوهگین شوند؛ یا با احتمال نیستی آنها هراسناک گردند، بلکه به چیزهایی علاقه دارند که جاودان اند و هرگز نابود نمی شوند، محبوب آنان خدای سبحان و اسمای حسنای او است و چنین محبوبی هرگز نابود نمی شود. بر همین اساس، شهید برتر و منزّه از آن است که به امور اعتباری و وهمی، همچون عکس و پوستر و نام و مانند آن دل ببندد. این گونه امور، تشویق هایی اعتباری برای برخی از بازماندگان است. چنانچه کسی با دیدن این امور به جهاد اشتیاق یابد، باید پیش از عزیمت به جبهه خود را ترفیع درجه دهد و به برتر از اینها بیندیشد، زیرا کسی اصل را رها می کند و در پی عکس می رود که طعم اصل را نچشیده باشد.

وی ابراز کرد: قرآن کریم درباره پویندگان راه شهیدان می فرماید: «لا خَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون» پس خود شهیدان نیز در برزخ هیچ گونه حزن و ترسی ندارند و خداوند متولّی آنان است. لازمِ ولی الله بودن شهید، نداشتن هرگونه خوف و حزن است: «ألا إن أولِیاءَ اللهِ لاخَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون». ولی خدا که اقبال و ادبار دنیا را آزمون الهی می داند، از به دست آوردن چیزی خوشحال نمی شود و بر از دست دادن آن نیز اندوه نمی خورد: «لِکَیلا تَأسَوا عَلی ما فاتَکُم ولاتَفرَحوا بِما آتاکُم واللهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُختالٍ فَخور» و شادمانی او: «فَرِحینَ بِما آتاهُمُ الله» برای آن است که خدا رزق کریمی بهره او کرده است که زوال ندارد، از این رو مقامات معنوی که رسیدن به آن فرح بخش است، هرگز خوف و حزنی در پی ندارد. بی شک، چنان که خواهد آمد، وظیفه مؤمن در دنیا به سر بردن میان خوف و رجا است.

انتهای پیام. /

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha