به گزارش خبرگزاری حوزه، مشروعیت سلاحهای غیرمتعارف در نگاه نخست، با چالش «غیرقابل کنترل بودن اثر» آنها روبهروست. در مقام دفاع مشروع، دو تکلیف متزاحم وجود دارد: وجوب دفع دشمن و حرمت تعدی به افراد بیگناه (سپرهای انسانی). بنا بر قاعده «المظلوم لا یظلم غیره» و ادله حرمت قتل مؤمنان، جواز مطلق استفاده از این سلاحها را زیر سؤال میبرد.
در همین موضوع، متن قسمتی از درس خارج حجت الاسلام و المسلمین استاد محمد قائنی نجفی، استاد دروس خارج حوزه، تقدیم شما فرهیختگان می شود.
مشروعیت تولید، نگهداری و استفاده از سلاحهای غیرمتعارف به دو عنوان مورد بحث قرار میگیرد، اولاً به عنوان حکم اولی و ثانیاً به عنوان حکم ثانوی، اما محل بحث ما بررسی حکم اولی این سلاحهاست.

* تعریف سلاح غیرمتعارف
معنای لغوی این کلمه کاملاً واضح است و به معنای لغویاش قطعاً مراد نیست؛ چرا که صرف نامتعارف بودن در یک زمان مانند هواپیما و ... یا تأثیر گسترده آن فعلاً موضوع بحث نمیباشد.
بنابراین آن تعریفی که محل نظر این مبحث است سلاحی است که اثر آن قابل کنترل و محدود کردن به اهداف خاص نمیباشد؛ بلکه اثر آن شامل سایر انسانهای بی گناه،حیوانات و گیاهان نیز میشود.
لذا باید گفت مهمترین مسئلهی مورد نظر همین غیر قابل کنترل بودن تأثیر است، نه جدید بودن سلاح یا تأثیر گسترده آن.
همچنین عمده نظر ما به اثر این سلاحها بر سایر انسانهاست، اما اثر آن بر حیوانات و گیاهان نیز اگر چه از منظر فقه قابل بررسی است؛ اما فعلاً به این جهت کاری نداریم.
* جریان مناط مذکور در مباحث دیگر
با توجه به این جهت بیان شده (غیر قابل کنترل بودن اثر) میتوان در موارد دیگر غیر از این مبحث (استفاده کردن از این سلاحها) حکم آن را به دست آورد مثل مبحث تُرس (به ضم تاء) یعنی گروهی در جنگ با مسلمین عدهای بی گناه را به عنوان سپر خود قرار دادهاند؛ لذا همین مسئله جاری میشود.
یعنی اگر بخواهیم آن گروه را شکست دهیم، مستلزم تعدی به عدهای بی گناه است. یا مثل جنگی که بین خود مسلمین رخ داده و گروهی بر علیه حاکم مشروع کودتا کردهاند یا حتی موارد خاص، مثل این که یک نفر دیگری را سپری برای جنایات خود قرار داده، که در تمام این موارد همین بحث جریان دارد؛ یعنی نابود کردن تبهکار ملازم است با تعدی به بی گناه.
در دو مقام بحث میکنیم:
مقام اول: مقتضای قواعد اولیه (اطلاقات، عمومات و اصول)
ابتدا باید جنگی را لحاظ کنیم که مشروعیت آن مفروض باشد مثل جهاد ابتدایی با اذن معصوم یا جنگ دفاعی تا نوبت به این برسد که آیا در چنین جنگ یا دفاعی میتوان از این سلاحها استفاده کرد یا خیر؟
ادلهی دال بر جواز دفاع مثل روایت «مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم» یا آیهی شریفهی «وَ أَعِدّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» یا سایر ادلهی مجوزه که اطلاق تمام این ادله موردی را که دفاع، موجب قتل یک طفل یا بی گناه شود، شامل میشود.
البته تمام این اطلاقات جای اما و اگر دارد چرا که وَ أَعِدّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة معنایش این است که اعدوا لهم نه «لهم و لغیرهم».
همچنین فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُم به این معنا نیست که اگر مثلاً آنها از سلاحهای اتمی استفاده میکنند ما هم باید استفاده کنیم یا مثلاً وقتی که زید به من و به اشخاص بی گناه دیگری تعدی میکند من نیز به او و به افراد بی گناه دیگر تعدی کنم.
بنابراین علاوه بر اینکه این اطلاقات دلالتی بر این جهت ندارد، قاعده «المظلوم لا یظلم غیره» را هم در فقه مطرح کردهاند. یعنی محال است بگوئیم این ظالم به من و به تعدادی بی گناه تعدی کرده پس من نیز به مقتضای آیه به او و به تعدادی بی گناه تعدی میکنم.
اگر فرض کنیم دلیلی اطلاق دارد و اقتضای آن، استفاده از سلاح ولو به قیمتِ تعدی بر غیرِ هدفِ اصلی است؛ اما نهایتاً این یک اطلاق است که در کنارش اطلاق دیگری داریم که مسلم محقون الدم است وَمَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِنَا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّم خالداً فیه.
این سپر انسانی که در مقابل گرفته شده یا این بچه و انسان پیری که بی گناه است و مورد اصابت این سلاحها قرار میگیرد، آیا چنین موردی مشمول اطلاق و عموم آیه است؟
* رجوع بحث به مباحث تزاحم
بنابراین دو اطلاق داریم:
۱- اطلاق وجوب دفع دشمن
۲- اطلاق نهی از قتل اطفال حتی کفار و نساء کفار
پیغمبر هر وقت میخواستند گروهی را به جنگ بفرستند چند سفارش داشتند، از جمله اینکه بچهها و زنها را مادامی که وارد جنگ نشدهاند، نکشید یا در بعضی از تعبیرات شیخ فانی را، بنابراین اگر در طرف وجوبِ دفع اطلاقی وجود داشته باشد، در طرف دیگر هم دلیل بر مصونیت و عدم جواز تعدی وجود دارد.
بنابراین مورد بحث از موارد تزاحم می شود. یعنی در حقیقت دو تکلیف داریم شما نسبت به امتثال این دو تکلیف جمعاً معذورید و امتثال یکی از این دو تکلیف ملازم با مخالفت تکلیف دیگری است.
دفع مهاجم و دفع ظالم، این یک تکلیف؛ حرمت صبیان و نساء و مسلمانها این هم یک تکلیف، شما یا باید امتثال کنید دفع را که ملازم است با قتل آن سپرهای انسانی و یا باید امتثال کنید محافظت از دماء محقون را.
نشست علمی، ۳ اسفند ۱۳۹۱
ادامه دارد...
۰۹:۱۸ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۴










نظر شما