حجت الاسلام والمسلمین عباس نیاکان کازرونی، استاد و پژوهشگر اقتصاد اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری حوزه به ارایه طرح پیشنهادی با عنوان «اسکناس سوتی» یکی از ایدههای قابل توجه برای مواجهه با مشکل کاهش ارزش پول ملی و مهار آثار روانی و اقتصادی تورم اشاره کرد و گفت: این طرح که حاصل چندین سال تحقیق و بررسی جمعی از طلاب زیر نظر آیتالله اراکی است، برای رئیسجمهور ارسال شده است. همچنین این پیشنهاد، از پشتیبانی اقتصاددانان حوزوی نیز برخوردار است.
اهمیت این طرح از آنجا ناشی میشود که در شرایط کاهش مستمر ارزش پول، مردم بهطور طبیعی برای حفظ قدرت خرید و صیانت از پسانداز خود به بازارهایی مانند طلا و دلار روی میآورند. هجوم گسترده به این بازارها، نهتنها موجب افزایش تقاضا و رشد قیمتها در داخل کشور میشود، بلکه به تشدید نااطمینانی، التهاب روانی و اختلال در روند عادی اقتصاد نیز میانجامد.
در چنین فضایی، ارائه یک ابزار داخلی، مطمئن و در دسترس برای حفظ ارزش داراییهای خرد و کلان مردم، میتواند نقش مهمی در کاهش فشار بر بازارهای موازی و تقویت ثبات اقتصادی ایفا کند. از این منظر، طرح اسکناس سوتی شایسته بررسی جدی و کارشناسانه است.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
سؤال: بهانه و فرصتی که برای ما در این مصاحبه پیش آمد، این طرح و ایده ابتکاری شما برای بحث مقابله با تورم و همچنین جلوگیری از کاهش بیش از پیش ارزش پول ملی است؛ بفرمایید این طرح اساساً از کجا به ذهن شما رسید و چه کارکردهایی دارد؟
بحث ما در ارتباط ارسال نامه بسیار مهم آیت الله اراکی به رئیس جمهور برای جلوگیری از کاهش ارزش پول است که پیرامون آن، مطلبی را هم خدمت شما عرض میکنم. بحث اصلی ما، که وارد این موضوع شدیم، همان کار طلبگی ما، یعنی حذف «ربا» بود که ابتدا از آنجا آغاز شد و معطوف به کارکردهایی بود که در بانکها، معاملات بانکی و معاملات پولی وجود دارد.
در رابطه با معاملات بانکی، در آنجا راهکارهایی ارائه شده و تلاش شده است چیزی باشد که همه مراجع تقلید آن را قبول داشته باشند و اتفاق نظر درباره آن وجود داشته باشد. تا کنون، الحمدلله، کارهایی انجام شده و نهایتاً به اینجا رسیدهایم که ریشه همه اینها به این بازمیگردد که ما باید پولمان ثبات داشته باشد و به اصطلاح، پولی باشد که کاهش ارزش نداشته باشد و دچار تورم نشود.
این طرح در این بخش قرار میگیرد: جلوگیری از کاهش ارزش پول یا جلوگیری از تورم. این طرح توسط عدهای از طلاب تدوین شده و مدت چندین سال روی آن زیر نظر آیتالله اراکی کار شده است و اکنون این طرح که آماده شده، به شکل یک نامه تنظیم و آیتالله اراکی آن را مشاهده و سپس در ذیل آن، متنی را نوشتند و برای ریاست جمهوری فرستاده شده است. در آنجا درخواست کرده که به این طرح ترتیب اثر داده شود، این طرحی است که اقتصاددانان حوزوی آن را تأیید کردهاند. خلاصه مطلب این است که این طرح به این شکل مطرح میشود و جلوی کاهش ارزش پول را میگیرد و آن را با ثبات میکند و برای اقتصاد، که نخستین مسئله در رابطه با آن جلوگیری از تورم و حفظ ارزش پول است، در همین راستا قرار دارد.
سؤال: این طرح چه ویژگیهایی دارد؟
ویژگیهایی که این طرح دارد، از آن جهت است که مردم به دنبال این هستند که از کاهش ارزش پول خود جلوگیری کنند و میخواهند ارزش پولشان حفظ شود. مجموعاً چیزی که میتواند بهترین گزینه باشد و مردم سراغ دارند، طلا است و پس از آن نیز دلار. این دو مورد، بیش از هر چیز دیگری، ابزارهایی هستند که مردم میتوانند با استفاده از آنها ارزش پول خود را حفظ کنند.
پس این طرح ما باید به گونهای باشد که بتواند مردم را از این نگرانی که دارند رها کند و این خواستهای را که دارند، برآورده سازد. ویژگیهای این طرح این است که از هجوم برای خرید دلار و طلا به منظور حفظ ارزش پول کاسته میشود. اینکه اکنون مردم برای خرید طلا و خرید دلار هجوم میبرند، با اجرای این طرح از این هجوم کاسته میشود؛ این یکی از ویژگیهای آن است. نکته دیگر این است که از کاهش ارزش پسانداز جلوگیری میشود. دیگر کسی غم و غصهای ندارد که بگوید این پسانداز من دچار کاهش ارزش میشود؛ خیر. اکنون نگرانی مردم همین است و این طرح، آن خواسته آنان را برآورده میکند.
از دیگر آثار آن این است که تا حد زیادی نقدینگی سرگردان در جامعه را جمعآوری میکند؛ همان چیزی که اکنون به اقتصاد ضربه میزند. نکته دیگر این است که برای دولت بار مالی ایجاد نمیکند. این طرح برای دولت بار مالی ندارد و برای اقتصاد نیز ضرری به همراه ندارد. آخرین موردی هم که در اینجا میتوان گفت، این است که تا حد زیادی موجب آرامش اجتماعی میشود.
در حال حاضر، مجموع این نگرانیها و بسیاری از اعصابخردیها و مسائلی که در اجتماع وجود دارد، به سبب فشار روانی ناشی از این امور است و این طرح تا حد زیادی باعث میشود که جامعه به یک آرامش نسبی برسد.
سؤال: در نامههایی که میبینم، به عنوان اسکناس سوتی یا اوراق سوتی اشاره شده است؛ بفرمایید اجرای همین برنامه دقیقاً چه مزیتی نسبت به خرید سکه طلا دارد؟ به هر حال مردم مثلاً طلای شکسته میخرند یا حتی پلاک طلا یا سکههایی که در بازار وجود دارد؛ این طرح چه مزیتی نسبت به طلا دارد؟
مزیت آن نسبت به سکه طلا این است که مبلغ سکه طلا بالاست. ارزان ترین سکه طلایی که به اصطلاح در بازار از سوی بانک مرکزی ارائه شده، ربع سکه است و قیمت ربع سکه در حال حاضر حدود پنجاه میلیون است. همه افراد نمیتوانند برای پساندازی که دارند و میخواهند ارزش آن را حفظ کنند، تا این اندازه هزینه کنند؛ پسانداز همه در حد پنجاه میلیون نیست. بنابراین، ثروتمندان میتوانند از آن استفاده کنند، اما اقشار کمدرآمد نمیتوانند، اگر پسانداز جزئی داشته باشند، از طریق خرید سکه اقدام کنند.
این طرح نسبت به خرید سکه مزیت دارد که اکنون عرض میکنم. سکه این مشکل را دارد که هزینه آن بالاست؛ یعنی قدرت خرید بالایی میخواهد. در رابطه با طلای شکسته نیز مسئله این است که اولاً طلای شکسته کمیاب است و چنین نیست که شما بتوانید در بازار، از طلافروشیها به این راحتی طلای شکسته تهیه کنید؛ طلافروشها به این سادگی طلای شکسته نمیفروشند. حتی یک منع قانونی نیز در این زمینه وجود دارد که طلای شکسته نباید دوباره در بازار میان مردم بازگردد. طلافروش فقط حق دارد آن را جمعآوری کند و برای ساخت طلای جدید تحویل دهد. این نیز قانونی است که تقریباً در صنف طلافروشان وجود دارد.
پس، اولاً یکی از مشکلات این است که کمیاب است و ثانیاً اینکه هیچ تضمینی درباره عیار آن وجود ندارد. اگر شما طلای شکسته بخرید، هیچ تضمینی وجود ندارد که عیار آن واقعاً همان چیزی باشد که گفته میشود؛ هیچ تضمینی در این زمینه نیست. از جهت تقلبی بودن آن نیز این احتمال وجود دارد که اساساً طلا نباشد. بنابراین، طلای شکسته با این خطرات همراه است.
اما درباره پلاکهای طلا، مانند پارسیان، پاسارگاد، الیزابت و مواردی از این قبیل که اکنون در بازار وجود دارند و بهصورت پرسشده عرضه میشوند، باید گفت که اینها دارای هزینهای هستند؛ هزینه پرس، یا به اصطلاح خودشان وکیوم، که یک هزینه اولیه به شمار میآید. هنگامی که آن را به شما میفروشند، علاوه بر قیمت طلایی که از شما دریافت میکنند، مبلغی را نیز بابت این پرس دریافت میکنند، اما زمانی که شما برای فروش آن به مغازه مراجعه میکنید، دیگر آن هزینه را برای شما محاسبه نمیکنند و فقط خود طلا را محاسبه میکنند؛ یعنی شما در اینجا متحمل نوعی ضرر میشوید. هر سه نوع آن، چه سکه طلا، چه طلای شکسته و چه این پلاکها، به این صورت هستند که هنگام نقد کردن آنها، طلافروش مقداری از ارزش آن را، بهصورت درصدی، کسر میکند.
همیشه، در هر بار که بخواهید به طلافروش مراجعه کنید، او درصدی را بابت اجرت خود دریافت میکند. افزون بر این، نگهداری آن، به هر میزان که باشد، حتی اگر یک سال باشد، به امنیت بالایی نیاز دارد؛ نگهداری آن دشوار است و باید آن را از دو دسته از آسیبها و خطرات در امان نگه دارید و این مسائل وجود دارد.
اما اکنون بیاییم ببینیم مزیت خرید اسکناس سوتی چیست. اینها مشکلاتی بود که آن موارد دارند. ملاحظه کنید که آیا این مشکلات در اسکناس سوتی برطرف میشود یا نه. مزیت اسکناس سوتی این است که اقشار کمدرآمد نیز توانایی خرید آن را دارند. حداقل مقداری که دولت میتواند، برای مثال، منتشر کند، میتواند یک اسکناس دهسوتی باشد که با قیمت فعلی، حدود دویست هزار تومان، بلکه کمتر از دویست هزار تومان، خواهد بود.
سؤال: معیار شما از «سوت» چیست؟
این را خود بانک مرکزی، در کنار اسکناسی که اکنون چاپ میکند، بهعنوان یک «پول موازی» در اختیار دارد و در دست خود بانک مرکزی است. این «سوت» که در اینجا میگوییم، یعنی یکهزارم گرم؛ اصطلاحاً در اینجا باز هم میگوییم سوتِ طلای خام هجدهعیار. یعنی وقتی میگوییم یک سوت، مقصود، به اصطلاح، یکهزارم گرم طلای خام هجدهعیار است؛ به جای اینکه بگوییم یک میلیگرم، به اصطلاح، میگوییم یک میلیگرم طلای خام هجدهعیار.
سؤال: حالا این چه مزیتی نسبت به دلار دارد؟ چون بسیاری از مردم سرمایه خود را به دلار و ارزهای رایج، مانند یورو، تبدیل میکنند.
من یک یا دو مطلب را در رابطه با بحث قبلی عرض کنم. آنجا گفتیم که امکان تقلب در آن وجود دارد و این امکان نیز وجود دارد، اما در اینجا دیگر امکان تقلب و به اصطلاح بحث عیار مطرح نیست، چون در اینجا دیگر موضوعیت ندارد. نکته دیگر هم این است که هزینههای جانبی ندارد. در آن موارد، وقتی شما آن را میخرید، باید هزینه پرس بپردازید و بعد هم هنگام فروش، مبلغی از شما کسر میکنند.
اما در اینجا دیگر در خرید و فروش چنین چیزی وجود ندارد و بعد هم وقتی میخواهید آن را نقد کنید و به بانک مراجعه کنید و این اسکناس سوتی را تحویل دهید و ریال دریافت کنید، ملاحظه میکنید که بابت آن هزینهای از شما کسر نمیشود. اگر هم در آینده بنا باشد مبلغی کسر شود، آن مبلغ در مقایسه با نقد کردن طلا بسیار ناچیز خواهد بود.
اما درباره اینکه میفرمایید خرید اسکناس سوتی چه مزیتی نسبت به دلار دارد، اجازه بدهید در اینجا مقایسهای میان خرید دلار و اسکناس سوتی انجام دهم تا موضوع روشن شود.
معایب خرید دلار اینهاست: یکی اینکه خرید دلار توسط مردم، بانک مرکزی را نیازمند میکند که دلار بیشتری وارد کند؛ یعنی باید دلار وارد کند تا بتواند این تقاضا را تأمین کند. نکته دیگر این است که کنترل ارزش دلار و میزان عرضه آن در دست ما نیست، بلکه در دست دشمن ماست. مسئله دیگر نیز این است که دلار تورمپذیر است و دائماً از ارزش آن کاسته میشود. مطلب بعدی این است که آمریکا هیچ تضمینی در برابر حفظ ارزش دلار ارائه نمیکند؛ اساساً میگوید من کاری به این موضوع ندارم، همین است و هر اتفاقی میخواهد برای آن بیفتد، چه ارزش آن بالا برود و چه پایین بیاید. نکته دیگر هم این است که خرید دلار موجب تضعیف پول ملی ما میشود.
اما اکنون به مزیت اسکناس سوتی بپردازیم. اول اینکه اگر کسی این را بخرد، دیگر باعث تقویت پول دشمن نمیشود؛ این موضوع ارتباطی با دشمنان ما ندارد و یک امر داخلی است. نکته دیگر این است که ارزش آن همواره معادل طلا ثابت است و هیچگاه تورمپذیر نمیشود و از ارزش آن کاسته نخواهد شد. همچنین بانک مرکزی حفظ ارزش آن را تضمین میکند که البته بعداً توضیح خواهیم داد.
خرید اسکناس سوتی موجب تضعیف پول ملی ما نمیشود. افزون بر اینکه پول دشمن را تقویت نمیکند، پول ما را نیز تضعیف نمیکند و برای تهیه اسکناس سوتی هیچ نیازی به بیگانگان وجود ندارد. ما از خارج کشور نیاز نداریم چیزی وارد کنیم و کنترل میزان عرضه آن نیز در داخل کشور است؛ بهگونهای که اگر کسی بخواهد عرضه را زیاد یا کم کند، این موضوع در دست دشمن نخواهد بود.
سؤال: در متن نامهای که درباره آن صحبت میکنید، نوشته شده است که با اجرای این طرح، در واقع بازار دلالبازی در خرید و فروش طلا و دلار تا حد زیادی کاهش پیدا میکند. توضیح میدهید که این مسئله چگونه محقق میشود؟
همانگونه که مستحضر هستید، مردم وقتی میخواهند دلار یا طلا خریداری کنند، طبعاً بازاری در این زمینه شکل میگیرد و عدهای در این میان بهعنوان واسطه برای خرید و فروش، چه برای کسی که میخواهد بخرد و چه برای کسی که میخواهد بفروشد، وارد میشوند و دلالی میکنند و سودی نصیبشان میشود.
اما این دلالها به این سود اندک نیز قانع نیستند و خودشان در بازار هیجانهایی ایجاد میکنند. برای مثال، گاهی شایعهای مطرح میکنند که قرار است عرضه طلا یا دلار در بازار افزایش پیدا کند. در این صورت، مردم میترسند و برای فروش اقدام میکنند و قیمت پایین میآید. از طرف دیگر، گاهی نیز میخواهند جهت بازار را تغییر دهند، بنابراین شایعهای مطرح میکنند که قرار است عرضه کاهش پیدا کند یا مثلاً دلار در حال جمعآوری شدن است و کم خواهد شد؛ در نتیجه، قیمت بالا میرود. اینها از همین نوسانگیری شدید استفاده میکنند. به این صورت که وقتی شایعه ارزان شدن را مطرح میکنند، مردم میفروشند و اینها در زمان ارزانی خرید میکنند؛ سپس خودشان شایعهای به راه میاندازند که دیگر قرار است قیمت بالا برود و مردم برای خرید هجوم میبرند و اینها در همان بازار میفروشند. این همان دلالبازیای است که انجام میدهند.
وقتی این اسکناس سوتی وجود داشته باشد، دیگر بالا و پایین رفتن به آن معنا نخواهد داشت. قیمت آن ثابت است. شما هر زمان این اسکناس را به بانک تحویل دهید، بانک قیمت روز طلا را به شما پرداخت میکند. بنابراین، دیگر تغییری از این جهت ندارد و تابع نوسانات خارجی نیست. این اسکناس، از این حیث، شبیه ریال خودمان است؛ یعنی کاملاً داخلی است، اما با ارزش ثابت، و قرار است همان مشکلی را که اکنون وجود دارد، حل کند.
پس در این صورت، ملاحظه بفرمایید که وقتی ارزش آن ثابت میماند، در طول زمان اساساً کاهش ارزش ندارد. برای نمونه، هزار و چهارصد سال پیش، در صدر اسلام، چهار هزار و دویست و پنجاه سوت برابر با یک گوسفند زنده بوده است؛ یعنی یک دینار. درست است، یک دینار برابر بوده با مقداری که شما میتوانستید با آن یک گوسفند زنده بخرید. اکنون نیز شما با چهار هزار و دویست و پنجاه سوت میتوانید بهراحتی یک گوسفند زنده خریداری کنید.
یعنی ارزش آن تا این اندازه حفظ میشود و هزار و چهارصد سال گذشته است، اما همچنان چنین ویژگیای دارد. بنابراین، این نوع پولی که عرض میکنیم، یعنی اسکناس سوتی، از این ویژگی برخوردار است.
سؤال: نقطه عطف کار شما همان بحث مقابله با تورم است. بفرمایید که با اجرای این طرح و تولید و انتشار اسکناسها یا اوراق سوتی، چگونه از تورم جلوگیری میشود؟ آیا اساساً نمونه مشابهی در دنیا داریم که این کار را انجام داده و موفق هم بوده باشد؟
بله، درباره این اسکناس سوتی، ما دلیل داریم که میتواند تورم را بهطور کامل کنترل کند و نمونه آن را نیز در اختیار داریم. آلمان پس از جنگ جهانی اول توانست با پولی شبیه همین اسکناسهای سوتی، در مدتزمان کوتاهی، تورم بیش از یکمیلیوندرصدی خود را کنترل کند. تورم آنها بیش از یکمیلیون درصد بود، در حالی که تورم ما هنوز هیچگاه به یکصد درصد نرسیده است.
تا آن زمانی که آلمان خواست این کار را انجام دهد، دو نوع استاندارد طلا برای پول وجود داشت. یک نوع استاندارد طلا برای پول این بود که خودِ جنس پول از طلا باشد؛ مانند همان دینارهای طلایی که به این شکل وجود داشتهاند. نوع دوم این بود که بانک مرکزی، هنگامی که میخواهد پول منتشر یا چاپ کند، باید معادل آن مقدار، طلا در خزانه داشته باشد؛ بهگونهای که هر زمان صاحب این پول، آن را به بانک تحویل داد، بانک باید طلا به او تحویل دهد، یعنی خودِ طلا را باید به او بدهد. این، استاندارد نوع دوم است؛ اسکناس از جنس کاغذ است و پول از جنس کاغذ است، اما باید معادل آن، به همان میزان، طلا در خزانه وجود داشته باشد و صاحب پول میتواند هر زمان که بخواهد به بانک مراجعه کند و خود طلا را مطالبه نماید.
این وضعیت تا زمان جنگ جهانی اول به همین صورت برقرار بود. جنگ جهانی اول از سال ۱۹۱۴ تا سال ۱۹۱۸ به طول انجامید؛ یعنی چهار سال. آلمان هنگامی که وارد این جنگ شد، با این تصور وارد شد که پیروز میدان خواهد شد و از همین جهت، بدهی زیادی ایجاد کرد، اوراق قرضه فراوانی در میان مردم خود منتشر کرد و حتی از کشورهای خارجی نیز وام گرفت، با این محاسبه که پیروز میشود و ثروتهای کشورهایی را که به اصطلاح فتح میکند، به دست میآورد و از محل آن، هم بدهی داخلی خود را میپردازد و هم بدهی خارجیاش را تسویه میکند و همه این امور را سامان میدهد. اما اوضاع برعکس شد و آلمان در جنگ جهانی اول مغلوب شد و شکست خورد.
علاوه بر خسارتها و بدهیهایی که خود آلمان باید پرداخت میکرد، مقرر شد غرامت جنگی نیز به هر کشوری که از آن آسیب دیده بود پرداخت شود. در نتیجه، بدهی بسیار سنگینی برای آلمان ایجاد شد.
آلمان ابتدا باز هم خواست پرداخت بدهیهای داخلی خود را آغاز کند. محاسبه کرد که اگر بخواهد این بدهیها را بپردازد، چیزی در اختیار ندارد؛ زیرا خود دچار بدهی شده بود و خزانه نیز خالی بود. از این رو، آمد و این استاندارد نوع دوم را که تا آن زمان از آن استفاده میکردند، لغو کرد.
گفت ما اکنون اسکناسی را که چاپ میکنیم، یعنی «رایشمارک»، منتشر میکنیم و دیگر آن معادل طلاییِ آن را لغو میکنیم تا بتوانیم این بدهیها را بپردازیم. در آغاز شروع به پرداخت کرد و به عدهای از این طریق پرداخت انجام شد و آنان نیز آن را پذیرفتند، اما بهتدریج و خیلی زود، در بازار خود را نشان داد که ارزش آن کاهش یافته است. هرچه بیشتر چاپ کرد، از ارزش این رایشمارک کاسته شد و کار به جایی رسید که پیش از جنگ، هر ۴/۲ رایشمارک، که پول آلمان بود، برابر با یک دلار بود، اما در سال ۱۹۱۸ که جنگ تمام شد و آلمان شروع به پرداخت بدهیهایش کرد و این کار را انجام داد، ظرف پنج سال، یعنی در سال ۱۹۲۳، ناگهان اوضاع به جایی رسید که هر چهار تریلیون و دویست میلیارد رایشمارک برابر با یک دلار شد.

وقتی مردم برای خرید نان میرفتند، بهای یک قرص نان دویست میلیارد مارک بود؛ یعنی پول آلمان تا این اندازه بیارزش شده بود که حتی گفته میشود بچهها با آن خانهسازی میکردند و میگویند آن را در اجاق میریختند تا با آن آتش روشن کنند.
در این اوضاع و احوال، رئیس بانک مرکزی آلمان از دنیا رفت و یک پروفسور برجسته در آنجا آمد و رئیس بانک مرکزی شد. این پروفسور، شاخت، ابتکاری که به خرج داد همین بود که آمد و در کنار رایشمارک، یک پول دیگر، یعنی یک پول موازی، ایجاد کرد و آن را با عنوان «رِنتِنمارک» منتشر کرد و گفت من قدرت خرید این پول را معادل طلا تضمین میکنم، البته با یک تفاوت نسبت به استاندارد قبلی.
در استاندارد قبلی گفته میشد وقتی دارنده پول آن را به بانک میبرد، میتوانست طلا مطالبه کند، اما او گفت من طلا نمیدهم، بلکه قیمت روز طلا را میپردازم، و این در واقع یک استاندارد نوع سوم بود؛ یعنی استاندارد طلای نوع سوم برای پول. این پول بهصورت موازی منتشر شد، اما در پشتوانه آن، دیگر خودِ طلا قرار داده نشد، بلکه قیمت طلا مبنا قرار گرفت. این کار انجام شد و مردم خیلی سریع از آن استقبال کردند، زیرا او تعهد کرده بود که این کار را انجام دهد و قدرت خرید آن را نیز حفظ کرد؛ بهگونهای که آلمان توانست در اواسط سال ۱۹۲۳، در مدت کوتاهی، تورم را کنترل کند. در همان سال ۱۹۲۳، تورم در آلمان به اوج خود رسیده بود، اما با این حال، در همان سال، در مدت زمانی بسیار کوتاه، توانست آن را مهار کند.
تورم را کنترل کرد و پس از آنکه آن را مهار نمود، دوازده صفر از رایشمارک حذف کرد و دوباره پول خود را به همان ارزش سابق بازگرداند؛ بهگونهای که هر ۴/۲ رایشمارک برابر با یک دلار بود.
پس از آلمان، چند ماه بعد، در اواخر سال ۱۹۲۳، نخستین کشوری که از این روش استفاده کرد و توانست خود را از این تورم، یا به اصطلاح ابرتورم، نجات دهد، اتریش بود. لهستان نیز در سال ۱۹۲۴ همین کار را انجام داد و تورم خود را کنترل کرد و از همین روش آلمان استفاده کرد. مجارستان هم در سال ۱۹۲۵ همین کار را انجام داد. اینها کشورهایی بودند که از جنگ آسیب دیده بودند و به اصطلاح دچار ابرتورم شده بودند و این روش، مشکل آنها را حل کرد؛ اینها مصادیق این مسئله هستند که نشان میدهد این کشورها چنین کاری انجام دادند.
پس اگر اکنون هم بانک مرکزی ما اراده کند و بخواهد این کار را انجام دهد، با همین اسکناس سوتی میتواند آن را عملی کند؛ زیرا تورم ما بسیار کمتر از تورم آلمان است و حتی کمتر از یک دههزارم تورم آلمان است.
سؤال: حالا خودِ انتشار اسکناس سوتی یا اوراق سوتی برای بانک مرکزی ضرری ندارد؟ این را از این جهت میپرسم که به هر حال شما فرمودید هر وقت دارنده آن بخواهد، مثلاً معادل آن را بازپس بگیرد، آیا در آنجا مشکلی پیش نمیآید؟ یعنی آیا سیستم بانکی ما این تعریف شما را میپذیرد؟ چون به هر حال آنها محاسبات خودشان را دارند.
من در اینجا یک نکته را در رابطه با همان بحث آلمان عرض کنم که گفتیم در آنجا چنین وضعی وجود داشت و آن شرایط پیش آمد. اکنون، در شرایط فعلی، رئیسجمهور محترم درباره صرفهجویی تأکید میکنند. اما با این پولی که اکنون در اختیار داریم، مردم حاضر به صرفهجویی نیستند؛ زیرا صرفهجویی یعنی مقداری از درآمد فعلی را برای آینده پسانداز کردن، و این کار با پولی که ارزش آن کاهش مییابد، ممکن نیست.
اما اگر این اسکناس سوتی وجود داشته باشد، چون ارزش آن حفظ میشود و کاملاً محفوظ میماند، این کار امکانپذیر خواهد شد. مردم برای سرمایهگذاری و برای اینکه ارزش دارایی خود را حفظ کنند، در چند حوزه سرمایهگذاری میکنند: یکی خرید طلا است، یکی املاک و مستغلات است، یکی ارزهای خارجی مانند دلار و یورو است، یکی بورس و صندوقهای سرمایهگذاری است و دیگری نیز خودرو است.
اینکه تقاضا برای خودرو تا این اندازه افزایش پیدا کرده، علتش همین است؛ چون افراد میخواهند از کاهش ارزش پول خود جلوگیری کنند. کسی که مبلغ زیادی ندارد، خودرو میخرد؛ اگر بیش از این داشته باشد، خانه میخرد؛ اگر کمتر باشد، سراغ دلار میرود. یعنی همه در پی آن هستند که ارزش پول خود را حفظ کنند. اگر این اسکناس سوتی وجود داشته باشد، دیگر فرد در این زمینه دغدغهای نخواهد داشت. این ابزار از همه آن موارد آسانتر، راحتتر و مطمئنتر است و بهطور طبیعی جلوی این روندها گرفته میشود. به تعبیر یکی از کارشناسان اقتصادی، اگر تورم کنترل شود، مردم سراغ خرید دلار و طلا نمیروند، بلکه خودِ پول را پسانداز میکنند؛ دیگر لازم نیست شما به آنها بگویید صرفهجویی کنید.
یکی از مشکلاتی که این طرح حل میکند، و مایلم آن را عرض کنم و سپس به سؤال شما درباره این موضوع بپردازم که آیا دولت یا بانک مرکزی از این جهت ضرر میکند یا نه، این است که اکنون در جامعه ما یکی از نیازهای بسیار مهم، یعنی قرضالحسنه دادن، با مشکل روبهرو شده و مردم از آن فاصله گرفتهاند.
اکنون مردم از قرض دادن پرهیز میکنند؛ حتی برادر به برادر نیز قرض نمیدهد، چون میگوید این پولی را که اکنون به او میدهم، وقتی بخواهد آن را پس بدهد، دیگر ارزش سابق را ندارد و اگر در بازپرداخت آن تأخیر هم ایجاد شود، مشکل بیشتر خواهد شد.
پس از این جهت، مردم از قرض دادن طفره میروند، در حالی که این مسئله یکی از اموری است که میتواند به مردم در آرامش زندگی، یاریرسانی و تحقق همان سنت پسندیده کمک فراوانی کند. یکی از مطالبی هم که رئیسجمهور محترم در این ایام فرمودند، این بود که بیایید دستبهدست هم بدهیم و یکدیگر را یاری کنیم. اگر این اسکناس سوتی وجود داشته باشد، فرد دیگر هیچ دغدغهای ندارد؛ ده اسکناس سوتی به برادرش میدهد و بعداً همان ده اسکناس سوتی را از او بازپس میگیرد. در این حالت، ارزش برابر با طلا کاملاً حفظ میشود؛ نه ربایی در کار میآید و نه هیچ مسئله دیگری پیش میآید، و ارزش آن نیز کاهش پیدا نمیکند. بنابراین دیگر این دغدغه وجود ندارد که گفته شود وقتی بعداً به من بازگردانده شد، ارزشش کم شده است.
از سوی دیگر، چون برای قرضالحسنه ثواب فراوانی بیان شده است، اگر این مشکل حل شود، خودبهخود بسیاری از مردم به سمت قرضالحسنه روی خواهند آورد. اما درباره مطلبی که شما فرمودید، خدمتتان عرض کنم که بانک مرکزی از این جهت ضرر نمیکند؛ خیر، انتشار این اسکناس برای بانک مرکزی زیانآور نخواهد بود.

بانک مرکزی به این صورت عمل میکند که هر کسی که مراجعه میکند، یعنی کسی که اکنون مشتری است، به بانک پول میدهد؛ فرض کنیم همه بانکها به نیابت از بانک مرکزی بخواهند این کار را انجام دهند. برای مثال، اگر کسی بخواهد یکصد عدد اسکناس دهسوتی از بانک بخرد و فرض کنیم ــ با قیمتهای چند سال پیش ــ بهای آن دو میلیون تومان باشد، آن شخص دو میلیون تومان به بانک میدهد و در مقابل، یکصد اسکناس دهسوتی از بانک تحویل میگیرد. در این صورت، بانک آن دو میلیون تومان را در اختیار دارد.
حال، از سوی دیگر، ما عدهای را داریم که به نقدینگی نیاز دارند یا متقاضی قرض هستند و به پول احتیاج دارند. از آن طرف نیز دولت ناچار است سیاستی را که در پیش گرفته، بر مبنای انقباض مالی تنظیم کند؛ یعنی میگوید من نمیتوانم پول در اختیار مردم قرار دهم، زیرا ممکن است آن را وارد دلالبازی کنند، یا میگوید اساساً خودم پول و نقدینگی کافی ندارم.
وقتی وضعیت به این صورت باشد، مردم به جای خرید طلا و دلار، پول خود را در بانک قرار میدهند و در نتیجه بانک از این جهت منابع بیشتری در اختیار خواهد داشت. در اینجا یک سؤال مطرح میشود و آن این است که آیا بانک بعداً، هنگامی که بخواهد به قیمت روز پرداخت کند، دچار زیان نمیشود؟ پاسخ این است که خیر.
بانک باید این کار را انجام دهد. از سوی دیگر، افرادی نیز هستند که به بانک مراجعه میکنند و تقاضای وام دارند. بانک با همان پولی که از این شخص گرفته است، یعنی همان دو میلیون تومانی که از او دریافت کرده و در مقابل، یکصد اسکناس دهسوتی به او داده است، به فردی که نیاز به پول دارد پرداخت میکند. به این معنا که به او میگوید اکنون یکصد اسکناس دهسوتی معادل دو میلیون تومان است، اما من این دو میلیون تومان را به تو میدهم و در مقابل، یک سال بعد، یکصد و دو عدد اسکناس دهسوتی از تو خریداری میکنم؛ یعنی با دو درصد سود در یک دوره یکساله.
این دو میلیون تومانی را که از آن شخص دریافت کرده و بعداً باید معادل یکصد سوت به او پرداخت کند، خود بانک نگه نمیدارد، بلکه آن را در اختیار متقاضیان قرار میدهد. اما این کار به این صورت انجام میشود که دو میلیون تومان را میپردازد و در مقابل، یکصد و دو سوت دریافت میکند.
البته این دو درصدی که عرض میکنیم، توافقی است و میتواند بیشتر یا کمتر باشد. این دیگر کارمزد نیست، بلکه سود است و البته بحث فقهی آن نیز بررسی شده و همه مسائل فقهی آن حل شده است و از این جهت هیچ مشکلی وجود ندارد.
بانک یکسال بعد، یکصد و دو سوت را از آن شخص دریافت میکند. سپس یکصد سوت از آن را به متقاضی دیگری میفروشد و بهای آن را به قیمت روز به مشتریای میدهد که اکنون آن سوت را آورده است؛ یعنی همان کسی که یکصد اسکناس دهسوتی را آورده و میخواهد آن را نقد کند. این شخص سال گذشته پول داده بود و با دو میلیون تومان، یکصد عدد اسکناس دهسوتی خریده بود، اما اکنون به پول و نقدینگی نیاز دارد و به بانک مراجعه میکند. بانک نیز در این زمان آن یکصد عدد را میفروشد و آن دو عدد اضافه برای بانک باقی میماند که آن دو عدد، هزینه و سود بانک محسوب میشود.
پس بانک نهتنها ضرر نمیکند، بلکه سود هم میبرد و برای آن منفعت نیز حاصل میشود.
سؤال: فروش این اسکناسها و در اختیار قرار دادن آنها، آیا صرفاً توسط بانک انجام میشود یا مثلاً جاهایی مانند بورس هم میتوانند این کار را انجام دهند؟
در طرحی که فعلاً در آن نامه آمده است، این کار باید فقط توسط بانک انجام شود و برای این موضوع دو دلیل وجود دارد. دلیل اول این است که بورس با ریسک همراه است و بسیاری از مردم از ریسک گریزان هستند، زیرا ممکن است ناگهان ارزش دارایی آنها سود بالایی پیدا کند و این امکان هم وجود دارد که دچار افت شود؛ به هر حال خاصیت بورس همین است.
بسیاری از مردمی که پسانداز میکنند و به سراغ خرید دلار میروند، اساساً به دنبال سود نیستند، بلکه میخواهند یک پسانداز آرام و مطمئن داشته باشند و مطمئن باشند که این پسانداز برایشان ثابت میماند. بنابراین، این گروه با بورس هماهنگ نیستند. اگر ما بخواهیم مردمی که اکنون به سراغ خرید دلار و طلا میروند، از این ابزار استفاده کنند، باید توجه داشته باشیم که آنها در پی چنین ریسکی نیستند؛ ریسک بورس اقتضائات خاص خود را دارد و افراد خاصی را میطلبد.
اگر قرار باشد همه مردم بتوانند از این ابزار استفاده کنند، باید این کار از طریق بانک انجام شود تا در سراسر کشور در دسترس مردم باشد. اما بورس برای همه در دسترس نیست. افزون بر این، در این طرح بنا بر آن است که این ابزار، وضعیتی شبیه همین اسکناس داشته باشد؛ یعنی همانگونه که مردم برای امور مربوط به اسکناس ریالی به بانک مراجعه میکنند و میتوانند آن را دریافت کنند، این کار نیز به همین شکل انجام شود تا سهلالوصول باشد و مردم بتوانند بهراحتی از آن استفاده کنند.
سؤال: در بحث خرید و فروش اسکناس یا اوراق سوتی، همواره نیاز به قیمت طلا وجود دارد. با توجه به شرایطی که در جامعه ما حاکم است ــ و البته نه فقط در ایران، بلکه تحت تأثیر شرایط جهانی نیز ــ مانند جنگها و حوادثی که بر قیمت جهانی طلا اثر میگذارند و موجب افزایش آن میشوند، آیا این نوسانات لحظهای قیمت طلا در اجرای دقیق این طرح اشکال ایجاد نمیکند؟
در این طرح، اگر بخواهیم همانطور که گفته شد نوعی آرامش نیز ایجاد کنیم، نباید وضعیت بهگونهای باشد که فرد هنگام مراجعه به بانک و ایستادن در صف، با تغییر مداوم قیمت روبهرو شود؛ همان اتفاقی که اکنون در صف طلافروشیها رخ میدهد. شما وقتی در صف میایستید، در ابتدای صف یک قیمت وجود دارد، اما تا زمانی که نوبت شما برسد، ممکن است قیمت تغییر کرده باشد. اگر بخواهیم این اتفاق رخ ندهد، راهکار آن این است که بانک مرکزی یک سایت مستقل طراحی کند.
البته ما خودمان نیز در روند توسعه این طرح، پس از چند سال تلاش، یک نمونه آزمایشی را در دست اجرا داریم و با آن کار میکنیم؛ البته نه از این جهت که وارد مرحله عملیاتی شده باشد، بلکه بهعنوان یک نمونه آزمایشی برای سنجش بازخوردها. سازوکار آن به این صورت است که بانک مرکزی یک سایت مستقل طراحی میکند و این سایت بهوسیله یک ربات هدایت میشود و کار آن نیز توسط همان ربات انجام میگیرد.
این ربات دقیقاً در اولین لحظه از ساعت بیستوچهار، یعنی در نیمهشب، به محض فرا رسیدن آن لحظه، سایت را با سایت رسمی قیمت ارز و طلا که اکنون وجود دارد، منطبق میکند. به تعبیر دقیقتر، در نخستین لحظه از آغاز شبانهروز جدید، این سامانه خود را با مرجع رسمی قیمت ارز و طلا تنظیم میکند و سپس قفل میشود. پس از آن، در تمام بیستوچهار ساعت آینده، تا رسیدن به ساعت بیستوچهار شب بعد، همه خرید و فروشها بر اساس همان قیمت انجام میشود.
به این ترتیب، دیگر این اختلاف پیش نمیآید که کسی بگوید من به بانک مراجعه کردم و پول پرداخت کردم، اما بانک اعلام کرد که در آن ساعت قیمت این مقدار بوده، در حالی که مشتری مدعی قیمت دیگری باشد و بر سر آن اختلاف و مناقشه ایجاد شود. در طول این بیستوچهار ساعت، فقط یک قیمت معتبر وجود دارد. سپس در اولین لحظه از ساعت بیستوچهار شب بعد نیز دوباره همین کار توسط ربات انجام میشود؛ یعنی این سایت در یک لحظه با سایت رسمی قیمت ارز و طلا منطبق میشود، خود را با آن تنظیم میکند و دوباره قفل میشود. پس از آن نیز قیمت تعیینشده، مبنای تمام معاملات در بیستوچهار ساعت آینده خواهد بود. به این صورت، کار انجام میشود و مشکلی هم ایجاد نخواهد شد.
من مایلم در اینجا به نکتهای درباره نامهای که ارسال کرده بودیم اشاره کنم. در آن نامه، در همین بحث مربوط به زمان، در جایی از ساعت بیستوچهار سخن گفتهایم و در جایی نیز ساعت بیستوسه آمده است. اگر کسی خواست این مصاحبه را با آن نامه تطبیق دهد، باید توجه داشته باشد که آنجا که ساعت بیستوسه ذکر شده، اشتباه است.
* سخن پایانی:
در رابطه با همه معاملات بانکی نیز این کار انجام شده و نظرمراجع هم گرفته شده است. آنچه در اینجا مطرح شد، بیشتر ناظر به بحث پولی بود، اما درباره معاملات بانکی نیز همه این مسائل بهصورت کاملاً مجزا بررسی شده است. تمام معاملات بانکیای که اکنون با آنها مواجه هستیم، از مسئله سپرده، سود، وام، جریمه دیرکرد، فاکتورهای صوری و قراردادهای صوری گرفته تا سایر موارد، برای همه آنها در آن طرح راهکار ارائه شده است و اشاره شده که چگونه میتوان این امور را اصلاح کرد. همانطور که عرض کردم، در آن چارچوب نه بانک ضرر میکند و نه مردم.
البته یک نکته هم وجود دارد و آن اینکه سودهایی که اکنون نصیب بانکها میشود، شاید دیگر به این شکل حاصل نشود؛ زیرا در آنجا مبنا توافقی است و دیگر تورمی در کار نخواهد بود. این سودهای بالایی که بهصورت علنی دریافت میشود، عمدتاً به دلیل وجود تورم است؛ زیرا مردم نیز حاضر میشوند چنین سودهای سنگینی را بپذیرند، در حالی که در همه این موارد، در نهایت کسی که متضرر میشود، صاحب پول است.
بهعکس، آنچه امروز مشاهده میکنیم نیز به همین دلیل است که مردم از پسانداز در بانکها امتناع میکنند و به سمت دلار، طلا و امثال آن میروند. اما اگر این طرح به همین شکل اجرا شود، دیگر مردم به سپردهگذاری در بانکها رغبت و اشتیاق پیدا خواهند کرد.
انتهای پیام/










نظر شما