چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۰
عکاسی عاشورایی فراتر از ثبت یک مراسم است

حوزه/ رسول اولیازاده، هنرمند عکاس، با تأکید بر اینکه عکاسی عاشورایی به دلیل پیوند مستقیم با واقعیت، قدرتی ویژه در انتقال مفاهیم دینی و انسانی دارد، گفت: عکس عاشورایی می‌تواند در عین مستند بودن، روایتگر لایه‌های عمیق‌تری از حقیقت، رنج، آزادگی و شکوه واقعه کربلا باشد.

خبرگزاری حوزه | رسول اولیازاده، هنرمند عکاس، در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه عکاسی عاشورایی در عین اتکا به واقعیت، ظرفیت بالایی برای بازنمایی مفاهیم عمیق و تأمل‌برانگیز دارد، اظهار کرد: عکاسی برخلاف نقاشی و گرافیک، ناگزیر از عبور از مجرای واقعیت بیرونی است و همین نسبت مستقیم با جهان عینی، به آن قدرتی ویژه می‌بخشد. در هنرهای تجسمی دیگر، هنرمند می‌تواند کاملاً بر پایه ذهن و تخیل، جهانی تازه بیافریند، اما عکاس باید در دل واقعیت، زاویه دید خلاقانه خود را پیدا کند و با نور، کادر، لحظه و ترکیب‌بندی، معنایی فراتر از ظاهر صحنه را به مخاطب منتقل سازد. از همین رو، عکاسی عاشورایی اگرچه به ظاهر با محدودیت‌های ابزار و شرایط محیطی روبه‌روست، اما از حیث تأثیرگذاری گاه حتی از برخی هنرهای دیگر نافذتر عمل می‌کند، زیرا مخاطب احساس می‌کند با حقیقتی مستند و در عین حال هنرمندانه مواجه است.

وی افزود: در این حوزه، دو مسیر مهم پیش روی عکاس قرار دارد؛ یکی عکاسی مستند از آیین‌ها و مراسم مردمی و دیگری عکاسی مفهومی و چیدمانی. در عکاسی مستند، هنرمند باید همچون پژوهشگری بصری، در بطن مراسم حاضر شود و آیین‌هایی مانند نخل‌گردانی، سنگ‌زنی، علم‌گردانی و تعزیه را با نگاهی تازه ثبت کند. اهمیت این نوع عکاسی در آن است که حافظه تاریخی و هویت بصری جامعه را حفظ می‌کند. اما در برابر آن، عکاسی مفهومی این امکان را فراهم می‌سازد که هنرمند بدون محدودیت زمان و مکان، در فضای کنترل‌شده، ذهنیت خود را درباره مفاهیمی چون مظلومیت، عدالت، آزادگی و ایثار به تصویر بکشد.

اولیازاده تأکید کرد: این دو رویکرد نه در تقابل، بلکه در تکمیل یکدیگرند و عکاس موفق کسی است که هم به سندیت تاریخی وفادار بماند و هم از ظرفیت بیان هنری و فلسفی غافل نشود.این هنرمند عکاس در ادامه با اشاره به مشکلات ساختاری و اقتصادی هنرهای تجسمی در کشور گفت: یکی از مهم‌ترین موانع رشد عکاسی عاشورایی، نبود حمایت‌های هدفمند برای تولید، نمایش و عرضه آثار است. بسیاری از عکاسان مستعد، آثار ارزشمند و قابل توجهی دارند، اما به دلیل هزینه‌های سنگین چاپ، قاب، اجاره فضا و طراحی حرفه‌ای نمایشگاه، امکان ارائه شایسته آن‌ها را پیدا نمی‌کنند.

وی بیان کرد: حمایت نهادهای فرهنگی نباید فقط به اختصاص بودجه محدود شود، بلکه باید در تسهیل دسترسی عکاسان به مراسم خاص، فراهم کردن بسترهای نمایش عمومی و ایجاد پیوند میان هنرمند و مخاطب نیز نمود داشته باشد. از سوی دیگر، حضور بخش خصوصی به عنوان حامی و اسپانسر در این عرصه یک ضرورت است، نه یک انتخاب.

اولیازاده با تأکید بر نقش مغفول‌مانده نقد هنری افزود: یکی از حلقه‌های مفقوده در عکاسی مذهبی، نبود جریان جدی نقد و بررسی آثار است. بسیاری از عکس‌های عاشورایی تولید می‌شوند، در نمایشگاه‌ها یا فضای مجازی دیده می‌شوند، اما تحلیل عمیق و حرفه‌ای درباره آن‌ها صورت نمی‌گیرد. منتقد هنری می‌تواند با بررسی عناصر زیبایی‌شناختی، نورپردازی، ترکیب‌بندی، سوژه‌پردازی و کیفیت مفهومی اثر، هم به هنرمند در مسیر رشد کمک کند و هم سطح سواد بصری جامعه را ارتقا دهد. به گفته وی، شکل‌گیری یک تعامل مثلثی میان هنرمند، مدیر فرهنگی و منتقد، می‌تواند به پویایی و ماندگاری جریان عکاسی عاشورایی کمک کند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تغییر سبک زندگی و کمرنگ شدن حضور فیزیکی عکس در خانه‌ها، تصریح کرد: امروز با بحران از دست رفتن حافظه بصری مواجه هستیم. در گذشته، آلبوم‌های خانوادگی و حتی پوسترهای مذهبی بخشی از هویت عاطفی و معنوی خانواده‌ها بودند، اما اکنون حجم عظیمی از تصاویر در گوشی‌ها و حافظه‌های دیجیتال باقی می‌مانند و اغلب بدون اثرگذاری ماندگار از بین می‌روند.

اولیازاده گفت: اگر می‌خواهیم هنر عاشورایی دوباره در زندگی مردم حضور جدی پیدا کند، باید به سمت تولید و توزیع آثار فیزیکی باکیفیت حرکت کنیم؛ از کتاب عکس‌های نفیس و پوسترهای فاخر گرفته تا چاپ‌های مناسب برای نصب در منازل و فضاهای عمومی. این آثار باید با قیمت‌گذاری مناسب و در دسترس مردم قرار گیرند تا از انحصار گالری‌ها خارج شوند و بار دیگر در متن زندگی روزمره خانواده‌ها جای بگیرند.

این عکاس درباره تأثیر شبکه‌های اجتماعی نیز اظهار کرد: فضای مجازی از یک سو فرصتی بسیار مهم برای دیده‌شدن آثار عاشورایی فراهم کرده است، زیرا عکاس دیگر محدود به جغرافیای یک شهر یا دیوارهای یک نمایشگاه نیست و می‌تواند مخاطبانی از سراسر کشور و حتی خارج از مرزها داشته باشد. اما از سوی دیگر، خطر اصلی این فضا، مصرف سریع و سطحی تصویر است. تصویری که می‌تواند مخاطب را به تأمل وادارد، گاه در چند ثانیه دیده و فراموش می‌شود.

وی افزود: هنرمند امروز ناگزیر است میان جذابیت بصری و عمق مفهومی تعادل برقرار کند. اگر نگاه او صرفاً معطوف به لایک و بازدید باشد، ممکن است از اصالت اثر کاسته شود، اما اگر با حفظ زبان بصری اصیل، از این بستر برای معرفی درست اثر بهره بگیرد، شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به ابزاری مؤثر برای توسعه سواد بصری و گفت‌وگوی فرهنگی تبدیل شوند.

اولیازاده همچنین تنوع اقلیمی و آیینی ایران را یکی از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های عکاسی عاشورایی دانست و گفت: آیین‌های سوگواری در مناطق مختلف کشور، مجموعه‌ای از فرم‌ها، رنگ‌ها، حرکت‌ها و روایت‌های بومی را در اختیار عکاس قرار می‌دهد. ثبت آیین‌هایی چون نخل‌گردانی، تعزیه، سنگ‌زنی یا شیوه‌های خاص عزاداری در نقاط مختلف ایران، اگر با مطالعه و شناخت همراه باشد، صرفاً یک گزارش مردم‌نگارانه نخواهد بود، بلکه می‌تواند به خلق روایتی ملی و حتی جهانی از فرهنگ عاشورا بینجامد.

وی تصریح کرد: آنچه اهمیت دارد، عبور از سطح ظواهر و رسیدن به لایه‌های معنایی این آیین‌هاست. گاه جزئیاتی مانند نگاه یک کودک، اشک خاموش یک مادر یا دستان خسته پیرمردی که علم را حمل می‌کند، از هر صحنه پرشکوهی گویاتر است و روح آیین را آشکار می‌کند.

وی در ادامه به ضعف‌های موجود در آموزش تخصصی این حوزه اشاره کرد و گفت: آموزش عکاسی در کشور بیشتر بر جنبه‌های فنی متمرکز است و کمتر به شاخه‌های موضوعی همچون عکاسی آیینی توجه دارد. در حالی که عکاسی عاشورایی نیازمند مجموعه‌ای از دانش‌های هم‌زمان است؛ از تسلط فنی بر دوربین و نور گرفته تا شناخت تاریخی، فرهنگی و مفهومی از واقعه عاشورا.

اولیازاده پیشنهاد کرد: کارگاه‌ها و دوره‌های تخصصی با حضور استادان هنر، پژوهشگران تاریخ و صاحب‌نظران حوزه فرهنگ عاشورا طراحی شود تا نسل تازه‌ای از عکاسان تربیت شوند که هم مهارت فنی داشته باشند و هم درک عمیقی از پیام اثر. فرهنگ نقدپذیری و بررسی علمی آثار دانشجویان نیز باید تقویت شود تا آموزش از سطح مهارت صرف فراتر برود و به تربیت هنرمند متعهد و اندیشمند منتهی شود.

این هنرمند عکاس با اشاره به مسئله اخلاق حرفه‌ای در عکاسی مذهبی تصریح کرد: عکاس در مراسم عزاداری با احساسات اصیل و لحظات شخصی مردم روبه‌روست و به همین دلیل بیش از هر چیز باید امانتدار باشد. ثبت یک لحظه تأثرانگیز هرگز نباید به قیمت خدشه‌دار شدن کرامت انسانی سوژه تمام شود. رعایت فاصله، انتخاب زاویه مناسب، توجه به حریم خصوصی و پرهیز از انتشار تصاویری که امکان سوءبرداشت دارند، بخشی از مسئولیت اخلاقی عکاس است. اگر نگاه هنرمند صادقانه و محترمانه باشد، تصویر هم به حقیقت نزدیک‌تر خواهد شد و هم اعتماد مخاطب را جلب خواهد کرد.

اولیازاده درباره برگزاری نمایشگاه‌های عکس عاشورایی نیز اظهار کرد: نمایشگاه صرفاً محل نصب چند قاب بر دیوار نیست، بلکه باید به مثابه یک روایت فضایی طراحی شود. نحوه چیدمان، ترتیب آثار، نورپردازی، توضیحات همراه و حتی نشست‌های نقد و بررسی، همگی در کیفیت دریافت مخاطب اثرگذارند. اگر این عناصر به‌درستی کنار هم قرار گیرند، مخاطب با یک تجربه منسجم و ماندگار روبه‌رو می‌شود و پیام نمایشگاه را عمیق‌تر درک می‌کند.

وی در پایان، درباره نسبت عکاسی عاشورایی با فناوری‌های نوین گفت: ابزارهای جدید مانند دوربین‌های پیشرفته، هوش مصنوعی و واقعیت مجازی می‌توانند فرصت‌هایی تازه برای تقویت روایت بصری فراهم کنند، اما استفاده از آن‌ها باید هوشمندانه و اخلاق‌مدار باشد. در عکاسی مستند به‌ویژه، مرز میان ویرایش هنری و جعل واقعیت باید کاملاً روشن بماند. آینده عکاسی عاشورایی در تلفیق سنجیده سنت و فناوری رقم خواهد خورد؛ یعنی هنرمندی که ریشه در فرهنگ و تاریخ دارد و در عین حال زبان و ابزار روز را می‌شناسد، می‌تواند آثاری بیافریند که هم اصیل باشند و هم برای مخاطب معاصر معنا و اثرگذاری داشته باشند.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha