به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، همزمان با نخستین سالگرد شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، مراسم گرامیداشت این شهدا شامگاه شنبه ۳۰ خردادماه در سالن همایشهای آستان قدس رضوی با حضور خانوادههای معظم شهدا، مسئولان و اقشار مختلف مردم برگزار شد.
در این مراسم، زهرا حقیقی، همسر شهید مرتضی میثمی، به بیان خاطرات و روایتهایی از زندگی، مجاهدت و شهادت همسر خود پرداخت و اظهار داشت: فرزندان من برای دومین بار طعم تلخ یتیمی را چشیدند و این بار خودم نیز حقیقتاً یتیم شدم؛ زیرا پس از شهادت آقا مرتضی، تمام امید و دلخوشی ما به نفسهای گرم رهبر عزیزمان بود و شهادت ایشان حقیقتاً کمر ما را شکست.
وی افزود: آنچه موجب شد دوباره دلگرم و امیدوار شویم، حضور پرشور مردم در صحنه بود؛ در این سال هر زمان در میان مردم حضور پیدا میکردیم و شور و علاقه آنان را نسبت به شهدا و آرمانهای شهدا میدیدیم، امیدوار میشدیم.
همسر شهید میثمی خاطرنشان کرد: هرگاه از شرایط کشور و مسائل موجود نگران میشدم، حضور در میان مردم به من امید میداد و یقین پیدا میکردم که خداوند متعال بهزودی طعم شیرین پیروزی را به این ملت خواهد چشاند.
وی با بیان اینکه در طول یک سال گذشته هرگز احساس نکرده است همسرش از میان آنان رفته باشد، تصریح کرد: اصلاً حس نمیکنم ایشان در کنار ما نیستند؛ بلکه حتی بیشتر از گذشته حضورشان را در زندگی خود احساس میکنم.
حقیقی ادامه داد: نخستین نشانهای که موجب شد به حقیقت زنده بودن شهدا ایمان بیاورم، این بود که خبر شهادت همسرم را خود ایشان به من دادند.
آخرین تماس؛ بوی خداحافظی میداد
وی با اشاره به آخرین گفتوگوی خود با شهید میثمی گفت: روز ۲۵ خرداد، همزمان با سالروز تولدپسرم علی اکبر ، آخرین تماس تلفنی را با ما داشتند. صحبتهایشان حال و هوای خاصی داشت و بوی خداحافظی میداد.
همسر شهید میثمی افزود: صبح روز عید غدیر قرار بود به منزل مادربزرگ ایشان برویم، اما از محل کار با ایشان تماس گرفتند و مجبور شدند به مأموریت بروند. در مسیر، صحبتهای زیادی میان ما رد و بدل شد.
آرزوی نابودی رژیم صهیونیستی و تحقق ظهور
وی خاطرنشان کرد: آقا مرتضی بسیار خوشحال بودند که تلاشهای چندین سالهشان در لباس مقدس سپاه در حال به ثمر رسیدن است. میگفتند امیدوارند با نابودی رژیم صهیونیستی، زمینه ظهور حضرت ولیعصر(عج) فراهم شود و از اینکه میتوانند در این مسیر نقشآفرینی کنند، احساس خوشحالی داشتند.
حقیقی در ادامه به خاطرهای از خرید یک پیراهن سفید اشاره کرد و گفت: روز شهادت، همان پیراهن سفید را بر تن داشتند. زمانی که قصد خرید آن را نداشتند، هنگام نگاه کردن به لباس، به دلیل بیماری اگزمای دستشان، خون روی پیراهن ریخته بود و ناچار شدند آن را خریداری کنند.
وی افزود: همان زمان به من گفتند احتمالاً ماجرای این پیراهن نشانهای است برای اینکه روزی به خونم آغشته خواهد شد و شهید میشوم.
اگر شهید شدم، خودم خبر میدهم
همسر شهید میثمی اظهار داشت: آن روز به من گفتند اگر شهید شوم خودم خبرش را به تو میدهم؛ همچنین توضیح دادند که در مأموریتهای نیروهای هوافضا ممکن است شناسایی پیکر شهدا زمانبر باشد و حتی نیاز به آزمایش دیانای پیدا کند.
وی ادامه داد: آقا مرتضی میگفتند وقتی شهید شوم، روح آزاد است و خودم به خوابت میآیم و خبر شهادتم را میدهم.
رؤیایی که خبر از شهادت میداد
حقیقی با بیان اینکه سحرگاه ۲۶ خرداد شهید میثمی به شهادت رسید، گفت: آن شب تا صبح بیقرار بودم و نمیدانستم علت این دلشوره چیست.
وی افزود: در همان روز به حرم مطهر امام رضا(ع) رفتم و با امام رئوف درد دل کردم. هنگام قرائت زیارتنامه به فراز «نفسی مطمئنة بقدرک، راضیة بقضائک» رسیدم و احساس کردم دلم به قضای الهی آرام گرفت.
همسر شهید میثمی ادامه داد: چند روز بعد در خواب دیدم آقا مرتضی با لباس دامادی و همان چهره روزهای آغاز زندگی مشترک وارد خانه شدند. مدتی با هم صحبت کردیم تا اینکه ناگهان صحنهای دیدم که بدن ایشان بهشدت آسیب دیده و صورت و سینهشان مجروح است؛ بعدها متوجه شدم آنچه دیده بودم، صحنه شهادت ایشان بوده است.
وی تصریح کرد: ابتدا تصور میکردم این خواب ناشی از دلتنگی باشد، اما پس از مشاهده رفتار متفاوت برادر شهید و اطمینان یافتن از وقوع شهادت، یقین پیدا کردم که آن رؤیا حقیقت داشته است.
حقیقی گفت: آنجا بود که با تمام وجود فهمیدم شهدا زندهاند و امروز بیش از زمان حیات ظاهری خود در کنار مردم حضور دارند و به این ملت کمک میکنند.
ولایتمداری، شاخصه اصلی شهید میثمی
وی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به ویژگیهای اخلاقی و اعتقادی همسرش اظهار داشت: شهید میثمی در همه عرصهها از جمله ولایتمداری، جهاد تبیین، فرزندآوری و مبارزه با دشمن پیشگام بود.
همسر شهید میثمی خاطرنشان کرد: ما نیز تلاش میکنیم راه شهدا را ادامه دهیم، همان روحیه ولایتمداری را حفظ کنیم و همواره گوش به فرمان رهبر معظم انقلاب باشیم.
انتهای پیام/











نظر شما