به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حضور طلاب و گروههای جهادی در ماههای اخیر، تنها یک واکنش مقطعی به شرایط بحرانی نبوده، بلکه نشانهای از شکلگیری یک ظرفیت اجتماعی عمیق و ماندگار است. آنچه امروز در قم دیده میشود، مانند سازماندهی محلات، مساجد، نوجوانان و بانوان، بیانگر آن است که طلاب توانستهاند فراتر از نقشهای سنتی، در متن مسائل اجتماعی و مردمی نقشآفرینی کنند.
اهمیت این حرکت، فقط در گستردگی خدمات نیست؛ بلکه در نوع راهبری آن است. وقتی برای مساجد رابط طلبه تعریف میشود، برای بانوان سرتیمهای آموزشدیده شکل میگیرد، برای نوجوانان قرارگاه فرهنگی راه میافتد و روایتنویسی بهعنوان یک پویش مردمی دنبال میشود، در حقیقت یک شبکه اجتماعی مؤمنانه در حال شکلگیری است؛ شبکهای که میتواند در بحران و غیر بحران، پشتیبان جامعه باشد.
در این میان، نقش بانوان طلبه نیز برجسته است. پیوند خدمت اجتماعی با الگوی حضرت زینب سلاماللهعلیها، به این حرکت عمقی فرهنگی داده است؛ عمقی که میتواند عقلانیت، صبر، روایتگری و میدانداری زن مسلمان را به نسل جدید منتقل کند.
در این راستا گفت و گویی انجام داده ایم با خانم روحپرور، مدیر بخش خواهران بسیج طلاب استان قم و یکی از مسئولان گروههای جهادی فعال در حوزه علمیه خواهران که تقدیم حضورتان می گردد:
سؤال: در آستانه تشییع، میان دستگاهها، نهادها و گروهها و تشکلهای مختلف مردمی، طبعاً یک تقسیم کار صورت گرفته است. من میخواستم ببینم بسیج طلاب، بهویژه خواهران بسیج طلاب، گروههای جهادی، مدارس علمیه و حوزههای علمیه خواهران، در این فرایند و در برنامه تشییع پیکر مطهر رهبر شهیدمان چه فعالیتهایی داشتهاند و بیشترین رویکرد شما چیست؛ بهخصوص ناظر به استان قم که بههرحال یکی از شهرهای مهمی است که مراسم تشییع در آن برگزار میشود.
همانگونه که مستحضر هستید، گروههای جهادی طلاب و دیگر گروههای جهادی در استان، با شروع جنگ رمضان و حالا جنگ ۱۲ روزه، بهخصوص در جنگ رمضان، چون مصادف شد با شهادت امام شهیدمان و رهبر عزیزمان، یک جان دوباره به گروههای جهادی داده شد و همه خودجوش آمدند پای کار. اکنون این ۴ ماهی که هست، انصافاً شبانهروز، خیلیها به همراه خانواده در حال خدمت هستند.
همچنین، با توجه به تشییع حضرت آقا که توفیق شده ما در استان قم میزبان زائران امام شهیدمان هستیم، کمیتههای مختلفی جهت پذیرایی از زائران تشکیل شده است. قرار است حوزههای علمیه بهعنوان محل اسکان زائران مورد استفاده قرار بگیرد. حدود ۳۰۰۰ نفر را برنامهریزی کردهایم که در حوزههای علمیه برادران و خواهران بتوانند اسکان بگیرند. اینها را تیمبندی کردهایم. تیمهای امدادی داریم تا اگر خداینکرده گرمازدگی یا مشکلی پیش بیاید، بتوانند همانجا خدماترسانی داشته باشند.
تیمهای مخصوص نوجوانان داریم، یک قرارگاه نوجوان راهاندازی کردهایم تا بتوانند کارهای فرهنگی را انجام دهند. بحث مهدهای کودک را داریم. حتی آمادگی این را داریم که اگر خانوادهها برای تشییع تشریف آوردند، بچهها را آنجا نگهداری کنیم تا با آسودگی خاطر بتوانند در این برنامه شرکت کنند.
در راههای مواصلاتی که قرار است به بلوار پیامبر اعظم منتهی شود، قرار است طلاب عزیز ما آنجا نقشآفرینی داشته باشند؛ از جمله در بحث امدادرسانی، خدماترسانی به گمشدگان و نیز مباحث امنیتی و انتظاماتی. ما در خدمت این مراسم بزرگ هستیم. اگر کار دیگری هم سپرده شود، بهصورت خودجوش برنامهریزی به این شکل انجام شده است.
سؤال: چه تعداد از خود طلاب بسیجی یا گروههای جهادی بسیج که مرتبط با بسیج طلاب هستند، سازماندهی شدهاند و قرار است خدمترسانی کنند؟
همه گروههای ما اعلام آمادگی کردهاند و در موضوعات مختلف نقشآفرینی دارند. ما اکنون از بین خواهران، بالای ۳۰۰ سرتیم خواهر ثبتنام کردهایم و در زمینههای مختلف به آنها آموزش میدهیم تا گروههای مردمی دیگر را به این طلاب خواهر بسپاریم و بتوانند آنجا پوشش بدهند.
سؤال: در منظومه فکری و نگاه حضرت آقا، امام شهیدمان، بانوان، بهخصوص بانوان طلبه، که حضرت آقا در یکی از دیدارها، فکر میکنم در دیدار با مسئولان و طلاب جامعهالزهرا، فرمودند پدیدهای بسیار برجسته هستند، جایگاه مهمی دارند. این نکتهای که شما اشاره کردید، درست است؛ این شاید یکی از برکات همین جنگ رمضان بود که این ظرفیتها، که شاید در خیلی جاها مغفول واقع شده بود، شکوفا شد. بهخصوص در این ۴ ماه که شما فرمودید، واقعاً بیشتر میدانداریِ خودِ میدانها و خیابانها با خانمها بود، با محوریت بانوان طلبه، برادران طلبه و روحانی؛ که متأسفانه شاید رسانهها کمتر به آن پرداختند. به نظر شما این ظرفیتها را چگونه میشود در ادامه کار انقلاب به میدان آورد. شما بههرحال سالها هم کار جهادی کردهاید و هم مسئولیتهایی در عرصههای مختلف داشتهاید و با طلبهها محشور بودهاید. چگونه میشود این ظرفیتها را در ادامه کار انقلاب بهکار گرفت؟ یعنی اگر جایی خلأیی در حوزه فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و موضوعات دیگر پیش میآید، حتی امنیتی، حتی مباحث مرتبط با بهداشت و درمان، مثل تجربهای که ما در کرونا داشتیم و طلاب واقعاً طلایهدار بودند، اینجا هم از این ظرفیت استفاده شود؟ اگر خودتان هم تجربهای دارید یا حتی پیشنهادی خطاب به مسئولان حوزوی، مسئولان فرهنگی استان و شهر دارید، بفرمایید که واقعاً بیشتر از ظرفیت طلبهها استفاده شود.
با توجه به این موضوع که خودتان هم اشاره کردید، واقعاً این نقشآفرینی طلاب، راهبری و هدایت عموم بچههای جهادی و اینها که خودتان هم مستحضر هستید اینگونه بوده که مثلاً طلاب، کسانی بودهاند که جریانسازی کردهاند. در همین جنگ رمضان، طلاب اول آمدند در میدانداری؛ یعنی خیابانها را با پلاکاردها، با نوشتن نوشتههای روی ماشین، با چسباندن برچسبها و اینها فعال کردند، یا به میدانهای انقلاب تهران و میدان آزادی رفتند و با شعار دادن، شروع کردند به شور دادن به مردم.
الحمدلله با حضور خواهران فعال دیگر در استان، ما «قرارگاه مردمی مواسات امام شهید» را تشکیل دادیم. در این قرارگاه مردمی مواسات امام شهید، ما در ۸ کمیته اصلی کار میکنیم. هدفمان این است که از اینجا به بعد هم، نه فقط در جنگ و بحران، از این ظرفیت استفاده کنیم.
سؤال: بانی یا متولی این قرارگاه، نهاد یا جایگاه خاصی است؟
خود بنده توفیق داشتم که این کار را انجام بدهم.
سؤال: نام کمیتهها چیست؟
کمیته مدارس را داریم، کمیته محلات را داریم، کمیته کسبه را داریم، موضوعاتی را که در محل با آنها درگیریم داریم، و کمیته مساجد را هم داریم.
در بخش نقشآفرینی طلاب، ما آمدیم همه محلات را، یعنی برای هر مسجدی که در استان قم داریم، یک رابط طلبه در نظر گرفتهایم و برای آنها برنامهریزی میکنیم. این کار تا حدودی هم پیش رفته است. بالای ۱۵۰ طلبه را در آنجا سازماندهی کردهایم.
سؤال: از ابتدای جنگ رمضان تا الآن؟
بله. ما ۶۰۰ مسجد داشتیم و برای آنها ۱۵۰ طلبهای در نظر گرفتهایم که بتواند در آن محل نقشآفرینی کند. یعنی هر کسی را از محل خودش انتخاب کردهایم. بعد مسئول محلهها را مشخص کردهایم. این مسئولمحلهها، مسئول خیابانها را مشخص میکنند تا بتوانیم یک شناسایی از محلههایمان داشته باشیم و بتوانیم خودمان به داد مردم خودمان برسیم. حالا بالاخره اتفاقی افتاده و شاید دسترسی دولتی و نهادها به مردم وجود نداشته باشد.
سؤال: یعنی همان حلقه میانی هستید؟
بله، دقیقاً همان حلقه میانی. اینها میتوانند در محدوده استحفاظی خودشان نقشآفرینی کنند و جریانسازی انجام دهند و مردم هم همان مدیریت دینی را که حضرت امام میفرمودند، یعنی «از مردم برای مردم»، تجربه کنند. انشاءالله این اتفاق بیفتد.
همان تمدنسازی که حضرت آقا مدنظرشان بود، انشاءالله ما با این مردم بتوانیم آن حلقه خاص را بالاتر ببریم تا در دولت اسلامی نقشآفرینی کنند.
سؤال: یک کار خوبی که شاید تا حدی مغفول واقع میشود، مستندنگاری همین تجربههاست. بههرحال، هم جنگ ۱۲ روزه، هم جنگ ۴۰ روزه یا جنگ رمضان، شرایطی را در کشور، بهخصوص در قم بهعنوان محور انقلاب، ایجاد کرد که این ظرفیتها شکوفا شدند؛ بهخصوص بانوان طلبه. ایکاش جایی باشد که تجربیات افراد، بانوان جهادی، طلاب بسیجی یا حتی مردم عادی و دانشجویان، بهعنوان کار رسانهای، ثبت و ضبط و مدون شود و به نوعی بتوان گفت اطلس کارهای جهادی برای آینده فراهم شود. شما برنامهای در این زمینه دارید؟
روایتنویسی را داریم. یک پویش هم به نام روایتنویسی راه انداختهایم. هر طلبه یا نیروی جهادی که بتواند روایت کند، مثلاً الآن ما در نقش طلاب داشتیم کسانی را که برای بازسازی منازل، یا تمیز کردن منازلی که مورد اصابت قرار گرفته بودند، یا رسیدگی به رزمندهها میرفتند. اینها خودشان یک کولهبار تجربه هستند که نقل این تجربهها میتواند برای دیگران درس باشد تا آنها هم پای کار بیایند.
این روایتنویسی را از بچههای طلبهای که در بحث منظومه فکری حضرت آقا کار کرده بودند، با تشکیل یک گروه آغاز کردهایم، الحمدلله آمدهاند پای کار. حدود دو هفته است که شروع کردهاند و ما بچهها را دانهدانه شناسایی میکنیم تا بتوانیم از تجربیات آنها استفاده کنیم، آن را به دیگران انتقال بدهیم و این موضوع ماندگار شود.
ما بعد از جنگ سوریه هم این تجربه را داشتیم که خیلی از خانوادههای سوری که به قم و ایران تشریف میآوردند، ما برای اسکان و این مسائل در خدمتشان بودیم. میدیدیم که واقعاً از فعالیتها و قدمهایی که مردم ایران برای این بزرگواران برمیدارند، شاید اطلاعی ندارند و اطلاع از اینها باعث دلگرمی و وحدت بیشتر ما میشد؛ یعنی قلوب به هم نزدیکتر میشد.
ما از همان موقع تصمیم گرفتیم به سمت روایتگری برویم، ولی حقیقتاً سازوکارش برای ما جور نشده بود. اما الآن الحمدلله یک تیم جوان پای کار آمدهاند و انشاءالله بحث روایتگری برای تشییع آقا استارت خورده و دارند کار را شروع میکنند.
سؤال: روایتگری جدا از آن پویش روایتنویسی است؟ آن پویش چیست؟
این پویش را راه انداختهایم که مردم خودشان بنویسند. یعنی یک مسابقه هم برگزار شده، داور تعیین شده و یک کانال ارتباطی ایجاد شده است تا بتوانند تجربههای خودشان را بفرستند. مثلاً اگر خانوادهای از زائری پذیرایی کرده، چه حسی به او دست داده است؟ این خدمتی که رسانده، چه اتفاقی افتاده که این خدمت را رسانده است؟ همه آن حوادثی که به قول معروف باعث انگیزه خدمت یک فرد میشود، بتواند به نگارش دربیاید، این انجام شده است. ولی بهخصوص بچههای طلبه خودمان، روایتنویسی را از طلبهها، بهصورت تخصصی، انجام میدهند.
سؤال: بخش آخر سؤالات من راجع به این است که چون بههرحال در ایام سوگواری آلالله و ایام اسارت اهلبیت هستیم و این روزها و شبها بیشتر از حماسه حضرت زینب سلاماللهعلیها صحبت میشود، من بیشتر دوست داشتم از نگاه شما بدانم بانوان طلبه ما چگونه میتوانند این سبک زندگی حسینی و زینبی را، بهخصوص با محوریت خانواده، درست تبیین کنند. بههرحال حضرت آقا فرمودند «جهاد تبیین یک فریضه فوری و قطعی است». وصیت حضرت آقا متوجه همه ماست؛ بهخصوص طلاب و روحانیون، اعم از خواهران طلبه، بهعنوان پیشرانان فرهنگی و تمدنی جامعه. این چگونه ممکن است که واقعاً بیاییم سبک زندگی زینبی و حسینی را در جامعه، با محوریت خانواده، ترویج بدهیم؟
به نظر خود من، ما باید بتوانیم همین بُعد عقیله بودن حضرت زینب سلام الله علیها را واقعاً به زنان و دختران خودمان تفهیم و تبیین کنیم. اینکه یک زن، با آن عقلانیت خودش، چگونه توانست با روایتگریای که داشت، هم شأن زن بودنش را حفظ کند، هم شأن خانوادهاش را حفظ کند، و رسالتی را که نسبت به کسی داشت که ریشه آن خانواده را بهتر از هر کسی میدانست و میشناخت، در محضر دشمنانی که قسم خورده بودند این خانواده را بدنام و بد توجیه کنند، بهدرستی ادا کند. ایشان توانستند با این رسالت عقیله بودن و آن صبر و سکینه، این حقیقت را جا بیندازند.
یعنی آن زیرکی حضرت زینب سلام الله علیها، آن سخنرانی تاریخی که انجام دادند، خطبه کوفه و شام...
اگر زنان ما همین عقلانیت را از ایشان به ارث ببرند و بتوانند در خانواده میدانداری کنند، همانطور که خودتان هم میدانید، الحمدلله الآن زنان خوب و پاکدامنی داریم که با همین میدانداری خود توانستهاند خیلی از عرصهها را حفظ کنند و پیش ببرند.
اگر ما بتوانیم همین آموزش و همین تبیین را در میان نوجوانانمان داشته باشیم، این نسل ادامه پیدا میکند. آن پرورش زینبی همچنان وجود خواهد داشت و خواهد ماند. واقعاً به نظر من، قدم بزرگی برداشتهایم.
روایتهای متعددی داریم که میگویند یک ساعت فکر کردن بهتر از ۷۰ سال عبادت کردن است. یعنی اگر این کار با عقل و کمال همراه باشد، اثرگذار خواهد بود.
برای ما هم این موضوع مهم است. خود من از بچگی این مسئله برایم خیلی جالب بود و در بزرگتر شدن سعی کردیم با این موضوع پیش برویم. من دیدهام خانمهایی که با این سیره بیشتر آشنا هستند، این حسن در آنها بیشتر بروز و ظهور دارد؛ در خانواده، در اجتماع و بین فامیل، مقبولیت و اعتبار دیگری دارند.
انشاءالله اگر بتوانیم همین یک کار را برای اهلبیت انجام بدهیم، خدا توفیق بدهد، قدم بزرگی برداشته خواهد شد.
سؤال: چقدر خوب است که همه اینها بر اساس محبت ایمانی و با محوریت خانواده باشد. چون واقعاً الآن دنیای غرب، بهعنوان فرهنگی که ما از آن بهعنوان فرهنگ ضاله یاد میکنیم، کانون خانواده را هدف قرار داده است. به نظر من، در این موضوع، بانوان طلبه، اساتید حوزههای خواهران، پژوهشگران و حتی گروههای جهادی، که شاید تصور شود بیشتر کار اجرایی میکنند تا کار فکری، میتوانند بسیار مؤثر باشند. در این زمینه، آیا در گروههای جهادیتان بانوان طلبهای داشتهاید که کار پژوهشی یا علمی کرده باشند و خروجی آن را در جامعه ارائه داده باشند؟
بله، الحمدلله داریم. همین بحث مقایسه زمان اکنون ما با زمان امام حسین علیهالسلام را داریم. خواهرانی که برای سخنرانی تشریف میبرند یا در میدان حضور دارند، ما نقش زنان را مطرح میکنیم. مثلاً در محله زنبیلآباد قم، از روز اول جنگ که موکب داشتیم، همین نقش بانوان را تبیین میکردیم؛ اینکه نقش بانوان در تاریخ اسلام چیست و زنان چگونه میتوانند نقشآفرینی کنند.
بحث «زنان منتظر» را هم داشتیم که الحمدلله محتوای خیلی خوبی برای آن تولید شده بود. همانجا بهصورت پوستر و بهصورت یک سیر نمایشگاهی آماده شده بود. همچنین خواهرانی که بهعنوان مبلغ اعزام میشوند، سعی میکنند این روش را برای تبیین بهکار بگیرند.
سؤال: اشارهای هم به تعداد گروههای جهادیتان داشته باشید؛ هم از جهت کمّی و هم مهمترین کارهایشان. چون بههرحال شاید بسیاری از رسانهها کمتر به گروههای جهادیای که از صنف طلاب و روحانیون هستند توجه میکنند.
گروههای جهادی ما ۳۵ گروه جهادی خواهر داریم که همه سرگروههای آنها طلبه هستند و زیرمجموعه آنها نیز اکثراً طلبه هستند و در بحثهای تخصصی کار میکنند.
البته نسبت به کاری که میخواهند انجام دهند، از گروه نوجوان هم کمک میگیرند. مثلاً در کارهای فرهنگی و تبلیغی، گروههای سرود دارند. بالاخره باید از نوجوانها استفاده شود، ولی غالب اصلی آنها طلبهها هستند.
بحث موکبداری را در این جنگ داشتند، همچنین ارائه خدمات مشاورهای، و نیز مباحث مهدکودک؛ به این صورت که وقتی خانوادهها به تجمعها میرفتند، اینها بچهها را مشغول میکردند، برایشان آموزش داشتند، بازی و سرگرمی داشتند.
بازیهای خیلی خوبی را خودشان طراحی کرده بودند؛ یعنی ابداع آن، خلاقیت آن و تولید ایده خلاقانه، همه از سوی خود این طلبهها بوده است. این برنامهها خیلی مورد استقبال عموم هم قرار گرفته است. بهگونهای که بچهها دشمنهای زمانه را با تصویر و از طریق بازی میشناختند و برایشان توضیح داده میشد که اینها چه کارهایی انجام دادهاند.
این ۳۵ گروه ما، همهشان در قم، تهران و روستاهای اطراف شروع به فعالیت کردهاند. حتی بعضی از آنها، چون قم الحمدلله اشباع شده بود، به شهرستانهای دیگر مانند بندرعباس، زنجان، اردبیل و جاهای دیگر که درخواست داشتند، خودجوش اعزام شدند، بدون اینکه هیچ مبلغی طلب کنند یا درخواستی داشته باشند. خدا را شکر، خودشان رفتند و الحمدلله مفید هم بودند.










نظر شما