حجت الاسلام و المسلمین عباس نیکزاد، از اساتید مدارس علمیه شهرستان بابل در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با تسلیت به مناسبت سالگرد شهادت امام حسن عسکری (ع) اظهار داشت: تحمل زندان های پیاپی، یکی از ابعاد مظلومیت آن امام همام (ع) بوده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهرستان بابل خاطرنشان کرد: علی بن اوتامش یکی از زندانبان های امام حسن عسکری (ع)، فردی است که با آل محمد (ص) کینه و دشمنی فراوانی داشته است. به او اختیار کامل دادند تا هر کاری دلش می خواهد، انجام بدهد؛ و به عبارتی، از ارتکاب آنچه به او فرمان می رسید، باکی نداشت. شیخ مفید (ره) در الارشاد می نویسد: «حُبِسَ أَبُو مُحَمَّدٍ (ع) عِنْدَ عَلِیِّ بْنِ أوتامش [أَوْتَاشٍ] وَ کَانَ شَدِیدَ الْعَدَاوَةِ لِآلِ مُحَمَّدٍ (ع) غَلِیظاً عَلَی آلِ أَبِی طَالِبٍ وَ قِیلَ لَهُ افْعَلْ بِهِ وَ افْعَل» (الارشاد، ج۲، ص۳۳۰)
حجت الاسلام و المسلمین نیکزاد یادآور گردید: مهتدی عباسی نیز در قبال آن امام همام و سایر شیعیان توطئه های زیادی داشته است؛ شیخ کلینی (ره) در اصول کافی از قول او می نویسد: «می خواهم نسل امام عسکری و نسل شیعه را از زمین برکنم.» «۱۶- إسحاق قال حدثنی محمد بن الحسن بن شمون قال حدثنی أحمد بن محمد قال: کتبت إلی أبی محمد ع حین أخذ المهتدی فی قتل الموالی یا سیدی الحمد لله الذی شغله عنا فقد بلغنی أنه یتهددک و یقول و الله لأجلینهم عن جدید الأرض [أی: وجهها] فوقع أبو محمد (ع) بخطه ذاک أقصر لعمره عد من یومک هذا خمسة أیام و یقتل فی الیوم السادس بعد هوان و استخفاف یمر به فکان کما قال (ع)» (الکافی، ج۱، ص۵۱۰)
استاد مدارس علمیه شهرستان بابل ابراز داشت: معتمد عباسی نیز شیوه زندان را پیش گرفت و امام عسکری (ع) را در خانه نحریر زندانی کرد. نحریر فردی سخت گیر، تندخو و خشن بود و در حقیقت مامور باغ وحش معتمد به شمار می رفت و نستجیر بالله امام را مدتی در بین درندگان انداخت و هیچ گونه شکی نداشت که درندگان ایشان را پاره پاره می کنند. پس از ساعتی آن حضرت را دیدند که نماز می خواند و درندگان در اطراف او آرام گرفته اند. (بحارالانوار، ج ۵۰، ص۲۶۸ و ۳۰۶)
حجت الاسلام و المسلمین نیکزاد خاطرنشان کرد: سید بو طاووس در مهج الدعوات می نویسد که امام عسکری (ع) به مادرشان فرمودند: «کسالت و دل درد شدیدی دارم که نزدیک مرگ من است.» [ابن طاووس، مهج الدعوات، ص۲۷۵.] حضرت (ع) در روز اول ربیع الاول بیمار شدند [وَ مَرِضَ أَبُو مُحَمَّدٍ ع فِی أَوَّلِ شَهْرِ رَبِیعٍ الْأَوَّل؛ مفید،الارشاد، ج۲ ،۳۳۶.] این عارضه بنا به روایتی تا روز هشتم ربیع به طول انجامید و در این روز به شهادت رسیدند. [مقدسی، بازپژوهی ولادت و شهادت معصومان]
کارشناس دینی تصریح نمود: حضرت (ع) در لحظه آخر به صیقل (نرجس) فرمودند تا آب بیاورند. ایشان امتثال فرمود؛ اما وقتی آب را در مقابل دهان مبارکش گرفت دستشان لرزید و از دنیا رفتند. «فَأَقْبَلَ الْقَدَحُ یَضْرِبُ ثَنَایَاهُ وَ یَدُهُ تَرْتَعِدُ فَأَخَذَتْ صَقِیلُ الْقَدَحَ مِنْ یَدِهِ وَ مَضَی مِنْ سَاعَتِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْه» (کمال الدین،ج ۲، ص ۴۷۴)
استاد مدارس علمیه شهرستان بابل اظهار داشت: در اثبات الهداة آمده است که امام حسن عسکری (ع) در لحظات آخر گریستند و به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه فرمودند: «یَا سَیِّدَ أَهْلِ بَیْتِهِ اسْقِنِی الْمَاءَ فَإِنِّی ذاهِبٌ إِلی رَبِّی وَ أَخَذَ الصَّبِیُّ الْقَدَحَ الْمَغْلِیَّ بِالْمُصْطُکَی بِیَدِهِ ثُمَّ حَرَّکَ شَفَتَیْهِ ثُمَّ سَقَاهُ فَلَمَّا شَرِبَهُ قَالَ هَیِّئُونِی لِلصَّلَاةِ فَطُرِحَ فِی حَجْرِهِ مِنْدِیلٌ فَوَضَّأَهُ الصَّبِیُّ وَاحِدَةً وَاحِدَةً وَ مَسَحَ عَلَی رَأْسِهِ وَ قَدَمَیْهِ» یعنی ای آقای اهل بیت اش، مرا شربت آبی بده، چراکه آماده رفتن از این عالم هستم. آقا امام زمان نوشیدنی را نزدیک دهان پدر آوردند و ایشان آن را نوش جان کردند. آنگاه فرمودند: مرا آماده نماز کنید. در اینجا فرزندشان حوله ای در دامن امام پهن کرد و بدین گونه کودک، یک یک اعضای پدر را وضو داد و و سر و پای او را مسح نمود. و در دم آخر از پدرشان شنیدند که فرمود: به تو مژده می دهم که صاحب الزمان و مهدی و حجت خدا در روی زمین، توئی... تا اینکه در آغوش آن حضرت به شهادت رسید. (إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات ، ج۳، ص ۴۱۵ و ۵۰۹)
وی گفت: در گزارش دیگری از طریق ابوالحسین حسن بن وجناء نصیبی از پدرش و او از جدّش آمده است که نقل می کند: در خانه امام حسن علیه السّلام بودیم که سواران خلیفه همراه جعفر کذّاب ما را فرا گرفتند و به چپاول و غارت مشغول شدند. (شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۴۷۳) در روز تشییع آن حضرت، بازارها تعطیل شد. بنی هاشم و مردم همگی آمدند تا جایی که آن روز شبیه قیامت شده بود.«... ثمّ أخذوا بعد ذلک فی تهیئته و عطلت الأسواق و رکبت بنو هاشم و القواد و أبی و سائر الناس إلی جنازته فکانت سر من رأی یومئذ شبیها بالقیامة» (کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۰۵)










نظر شما