مرجع فقید شیعه‚ مرحوم آیةاللّه العظمی حاج میرزا جواد تبریزی قدسسره همواره میفرمود: انسان تا در دنیاست باید برای آخرت خود کاری کند و حسنات ذخیره کند‚ شب و روز تلاش نماید که اثری از خود برای مذهب باقی بگذارد و این را باید از خدا بخواهد و یکی از مکانهای کسب توفیق‚ مجالس اعتکاف میباشد‚ انسان در این مکان معنوی چند روزی خود را از لذتهای دنیوی دور میکند تا به اجری نائل شود و انشاءاللّه نائل خواهد شد. معتکف با حضور خود در اعتکاف میخواهد بگوید: خدایا! خود شاهدی که ما میخواهیم آنگونه باشیم که تو دوست داری‚ اما چه کنیم که گاهی شیطان بر ما غلبه میکند و در آن لحظات به تو پناه میبریم. شیطان از راههای مختلف انسان را وسوسه میکند. شیطان قسم یاد کرده که به هر شکل ممکن افراد را گمراه کند‚ مگر آنان که برای خدا خالص شدند. خالصشدن یعنی دل از غیر بریدن. انسان تا فرصت دارد باید تلاش کند که برای خدا خالص شود تا شیطان نتواند در وجود او نفوذ کند و او را به گمراهی بکشد. جوانی فرصتی است الهی که باید از آن بهره کافی برد و اگر در جوانی تهذیب به معنی واقعی صورت نگیرد‚ جبران آن بعدها مشکل خواهد شد. شیطان القاء میکند تو هنوز جوان هستی و فرصت داری توبه کنی! او را تحریک میکند تا او را مبتلا کند. اگر انسان آلوده شد‚ جبران آن مشکل خواهد شد و چه بسی فرصت از او فوت شود و جبران آن ممکن نباشد‚ که خسران دنیا و آخرت را به دنبال خواهد داشت. و میفرمود: فرزندم! با جدّیت درس بخوان و هنگامی که در مثل این مکانها (محل اعتکاف) هستی‚ از خدا کمک بخواه و اهلبیت علیهمالسلام را واسطه قرار بده و به آنان متوسل شو‚ که آنان سفینة نجاتند. فرزندم! در مقابل انجام این اعمال عبادی توقعی نداشته باش و امر را به خدا واگذار کن. اعمال را خالصانه انجام بده و با پروردگار منان معامله کن. در هر حال کسانی که در راه تهذیب نفس و کسب کمال و تقرب به خداوند و رستگار شدن در آخرت گام برمیدارند‚ باید مشکلاتی را تحمل کنند; زیرا دنیا دار امتحان است و هرکس به نحوی امتحان میشود. در شبزندهداریها و توسلات و مراسم اعتکاف باید دعا کرد‚ دستهجمعی دعا کنید و دستهای خود را خالصانه و با تواضع بالا ببرید و بگویید: پروردگارا! آرزوی ما این است که فقط به دین خدمت کنیم‚ ما را بپذیر و ما را از مخلصین درگاه ولایت قرار بده.
ارتباط با امام زمان (عج) و تهذیب نفس
حضرت آیةاللّه تبریزی قدسسره همچنین در مواقع مختلف میفرمود: موœمنین به خصوص طلاب نباید کاری کنند که دل امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف به درد آید. بدانید هر کاری که میکنید هر چند بسیار ناچیز‚ چه آن کار توسل و دعا یا دفاع از مذهب یا تقویت عقیده و یا خدمت به مردم و... باشد‚ مد نظر امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف میباشد و او ناظر بر اعمال است - به اذن باریتعالی - و بارها و بارها آن بزرگوار دستگیر بوده و خواهد بود. او همواره حافظ و پشتیبان شماست. یک روز از والدم سوœال کردم: آقا بفرمایید که کسی از امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف در مکاشفه و یا خواب سوœال کرده که از این طلاب راضی است یا خیر؟ چونکه اگر او راضی باشد تمام مشکلات حلّ است. دیدم اشک در چشمان ایشان حلقه زد و ضمن آن که دستشان را به طرف سینه خود نزدیک میکردند‚ فرمودند: از آقا امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف این سوœال شده است‚ امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف ابتدا اشک ریختند و آنگاه دست مبارک خود را به سینه زدند و در حالی که اشک میریختند فرمودند: <اگر راضی نباشم چه کنم؟!> البته مرحوم والد قدسسره نفرمودند چه کسی این توفیق را داشته است که از محضر امام عجلاللّهتعالیفرجهالشریف این سوال را بکند اما خود ایشان نیز منقلب شدند و اشک از چشمان مبارکشان جاری شد‚ سوœال کردم: مراد از کلام امام عجلاللّهتعالیفرجهالشریف که فرمودند: <اگر راضی نباشم چه کنم> چیست؟ ایشان فرمود: مراد امام زمان روحیلهالفداء این است که طلبه در نهایت‚ تبلیغ دین میکند‚ برای کارهای خیر اقدام و دین را به مردم تفهیم میکند. مسائل مردم را حل میکند و خدمات دینی دارد و تمام این خدمات نهایتاً مد نظر امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف است هر چند که کم باشد; لذا همان اعمال هم مورد قبول ولیعصر روحیلهالفداء است. آنگاه فرمود: طلبه باید از ابتدا با انس با معنویت گام اساسی بردارد و اگر خود را در جوانی ساخت و از خدا و اهلبیت علیهمالسلام کمک خواست و به ریسمان آنان چنگ زد‚ در آینده موفق خواهد شد‚ زیرا در جوانی ریشه انسان تقویت میشود. اگر طلبه به دنبال معنویت و معرفت رفت‚ یعنی علاوه بر جدّیت در درس‚ در تهذیب نفس هم تلاش کرد‚ موفق خواهد شد; ولی اگر آن را عقب انداخت و روزها و شبهای خود را به مسائل دیگر گذراند‚ نمیتواند توفیقی بیابد و خدمتی انجام دهد.
تا›کید به حفظ شعائر دینی
مرحوم حضرت آیةاللّه تبریزی قدسسره همچنین بر حفظ شعائر تا›کید میکردند و معتقد بودند خیلی از توفیقها به واسطه زندهنگه داشتن شعائر دینی به دست میآید و این پدیده باید آشکارا در جامعه ملموس باشد که بحمداللّه هست و باید بیشتر شود. در بخشی از وصیتنامه ایشان به طلاب علوم دینی و مومنین چنین آمده است: بر تمام مومنین است با دل و جان از مسلّمات مذهب حق دفاع کنند و هیچگاه اجازه ندهند بعضی با القای شبهه‚ عوام از موœمنین را فریب دهند‚ خصوصاً در مسائل شعائر حسینیه که تشیع به واسطه آن زنده است. حفظ شعائر اهلبیت علیهمالسلام حفظ مذهب بر حق تشیع است‚ در آن کوتاهی نکنید که مسوœول هستید. به طلاب عزیز نصیحت میکنم که با جدیت و تلاش‚ تقوای الهی را پیشه کار خود کرده و در امر تحصیل تلاش نمایند و همواره رضای خدا را مدّ نظر داشته باشند. این جانب در طول دوران عمرم‚ طلبهای بیش نبودم و مثل یک طلبه جوان شب و روز در امر تحصیل تلاش میکردم تا بتوانم خدمتی ناچیز داشته باشم و اثری از خود بر جای بگذارم که طلاب عزیز از آن استفاده کنند. عزیزانم! سکان هدایت مردم به دست شماست. کاری نکنید که دل امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف به درد آید. او ناظر بر اعمال ما به اذن خداست و در همینجا از پیشگاه مبارکشان میخواهم که اگر کوتاهی از طرف این جانب سر زده‚ بر من ببخشند. عزیزانم به دعای خیر شما نیاز دارم. من چه در میان شما باشم یا نباشم‚ دلی به دنیا نبستهام که در ادای وظیفه خود تردید کرده باشم‚ هنگامی که در میان شما بودم‚ خود را یک خادم کوچک حساب میکردم; امیدوارم این خدمت ناچیز مورد رضایت اهلبیت علیهمالسلام واقع شده باشد که رضای آنان رضای خداست. حال که در میان شما نیستم به دعای خیر شما عزیزان محتاجم.
اهتمام ویژه به منبر و مجالس روضه
روزی یکی از شاگردان در درس آن مرحوم اشکال کرد‚ ایشان برای مرتبه دوم جواب دادند‚ لکن آن شاگرد بر اشکال خود اصرار داشت‚ آیةاللّه العظمی تبریزی فرمودند: جواب شما را بعداز درس میدهم; ناگهان شاگرد خطاب به آقا گفت: جلسه روضه که نیست! آمدهایم که از درس شما استفاده کنیم! ایشان تا این جمله را شنیدند‚ سخت غمگین شدند و مکثی کردند; به طوری که رشته کلام از دست ایشان خارج شد‚ سپس در حالی که بغض گلوی ایشان را گرفته بود‚ گفتند: ای کاش به جای درس به روی منبر حسینی مینشستم و جلسه ما جلسه روضه بود‚ نمیدانید چه قدر اجر و ثواب دارد. اگر تمام این زحمات ما که شب و روز میکشیم و در جهت کسب علم گام برمیداریم‚ معادل ثواب منبر حسینی حساب شود باید خیلی خوشحال باشیم‚ اما اجر و ثواب منبر حسینی و خطابه‚ بیش از کارهایی است که ما انجام میدهیم. آنگاه رو به آن شخص کردند و فرمودند: این طور سخن نگو که جلسه روضه نیست‚ ای کاش بود و ما هم از فیوض آن بهرهمند میشدیم.
طلاب‚ معلمان جامعه
مرحوم آیةاللّه العظمی تبریزی قدسسره گاهی که در مورد فیضیه و دارالشفا سخن به میان میآوردند‚ میفرمودند: ما قبل از نماز صبح در همین مدرسه فیضیه جهت نماز شب حاضر میشدیم‚ مردم که از بیرون به مدرسه میآمدند‚ به خاطر کثرت حضور طلاب در مدرسه فکر میکردند نماز صبح شده‚ لذا جهت خواندن نماز صبح آماده میشدند که تذکر داده میشد هنوز نیم ساعت به نماز صبح باقی است; و این صحنهها واقعاً برای مردم سازنده بود. شب زندهداری علاوه بر این که توفیقی به شخص طلبه میداد‚ دیگران را میساخت. حرکات طلاب باید طوری باشد که هر کس به آنان نظر کرد‚ درس بگیرد. شکل ظاهری طلبه‚ حرکات و سکنات‚ طریقه برخورد و... باید به نحوی باشد که مردم با نگاه به او علاوه بر متنبه شدن‚ در خود احساس تحول نمایند. میفرمود: من فرزند یک بازاری بودم‚ هرگاه به زندگی طلاب دقت میکردم‚ میدیدم آنقدر طلاب تبریز در کارهایشان مقید بودند و آداب را مراعات میکردند که من شیفته آنها شدم و سرانجام عمل آنان مرا به طلبگی جذب کرد‚ به طوری که وقتی سیمای ملکوتی و وقار و التزام را در آنها میدیدم‚ حسرت میخوردم و آرزو میکردم من هم یک روزی بتوانم در این لباس در بیایم. خدای ناکرده طوری عمل نشود که مردم نسبت به اهل علم بدبین شوند. همه در حفظ شوœون مسئولاند و خدای ناکرده کاری نکنند که به اسم دین تمام شود‚ طلاب معلمان جامعه هستند و باید در تمام کارهای خود دقت کامل نمایند. اگر یک طلبه بر اعمال خود مواظبت کند‚ و زهد‚ تقوی‚ صبر‚ تواضع‚ شب زندهداری و توسل را سر لوحه زندگی خود قرار دهد‚ توفیق خواهد یافت و خود را در مقابل مردم مسوœول خواهد دید. اگر خدای ناکرده حرکتی کند که به حساب دین تمام شود‚ فردای قیامت مسئول خواهد بود. نباید کاری کرد که دل امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف به درد آید و کارهای نسنجیده بعضی طلاب‚ دل امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف را به درد میآورد. طلاب در آن زمان ضمن توکل به خدا در امور معنوی از یکدیگر سبقت میگرفتند. نظم طلاب در آن زمان زبانزد بود. قبل از اذان صبح‚ چراغ حجره طلاب روشن میشد و شروع به عبادت و راز و نیاز میکردند‚ پس از آن به درس و بحث میپرداختند و با آنکه طلاب از سطح معیشتی آنچنانی برخوردار نبودند‚ لکن در کنار هم مانند یک خانواده روزها را میگذراندند و اگر شنیده میشد که فلان طلبه امروز چیزی ندارد‚ طلاب با ذوق و شوق او را به حجره خود دعوت کرده و در کمال عطوفت او را یاری میکردند. آن روزها زندگی واقعاً معنای خاص داشت و لذت آن روزهای معنوی قابل توصیف نیست. طلاب با صفای درون‚ با آن توکل و تواضع و با آن اخلاص و صداقت پشت به دنیا کرده بودند و از یاری دین غافل نبودند. حاضر بودند شب گرسنه بخوابند لکن از توفیق خدمت به دین محروم نشوند.
خاطره آموزنده با علامه جعفری
آن مرجع فقید‚ با بیان خاطرهای از دوران طلبگی میگفتند: من در مدرسه طالبیه تبریز با مرحوم علامه شیخ محمد تقی جعفری همحجره بودم‚ یک روز واقعا چیزی برای خوردن نداشتیم و مانده بودیم چه کاری انجام دهیم‚ از اطاق خارج شده و در حیاط مدرسه در فکر چارهایی بودیم که ناگهان یک تاجر وارد مدرسه شد و در نزدیکی ما مکثی کرد و گفت نماز وحشت میخوانید؟! چند روزی را با پول نماز وحشت گذراندیم. همچنین در قم‚ یک روز واقعاً در حجره چیزی برای خوردن نداشتیم و گرسنگی بر من غلبه کرده بود. یکی از دوستان که اکنون از بزرگان میباشند‚ به من گفت: میرزا! من دو لحاف دارم‚ میخواهی یکی را به تو بدهم بفروشی و فعلاً گذران کنی؟ چون چارهای جز این نبود‚ آن لحاف را گرفته و فروختم تا چند روزی را گذران کنیم. آن زمان مثل الان امکاناتی که فعلاً برای طلاب وجود دارد‚ نبود. طلاب سعی میکردند مایحتاج خود را به طریقی تا›مین کنند و به خانواده خود تکیه نکنند. طلاب باید قدر این روزها را بدانند‚ با جدّیت درس بخوانند و وقت خود را مغتنم شمارند‚ زیرا بهانهای برای شانه خالی کردن وجود ندارد و اگر میخواهند دل امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف شاد باشد‚ باید تلاش بیوقفه داشته باشند و هر روز نسبت به روز گذشته پیشرفت کنند.
سعی در جلب رضایت حضرت ولیعصر (عج)
حضرت آیةاللّه تبریزی دائماً میگفتند: باید طوری عمل کرد و به نحوی گام برداشت که امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف از ما راضی باشد‚ انسان خود را محک بزند آیا آن بزرگوار روحیلهالفداء اگر ظاهر بود‚ با این حرکات و سکناتی که شخص دارد‚ از او راضی بود یا خیر؟ خدا نکند انسان فراموش نماید که صاحب و ناظر دارد. ما باید همواره امام زمان روحیلهالفداء را ناظر بر اعمال خود بدانیم و تلاش کنیم که توجهی به ما نمایند. زیرا که دستگیر واقعی ما اوست‚ او صاحب ماست و همه ما به عشق و علاقه و کسب رضایت او در حال تحصیل هستیم‚ زیرا که رضای آن بزرگوار رضای خداست. ما سعی میکنیم آنگونه باشیم که او دوست دارد و اگر تقصیری هم از ما سر میزند بر ما ببخشد که غافلیم‚ راهی که بزرگان رفتند و نتیجه گرفتند‚ باید برای ما طلاب و سایرین الگو باشد. برادر مرحوم آیةاللّه العظمی تبریزی قدسسره میگوید: ایشان بیش از 15 سال نداشت که نیمه شب در آن سرمای شدید تبریز وضو میساخت و در مقابل پروردگار متعال به مناجات برمیخاست‚ آنگونه با خدا سخن میگفت که هر کس به او نظر میکرد‚ پی میبرد که این جوان مورد عنایت پروردگار واقع شده است و توانسته خود را به معبود نزدیک کند و پیوندی ایجاد کرده است که نشان از سعادت دنیا و آخرت دارد. ایشان علیرغم اینکه جوان بود‚ از لذّت خواب میگذشت‚ قبل از اذان صبح بیدار میشد و با پروردگار خود راز و نیاز میکرد. او از ابتدا راه را یافته بود و توانسته بود با پروردگار خود پیوند ناگسستنی ایجاد کند و همان موجب موفقیت ایشان شد.
توسل و اعتکاف
نردبان کمال و خودسازی
یکی از راههایی که آن عالم ربانی در سازندگی و کمال موœثر میدانست‚ نردبان اعتکاف بود که آن را حالتی معنوی جهت نیل به سوی سعادت اخروی میدانست. لذا میفرمود: حالت معنوی که در اعتکاف برای انسان حاصل میشود‚ باید نقطه شروعی باشد برای زندگی سالم و همراه با معنویت و اخلاص. انسان باید همواره و در هر حال خدا را ناظر اعمال خود بداند‚ اگر به این مرحله رسید که خدا را ناظر دانست‚ دیگر آنچه را که در اعتکاف کسب کرده است از دست نخواهد داد. چه اشخاصی که به واسطه این توسلها و شرکت در این مجالس به درجات عالی رسیدند و چه خدمتها به دین کردند. اعتکاف سکوی پرشی است به سوی معنویت; به سوی آینده روشن و تقرب به خدا و اهلبیت علیهمالسلام. اعتکاف فرصتی است که معلوم نیست حال و آینده برای هرکس پیش آید. ایشان همیشه میگفتند: بازگشت همه امور به تهذیب نفس است و آن محقق نمیشود مگر با توسل و دعا. روزی از آیةاللّه العظمی تبریزی قدسسره پرسیدند: شما که ایام بیض را تعطیل میکنید‚ همه طلاب که به اعتکاف نمیروند. معظمله فرمودند: این سنت حسنه اعتکاف باید ترویج و تقویت شود و ما تعطیل میکنیم تا علاوه بر روشن شدن اهمیت این روزها‚ خود هم ثوابی برده باشیم. شب زندهداری‚ توسل و اخلاص در عمل‚ از دیگر راههایی است که مرحوم حضرت آیةاللّه تبریزی قدسسره بر آن تاکید میکردند. ممکن است بعضی اشخاص بعداز تلاش نتوانند به سرعت به اهداف خود نائل شوند‚ آن مرحوم میفرمودند: شخص نباید نومید شود. ممکن است همان تا›خیر در قضای حاجت‚ امتحان الهی باشد‚ باید تحمل کند و بیشتر تلاش کند. در هر حال‚ مراحل امتحان گاهی سخت میشود و امید است که از امتحان الهی سرفراز بیرون آییم. از خدا بخواهید‚ اجابت خواهد کرد. اگر ارتباط با معبود حاصل شود‚ جرقهای در درون انسان زده خواهد شد که همان جرقه کارساز خواهد بود. توفیق مراحلی دارد و در هر زمانی ممکن است این توفیق برای انسان حاصل شود و این توفیق مرهون تلاش و اخلاص خود شخص است. آن جا که پروردگار متعال میفرماید: <ادعونی استجب لکم>‚ به برآوردهشدن حاجت وعده الهی تعلق گرفته است که اگر شخص از خدا بخواهد‚ خدا برآورده خواهد کرد. این طلب از خدا باید واقعی و حقیقی باشد. ایشان معتقد بودند که موœمنین به خصوص طالبان علم باید برای زندگی خود برنامهریزی داشته باشند‚ زندگی همراه با اهداف و آرزوهای مشروع که بتواند ضمن تا›مین معاش‚ انسان را از انحرافات دنیا در امان بدارد. انسان نباید در دوران جوانی ارتباط معنوی خود را فراموش کند‚ به طوری که اگر پا به سن گذاشت‚ متوجه شود که توشهاش خالی است و دیگر رمقی برای جبران گذشته وجود نداشته باشد. قبل از آن که فرصت فوت گردیده و صدای واحسرتا بلند شود‚ عزم خود را جزم کنید و همراه با وسیله قرار دادن اهلبیت علیهمالسلام از معبود خود کمک بخواهید. چه محبتها که خداوند متعال بر موœمنین صالح نمود و چه وقایعی به عنایت و تفضّل اهلبیت علیهمالسلام واقع شد. یکی از بزرگان تبریز میگفت: ما در مدرسه طالبیه تبریز که درس میخواندیم‚ وعده گذاشته بودیم که نوبتی‚ هر هفته یکی از دوستان نان حجره را تهیه کند که عمده غذای طلاب در آن زمان نان بود. هفتهای که نوبت من بود متا›سفانه هیچ مبلغی جهت خرید نان نداشتم و خجالتزده شده بودم. به حجره وارد شدم‚ وقتی دوستان مشاهده کردند نان به همراه ندارم‚ متوجه موضوع شدند و سخنی به زبان نیاوردند. آماده بودیم تا در همان حال استراحت نماییم که ناگهان متوجه شدم درب حجره زده شد. درب را باز کردم‚ دیدم شخصی مبلغی را داد و گفت: این مبلغ متعلق به طلاب است‚ مبلغ را از او گرفتم. در فکر فرو رفتم که این وقت ظهر او چه کسی است؟! مجدداً درب را باز کردم اثری از آن آقا نبود. هر چه جستجو کردم موفق به یافتن آن شخص نشدم. خدا را شکر کردم. این واقعه مرا قانع کرد که کسی هست‚ که به فکر ماست ولکن چرا ما از او غافلیم؟! و این نبود مگر پیوند و اخلاص بعضی طلابی که با ما بودند. ایمان کامل بعضی توانست محبت معبود را جذب کند و با لطف و کرم الهی آن هفته نان دوستان تا›مین شد. اگر طالب علم یقین کند که صاحبی دارد که در هر لحظه مراقب اوست‚ سعی میکند بر حرکات و گفتار خود مراقبت کند و طوری گام بردارد که رضایت امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف را جلب کند‚ زیرا که رضایت او رضایت خداست. اگر طلبه ملتزم شد‚ امام زمان عجلاللّهتعالیفرجهالشریف دست او را خواهد گرفت و به او توفیق خواهد داد‚ و تمام دربهای سعادت بر روی او باز خواهد شد. ادامه دارد ...
انتهای پیام










نظر شما