دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۰ | Apr 19, 2021
آیت الله العظمی علی صافی

حوزه/ مرحوم آیت الله العظمی آقای حاج آقا علی صافی گلپایگانی درباره پدیده خلاف شرع کشف حجاب پهلوی شعری را در همان زمان سروده اند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، شعر حاضر، اثری از مرحوم آیت الله العظمی آقای حاج آقا علی صافی گلپایگانی درباره پدیده خلاف شرع کشف حجاب پهلوی است که در همان زمان سروده اند.

    

ای زن که تو را دین و خرد راهبر آمد

هشدار که آزادیت اندر خطر آمد

    

دریاب که دامان عفاف تو نسوزد

زین آتش شهوت که کنون شعله ور آمد

    

اسلام به زن داد چنان ارج و مقامی

کز پرتو آن شام سیاهش به سر آمد

    

زن بود اگر بستۀ زنجیر اسارت

پیغمبر ما آمد و از بند در آمد

     

زن بود که شد زنده ‌به گور و نه عجب بود

بی قدر و بها بسکه وی اندر نظر آمد

      

زن را نه کس آن روز ز جنس بشرش خواند

تا زامر خدا حضرت خیرالبشر آمد

     

او آمد و زن یافت چنین رتبۀ والا

آزاد شد و دور ز هر کید و شر آمد

     

نک هست هوس بوالهوسان را که ربایند

آن گوهر عصمت که برون از گهر آمد

     

با اسم فریبندۀ آزادی نسوان

دشمن پی صید تو بدون خبر آمد

     

خود آن زن پتیارۀ در دام فتاده

حالا پی اغواء زنان دگر آمد

پنداشته لعبت که کنون صبح نشاط است

یا آنکه دگر شام گذشت و سحر آمد

بیچاره تو را شام سیه آمده در پیش

بدبخت تو را روز سعادت به سر آمد

آن گاه که با اجنبیان روز کنی شام

روزی که تو را پرده عفّت به در آمد

     

آن روز که در پنجۀ شهوت شده ‌ای خوار

شادی که تو را نوبت فتح و ظفر آمد

    

آری پدری چادر عفّت ز سرت برد

نک دامنت آلوده به دست پسر آمد

     

آزادی و آسودگی از کشور ما رفت

بس ظلم و جفا زین پسر و این پدر آمد

     

حقا که رضا خان خبیث و پسر او

هر کار که کردند ضرر در ضرر آمد

     

دی خانه ‌ای و شوهری و خدمت فرزند

زین رو ثمر هستی تو بارور آمد

     

امروز به خود آی و ببین گرم چه کاری

با دست خسان ریشه ات از بیخ بر آمد

     

دین دادی و جان کندی و عصمت ز کفت رفت

بیچاره ز آزادیت اینها ثمر آمد

     

آزادی تو بسته به این است و نه آنش

در سایه این هر دو فلاح بشر آمد

      

در پرده بجو دانش و در کسب هنر کوش

کی چادر تو مانع علم و هنر آمد

     

با عدل، خدا کرده عطا حق زن و مرد

خیر همه در مکتب دین مستقر آمد

     

هر زن که مسلمان و مقیّد به عفاف است

از گفتۀ شیطان صفتان بر حذر آمد

      

کی ملتی از رقص و دف و باده گساری

وز هرزگی و پرده دری مفتخر آمد

     

دیدی که چه آمد به سر آن زن ولگرد

کش با رخ بگشاده به کوی و گذر آمد

     

حرف سپه دانش و آواز حمایت

گر از زن و دهقان و از آن کارگر آمد

     

کی علم غرض باشد و آسایش دهقان

کی بهر زن و مصلحت رنجبر آمد

      

این نغمه شومی است که با امر اجانب

اینک پی نابودی این بوم و بر آمد

     

خود بینی و خود می شنوی آنچه (علی) گفت

کوری مگر آخر تو و گوش تو کر آمد

     

من خیر زنان گفتم و دانم که پذیرد

هر زن که ورا دین و خرد راهبر آمد

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =

نظرات

  • محمد IR ۱۷:۳۶ - ۱۳۹۹/۱۰/۲۰
    1 0
    باسلام قربان این دست وقلم که واقعا اشعاری زیبا سروده اند جادارد این اشعار را اداره امربمعروف ونحی ازمنکر چاپ نمایند ودرایران وکل جهان درمساجد درمقابل دیدمسلمانان قراردهند مردم هم برای هزینه ان کمک می نمایند یاعلی مدد.
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8