چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱ |۶ ذیحجهٔ ۱۴۴۳ | Jul 6, 2022
تک فرزندی

حوزه/ نشست علمی «فرزند تنهای من» در مدرسه علمیه حضرت نرجس خاتون (س) دولت آباد برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری حوزه از اصفهان، زهرا ملکوتی خواه در نشست علمی «فرزند تنهای من» در جمع طلاب مدرسه علمیه حضرت نرجس خاتون (س) دولت آباد، آسیب های تک فرزندی را در سه بعد خانوادگی، اجتماعی و فرزند برشمرد و گفت: آنچه محل بحث است آسیب های تک فرزندی برای خود فرزند است.

وی، اولین آسیب تک فرزندی را فرزندسالاری دانست و ادامه داد: در خانواده‌های تک‌فرزندی، بیش از حد به خواسته‌های فرزند توجه می شود، این توجه بیش از حد والدین و قرار دادن فرزند در کانون توجهات، آثار سوئی بر شخصیت کودک دارد. این‌گونه کودکان غالباً حساس، زودرنج، پرتوقع و کم‌صبر هستند؛ نمی‌توانند عواقب اشتباهات خود را بیازمایند و مسؤولیت عمل خود را بپذیرند. این کودکان از جامعه انتظار دارند همانند والدین با آن‌ها رفتار کند و چتر حمایتی خود را بر سر آنان بگستراند.

استاد حوزه خواهران، عدم رشد اجتماعی را به عنوان آسیب دوم مطرح کرد و گفت: بسیاری از جامعه‌شناسان معتقدند عدم رشد اجتماعی کودکان، مهم‌ترین پیامد تک‌فرزندی است؛ زیرا کودک به هم‌بازی نیاز دارد تا با او رقابت یا بازی و دعوا کنند. تجربۀ روابط انسانی به شکل سنتی آن، احساس ناشی از داشتن خواهر یا برادر و در شبکۀ روابط خویشاوندی مثل عمو، عمه، دایی و خاله است که عامل پیوندها و ثبات عاطفی در روابط اجتماعی نخستین هستند. سیاست تک‌فرزندی سبب می‌شود نسل برآمده از این خانواده‌ها به سمت انزوا و تنهایی سوق داده شوند. بر اساس تحقیقات روان‌شناسان، رفتارهای پسری که خواهر دارد، بهنجارتر از رفتارهای پسری است که خواهر ندارد.

وی با اشاره به انتظارات غیرمنطقی و افراطی والدین و تک فرزندان به عنوان آسیب سوم، گفت: انتظارات افراطی والدین به سرمایه‌گذاری همه‌جانبه برای تنها فرزند خانواده می انجامد. وقتی همۀ امکانات و توجهات به یک نفر اختصاص دارد، به همان میزان، سطح انتظارات و توقعات از او نیز بالا می‌رود. والدین سعی دارند همه آرزوهای دست‌نیافته خود را در تنها فرزند خود تحقق ببخشند یا می‌خواهند فرزند آنها به دلیل امکاناتی که در اختیار دارد، همۀ آرزوها و انتظارات آنها را برآورده کند. از سوی دیگر، چنانچه همۀ امکانات در خدمت تک‌فرزند قرار داشته باشد، ممکن است بر اثر تربیت نادرست، انتظارات تک‌فرزند به طرز نامناسبی رشد کند و در آینده در مواجهه با واقعیت‌های اجتماعی زندگی روزمره، دچار سرخوردگی شود.

ملکوتی خواه، آسیب چهارم تک فرزندی را احساس تنهایی و ناراحتی کودک عنوان کرد و ادامه داد: کودکان تک‌فرزند هنگامی که خانواده تشکیل می‌دهند و صاحب فرزند می‌شوند، فرزندان آن‌ها همواره با سؤال‌هایی نظیر «چرا من خاله، دایی، عمه یا عمو ندارم» مواجه می‌شوند و همین موضوع به ایجاد حس تنهایی در فرزندان والدین تک‌فرزند نیز منجر می‌شود. داشتن فامیل و محبت‌های ناشی از آن، یکی از نیازهای اساسی به شمار می‌رود. فرزندان علاوه بر محبت والدین به چشیدن محبت‌های دیگری از جمله محبت فامیل‌های وابسته نیز نیازمند هستند که این موارد، سیستم ایمنی روانی فرد را تقویت می‌کند و حمایت‌های بزرگی برای افراد در زندگی محسوب می‌شود و افراد می‌توانند با پشتوانۀ قوی‌تری در جامعه حاضر شوند. همین موضوع به افزایش تحمل افراد در برابر استرس‌ها، سختی‌ها و ناملایمات در زندگی منجر می‌شود،؛ چراکه فرد احساس بی‌کس‌وکاری نمی‌کند و می‌داند افرادی هستند که خالصانه او را حمایت می‌کنند.

وی، آسیب پنجم را الگوپذیری نامناسب دانست و گفت: کودکی که در یک خانواده تک‌فرزند رشد می‌کند، هیچ الگویی در خانواده ندارد، در خانواده چندفرزند کودکان از همان سنین خردسالی، رفتار پدر و مادر را با فرزندان بزرگ‌تر خانواده مشاهده می‌کنند. در واقع، از همان ابتدا خط قرمزها را شناسایی می‌کنند و خوب و بد را می‌شناسند. اما در خانوادۀ تک‌فرزند، هیچ الگویی وجود ندارد و به ناچار فرزند تنها مجبور است الگوهای خود را از بیرون از خانه و خانواده انتخاب کند؛ از این رو، تربیت در خانوادۀ تک‌فرزند خیلی دشوارتر از خانوادۀ چندفرزندی است.

استاد حوزه خواهران، در ادامه به اشاره به بلوغ زودرس به عنوان آسیب ششم، اظهار کرد: فرزند در دوره اولیه کودکی بیشتر نیازمند حضور والدین خود است، ولی در دومین دوره کودکی اش نقش همسالان بارزتر می شود و مهارت های زیادی را از آنان می آموزد. وجود خواهر یا برادر بزرگ تر نیز می تواند مهارت های لازم برای اجتماعی شدن او را فراهم کند. حال اگر فرزند تک باشد به ناچار باید در کنار بزرگسالان پرورش یابد. در نتیجه او تجربه ای از کودکی و نوجوانی خود نداشته و با بازی ها، کارها و نقش های این گروه سنی آشنا نیست و یک دفعه پرشی به دوران مسئولیت پذیری بزرگسالان خواهد داشت و از لحاظ روحی و روانی بسیار سریعتر رشد کرده و دنیا را از دید بزرگسالان می بیند. حضور در چنین خانواده ای که فقط شامل افراد بالغ است سبب بلوغ زودرس کودک می شود. از عوارض بلوغ زودرس این است که کودکان در مقابل استرس های زمان جوانی قرار گرفته و نمی دانند چه باید بکنند. آنها از نظر جسمی نشانه های بلوغ را دارند؛ ولی تجربه کافی ندارند. در این شرایط در هر دو جنس، به دلیل افزایش تمایل به شهوت، رفتارهای ناهنجاری همچون خودارضایی شیوع پیدا می کند.

وی، کودک آزاری را آسیب هفتم دانست و گفت: در حاشیه شهرها که اصولا خانواده ها جدا شده از شبکه خویشاوندی هستند شاهد افزایش کودک آزاری کودکان رها شده و افزایش بزه هستیم.

ملکوتی خواه، جایگزینی رسانه را به عنوان آسیب هشتم عنوان کرد و گفت: رسانه ها مانند دریچه ای به جهان خارج در دیدگاه ها و رفتارهای افراد موثر هستند؛ کم شدن ارتباطات کلامی، در خانواده های کم جمعیت، سبب حاکمیت رسانه های تصویری می گردد، این امر تغییر الگوی ارتباطی در خانواده را به همراه دارد. کودک یا نوجوانی که از تنهایی رنج می برد به دنبال جایگزینی برای اوقات فراغت خود است در نتیجه به تلویزیون، جاذبه های گرافیکی و هیجان های کاذب در بازی های رایانه ای و دنیای مجازی رو می آورد.

انتهای پیام

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =