شنبه ۴ تیر ۱۴۰۱ |۲۵ ذیقعدهٔ ۱۴۴۳ | Jun 25, 2022
کرسی

حوزه/ کرسی علمی ترویجی «مبانی تفسیری مفسران اصفهان» با مشارکت دانشگاه علوم و معارف قم و موسسه آموزش عالی تخصصی فاطمه(س) اصفهان برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری حوزه از اصفهان، وجیهه شکرانی پور، دبیر علمی کرسی علمی ترویجی با موضوع «مبانی تفسیری مفسران اصفهان» به معرفی کرسی های علمی ترویجی، اقسام و اهداف برگزاری این کرسی‌های پرداخت و بیان کرد: برگزاری کرسی‌های نقد و مناظره علمی در آیه ۱۸ زمر:(الذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه) و بنابر روایات وارده ( کونوا نقاد الکلام ) اهمیت آن بیان شده است. کرسی های علمی ترویجی با هدف بسط فرهنگ گفت‌وگو و نقد و تقویت فضای عقلانی و ترویج دیدگاه ها و نیز بسط نشاط علمی و تقویت روحیه خودباوری اجرا می گردد و زمینه‌ای برای تکمیل و توسعه نظریات صاحبان اندیشه خواهد بود.

وی در ادامه پس از بیان ارکان کرسی های علمی ترویجی و وظایف هر یک، به معرفی موضوع کرسی پیش رو پرداخت .

احترام السادات موسوی زاده، طلبه سطح ۴ رشته تفسیر تطبیقی هم به عنوان استاد ارائه کننده بیان کرد: حوزه علمیه اصفهان از گذشته تاکنون فراز و نشیب‌های متعددی داشته و علما و فضلا و زیادی را به جهان اسلام عرضه داشته است که اطلاع از پیشینه این حوزه کهن و نقش آن در رشد و تعالی علمی و معنوی جامعه شیعی برای جامعه طلاب و فرهیختگان حوزوی ودانشگاهی امری ضروری است؛ بررسی مبانی و روشهای یک مفسر که دانشی نو در علوم قرآنی هست، در سده های اخیر شکل گرفته و روز به روز قوی‌تر شده و موجب فهم بهتر قرآن گردیده است.

وی ادامه داد: تعدد و تنوع تفاسیر قرآن از قرون اولیه تا کنون امری انکارناپذیر هست گرچه این تفاسیر در برخی موارد با هم اتحاد نظر دارند، اما نمی‌توان اختلافات تفسیری آنها را نادیده گرفت و همین امر موجب پیدایش مکاتب و گرایش های متعدد تفسیری بوده است.

موسوی زاده گفت: برخی مفسران در تفاسیر خود مبانی مورد نظر خود را بیان کرده اند اما بعضی دیگر مبانی خود را ذکر نکرده اند و همین مسئله ضرورت پرداختن به مسئله مبانی مفسران را مشخص می‌کند و این کار به نوعی از سنخ جریان شناسی تفسیری است. با وجود تمام کتاب‌ها و مقالات موجود، هیچ کار جامعی که نگاه تخصصی به مدرسه تفسیری اصفهان داشته باشد، وجود نداشته و قالب پایان نامه ها و رساله های ارشد و دکتری تنها به مبانی و روش های یک تفسیر و مفسرپرداخته‌اند و از این جهت یک کار جدید و سنگینی است.

استاد ارائه کننده کرسی افزود : مدرسه تفسیری اصفهان منحصر در محدوده شهر اصفهان کنونی نیست و ملاک مفسرانی که فقط در اصفهان به دنیا آمده و زیسته اند، نبوده است، بلکه مفسرانی که در این مدرسه تلمذ کرده‌ و بعدها با همین مبانی و روش دست به تالیف کتب زده و شاگردانی تربیت کرده‌اند؛ جزو مدرسه تفسیری اصفهان محسوب شده اند . مفسران اصفهانی در سه دوره فعالیت چشمگیری داشتند. شناخت ویژگی های عصر هر مفسر اهمیت ویژه‌ای دارد چرا که بررسی آن ویژگی ها مشخص می‌کند که مفسر در چه فضای تاریخی- فرهنگی فکری زندگی می‌کرده؟ اقران وی چه کسانی بوده اند؟ و دغدغه‌های اصلی آنان چه بوده است؟ گاهی برخی مفسران نیز بر اساس تخصص در یک علم خاص و علاقه مندی به زمینه خاص تفسیر می کردند و مباحث خود را به سمت همان علمی که در آن تخصص داشته‌اند سوق می داده اند.

موسوی زاده در ادامه به بیان مبانی مفسران عقل گرا و مفسران اخباری مدرسه اصفهان پرداخت .

محسن خوشفر به عنوان استاد ناقد اول کرسی بیان کرد: مدرسه تفسیری اصفهان جای کار بسیار جدی دارد و غالبا در مورد مفسران مدرسه اصفهان نگاه محدث به ایشان می شده است؛ اینکه ما بتوانیم تحقیق کنیم که این مفسران و محدثان دارای روش خاصی هستند و دارای مبنای خاصی هستند ،مزایای فراوانی در آینده برای تحقیقات بعدی خواهد داشت. بحث مبانی نیز از آن دست مباحثی است که جرأت ورود می‌خواهد. استخراج مبنا توسط محقق کار بسیار دشواری است و یک کار ثانویه محسوب می‌شود. معمولاً مفسران خصوصاً مفسران متقدم مبانی خودشان را مطرح نکرده اند و باید از دل تفاسیر آنان مبناها را استخراج کرد و این کار دشواری است.

استاد یار جامعة المصطفی العالمیه اصفهان در ادامه به بیان دیدگاه ها و اشکالات خود در موضوع مورد ارائه پرداخت و بیان کرد: محقق در بیان تاریخچه دلیلی برای فعالیت مدرسه تفسیری اصفهان از قرن ۴ تا ۱۰ ارائه ننموده و در بیان مبانی مطرح شده توسط محقق محترم باید منبع و آدرس تفاسیر اصفهان داده می‌شد تا ادعای مطرح شده همراه با دلیل باشد و در بیان مبانی در برخی جاها روش و مبنا به جای هم به کار رفته و باید مرزبندی ها مشخص شود و در ارجاع دهی نیز باید منبع های واسطه حذف شود.

در ادامه ناقد دوم جلسه حجت الاسلام سیدکریم خوب بین با تایید مطالب مطرح شده توسط ناقد اول نکات تکمیلی خود را بیان کرد و ابراز داشت: در عنوان سؤال از چیستی مبانی تفسیری مفسران است و این سؤال تتبع موضوع محور است نه تتبع مسئله محور و بهتر بود محقق گرامی تمایز مبنای مفسران اصفهان را به عنوان مسأله اصلی درنظر می گرفت و نقش آن مبانی در فهم قرآن را بررسی می کرد. نکته دیگر اینکه در تعریف اصطلاحات، مدرسه تفسیری بر مبانی مقدم شده و باید مسئله پژوهش که مستقیماً مبانی تفسیری بود مورد تاکید واقع می شد. همچنین در قسمت تعریف مبانی خلط بین مبانی و مبادی اتفاق افتاده و نکته دیگر اینکه تکیه بر ارتباط استاد و شاگردی مفسران اصفهان، نیازمند ارائه ماخذ و منبع است و در نمودار مورد نظر محقق نیز باید جایگاه مفسران عقل گرا و اخباری گرا را نیز مشخص می کرد.

انتهای پیام

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 9 =