خبرگزاری حوزه | در زمانی که زمین نفسش به شماره افتاده و عدالت گویی در امتداد نقشههای سیاسی و اقتصادی گم شده است، ولادت امیرالمومنین علی(علیه السلام) میتواند نه فقط یادآور تاریخ، بلکه نشانهای باشد برای بازسازی معنای انسانیت. نسلی که امروز در دانشگاهها درس میخواند و همزمان آینده را در دستان فناپذیر زمین میبیند، شاید بیش از هر زمان دیگری محتاج چراغی از تفکر علویست؛ چراغی برای فهم تازهای از عدالت و زیستن مسئولانه.
عدالت، از نهجالبلاغه تا زمین امروز
وقتی حضرت علی(علیه السلام) در نامه به مالک اشتر از مردم به عنوان «یا برادر دینی یا همانند در آفرینش» یاد میکند، جهان هنوز میان انسان و طبیعت دیوار نکشیده بود. امروز اما آن دیوارها برپا شدهاند؛ میان ما و خاک، میان رفاه و ویرانی.
عدالت علوی، در معنا تراز میان قدرت و مسئولیت است؛ تعادل میان آنچه میگیری و آنچه میگذاری. اگر امروز بخواهیم عدالت را از زاویهی اقلیم بنگریم، معنایش روشن است: بازگرداندن احترام به زمین، بازگرداندن اخلاق به مصرف و بازگرداندن فاصلهی ازدسترفتهی انسان از زیست.
در واقع، عدالت در نگاه علوی همچون چشمهای است که اگر خشک شود، دیگر هیچ سیرابی اخلاقی ممکن نخواهد بود.
عدالت بیننسلی؛ امانت یا آینده؟
در کلمات امیرالمومنین علی(علیه السلام) واژهای تکرار میشود که برای جهان پرشتاب امروز مفهومی دوباره یافته، امانت.
ایشان میفرمایند: حکومت امانت است، مردم امانتاند. امروز ما باید این دایره را کامل کنیم: زمین هم امانت است.
عدالت بیننسلی، چیزی بیش از مفهوم دانشگاهی یا بیانیهی زیستمحیطی است؛ اخلاقی است برجسته که از نگاه علوی سرچشمه میگیرد: هیچ نسلی نباید زمین را ویرانتر از آنچه تحویل گرفته به نسل بعد بسپارد.
دانشجوی امروز اگر در لابراتوار محیط زیست، اگر در گروههای داوطلبانهی احیای تالابها، اگر در تغییر سبک زندگی خود فعال است، در واقع دارد همان امانت علوی را به زبان قرن خود تفسیر میکند. عدالت یعنی حفظ نبض زندگی حتی وقتی آسانتر است چشم بستن بر آن.
عدالت اگر فقط بر دیوار کلاسها نوشته شود، به باور نمیرسد.
دانشگاه باید میدان تمرین عدالت باشد؛ جایی که جوان بیاموزد تصمیم کوچک او، بخشی از تصویری بزرگ است.
وقتی نخبگان جوان میتوانند میان تحقیق علمی و دغدغهی اخلاقی پیوند بزنند، در حقیقت مسیر علی(ع) را با زبانی تازه ادامه میدهند؛ زبانی که در آن علم، اخلاق و جامعه از هم جدا نیستند.
عدالت، در نهایت کنش است. از انتخاب مسئولانهی یک محصول تا پرسش از سیاستهای توسعه.
هر کنش کوچک درست، پاسداری است از همان چراغ روشنی که علی(ع) برای انسانیت برافروخت.
نسل امروز میان بحرانهای اقلیمی، رکود امید و آشفتگیهای اجتماعی، گاهی عدالت را امری دستنیافتنی میبیند. اما شاید راز امید درست در همین نگاه علوی نهفته باشد. عدالت نه یک رؤیا، بلکه طرحی برای سامان زندگی است.
عدالت علوی هم حکمت بود و هم مهربانی. همین ترکیب است که میتواند زبانی تازه برای حل بحرانهای امروز خلق کند. زبانی میاننسلی، میانفرهنگی و میانانسانی.
تولد حضرت علی(علیه السلام) فقط روزی در تقویم نیست؛ یادآوری لبخند عدالت بر چهرهی جهان است.
امروز که زمین دوباره محتاج مهربانی ماست، شاید سادهترین ترجمهی عدالت علوی همین باشد:
زیستن آگاهانه، مهربانانه و مسئولانه. طوری که آیندگان، وقتی به گذشته نگاه میکنند، بگویند: «آنها، انسان بودند. اشرف مخلوقات بودند.»
زینب صفایی، طلبه جامعه الزهرا سلام الله علیها










نظر شما