یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۶
فشار دشمن و مطالبه مردم؛ دو سوی یک واقعیت ملی/ تقابل ایران و آمریکا؛ نزاعی فراتر از سیاست، رویارویی دو تمدن

حوزه/ مدیر مجتمع عالی حوزوی تربیت مدیر و مدرس حوزه‌های علمیه گفت: در کنار فشارهای خارجی، نارضایتی‌های داخلی نیز نیازمند شنیده‌شدن است؛ تفکیک این دو و پاسخ درست به هرکدام، شرط عبور کشور از شرایط پیچیده کنونی است.

خبرگزاری حوزه| تقابل جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و غرب را نمی‌توان به اختلافی مقطعی یا صرفاً سیاسی تقلیل داد. این مواجهه، ریشه‌ای عمیق‌تر و ماهیتی تمدنی و گفتمانی دارد. جمهوری اسلامی برآمده از انقلابی است که بر آموزه‌های توحیدی، عدالت‌خواهی و نفی سلطه شکل گرفته و در این مسیر، هزینه‌های سنگینی از جمله تحریم، فشار و تقدیم شهدا را پذیرفته است. در نقطه مقابل، نظام سلطه به رهبری آمریکا، مبتنی بر جهان‌بینی مادی، سودمحور و حذف معنویت از عرصه حیات بشر است.

همین تعارض بنیادین سبب شده است که امکان دستیابی به توافقی ماهوی میان دو طرف وجود نداشته باشد. تجربه تاریخی نشان می‌دهد هرجا ملتی از استقلال، هویت و آرمان‌های خود عقب‌نشینی کرده، نه‌تنها به رفاه و امنیت نرسیده، بلکه به وابستگی و تحقیر دچار شده است. فشارهای اقتصادی، تحریم‌ها و تهدیدهای امنیتی نیز بخشی از راهبرد قدرت‌های بزرگ برای مهار گفتمان مقاومت است.

امروز در کشورمان شاهد هستیم که این دولت های استکباری از اعتراض بحق جمعی از کسبه و مردم نسبت به مسائل اقتصادی سوء استفاده کرده و ضمن حمایت از آن، سعی در التهاب آفرینی در جمهوری اسلامی دارند.

به عنوان رسانه رسمی حوزه، گفت و گویی انجام داده ایم با حجت الاسلام والمسلمین محمد استوار میمندی، مدیر مجتمع عالی حوزوی تربیت مدیر و مدرس حوزه‌های علمیه کشور تا ریشه های این جریانات و همچنین نقش حوزویان و طلاب در این برهه حساس تاریخی را بررسی کنیم که مشروح آن تقدیم حضورتان می گردد:

«لَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا أَذًی کَثِیرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَٰلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» (آیه ۱۸۶ سوره آل‌عمران).

میلاد با سعادت مولی‌الموحدین، امیرالمؤمنین حضرت علی علیه‌السلام را تبریک عرض می‌کنم و یاد و خاطره همه شهدا، به‌ویژه شهدای عدالت، شهدای راه خدا، شهدای راه عزت و نصرت اسلام و مسلمین، به‌خصوص شهید حاج قاسم سلیمانی را که امروز ششمین سالگرد عروج آن شهید بزرگوار است، گرامی می‌داریم.

شهیدی که پس از یک عمر مجاهدت، در نهایت با خنثی‌سازی توطئه‌های خطرناک آمریکا، آنان را به خشم آورد و ایشان تصمیم گرفتند آن عنصر حقیقتاً نوع‌دوست، انسان‌دوست و شجاعی را که با بصیرت در برابر تروریسم ایستاد و داعش را نابود کرد، به شهادت برسانند؛ چرا که نقشه‌هایشان نقش بر آب شده بود.

* تقابل ایران و آمریکا؛ نزاعی فراتر از سیاست، رویارویی دو تمدن

در خصوص تقابل جمهوری اسلامی با آمریکا و غرب و حوادثی که در این ایام رخ داده است، پیش از هرگونه تصمیم‌گیری، باید به یک واقعیت اساسی توجه داشت؛ بدین معنا که ابتدا لازم است نگاه کلان و راهبردی داشته باشیم و سپس بر اساس آن نگاه کلان، تصمیم‌گیری کنیم.

نگاه کلان آن است که تقابل جمهوری اسلامی با آمریکا، تقابلی بر سر منافع صرفاً دنیوی یا تنها مصالح ملی به‌معنای محدود آن نیست تا تصور شود آمریکا یک‌سری مصالح دارد و جمهوری اسلامی نیز مصالحی دیگر، و این دو می‌توانند با گفت‌وگو به‌اصطلاح «تقسیم غنائم» کرده و به یک بازی موسوم به «برد-برد» دست یابند.

موضوع بسیار فراتر از این مباحث است. تقابل میان جمهوری اسلامی، به‌عنوان نظامی برخاسته از انقلابی با آرمان‌های الهی که بر پایه آموزه‌های توحیدی قرآن و عترت بنا شده، شهدای بسیاری را بر اساس همان آرمان‌ها تقدیم کرده و مجاهدت‌های فراوانی را برای دستیابی به قله‌های ترسیم‌شده متحمل شده است، با آمریکایی است که نگاه آن مبتنی بر اندیشه‌های پوزیتیویستی و اومانیستی و فلسفه‌ای کاملاً مادی و منهای معنویت است.

دو نظام در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند: نظام جمهوری اسلامی و نظام ایالات متحده آمریکا به همراه هم‌پیمانان و هم‌فکران آن. یکی بر پایه نگاه توحیدی استوار است و دیگری مبتنی بر نگرشی کاملاً مادی؛ یکی متکی بر آموزه‌های الهیِ عدالت‌گستر است و دیگری مبتنی بر آموزه‌هایی است که بر تبعیض نژادی، دنیاگرایی، مادی‌گرایی، نفس‌محوری و انسان‌محوری افراطی تکیه دارد.

* چرا توافق ماهوی میان جمهوری اسلامی و غرب ممکن نیست؟

بدیهی است که این دو نظام نمی‌توانند به یک توافق ماهوی دست یابند و اهمیت توافق ماهوی در همین نکته نهفته است. تمدن غرب با پیشینه‌ای نزدیک به سیصد سال، امروز به مرحله‌ای رسیده که علم، فناوری و تکنولوژی را در اختیار دارد، اما این تمدن بر فلسفه و جهان‌بینی‌ای شکل گرفته که اساس آن نفی معنویت و حذف دستورات الهی از همه عرصه‌های زندگی بشر، اعم از اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. نگاه آن صرفاً سودمحور است؛ آن هم نه سود برای همه بشریت، بلکه سود برای گروهی خاص که کانون قدرت و ثروت را در اختیار دارند.

در مقابل، این تمدن با نظامی مواجه است که پرچم تأسیس تمدن بزرگ اسلامی را برافراشته است. تمدن غرب امروز در حوزه خانواده، مسائل اجتماعی، اخلاق و حتی امنیت به بن‌بست‌های جدی رسیده و می‌کوشد همه امور را به‌صورت ماشینی تنظیم کرده و بر بشریت تحمیل کند.

این تمدن خود را در مسیر افول می‌بیند و در سوی دیگر، شاهد برآمدن گفتمانی از ایران اسلامی است که ابتدا منطقه را تحت تأثیر قرار داده و امروز می‌بینیم که برخی کشورهای جهان، حتی بعضی حکومت‌ها و بسیاری از ملت‌ها را نیز متأثر ساخته است؛ ازاین‌رو، این گفتمان را برای خود خطری جدی تلقی می‌کند.

تقابل امروز جمهوری اسلامی با غرب، آمریکا و رژیم صهیونیستی، تقابلی گفتمانی و تمدنی است. علت اصلی دشمنی‌ها نیز همین است؛ زیرا این گفتمان در حال توسعه است و این نظام در حال تبدیل‌شدن به الگویی الهام‌بخش است.

* چرا امریکا با حمله به ونزوئلا تمام اعتبار خود را زیر پا گذاشت؟

همان‌گونه که امروز در دفاع از مردم غزه مشاهده می‌کنیم، در تقریباً همه کشورهای جهان تظاهرات گسترده‌ای علیه رژیم صهیونیستی و حامیان آن برگزار می‌شود. حتی در برخی کشورها مانند ونزوئلا شاهد اقداماتی بوده‌ایم که نشان می‌دهد آمریکا چگونه تمامی اعتبار حقوقی خود را زیر پا گذاشته، به کشوری مستقل حمله کرده، به کشوری که به‌صورت دموکراتیک اداره می‌شود تعرض نموده و رئیس‌جمهور منتخب مردم را ربوده و آشکارا اعلام می‌کند که به‌دنبال منافع نفتی ونزوئلاست و قصد دارد در تعیین رئیس‌جمهور و ساختار حکومت آینده آن کشور دخالت داشته باشد.

این مواضع آشکار نشان می‌دهد که نگاه مقاومتی و استکبارستیز ـ یا به تعبیر آمریکای لاتین، امپریالیسم‌ستیز ـ که برخاسته از نظام اسلامی و انقلاب مردم ایران است، تا نزدیکی مرزهای آمریکا امتداد یافته و به همین دلیل با آن مقابله می‌شود.

* سنتی که در دکترین استکبار جهانی حاکم است

در این تقابل، قدرت‌های بزرگ از ابزارهای گوناگون استفاده می‌کنند؛ فشار می‌آورند، تهدید می‌کنند، تحریم اعمال می‌کنند، فشار اقتصادی و فرهنگی و تهاجم فرهنگی به‌راه می‌اندازند و حتی در صورت امکان، به عملیات و حمله نظامی متوسل می‌شوند، همان‌گونه که در جنگ دوازده‌روزه شاهد آن بودیم.

این نگاه کلان باید همواره مدنظر قرار گیرد. ایران اسلامی می‌تواند همانند دوران پیش از انقلاب از اسلامیت، آرمان‌ها، استقلال و هویت تمدنی خود دست بکشد و به‌عنوان مستعمره کشورهای استعمارگر ایفای نقش کند؛ در آن صورت شاید ظاهراً کسی با آن کاری نداشته باشد، اما این بدان معنا نیست که کشور به رفاه و آرامش واقعی دست خواهد یافت.

در چنین وضعیتی، ثروت‌های کشور به غارت می‌رود، مشکلات حل نمی‌شود و حتی مشکلات جدیدی پدید می‌آید. استقلال، عزت، هویت ملی و تاریخی ایران و نقش‌آفرینی آن در منطقه و جهان باید نادیده گرفته شود و این، احساسی از ذلت را در جامعه ایجاد می‌کند که از هر چیز تلخ‌تر است. علاوه بر این، کشورهای استعمارگر هرگز اجازه نمی‌دهند مستعمراتشان به قدرت واقعی دست یابند.

امروز می‌بینیم برخی کشورهای منطقه به «گاو شیرده» تبدیل شده‌اند، اما همچنان تحقیر و فریب می‌شوند. اگر ملت ما خواهان عزت، استقلال، مدیریت منابع ملی و نقش‌آفرینی مؤثر در عرصه جهانی است، لازمه آن مقاومت است و این تقابل تمدنی طبیعتاً فشارهایی را به‌دنبال دارد.

* اغتشاشات ایران و راهکارهای برون رفت از آن

در مواجهه با مشکلات، نخستین نکته آن است که در فضای هیجانی نباید تصمیم هیجانی گرفت. در شرایطی که عواطف و احساسات جریحه‌دار می‌شود، باید به عقل، منطق و برهان رجوع کرد، قدری صبر و تأمل نمود و سپس تصمیمی اتخاذ کرد که بیشترین منفعت را برای کشور و مصالح ملی داشته باشد.

نکته دوم آن است که مطالبات به‌حق مردم باید از مسیرهای صحیح به گوش مسئولان رسانده شود. امروز فضای مجازی و رسانه‌ها، از جمله رسانه حوزه و خبرگزاری حوزه که ارتباط نزدیکی با بدنه حوزوی و مردم دارند، می‌توانند صدای مردم و حوزه‌های علمیه را به مسئولان منتقل کنند و انتظار می‌رود مسئولان نیز با سعه‌صدر، شنونده مطالبات مردم باشند.

نکته سوم، تبیین و روشنگری است. امروز حوزه و روحانیت باید در فضای حقیقی و مجازی، این نبرد و تقابل تمدنی را تبیین کنند؛ زیرا بخش مهمی از این مواجهه، تکلیفی الهی است که بر عهده ما نهاده شده است.

* تکلیفی الهی که عمل به آن هزینه دارد

هنگامی که خدای متعال می‌فرماید از کفار و منافقان تبعیت نکنید و با آنان جهاد کنید، روشن است که تبعیت نکردن هزینه دارد و دشمنی و فشار دشمنان را به‌دنبال خواهد داشت. همچنین آنجا که امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: «کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً»، روشن می‌شود که یاری مظلومان و ایستادگی در برابر ستمگران هزینه‌هایی دارد که بخشی از مشکلات امروز کشور نیز از همین جنس است.

البته مردم ایران در طول این چهل‌وهفت سال به‌خوبی سهم دشمن را در این مشکلات درک کرده و با استقامت در برابر آن ایستاده‌اند. اما اگر احساس شود که بخش قابل توجهی از مشکلات ناشی از بی‌تدبیری، غفلت از اولویت‌ها یا کم‌توجهی به محرومان و مستضعفان است، طبیعی است که نارضایتی و خشم اجتماعی شکل گیرد.

در فرآیند تبیین باید مشخص شود چه میزان از مشکلات ناشی از فشار دشمن است و چه مقدار ناشی از ضعف مدیریت داخلی. در برابر فشار دشمن، وظیفه ما استقامت و دعوت به صبر است و در برابر کاستی‌های داخلی، باید مسئولان را به شنیدن صدای مردم و اتخاذ تصمیماتی عادلانه، به‌ویژه در حمایت از اقشار متوسط و ضعیف، فراخواند.

* نظام اسلامی ما در میانه راه است

ما جمهوری اسلامی هستیم، اما در میانه راه قرار داریم. استبداد را کنار زده‌ایم، جمهوریت را محقق کرده‌ایم و مردم‌سالاری در قالب انتخابات متعدد تجلی یافته است، اما مسیر تحقق کامل اهداف انقلاب همچنان ادامه دارد.

بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری، مسیر تحقق تمدن اسلامی شامل پنج مرحله است: انقلاب اسلامی، حکومت اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی. ما انقلاب و حکومت اسلامی را محقق کرده‌ایم، اما در مرحله دولت اسلامی همچنان با چالش‌هایی مواجه‌ایم.

* دولت اسلامی و چالش های پیش روی آن

دولت اسلامی دولتی است که همه نظام‌های اداره جامعه، از اقتصاد و آموزش‌وپرورش گرفته تا فرهنگ، دفاع، سیاست و روابط بین‌الملل، بر اساس آموزه‌های اسلامی سامان یابد. امروز هنوز بسیاری از این نظام‌ها وارداتی است و نه بومی و اسلامی.

در عرصه اقتصاد مقاومتی، اندیشمندان حوزوی دیدگاه‌های نو و کارآمدی دارند، اما این دیدگاه‌ها نیازمند شنیده‌شدن و به‌کارگیری است. بازگشت به اقتصاد اسلامی با ویژگی‌هایی چون استقلال، خودکفایی، درون‌زایی و برون‌گرایی، و تکیه بر نیروی کار داخلی، می‌تواند بسیاری از مشکلات ناشی از وابستگی به دلار و کاهش ارزش پول ملی را برطرف سازد.

از مسئولان انتظار می‌رود نظرات کارشناسی اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی را در حوزه‌های مختلف، از تعلیم و تربیت و اقتصاد تا بانکداری و سایر عرصه‌ها، مورد توجه قرار دهند تا با بومی‌سازی دانش، بتوان جامعه اسلامی را به‌درستی و شایستگی راهبری کرد.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha