به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، حجتالله اسعدی عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، در نشست مجازی «سی شب، سی آیه» که به همت انجمن علمی دانشجویی علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی و با همکاری کانون قرآن و عترت دانشگاه حضرت معصومه(س) در ایام ماه مبارک رمضان در حال برگزاری است، با تأملی در آیه ۵۳ سوره مبارکه فصلت، به تبیین رویکردهای مختلف خداشناسی و تحلیل فلسفی برهان قرآنی پرداخت.
این استاد دانشگاه اظهار داشت: آیه ۵۳ سوره فصلت از جمله آیات بنیادین قرآن کریم در حوزه خداشناسی است که میتواند افقهای تازهای در فهم نسبت انسان با خداوند متعال بگشاید.
ظاهر و باطن نامتناهی قرآن
وی با اشاره به لایههای معنایی قرآن کریم تصریح کرد: قرآن دارای ظاهر و باطن است و باطن آن نیز مراتبی دارد که محدود به حد معینی نیست؛ زیرا قرآن کلامالله و تجلی یکی از صفات کمالی خداوند است و همانگونه که ذات الهی نامتناهی است، کلام او نیز حد و مرزی ندارد. از اینرو هر انسان به اندازه مرتبه علمی و معرفتی خود میتواند از این کتاب الهی بهرهمند شود.
اسعدی با بیان اینکه آیه ۵۳ سوره فصلت بستری برای طرح بحثی حکمی در باب خداشناسی است، ابراز کرد: بر اساس این آیه، دستکم سه طریق برای معرفت خداوند قابل ترسیم است که هر یک در جای خود معتبر و راهگشا هستند.
وی نخستین مسیر را سیر آفاقی دانست و گفت: در فلسفه از براهینی سخن گفته میشود که از معلول به علت میرسند و از آنها به برهان إنّی تعبیر میشود؛ مانند آنکه با دیدن دود به وجود آتش پی میبریم. سیر در آفاق نیز چنین است؛ یعنی با مشاهده نظم، اتقان، هماهنگی و هارمونی شگفتانگیز عالم، به وجود خالق حکیم و مدبر راه مییابیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی ادامه داد: بسیاری از فیلسوفان و طبیعیدانان در اثبات وجود خداوند از همین آیات آفاقی بهره بردهاند و از نظم، حرکت و وابستگی موجودات عالم، به وجود واجبالوجود استدلال کردهاند.
وی دومین مسیر را سیر در انفس معرفی کرد و افزود: انسان با تأمل در وجود خویش، در نظام دقیق آفرینش نفس و مراتب وجودی خود، میتواند به خداوند رهنمون شود. برخی حکما همچون شیخ اشراق از برهان نفس برای اثبات وجود خدا استفاده کردهاند و در روایات نیز بر این مسیر تأکید شده است.
اسعدی با اشاره به روایات مشهور در این زمینه، خاطرنشان کرد: در سنت معرفتی ما، این مضمون به کرات نقل شده که مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ و نیز اعرفکم بنفسه اعرفکم بربه، همچنین در کلمات حکما از جمله ابنسینا آمده که اعرف نفسک تعرف ربک؛ یعنی خود را بشناس تا پروردگارت را بشناسی.
وی تأکید کرد: هر سه مسیر آفاق، انفس و معرفت نفس در جای خود صحیح و مورد تأکید هستند، اما قرآن کریم مخاطبان را یکسان نمیبیند و برای اهل معرفت عمیقتر، افقی فراتر ترسیم میکند.
این استاد دانشگاه، با اشاره به تمایز براهین إنّی و لمّی در فلسفه تصریح کرد: در برهان لمّی از علت به معلول میرسیم، در ساحت عالی خداشناسی، سخن از آن است که خداوند با خود شناخته شود، نه از طریق معلولات.
وی با استناد به آیاتی همچون شهد الله أنه لا إله إلا هو از سوره آلعمران و نیز مضامین دعای ابوحمزه ثمالی و دعای عرفه، بیان کرد: در این متون، خداوند خود بر وجود خویش گواهی میدهد. تعابیری نظیر بک عرفتک و أنت دللتنی علیک نشان میدهد که خداوند خود دلیل بر خویش است.
اسعدی خاطرنشان کرد: این نگاه، انسان را از جستوجوی خدا در عرض موجودات بینیاز میکند؛ زیرا او ظاهرترین ظاهرها است و پرسش از اینکه چه زمانی غایب بوده تا با دلیل به سویش برویم، پرسشی نادرست است.
وی در تبیین فلسفی آیه سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّیٰ یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ، گفت: بخش نخست آیه به سیر آفاقی و انفسی اشاره دارد؛ اما فراز پایانی، افقی والاتر را میگشاید و میفرماید آیا کافی نیست که پروردگارت بر هر چیزی گواه است؟
استاد دانشگاه، با بهرهگیری از مبانی حکمت متعالیه صدرایی، خاطرنشان کرد: در فلسفه ملاصدرا بحثی با عنوان وجود رابط و مستقل مطرح است، بر اساس این مبنا، ماسویالله وجودی مستقل ندارند، بلکه عین ربط و تعلق به خداوند هستند. یعنی موجودات نه اینکه چیزی باشند و سپس محتاج خدا شوند، بلکه ذاتشان عین فقر و وابستگی است.
وی با استناد به آیه یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللّهِ وَ اللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ، تأکید کرد: انسان و همه موجودات عین فقرند و خداوند عین غنا، موجودی که عین ربط و فقر است، در هیچ شأنی استقلال ندارد؛ حتی در علم به خود و دیگران نیز وابسته به خداوند است. چ
اسعدی اظهار کرد: بر این اساس، علم به خداوند در نهاد همه انسانها به صورت بسیط و فطری وجود دارد؛ اما انسانها غالباً نمیدانند که میدانند. سلوک معرفتی در این است که این علم بسیط به علم مرکب تبدیل شود؛ یعنی انسان بداند که میداند.
وی تأکید کرد: در چنین نگاهی، تفسیر حدیث من عرف نفسه عرف ربه نیز دگرگون میشود؛ بدین معنا که هر کس حقیقت نفس خویش را که عین ربط به خدا است بشناسد، پیش از آن خدا را شناخته و سپس خود و دیگران را در پرتو آن معرفت مییابد.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تبیین ملاصدرا از برهان صدیقین در آثار اسفار اربعه و المظاهر الإلهیة، خاطرنشان کرد: این برهان از خود حقیقت وجود به وجود واجبالوجود میرسد و کمترین مقدمه را دارد، در این مسیر، خداوند نه از طریق معلولات، بلکه به واسطه خود وجود و شهود حقیقت وجود شناخته میشود.
وی تصریح کرد: آیه سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ تا حدی ناظر به مسیر طبیعیون و حکما است، اما فراز أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ، افقی بالاتر را نشان میدهد که در آن، ذات الهی گواه بر خویش است و این مطمئنترین و استوارترین برهان بر وجود خداوند به شمار میآید.
اسعدی با قدردانی از برگزارکنندگان و حاضران در نشست، ابراز کرد: امیدواریم مباحث مطرحشده بتواند زاویه دیدی تازه در فهم آیات الهی و تعمیق معرفت توحیدی در میان مخاطبان ایجاد کند.
انتهای پیام/











نظر شما