محسن حبیبی، مدیر رادیو فرهنگ در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با تأکید بر جایگاه برجسته امیرالمؤمنین علی (ع) در زندگی انسانی اظهار کرد: زندگانی حضرت علی (ع) مجموعهای کامل از شاخصهای یک زندگی انسانی تمام و کمال را در خود جای داده است؛ از حوزه فردی و اخلاقی گرفته تا زیست اجتماعی، خانوادگی و سیاسی. ما با شخصیتی مواجه هستیم که از کودکی در کنار پیامبر اکرم (ص) رشد کرد و تا پذیرش حکومت جامعه اسلامی، فراز و نشیبهای متعددی را تجربه نمود. همین گستردگی و تنوع زندگی حضرت، بازنمایی آن در قالب هنر را کاری دشوار اما بهشدت الهامبخش میسازد.
وی افزود: زیست علوی تنها متکثر نیست، بلکه از تعادل عمیقی برخوردار است؛ تعادلی میان عقل و عاطفه، قدرت و تواضع، عدالت و مهربانی. هنر اگر تنها بر یک بُعد از این زندگی تمرکز کند و دیگر ابعاد را نادیده بگیرد، ناخواسته تصویری ناقص و تقلیلیافته ارائه خواهد کرد. بنابراین هر اثر هنری باید این توازن را در روایت، شخصیتپردازی و فضاسازی حفظ کند تا مخاطب با انسانی واقعی و در دسترس مواجه شود، نه با یک تصویر انتزاعی یا دستنیافتنی.
حبیبی تصریح کرد: نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، تنوع گسترده زبانهای هنری است. از هنرهای تجسمی و نمادین گرفته تا هنرهای مفهومی، ادبی، موسیقایی، سینمایی، تئاتری و حتی نمایشهای رادیویی، هر یک ظرفیتها و منطق خاص خود را دارند. پیش از ورود به زیست امیرالمؤمنین (ع)، ضروری است روشن شود که این ترجمه در کدام بستر هنری انجام خواهد شد؛ زیرا بدون این شفافیت، احتمال پراکندگی مفهومی و ناهماهنگی وجود دارد.
وی ادامه داد: امیرالمؤمنین علی (ع) اسطورهای افسانهای نیست، بلکه انسانی است که ۶۳ سال در میان مردم زندگی کرده و با مسائل واقعی جامعه روبهرو بوده است. افسانهسازی یا اغراقهای هنری، حضرت را از جایگاه الگویی خارج میکند، در حالی که زندگی ایشان به اندازهای سرشار از زیبایی، تعادل و معناست که بدون هیچگونه بزرگنمایی میتواند الگویی زنده و الهامبخش برای انسان امروز باشد و حتی پاسخی به بحران معنا در دنیای معاصر ارائه دهد.
مدیر رادیو فرهنگ پاسخ به پرسش ایکنا درباره تعادل میان اصالت تاریخی و خلاقیت هنری اظهار کرد: یکی از حساسترین مسائل در تولید آثار هنری درباره شخصیتهایی چون امیرالمؤمنین علی (ع)، حفظ اصالت و سندیت تاریخی است. در بسیاری از آثار، هنگام روایت تاریخی، تحریفهایی رخ میدهد که گاه تحت عنوان جذابیت هنری، حقیقت تاریخی را مخدوش میسازد. این امر در مورد شخصیتی در قله تاریخ بشریت، به هیچ وجه قابل اغماض نیست و میتواند پیام اثر را منحرف کند. در عین حال، هنر بدون خیالپردازی شکل نمیگیرد. هنرمند برای روایت و ایجاد درام، ناگزیر از استفاده از تخیل است، اما این تخیل نباید حقیقت تاریخی را نادیده بگیرد. هنر باید تاریخ را ترجمه کند، نه آنکه بازآفرینی دلخواه یا دگرگونشده ارائه دهد. ایجاد این تعادل، فرآیندی بسیار ظریف و پیچیده است و نیازمند دانش، تعهد و درک عمیق هنرمند از موضوع است.
حبیبی تأکید کرد: در این مسیر، پژوهش و کار گروهی نقش تعیینکنندهای دارند. آثار هنری درباره زیست امیرالمؤمنین (ع) نمیتوانند صرفاً بر اساس ذوق فردی شکل گیرند. حضور تیمهای پژوهشی متخصص در کنار هنرمند، تضمین میکند که هم اصالت تاریخی حفظ شود و هم خلاقیت هنری امکان بروز پیدا کند. این همافزایی میان پژوهش و هنر، ضامن تولید اثری ماندگار و قابل اعتماد است.
وی درباره اهمیت حفظ تعادل میان شأن قدسی و انسانیت حضرت علی (ع) گفت: در مواجهه هنری با این شخصیت، نخستین اصل پرهیز از تصویرسازی یک ابرقهرمان دستنیافتنی است. قداست نباید به معنای دورکردن شخصیت از زندگی انسانی باشد. حضرت علی (ع) انسانی کامل و ولیّ الهی است که زیست انسانی داشته، کار کرده، خانواده داشته، فرزند تربیت کرده و با فراز و فرودهای زندگی عادی روبهرو بوده است. اگر قداست او به گونهای تعریف شود که غیرقابل دسترس نشان داده شود، هنر را از نزدیک شدن به شخصیت محروم کردهایم. نباید برای دستیافتنی کردن حضرت، قداست او را تقلیل دهیم و به سطح یک انسان معمولی فروبکاهیم. هنر باید هم زندگی انسانی، عاطفه، غم، شادی و تصمیمگیری اجتماعی او را نشان دهد و هم جایگاه قدسی، ایمانی و اخلاقیاش را مخدوش نکند. استفاده از زبان نماد و عناصر هنری، مانند نور، رنگ، موسیقی، میزانسن و فضاسازی، میتواند حس معنویت و قداست را منتقل کند، بیآنکه شخصیت از زندگی روزمره جدا شود.
این مدیر رادیویی تصریح کرد: پرداختن به جزئیات انسانی زندگی حضرت، مانند کار کردن، باغداری، پینه زدن کفش، قضاوت عادلانه، حضور در میدان جنگ و بازی با کودکان، او را به الگویی زنده و قابل ارتباط تبدیل میکند. تعارضها و چالشهای زندگی حضرت نیز، مانند تقابل قدرت و اخلاق، صلح و جنگ یا عدالت و مصلحت، ظرفیتهای دراماتیک بالایی دارند. این تعارضها بدون افسانهسازی، هم قداست حضرت را حفظ میکنند و هم او را به الگویی انسانی و قابل فهم برای مخاطب امروز بدل میسازند.
حبیبی درباره هنر علوی و نسل جوان گفت: اگر هنر علوی برای مخاطب جوان اثرگذار باشد، باید از روایتهای مستقیم، شعاری و خطی فاصله بگیرد. نسل امروز با انبوهی از فرمها و تصاویر روبهرو است و هوش رسانهای بالایی دارد. هنر زمانی میتواند با او ارتباط برقرار کند که غیرمستقیم، پرسشبرانگیز و مبتنی بر تجربه عاطفی باشد. پرداختن به ابعادی از زندگی حضرت که کمتر دیده شدهاند، زمینهساز این ارتباط خواهد بود؛ ابعادی سرشار از انسانیت، عاطفه، انتخاب اخلاقی و مسئولیت اجتماعی. پیوند دادن زیست علوی با مسائل امروز، مانند عدالت اجتماعی، محیطزیست، مصرف منابع و مقابله با فساد، ظرفیت مهمی برای بازآفرینی هنری دارد. برای مثال حساسیت حضرت نسبت به اسراف آب یا برخورد با بیعدالتیهای گسترده زمانه، میتواند الگویی زنده برای مسائل امروز باشد. استفاده از قالبهای متنوع و نوآورانه، از سینما و موسیقی گرفته تا انیمیشن، پادکست و آثار دیجیتال، امکان روایت غیرخطی و چندلایه مفاهیم عمیق را فراهم میآورد. مشارکت و تعامل نسل جوان در تولید، کلید موفقیت است. هنر زمانی اثرگذار است که مخاطب صرفاً مصرفکننده نباشد، بلکه خود نقش تولیدکننده داشته باشد. امروز جوانان در فضای دیجیتال تولیدکنندگان فعالی هستند؛ از پادکست و موسیقی تا ویدئو و روایتهای خلاقانه. احترام به هوش، عاطفه و آرمانخواهی جوانان و فراهم کردن زمینه مشارکت آنان، آثار اصیل، جذاب و الهامبخش خلق میکند.
حبیبی درباره اجتناب از کلیشهها گفت: نخستین گام برای عبور از کلیشهها، مواجهه با پرسشهای امروز زندگی خودمان و عرضه آنها به تاریخ زیست امامان معصوم است. زندگی حضرت علی (ع) ظرفیت گفتوگوی امروز در حوزههای اجتماعی، تربیتی، سیاسی، فرهنگی و زیستمحیطی را دارد. بهعنوان مثال در حوزه تربیت کودک، امام علی (ع) به شخصیت کودک احترام میگذاشت و به او اجازه پرسش میداد؛ این رویکرد ساده اما مؤثر، دستمایه ایدهپردازیهای گسترده هنری است و میتواند در قالب انیمیشن، نمایش عروسکی، پادکست یا آثار صوتی کوتاه بازنمایی شود. زاویه دید روایت را میتوان تغییر داد؛ درخت، ستون مسجد، درِ خانه یا حتی حیوانات میتوانند روایتگر داستان باشند. این رویکرد هم سابقه در هنر مدرن دارد و هم ریشه در سنت دینی ما دارد. قالبهای متنوع، از مستند شاعرانه و نقاشی دیجیتال تا سریالهای صوتی و بازیهای رایانهای، بستر مناسبی برای روایت زندگی حضرت است. حتی طنز ظریف، اگر هوشمندانه به کار گرفته شود، میتواند حامل پیامهای اخلاقی عمیق باشد.
حبیبی درباره اصلاح تصویر دور از زندگی واقعی شخصیتهای دینی گفت: بسیاری از آثار، شخصیتهای دینی را جدا از زندگی روزمره مردم نشان میدهند، در حالی که امام علی (ع) در متن جامعه حضور داشت. راه اصلاح، تمرکز بر کنش به جای شعار است؛ نشان دادن زهد، عدالت و سادهزیستی در رفتار و تصمیمهای ایشان، نه صرفاً بیان شفاهی آن. سادگی حضرت، کنش فعال اجتماعی و سیاسی بود. حضور در بازار، خرید کردن، کفش وصلهخورده پوشیدن و همزمان دغدغه رفاه عمومی و مسائل شهری، نمونههایی از این کنش هستند. نشاط، مهربانی و خندهرویی حضرت نیز کمتر در آثار دیده شده است، در حالی که این ویژگیها، او را به زندگی امروز مخاطب نزدیکتر میکند.
حبیبی در پایان درباره نقش نهادهای فرهنگی و هنری گفت: این نهادها نقش تعیینکننده دارند اما گاه به مانع تبدیل شدهاند. رویکردهای نظارتی، سانسور پیشگیرانه، تصمیمگیری غیرتخصصی و بروکراسی سنگین، خلاقیت را فرسوده میکند. انتظار اصلی این است که نهادها بستر تجربههای هنری مسئولانه فراهم کنند؛ هنرمند را حمایت کرده، از ایدههای نو پشتیبانی کنند و اجازه دهند روایتهای تازه شکل گیرد. نقد هم باید سازنده و مبتنی بر اعتماد باشد، نه مچگیرانه. توجه به اقتصاد هنر، آموزش نسل جدید هنرمندان و معرفی بینالمللی شخصیت امام علی (ع) نیز ضروری است. ایجاد اتاقهای فکر مشترک میان هنرمندان و پژوهشگران، میتواند پل میان عمق تاریخی و خلاقیت هنری ایجاد کند و مسیر تولید آثار ماندگار را هموار سازد.
انتهای پیام










نظر شما