جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۰
حاج‌قاسم گفت: فکر کنید من مُحرم شما هستم

حوزه/ شهید سلیمانی در تشییعِ مُحرم که آمد؛ هیچ، خودش هم برایش مراسم گرفت. در آن مراسم، به پدر شهید گفت: از این به بعد هر کاری داشتید به خودم بگویید؛ فکر کنید من مُحرم‌ شما هستم.

به گزارش خبرگزاری حوزه، گزیده‌ خاطراتی از اولین شهید مدافع‌حرم، شهید مُحرم تُرک تقدیم شما فرهیختگان می شود.

نوجوون بود؛ هر روز که از مدرسه تعطیل می‌شدند، توی چشـم به‌هم زدنی خیابونِ مدرسه‌شون پُر می‌شد از دخترپسرهای دبیرستانی.

مُحرم دست دوستش سعید رو می‌کشید و درِ گوشش می‌گفت: بیا از اون‌ور بریم تا وقتی دخترا رد میشن پشت‌شون نباشیم!

بعد این پا و اون پا می‌کرد و می‌گفت: ناموسِ مردم ناموسِ ما هم هست! راهشـان دورتر می‌شد، ولی ارزشش رو داشت...

مادربزرگش با اونا زندگی می‌کرد. پیر بود و زمین گیر. مُحرم با اینکه ۱۸سال بیشتر نداشت؛ ولی تقریباً همه‌ی کارهاش رو می‌کرد.

کولش می‌کرد و هر جایی که می‌گفت می‌بُردش. لقمه دهانش میذاشت و ... احترام خاصی براش قائل بود.

هر از گاهی که کارهای مادر بزرگِ سیدش رو کسی انجام می‌داد، ناراحت می‌شد و گِله می‌کرد...

امان از روزی که می‌یومد خونه و می‌دید همسرِ باردارش سرپاست و کارِ خونه رو کرده.

از نظر مُحرم، خانومش(هنگام بارداری) باید استراحت مطلق می‌کرد. نمی‌تونست ببینه همسرش با اون حال کار کنه.

خانومش جرأت نداشت ظرف بشوید، جارو کنه و غذا بپزه. همه کارها رو محرم انجام می‌داد.

حاج‌قاسم|سردار سلیمانی توی تشییعِ مُحرم که اومد هیچ، خودش هم براش مراسم گرفت. توی اون مراسم، به حاجی (پدر مُحرم) گفت: از این به بعد هر کاری داشتید به خودم بگید؛ فکر کنید من مُحرم‌ هستم...

منبع: کتاب جانا؛ صفحه ۱۵

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha