قربانعلی طاهرفر، کارگردان سینما در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه عبور از سینمای سرگرمی به سطح کنش استراتژیک نیازمند تبدیل شدن به یک دغدغه و اولویت ملی است، اظهار کرد: این مسئله تنها زمانی محقق میشود که در زمره پنج مسئله اصلی ساختار سینمای ایران قرار گیرد و در سطوح کلان مدیریتی و فرهنگی کشور به شکل جدی دنبال شود؛ در غیر این صورت، هیچ تلاش فردی نمیتواند به تغییر بنیادین منجر شود.
وی افزود: سینمای استراتژیک، سینمایی هدفمند و دارای راهبرد مشخص است که فراتر از سرگرمی، در خدمت منافع ملی و فرهنگی کشور قرار میگیرد. هرچند پژوهشهای متعددی در این حوزه انجام شده و راهکارهای راهبردی متنوعی ارائه شده است، اما به عنوان عضوی کوچک از این ساختار، باید گفت که طی این مسیر دشوار، نیازمند جنون و شور خاصی است که در سینمای امروز ایران به ندرت دیده میشود. حتی گام اول این شور لازم نیز در فضای کنونی مشهود نیست.
این کارگردان با اشاره به جدول رکوردشکنیها و میزان استقبال مخاطبان در سالهای اخیر، ادامه داد: نگاهی به این آمار نشان میدهد که اراده جدی برای تحول وجود ندارد و تمرکز اصلی بر گردش اقتصاد سینما و زنده نگه داشتن آن است. در چنین شرایطی، پرداختن به آرمانهای سینمای استراتژیک در اولویت قرار نمیگیرد و فضای کلان مدیریتی نیز برای چنین تحولاتی مهیا نیست.
طاهرفر تأکید کرد: برای تحقق سینمای استراتژیک، شکلگیری یک جریان قوی و متمرکز که با شور و جنون این هدف را دنبال کند، ضروری است. این جریان باید به این پرسشها پاسخ دهد که چرا سینمای ما از مسیر استراتژیک فاصله گرفته، چرا سرگرمیمحور شده و چرا سطح فکر و محتوا محدود شده است. بدون ایجاد چنین جریانی و بدون تبدیل شدن این موضوع به یک دغدغه کلان ملی، هیچ گام مؤثری برداشته نخواهد شد.
وی در مقایسه با سینمای هالیوود بیان کرد: تجربه تاریخی سینمای آمریکا نشان میدهد که در فرآیند تولید، همزمان با رعایت قواعد تجاری و جذب مخاطب، حفظ پیامهای فرهنگی و هویتی نیز در اولویت قرار دارد. آنها با تحلیل دقیق ذائقه مخاطب جهانی و خلق آثاری مانند «تایتانیک»، موفق شدهاند توازنی میان انتقال ارزشهای ملی و جذب حداکثری مخاطب برقرار کنند. این همان رمز موفقیت و تأثیرگذاری جهانی آنهاست.
این فیلمساز در پاسخ به پرسشی درباره واکنشی و مقطعی بودن تولیدات سینمای ایران در بزنگاههای فرهنگی و سیاسی، فقدان سند راهبردی جامع و مشخص را عامل اصلی دانست و گفت: حتی اگر اسناد بالادستی اهدافی را ترسیم کرده باشند، بازوی اجرایی از سیاستگذار تا فیلمساز نتوانسته آن را عملیاتی کند. تقویم فشرده کاری فیلمسازان و شتابزدگی در تولید آثار به مناسبتهای خاص، موجب میشود اثر به نمایشی فوری و مصرف داخلی محدود شود و امکان پرداخت عمیق و آیندهنگر از دست برود.
طاهرپور با اشاره به لزوم خلق آثار ماندگار در حوزه هویت ملی و امنیت فرهنگی، دو عنصر «باور عمیق سازندگان» و «توان اجرایی» آنان را شرط لازم برشمرد و افزود: بدون باور عمیق، اثر صرفاً سفارشی و سطحی خواهد بود. تمرکز بر روایتهای مردمی و انتخاب ژانر مناسب، همراه با پرداختن به موقعیتهای نمایشی چالشبرانگیز در این حوزه، میتواند از تولیدات شتابزده و واکنشی جلوگیری کند.
وی در ادامه درباره چالشهای تولید در ژانرهای اکشن، تاریخی و فانتزی بیان کرد: محدودیتهای مالی، نبود سرمایهگذاری مطمئن و فاصله تکنیکی با استانداردهای جهانی از موانع اصلی هستند. اما مشکل بنیادیتر، نبود نگاه استراتژیک به مخاطب جهانی و برنامهریزی برای جذب اوست. همچنین قهرمانان سینمای ما اغلب تکبعدی و غیرقابل دسترس هستند و این امر مانع ماندگاری و اثرگذاری آنها میشود. برای فعالسازی این ظرفیتها، ترکیبی از باور عمیق، توان اجرایی، انتخاب ژانر مناسب و خلق شخصیتهای باورپذیر ضروری است.
طاهرفر در تشریح موانع خلق آثار استراتژیک در سینمای ایران، به فقدان تعریف روشن و مشترک از «قدرت نرم» اشاره کرد و گفت: وقتی معیارهای دقیقی برای تشخیص اثر سینمایی به عنوان ابزار قدرت نرم وجود نداشته باشد، برداشتها متفاوت و پراکنده میشود و هماهنگی لازم میان نهادها، کارشناسان و فیلمسازان ایجاد نمیگردد. این بیتکلیفی مفهومی، جریان تولید را گنگ و غیرمتمرکز کرده است.
وی مسئله «قهرمانسازی» را نیز از چالشهای اساسی برشمرد و افزود: در بسیاری از آثار، قهرمانان به صورت تکبعدی، ایدهآل و دور از دسترس خلق میشوند که مخاطب نمیتواند با آنها ارتباط برقرار کند. در مقابل، قهرمانان موفق سینمای جهانی از بطن زندگی مردم برمیخیزند و با همه کاستیهایشان، باورپذیر و الهامبخش هستند. این ضعف در پرداخت شخصیت، اثرگذاری و ماندگاری آثار ما را محدود میکند.
این کارگردان بر لزوم استقلال هنری فیلمسازان تأکید و اظهار کرد: وقتی تولید صرفاً بر اساس سفارشهای مشخص و با فشار سلیقههای بیرونی پیش میرود، خلاقیت و باور درونی فیلمساز تضعیف میشود و اثر حتی با بهترین امکانات فنی، فاقد روح و عمق لازم خواهد بود. حذف خودسانسوری و تقویت استقلال هنری در چارچوب تعهد به منافع ملی، پیشنیاز خلق آثاری اثرگذار و استراتژیک است.
طاهرفر در پایان، بر ضرورت بازنگری در نظام آموزشی سینما تأکید کرد و گفت: با وجود گسترش مراکز آموزشی، هنوز گرایشها و سرفصلها به گونهای طراحی نشده که فیلمسازان استراتژیک تربیت کنند. تمرکز بیش از حد بر مباحث فنی و غفلت از پرورش تفکر راهبردی، محتوامحور و بینالمللی، مانع شکلگیری نسلی میشود که بتواند سینمای ایران را به عرصه جهانی وارد کند.
انتهای پیام










نظر شما