جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۱
ضیافت علوی | کوخ‌نشینان یا کاخ‌نشینان؟ جایگاه دو طبقه مهم جامعه در سیاست علوی

حوزه/ در سیاست علوی، اتکا بر مردم و متن جامعه است؛ بدون زدوبندهای سیاسی، جبهه‌بندی و طبقه‌سازی‌های اقتصادی. نگاه، یکسان و مبتنی بر حق است. در مقابل، سیاست اموی با تکیه بر گروهی خاص به‌عنوان پشتوانه سیاسی، با حمایت‌های مالی و بده‌بستان‌های انتخاباتی، پایگاه قدرت خود را حفظ می‌کند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، ماه مبارک رمضان، فرصت آشنایی با گنجینه‌ای بی‌نظیر از حکمت و بصیرت علوی است. در پرونده ویژه «ضیافت علوی» همراه بخش‌هایی از خطبه‌های نهج‌البلاغه با بیان حجت‌الاسلام والمسلمین محمود لطیفی، کارشناس نهج البلاغه، میهمان سفره‌های افطار شما فرهیختگان خواهیم بود.

از دیگر تفاوت‌های بین سیاست الهی و سیاست شیطانی، تکیه بر محرومان و به تعبیر امروزی، شهروندان درجه‌ دو جامعه است؛ تکیه بر مظلومان برای گرفتن حق آنان و جلوگیری از ظلم ظالم که این یک سوی قضیه است.

در سوی مقابل، سیاست شیطانی برای استحکام پایگاه خود به اشراف، سرمایه‌داران و کسانی که دارای شخصیت و موقعیت اجتماعی هستند، تکیه می‌کند.

تکیه بر محرومین برای دفاع از آن‌ها، یا تکیه بر سرمایه‌داران و اشراف برای محکم‌کردن جایگاه و پایگاه خود؛ این هم یک اختلاف نظر است. متأسفانه هنوز هم در جامعه و جوامع بشری چنین است.

پیامبران الهی و اولیای خدا اگر ولایتی یافتند یا به مسئولیت و مقامی رسیدند، تلاششان برای نجات محرومان بود. حضرت امیر (ع) می‌فرمود که امروز مردم کوفه به جایی رسیده‌اند که هرکدام سرپناهی دارند، نانی بر سر سفره‌شان هست و زندگیشان در امنیت می‌گذرد. و معاویه وقتی پس از صلح امام حسن (ع) به کوفه آمد، (در پاسخ به اعتراض مردم) گفت: من نیامده‌ام برای اینکه شما نماز بخوانید و عبادت کنید و دینتان را عمل کنید؛ من آمده‌ام بر شما حکومت‌ کنم.

حدیثی در الغارات:

کان علیّ علیه السّلام أمیل إلی الموالی و ألطف بهم، و کان عمر أشدّ تباعدا منهم .(الغارات , جلد۲ , صفحه۴۹۹ )

موالی این افراد کسانی بودند که مدتی در جنگ‌های اسلامی اسیر شده و از کشورهای مختلف آمده بودند، سپس آزاد شده یا هنوز در بردگی به سر می‌بردند. به این‌ها «موالی» گفته می‌شد.

حضرت امیر علیه السلام تمایلش به موالی، به این فقرا، محرومان و به این شهروندان درجه‌دو جامعه که جزو شهروند حساب نمی‌شدند، بیشتر بود.

و کان عمر أشدّ تباعدا منهم

خلیفه ثانی، بسیار از این‌ها دوری می‌کرد، خودش را از آن‌ها جدا می‌نمود، عرب‌ها را از آن‌ها جدا می‌کرد. عرب‌ها را که سابقه عربی داشتند و از خانواده‌های عرب بودند، مهم می‌شمرد، به آن‌ها قدرت می‌داد و تشویقشان می‌کرد. در مقابل، به موالی توهین و جسارت می‌کرد.

در حدیث دیگری آمده: «کان اشراف اهل الکوفه غاشّین لعلی» (اشراف اهل کوفه با علی (ع) دشمنی و کینه داشتند).

حضرت امیر علیه السلام در کوفه بود، آن‌ها پشت سر ایشان نماز می‌خواندند، اما در دل از حضرت امیر علیه السلام چرکین بودند و نسبت به ایشان کینه داشتند. دلشان با معاویه بود و با او همراهی می‌کردند.

در حکومت حضرت امیر علیه السلام بودند، از منافع و امنیت حکومت حضرت علی (ع) استفاده می‌کردند، اما هوا و دلشان با معاویه بود. چرا؟ زیرا که علی (ع) هیچ‌کس را به خاطر ثروتش بر دیگری مقدم نمی‌داشت و به اشراف امتیازی نمی‌داد.

در تقسیم بیت‌المال، به هیچ‌کس بیشتر از حقش نمی‌داد و هر کس را به حق خود می‌رساند.

مشهور است که خواهر حضرت امیر علیه السلام، ام‌ّهانی، در کوفه برای دریافت سهم خود از بیت‌المال آمد. در همان لحظه، کنیزی که خدمتکار خانه ام‌هانی بود نیز برای گرفتن حق خود آمد. حضرت امیر به آن کنیز همان اندازه داد که به ام‌ّهانی، خواهر خود، داد؛ با اینکه ام‌ّهانی از خانواده‌ای مهم و عرب بود.

ام‌ّهانی اعتراض کرد که من و این کنیز برابریم؟ حضرت امیر علیه السلام مشتی خاک از زمین برداشت و فرمود: همه ما از خاکیم، چه فرقی بین این دو مشت هست؟

اینجا این حدیث معنا می‌یابد: «ذلک أن علیاً کان لا یؤتی أحداً من الفیء أکثر من حقّه» (علی هرگز به کسی از بیت‌المال بیش از حقش نمی‌داد).

اما معاویه برای اشراف سهمی ویژه قرار داده بود؛ به هرکس که از خانواده‌های اشراف بود، افزون بر حقّش، دو هزار درهم (دو هزار درهم نقره) می‌بخشید، تنها به خاطر اینکه از خاندان‌های بزرگ بود. نتیجه را هم دیدیم که مردم دنبال معاویه رفتند.

این نیز از مهم‌ترین تفاوت‌های سیاست اسلامی و سیاست شیطانی است:

اتکا بر مردم، بر متن جامعه، بدون زدوبندهای سیاسی، بدون جبهه‌بندی‌ها و بدون طبقات سیاسی-اقتصادی که بر اثر شیطنت‌ها در جامعه پدید می‌آید. نگاه یکسان به مردم، حکومت‌کردن و اداره جامعه بر اساس حق از یک سو، و در سوی مقابل، انتخاب عده‌ای به عنوان پشتوانه سیاسی برای روزهای انتخابات و مواقع حساس تا از او حمایت کنند و برایش پول خرج کنند.

این پول‌ها که برای انتخابات خرج می‌شود، در این طور مواردی برای خدا نیست؛ وقتی شرکتی، کارخانه‌ای یا سرمایه‌داری به نماینده‌ای پول می‌دهد، هدفش این است که فردا در تغییر قانون، در کم یا زیاد کردن رأی، از او استفاده کند و منفعت خود را دنبال نماید. این هم نمونه دیگری از اختلاف این دو سیاست است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha