خبرگزاری حوزه | مقام معظم رهبری (دام ظله العالی) در سخنرانی سالانه نوروزی خود در تاریخ سوم فروردین ۱۳۹۹، راجع به دشمنیهای وسیع استکبار جهانی با نظام اسلامی فرمودند: "ما دشمن زیاد داریم، تعجّب نباید کرد. در قرآن خدای متعال میفرماید که «وَ کَذلِکَ جَعَلنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الاِنسِ وَ الجِنِّ یوحی بَعضُهُم اِلی بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورا»؛ هم دشمنان جنّی، هم دشمنان انسی وجود دارند و اینها به هم کمک هم میکنند؛ سیستمهای اطّلاعاتیِ خیلی از کشورها علیه ما با همدیگر همکاری میکنند." موضوعی که در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بازتاب فراوانی داشت.
از سوی دیگر، از دیرباز جریانهای دینی انحرافی بهویژه قوم یهود و صهیونیستها خیلی دنبال مسائل ماورائی و سحر و جادو و تسخیر اجنّه بودهاند و سازمانهای جاسوسی آنها مثل موساد برای رسیدن به اهداف شوم و پلیدشان و آسیب رساندن به دشمنان خود از جمله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از این حربه استفاده میکنند و همانطور که بنابر گزارش منابع امنیتی کشور بعد از جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در بین اشیاء و لوازم کشف شده از اغتشاشگران و تروریستها، برگههای طلسمشده با نمادهای یهودی پیدا شده است.
از این رو در این یادداشت کوتاه درباره میزان اثربخشی سحر و جادو و حضور شیاطین إنسی و جنّی در زندگی انسانها و نیز راهکارهای مصونیت از مشکلات و آسیبهای ناشی از آن توضیح مختصری ارائه شده است.
با این توضیح که همیشه باورهایی مانند دعانویسی، سحر، جادو، طلسم و امثال آن در بین مردم وجود داشته و برخی از مردم برای حل مسائل و مشکلات زندگی سراغ این امور رفتهاند. بهیقین واقعیاتی همچون چشم زخم، سحر، جادو، طلسم، تسخیر اجنه و احضار ارواح وجود خارجی دارد و در آیات و روایات متعدد نسبت به این امر تصریح شده است. برای نمونه میتوان به این موارد اشاره نمود:
۱- «وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلَی مُلْکِ سُلَیْمَانَ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَـکِنَّ الشَّیْاطِینَ کَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَی الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّی یَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ کَانُواْ یَعْلَمُونَ»(بقره/ ۱۰۲)؛ و [یهودیان] از آنچه شیاطین در زمان پادشاهی سلیمان [از علم سحر بر مردم می خواندند] پیروی کردند و [سلیمان دست به سحر نیالود تا کافر شود، بنابراین] سلیمان کافر نشد، ولی شیاطین که به مردم سحر میآموختند، کافر شدند و [نیز یهودیان] از آنچه بر دو فرشته هاروت و ماروت در شهر بابل نازل شد [پیروی کردند] و حال آنکه آن دو فرشته به هیچ کس [سحر] نمیآموختند مگر آنکه میگفتند: ما فقط مایه آزمایش هستیم [و علم سحر را برای مبارزه با ساحران و باطل کردن سحرشان به شما آموزش میدهیم]، پس [با به کار گرفتن آن در مواردی که ممنوع و حرام است] کافر مشو. اما آنان از آن دو فرشته مطالبی [از سحر] میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میانداختند؛ در حالی که آنان به وسیله آن سحر جز به اذن خدا قدرت آسیب رساندن به کسی را نداشتند و همواره چیزی را میآموختند که به آنان آسیب میرسانید و سودی نمیبخشید و یقیناً [یهود] میدانستند که هر کس خریدار سحر باشد، در آخرت هیچ بهرهای ندارد و همانا بدچیزی است آنچه خود را به آن فروختند اگر معرفت می داشتند.
پس اصل سحر ابتدا توسط شیاطین در بین مردم رواج یافت و بعد خداوند دو فرشته با نامهای هاروت و ماروت را فرستاد تا ماهیت و خطر جادو را به انسانها نشان دهند نه برای ترویج سحر، بلکه برای آزمون و هشدار. این دو فرشته راهکارهایی را برای ابطال و دفع زیانهای سحر به مردم آموختند، اما گروهی در این مساله از راه درست خارج و مسیر سوء استفاده و گناه را در پیش گرفتند و از این دانش نجات بخش در مسیر تباهی استفاده کردند.
۲- «وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِی الْعُقَدِ» (فلق/۴)؛ و از شرّ دَمَندگان (زنان ساحره) بر گرهها [به خدا پناه میبرم].»
«نَفَّاثات» جمعِ مؤنثِ «نَفّاثه» است از ریشه نَفَثَ یعنی «دمیدن همراه با وسوسه یا وردخوانی» و «عُقَد» یعنی «گرهها»؛ اشاره دارد به طنابهایی که ساحران برای جادوگری گره میزدند و هنگام ورد، بر آن میدمیدند تا نیروی توهمی یا شیطانی را القا کنند. طبق روایات تفسیری در مدینه، گروهی از یهودیان یا زنان ساحره بر رشتههایی گره زدند و بر آنها دمیدند تا پیامبر اسلام را بیمار کنند. خداوند سورههای فلق و ناس را نازل کرد تا پیامبر از شرّ این سحر و هر آسیب پنهان، به خدا پناه برد. (طبرسی، مجمع البیان، ج۱۰، ص۸۶۶)
علامه طباطبایی (ره) ذیل این آیه شریفه می نویسند: و از این آیه استفاده میشود که قرآن کریم تاثیر سحر را فی الجمله تصدیق دارد و نظیر این آیه در تصدیق سحر، آیه زیر است که در داستان هاروت و ماروت میفرماید: «فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ». (ترجمه المیزان، ج۲۰، ص۶۸۱)
۳- چنانکه امیرمؤمنان علی علیه السلام میفرماید: «العَینُ حَقٌّ و الرُّقی حَقٌّ و السِّحرُ حَقٌّ و الفَألُ حَقٌّ و الطِیَرَةُ لَیسَت بِحَقٍّ و العَدوی لَیسَت بِحَقٍّ» (نهج البلاغة، ح ۴۰۰)؛ یعنی: چشم زخم راست است و طلسم راست است و جادو راست است و فال نیک زدن راست است، اما فال بد زدن حقیقت ندارد و سرایت [بدی] نیز حقیقت ندارد.
بنابراین جادو یا سحر، یک باور غلط، امر خیالی و صِرف توهّم نیست، بلکه یک واقعیت است و میتواند اثرات مادی و روانی بر روی اشخاص بگذارد. البته حق بودن سحر به معنای استقلال آن در ایجاد اثر نیست. در دیدگاه اسلامی، هرگونه اثرگذاری در عالم، خواه خیر باشد یا شرّ در نهایت منوط به اراده و اذن خداوند است. به بیان دیگر، سحر یک علت ناقصه است و علت تام و نهایی، قدرت و اراده الهی است.
معنای سحر و حرمت انجام آن:
در معنای دقیق و خاص، سحر و جادو نوعی بهکار بستن علل و اسباب ناشناخته عالم برای رسیدن به معلولها و نتایج خاص هستند که در دین به شدت مذموم بوده و از نگاه شرع گناه کبیره بسیار خطرناکی به حساب میآید. در اسلام از یادگیری سحر و انجام دادن اعمال سحر و جادوگری به شدت منع شده و از نظر تمام فقهای اسلام یاد گرفتن و انجام اعمال سحر و جادوگری به دلیل وجود روایات متعدد در مذمت و حرمت این عمل حرام است. قرآن کریم در حرمت سحر و عدم رستگاری ساحران میفرماید: «قَالَ مُوسَی أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَکُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلَا یُفْلِحُ السَّاحِرُونَ» (یونس/۷۷)؛ موسی گفت: آیا هنگامی که حق (معجزه الهی) به سوی شما آمد، درباره آن میگویید که این سحر است و حال آنکه ساحران هرگز رستگار نمیشوند.
امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز میفرماید: «مَن تَعَلَّمَ شَیئا مِنَ السِّحرِ قَلیلاً أو کَثیرا فَقَد کَفَرَ و کانَ آخِرَ عَهدِهِ بِرَبِّهِ و حَدُّهُ أن یُقتَلَ إلاّ أن یَتُوبَ» (بحار الأنوار ، ج۷۹، ص۲۱۰)؛ کسی که سحر بیاموزد، کم یا زیاد، کافر شده است و رابطه او با خداوند به کلّی قطع میشود».
امام خمینی(ره) در تحریرالوسیله درباره تعریف سحر چنین مینویسند:
«عمل السحر وتعلیمه وتعلمه والتکسب به حرام، والمراد به ما یعمل من کتابة أو تکلم أو دخنة أو تصویر أو نفث أو عقد ونحو ذلک یؤثر فی بدن المسحور أو قلب أو عقله، فیؤثر فی إحضاره أو إنامته أو إغمائه أو تحبیبه أو تبغیضه ونحو ذلک. ویلحق بذلک استخدام الملائکة و إحضار الجن و تسخیرهم و إحضار الأرواح و تسخیرها وأمثال ذلک، بل یلحق به أو یکون منه الشعبدة وهی إراءة غیر الواقع واقعا بسبب الحرکة السریعة، وکذلک الکهانة و هی تعاطی الأخبار عن الکائنات فی مستقبل الزمان بزعم أنه یلقی إلیه الأخبار عنها بعض الجان، أو بزعم أنه یعرف الأمور بمقدمات وأسباب یستدل بها علی موقعها، و القیافة و هی الاستناد إلی عاملات خاصة فی إلحاق بعض الناس ببعض وسلب بعض عن بعض علی خلاف ما جعله الشارع میزانا للالحاق وعدمه من الفراش و عدمه و التنجیم و هو الاخبار علی البت والجزم عن حوادث الکون من الرخص والغلاء والجدب والخصب وکثرة الأمطار وقلتها وغیر ذلک من الخیر والشر والنفع والضرر مستندا إلی الحرکات الفلکیة والنظرات والاتصالات الکوکبیة معتقدا تأثیرها فی هذا العالم علی نحو الاستقلال أو الاشتراک مع الله تعالی عما یقول الظالمون، دون مطلق التأثیر ولو باعطاء الله تعالی إیاها إذا کان عن دلیل قطعی و لیس منه الاخبار عن الخسوف و الکسوف و الأهلة و اقتران الکواکب و انفصالها بعد کونه ناشئا عن أصول و قواعد سدیدة و الخطأ الواقع منهم أحیانا ناش من الخطأ فی الحساب و إعمال القواعد کسائر العلوم» (تحریرالوسیلة، ج۱، ص۵۲۹، مسالة۱۶)؛
و منظور از جادوگری آن است که با نوشتن یا سخن گفتن یا دود نمودن یا با تصویر یا دمیدن یا گره زدن و مانند اینها انجام میگیرد که در بدن طرف سحر شده یا قلب او یا عقل او اثر میکند. پس در احضار او یا خواب کردن یا بیهوش کردن یا به دوستی و یا دشمنی واداشتن او و مانند اینها اثر میکند. و به خدمت گرفتن فرشتگان و حاضر کردن جن و در اختیار گرفتن آنها و احضار ارواح و در اختیار گرفتنشان و امثال اینها به جادوگری ملحق است. بلکه به آن ملحق میشود یا قسمی از سحر است «شعبده» و آن عبارت است از اینکه به سبب حرکت سریع، غیر واقع را واقع نشان دهد و همچنین است «کهانت» و آن عبارت است از اینکه خبر از آنچه در آینده واقع میشود بدهد، به اعتقاد اینکه بعضی از جنها خبر آن را به او القاء میکنند، یا به زعم اینکه امور را با مقدمات و اسبابی که به آن بر زمان وقوع آنها استدلال میکند میداند. و همچنین (حرام) است «قیافهشناسی» و آن عبارت است از اینکه به نشانههای خاصّی استناد کند و بعضی از مردم را به بعضی دیگر ملحق نماید و بعضی را از بعضی دیگر سلب کند؛ بر خلاف آنچه که شارع مقدس آن را میزان ملحق شدن و نشدن قرار داده است که عبارت از بودن فراش (معیار الحاق) و نبودن آن است و همچنین (حرام) است «تنجیم» و آن عبارت است از خبر دادن جزمی از حوادث جهان هستی، به اینکه از ارزانی و گرانی و کم حاصلی و پرحاصلی و زیادی باران و کمی آن، و غیر اینها از خیر و شر و نفع و ضرر خبر بدهد و به حرکات فلکی و نظرات ستارهشناسی و اتصالات کوکبی استناد کند و معتقد باشد که این امور فلکی در این عالم بطور مستقل یا با شرکت با خدای متعال «که بالاتر است از آنچه ظالمین میگویند» مؤثر میباشند، نه آنکه تأثیری فی الجمله (برای آنها معتقد باشد) و لو به اینکه خدای متعال آن اثر را به آنها عطا کرده باشد، در صورتی که از روی دلیل قطعی باشد و خبر دادن به گرفتن خورشید و ماه و به اوّل هر ماه و به نزدیکی کواکب و جدا شدن آنها، در صورتی که از روی اصول و قواعد درستی ناشی باشد، جزء تنجیم حرام نیست و اشتباهی که احیانا از آنها واقع میشود از خطای در حساب و بهکارگیری قواعد، سرچشمه میگیرد مانند سایر علوم.
انواع سحر در قرآن:
۱. سحر تخیلی: منظور از سحر تخیلی این است که ساحر، پدیدهای را در نگاه و خیال فرد سحر شده، متفاوت با واقعیتش جلوه میدهد. در واقع در قوه خیال وی تصرف میکند. این نوع سحر، همان تردستی و چشمبندی است که در حین انجامش، آنچه به نظر بیننده میآید خلاف واقعیت است در حالی که وی آن را واقعی میپندارد. برای این مورد میتوان به آیات زیر اشاره کرد:
- «فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ اَنَّها تَسْعی» (طه/ ۶۶)؛ پس ناگاه طنابها و چوبدستیهای آنان در اثر سحرشان، در نظر موسی چنین جلوه کرد که آنها (مارها شده و) میخزند.
- «قَالَ أَلْقُوْاْ فَلَمَّا أَلْقَوْاْ سَحَرُواْ أَعْیُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءوا بِسِحْرٍ عَظِیمٍ» (اعراف/ ۱۱۶)؛ (موسی) گفت: «بیافکنید (آنچه دارید)!» پس هنگامی که افکندند، چشمهای مردم را افسون کردند (و آنها را فریب دادند) و آنان را ترساندند، و سحر بزرگی به همراه آوردند.
این آیات، داستان ساحران فرعون و معجزه حضرت موسی را بیان میکند. همانطور که از متن آیات مشخص است ساحران توانستند چشم مردم را سحر کنند به نحوی که آنها خیال کردند طنابها تبدیل به مار شدند. بنابراین با توجه به اینکه طنابها همان ماهیت طناب را داشتند و فقط به ظاهر اینگونه القا میشده که زنده شدهاند، این سحر را تخیلی مینامیم.
۲. سحر واقعی (مؤثر): که تأثیر خارجی و واقعی در بیرون از دنیای خیال دارد (مثل آنچه در آیه ۱۰۲ سوره بقره بیان شد).
آثار منفی سحر و طلسم و جادو:
مراجعه به دعانویس و جادوگر و رمال برای رفع مشکلات یا رسیدن به خواستهها موضوعی است که در بسیاری از فرهنگها و ادیان بهویژه در دین اسلام به شدت از آن نهی شده است. این کار نه تنها راهگشا نیست، بلکه به مرور زمان تأثیرات عمیق و منفی بر جنبههای مختلف زندگی، به ویژه معنویت، ایمان و روان فرد میگذارد؛ انحراف از اعتقادات دینی، تضعیف توکل و ایمان به نسبت خالقیت و رازقیت و مالکیت خداوند، شرک پنهان (وقتی نگاه استقلالی به اثربخشی این امور داشته باشد)، دست کشیدن از تلاش جدی برای معاش و حل منطقی و عاقلانه مشکلات زندگی (با پناه بردن به امور ماورایی)، سلب امنیت و آرامش در زندگی (با باز کردن پای اجنه و شیاطین به زندگی خود یا دیگران، امید واهی بستن به غیر خدا در حالی که آرامش تنها در گرو یاد خدا و حل مشکلات تنها به دست خداست)، ایجاد ترس و وابستگی روانی، مشکلات مالی، تزلزل بنیان خانواده و تشدید اختلافات خانوادگی، ایجاد مشکلات مالی (پرداخت هزینههای بالای خدمات دعانویسی و رمالی) و... برخی از آثار زیانبار روی آوردن به این مسائل است.
راههای دفع سحر:
از آیات قرآن کریم چنین استفاده میشود که سحر و جادو روی مؤمنان واقعی اثر نمیگذارد، از جمله میتوان به آیه ۹۹ و ۱۰۰ سوره نحل اشاره نمود: «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (۹۹) إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ (۱۰۰)؛ چرا که او [=شیطان] را بر کسانی که ایمان آوردهاند و بر پروردگارشان توکل میکنند تسلطی نیست. تسلط او فقط بر کسانی است که وی را به سرپرستی برمیگیرند و بر کسانی که آنها به او [=خدا] شرک میورزند.»
در این آیه شریفه ایمان و توکل سبب عدم سلطه و نفوذ شیطان معرفی شده است. البته "عدم سلطه شیطان بر مؤمن" به معنای آن نیست که شیطان هرگز به سراغ او نمیآید یا او را وسوسه نمیکند؛ چرا که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «إن الشیطان یجری من ابن آدم مجری الدم؛ همانا شیطان همانند خون در تن آدمی جریان دارد. (جامع السعادات نراقی، ج۱، ص۳۲۰)» بنابراین وسوسههای شیطانی برای همه هست. آنچه از مؤمنان نفی شده، این است که شیطان نمیتواند بر آنان مسلط شده و آنها را به اطاعت و بندگی خود وادار کند.
در آیه بعد نیز به روشنی بیان میکند که سلطه شیطان تنها بر کسانی است که او را به عنوان سرپرست و ولی خود برگزینند. بنابراین تا زمانی که انسان با اراده خود راه و دستور شیطان را انتخاب نکند و به جای خدا از او اطاعت نکند، شیطان بر او مسلط نخواهد شد.
نیز آیات ۱۱۲ و ۱۱۳ سوره مبارکه انعام: «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ (۱۱۲) وَلِتَصْغَی إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَلِیَرْضَوْهُ وَلِیَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ (۱۱۳)»؛ و این گونه برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم که برای فریب مردم همواره گفتاری باطل ولی به ظاهر آراسته و دلپسند به یکدیگر القاء میکنند و اگر پروردگارت میخواست چنین نمیکردند، پس آنان و آنچه را به دروغ به هم میبافند واگذار (۱۱۲) و [ما به عنوان آزمایش بندگان از القای گفتار باطل توسط شیاطین انس و جن به یکدیگر مانع نشدیم] تا دلهای کسانی که به آخرت ایمان ندارند به آن القائات متمایل شود و آن را بپسندد و هر عمل زشتی را که بخواهند، انجام دهند.
در این آیات نیز ایمان نداشتن به آخرت، سبب نفوذ شیطان معرفی شده است؛ یعنی انسانهایی که ایمان راسخی نسبت به خدا و قیامت ندارند، حرفهای شیاطین و یا اجنه را گوش داده و آن را میپذیرند.
بر اساس آیات و روایات، چند عامل مهم سبب میشود که شیاطین نتوانند بر مؤمن مسلط شوند:
۱. نظام اعتقادی قوی و سپر دفاعی معنوی: سیستم محافظتی (ایمان راستین و توکل مطلق) فرد مسلمان، بسیار قویتر از فنون جادویی ساحر است و سحر بر این سپر دفاعی مستحکم کارساز نیست. همانطور که قرآن کریم نیز میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا (حج، ۳۸)؛ مسلماً خدا از مؤمنان دفاع میکند.»
۲. عدم پذیرش و نفوذناپذیری: جادو برای اثرگذاری نیاز به یک نقطه ضعف یا پذیرش ضمنی از سوی قربانی و مسحور دارد. ایمان راسخ و قوی میتواند این پذیرش و نفوذ را مسدود کند و صد البته ترک واجبات و ارتکاب گناهان باعث نفوذپذیری و رخنه شیاطین در وجود فرد ضعیف الایمان میشود.
۳. اخلاص در عبودیت و بندگی: شیطان دشمن قسم خورده انسان پیوسته در کمین است تا با کمک این نقطه ضعفها بر عقل و روح و جان انسان مسلط شود و او را به گمراهی بکشاند، اما از این قاعده بندگان مخلَص خدا را استثنا کرد: «قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَلَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ، إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ» (حجر۳۸ و ۳۹)؛ شیطان گفت: پروردگارا! به سبب اینکه مرا گمراه نمودی، من هم یقیناً [همه کارهای زشت را] در زمین برای آنان میآرایم [تا ارتکاب زشتیها برای آنان آسان شود] و مسلماً همه را گمراه میکنم. مگر [آن] بندگانت را که خالص شدگانِاند [از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی].
مفسران گفتهاند «مُخلَص» کسی است که تمام توجه و عملش برای خداست و هیچ شائبهای از غیر حق در آن راه ندارد. چنین کسی تحت حفاظت ویژه الهی قرار میگیرد. علامه طباطبایی (ره) در بیان معنای مخلَصین مینویسند: «مخلَصین آنهایند که پس از آنکه ایشان خود را برای خدا خالص کردند، خدا آنان را برای خود خالص گردانیده؛ یعنی غیر خدا کسی در آنها سهم و نصیبی ندارد و در دلهایشان محلی که غیر خدا در آن منزل کند باقی نمانده است و آنان جز به خدا به چیز دیگری اشتغال ندارند، هر چه هم که شیطان از کیدها و وسوسههای خود را در دل آنان بیفکند، همان وساوس سبب یاد خدا میشوند و همانها که دیگران را از خدا دور میسازد، ایشان را به خدا نزدیک میکند.» (ترجمه المیزان، ج۱۲، ص ۲۳۷)
۴. ولایت پذیری: اگر کسی قلب و اراده خود را تحت ولایت شیطان قرار دهد (تولی به شیطان)، شیطان بر او سلطه مییابد. در مقابل، اگر کسی قلب خود را تحت ولایت خدا و اولیای او قرار دهد (تولی به حق)، جایگاه فرماندهی درونی او اشغال شده است. شیطان نمیتواند بر جایی که ارباب دیگری حاکم است، نفوذ کند. ولایتپذیری مستلزم تبعیت از دستوراتی است که اغلب در تضاد با خواستههای شیطانی است (مانند تقوا، صبر، شکر، و عدالت). همچنین اطاعت از ولیّ به فرد قدرت معنوی (مانند توکل و استقامت) میبخشد که در برابر هجمه و وسوسه شیطان مقاوم باشد. هر چه دایره تسلیم و اطاعت فرد نسبت به حق (ولایتپذیری) وسیعتر باشد، سهم شیطان در تصمیمگیریها و قلب او صفر میشود و در نتیجه، نفوذ او ممکن نخواهد بود.
امیرمؤمنان علی علیه السلام راه رهایی از وسوسهها و فتنهگریهای شیطان را پیروی از امام و پذیرش نصیحت وی معرفی کرده، میفرمایند: «انَّ الشَّیْطَانَ یُسَنِّی لَکُمْ طُرُقَهُ وَ یُرِیدُ أَنْ یَحُلَّ دِینَکُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً وَ یُعْطِیَکُمْ بِالْجَمَاعَةِ الْفُرْقَةَ وَ بِالْفُرْقَةِ الْفِتْنَةَ، فَاصْدِفُوا عَنْ نَزَغَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ وَ اقْبَلُوا النَّصِیحَةَ مِمَّنْ أَهْدَاهَا إِلَیْکُمْ وَ اعْقِلُوهَا عَلَی أَنْفُسِکُمْ (خطبه ۱۲۱ نهج البلاغه)؛ همانا شیطان راههای (ضلالت و گمراهی) خود را به شما آسان جلوه میدهد، تا گرههای محکم دین شما را یکی پس از دیگری بگشاید (و میخواهد با گشودن گره از پی گره استواری دین شما را سست گرداند تا در نتیجه دست از حقائق برداشته کافر شوید) و به جای وحدت و هماهنگی، بر پراکندگی شما بیفزاید. پس از وسوسهها (حرکات فسادانگیز) و زمزمه و فریب کاری شیطان روی گردانید و نصیحت آن کس (امام علیه السّلام) را که خیرخواه شماست گوش کنید و به جان و دل بپذیرید.
اما مهمترین و شایعترین راهکارهای مطرح شده در آموزههای دینی و سفارش بزرگان علما برای ایمن ماندن از آسیبها و زیانهای سحر و جادو و طلسم و چشم زخم و امثال آن بدین شرح است:
خواندن دعای مأثور: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در سفارش به امیرمؤمنان علی علیه السلام میفرمایند: «یا علی من یخاف ساحرا أو شیطانا فلیقرأ (إن ربکم الله الذی خلق السماوات والأرض فی ستة أیام)» (فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج۲، ص۲۰۶)؛ هر کس از سحر یا شیطان ترس دارد، آیه ۵۴ سوره اعراف: «إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ» را بخواند؛
خواندن آیه «وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ.» (آیات ۵۱ و ۵۲ قلم)؛
مداومت بر ذکر «ماشاءالله لاحول و لا قوة الاّ بالله»؛ از امام صادق علیه السلام نقل است که فرمود: هر که هفتاد بار بگوید: «ماشاءالله و لاحول و لاقوه الا بالله» هفتاد نوع بلا از او دور گردد که آسانترین آنها خناق (خفه شدن) است، عرض کردم: فدایت شوم خناق چیست؟ فرمود: به دیوانگی دچار نشود (یا کشته نشود) که خفه گردد.» (اصول کافی، ج ۴، ص۲۸۲)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ» کَنزٌ مِن کُنوزِ الجَنَّةِ، مَن قالَها نَظَرَ اللّه ُ إلَیهِ ومَن نَظَرَ اللّه ُ إلَیهِ أعطاهُ اللّه ُ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ (الفردوس، ج ،۵ ص۱۰، ح ۷۲۸۵)؛ ذکر «لا حول ولا قوّة إلاّ باللّه»، گنجی از گنجهای بهشت است. هرکس آن را بگوید، خدا (با نظر رحمت) بر او مینگرد و هرکس که خدا بر او بنگرد، خیر دنیا و آخرت را به او داده است.
خواندن دعای مأثور: مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نقل کرده است که جهت باطل کردن سحر این جملات را [روی پوست آهو] بنویسید و همراه خود داشته باشید: «بِسمِ الله وَ بِالله، بِسمِ الله وَ ما شاءَالله، بِسم الله لاحَولَ ولاقُوّه الا بالله، قالَ موسی ما جِئتُم بِه السِّحرُ اِنَّ اللهَ سَیُبطِلُهُ اِنَّ اللهَ لا یُصلِحُ عَملَ المُفسِدینَ، فَوَقَعَ الحَقُّ و بَطَلَ ما کانُوا یَعمَلونَ فَغُلِبوا هُنالِکَ وَانقَلَبُوا صاغِرینَ»؛ ترجمه: به نام خدا و به خدا، به نام خدا و آنچه خدا خواست شد، به نام خدا و هیچ نیرو و توانی نیست جز به خدای [بلندمرتبه بزرگ]، «موسی گفت: آنچه را [در این صحنه] آوردید جادوست، بهزودی خداوند آن را باطل میکند، یقیناً خداوند کار تبهکارانِ فتنهانگیز را به سرانجامی شایسته نمیرساند»، «نهایتاً حق ثابت [و روشن] شد و آنچه را همواره جادوگران [با تردستی] انجام میدادند باطل گشت؛ پس در آنجا [فرعونیان بر اثر برملاشدنِ ترفند ساحران] شکست خوردند، و با خواری [از میدان مبارزه] بازگشتند».
مداومت بر ذکر یونسیه «لا اِلهَ اِلّا اَنتَ سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظالِمین» که قرآن آن را مایه نجات حضرت یونس علیهالسلام (فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ) معرفی نموده است (به ویژه در سجده حدّاقل چهارصد مرتبه گفته شود)؛
خواندن برخی آثات قرآن: امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «آیات ۸۱ و ۸۲ سوره یونس، آیات ۲۷ تا ۳۲ سوره نازعات و آیات ۱۱۸ تا ۱۲۲ سوره اعراف را روی کاغذ نوشته و برای در امان ماندن از سحر با خود داشته باشید.»؛
خواندن دعای مأثور: «بِسْمِ اللَّهِ الَّذِی لَا یَضُرُّ مَعَهُ شَیْءٌ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» سه مرتبه هر صبح و شام.
خواندن دعای مأثور: امام صادق علیه السلام فرمود: هر صبح و شام این دعا را سه بار بخوان: «اللّهُمّ اجعَلنی فی دِرعِکَ الحَصِینَةِ التی تَجعَلُ فیها مَن تُرِیدُ» ... (الکافی، ج۲، ص۵۳۴)؛ «بار خدایا! مرا در زره محکم خود که هر کس را خواهی در آن جای میدهی، قرار ده.» (مرحوم آیت الله بهجت نیز بر این دعا سفارش و مداومت داشتند.)
صدقه دادن؛ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در این باره میفرماید: «الصَّدَقَةً تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِیَ أَنْجَحُ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا یَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقَةً (بحارالأنوار، ج ۹۳، ص ۱۳۷)؛ صدقه بلا را برطرف میکند و مؤثرترینِ داروست. همچنین، قضای حتمی را برمیگرداند و درد و بیماریها را چیزی جز دعا و صدقه از بین نمیبرد.»
دائم الوضو بودن؛ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: «أکثِرْ مِن الطَّهورِ یَزِدِ اللّه ُ فی عُمرِکَ و إنِ استَطَعتَ أن تَکونَ بِاللَّیلِ و النَّهارِ علی طَهارَةٍ فافعَلْ فإنَّکَ تَکونُ إذا مُتَّ علَی الطَّهارَةِ شَهیدا (امالی شیخ مفید، ص۶۰)؛ فراوان وضو بگیر تا خداوند عمر تو را زیاد گرداند. اگر توانستی شب و روز با طهارت باشی این کار را بکن؛ زیرا اگر در حال طهارت بمیری، شهید خواهی بود.
نماز اول وقت؛ پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «ما من عبد اهتمّ بمواقیت الصلاة و مواضع الشمس الاّ ضمنت له الرّوح عند الموت و انقطاع الهموم و الأحزان و النجاة من النار (سفینه البحار، ج ۵، ص ۱۵۰)؛ بندهای نیست که به وقتهای نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد [بر نماز اول وقت مواظبت نماید]، مگر این که من سه چیز را برای او ضمانت میکنم: برطرف شدن گرفتاریها و ناراحتیها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش.»
انس با دعا و مناجات: از جمله راههای مهم فراروی انسان مسلمان برای در امان ماندن از هر گزند و آسیب، دعاست. دعا، سپر محکم و دژ مستحکم و سلاح مؤمن است، راه را بر شرور و آفات میبندد و روح و جان انسان را به خدا نزدیک میکند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «الدُّعاءُ سِلاحُ المُؤمِنِ وَعَمودُ الدّینِ وَنورُ السَّماواتِ والأرضِ (الکافی، ج ۲، ص۴۶۸)؛ دعا سلاح مؤمن، ستون دین و نور آسمانها و زمین است.» نیز فرمود: «الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ ولا یَهلِکُ مَعَ الدُّعاءِ أحَدٌ (بحار الأنوار، ج ۹۳، ص۳۰۰)؛ دعا مغز عبادت است و با وجود دعا هیچ کس هلاک نمیشود.» امام علی علیه السلام نیز فرمود: «الدُّعاءُ تُرْسُ المُؤمِنِ (الکافی، همان)؛ دعا سپر مؤمن است.»
همراه داشتن حرز امام جواد علیه السلام؛ یکی از توصیههای مؤکد حضرت آیتالله بهجت برای در امان ماندن از بلایا و بیماریها، دفع آزار شیاطین و اجنه، رفع اختلاف بین زوجین، درمان خوابهای پریشان، باطلکردن سحر و طلسم، دفع حسادت و ... به همراه داشتن حرز امام جواد علیه السلام است. این حرز بر پوست آهو نوشته میشود و به توصیه معظم له بهتر است به بازوی دست راست بسته شود. (در محضر بهجت، ج۱، ص۲۶۱)
برخی دیگر از توصیههای مرحوم آیت الله بهجت برای گشایش در امور و رفع مشکلات و گرفتاریها:
خواندن سورههای اخلاص و مُعَوَّذات (سوره فلق و ناس)؛
خواندن سوره های چهارقل پیش از خواب (یعنی سورههای کافرون، توحید، ناس و فلق)؛
زیاد خواندن آیه الکرسی (آیه ۲۵۵ سوره بقره) و نوشتن و نصب کردن آن در خانه ؛
همراه داشتن قرآن کوچک جیبی؛
زیاد صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین)؛
تلاوت روزانه ۵۰ آیه قرآن با صدای نسبتا بلند؛
اذان گفتن با صدای نسبتا بلند در مواقع اذان [در خانه]؛
حجت الاسلام کاظم علیمحمدی










نظر شما