به گزارش خبرگزاری حوزه از اصفهان، مردمی که از هر نسل، هر قومیت، هر پوشش و هر نژادی بودند، با یک هدف و یک همراهی، به خیابانها آمدند؛ این قیام، یک پاسخ قاطع به دشمنان انقلاب، یک نماد اتحاد مقدس و یک نمایش قدرت مردمی بود.

مردم اصفهان، شبهای قبل و با شنیدن خبر شهادت امام خامنهای، سحر را با عزاداری گذراندند؛ شب گذشته هم، با وجود اینکه میدانستند ممکن است دشمنان به دنبال ترور باشند، باز هم به میدانها آمدند. گریستند. شعار دادند. عزاداری کردند. این مردم، مردمی هستند که تا آخرین قطره خونشان، به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی وفادارند.

مردم با شعارهایی مانند «هیهات مناالذله»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «بهر نبرد بی امان آمادهایم»، «جنگ جنگ تا پیروزی»، «فریاد ما یک کلام / انتقام انتقام» و «میکشیم، میکشیم هر کس که رهبرم کشت» خشم و انزجار خود را اعلام کردند. این شعارها از دهانهای مردم جوان، میانسال و پیر، از زنان و مردان، از هر قومیت و نژاد، با یک صدای واحد، به فضا پر شد. شور و حرارتی که در خیابانها حاکم بود، نشاندهنده این بود که مردم اصفهان، همانند سایر شهرهای ایران، به انقلاب اسلامی و رهبری امام خامنهای وفادارند و هرگز اجازه نخواهند داد که دشمنان به نظام جمهوری اسلامی حمله کنند.

در تمامی میادین و مساجد اصلی شهر، مردم با پرچمهای امام حسین (ع)، پرچم ایران، قرآن در دست، عکس امام خامنهای و پلاکاردهای انقلابی، به میدان آمدند. مردمی که از هر نژاد، قومیت، جنسیت و پوششی بودند، با یک هدف و یک همراهی، در خیابانها جمع شدند. این جمعیت، یک نماد اتحاد مقدس بود. مردم با عشق و ایستادگی، با خشم و خونخواهی، به خیابانها آمدند.
لیست موکبهای مردمی اصفهان در شب سوگواری امام خامنهای شهید، شامل میادین و مساجدی بود که مردم در آنها گرد هم آمدند. این موکبها، نه تنها مراکز عزاداری، بلکه مراکز خشم انقلابی و اتحاد مقدس بودند. مردم در میدان علیخانی، شیخ صدوق(نبش ارباب)، ملک شهر – مسجد قبا، ابتدای آتشگاه، میدان احمدآباد، میدان انقلاب، خوراسگان، فلکه کردآباد، پل فلزی، حکیم نظامی – چهارراه شریعتی، سپاهانشهر، بهارستان، رهنان، دروازه دولت، دروازه تهران، خانه اصفهان، چهارراه کشاورزی، سه راه سیمین – جنب مسجد انبیا، گلستان شهدا، چهارراه تختی، پل ۲۵ آبان، دروازه شیراز، میدان نگین – ملک شهر، میدان شهدا، چهارراه نظر، میدان بزرگمهر، قائمیه، چهارراه سپهسالار، میدان قدس طوقچی، چهارراه شکرشکن، میدان شهید غازی – گلستان شهدا، هشت بهشت غربی – نبش فرشادی و چهارراه عسگریه حضور داشتند.

در هر یک از این مکانها، مردم با عشق و ایستادگی، با پرچمهای امام حسین(ع)، پرچم ایران، قرآن در دست، عکس امام خامنهای و پلاکاردهای انقلابی، به میدان آمدند. مردمی که از هر نژاد، قومیت، جنسیت و پوششی بودند، با یک هدف و یک همراهی، در خیابانها جمع شدند. این جمعیت، یک نماد اتحاد مقدس بود. مردم با عشق و ایستادگی، با خشم و خونخواهی، به خیابانها آمدند.

نکته جالب این بود که در این تجمعات، چهرههایی از نسلهای مختلف با هم در خیابانها حضور داشتند. دهه هشتادیها که تجربه انقلاب را داشتند، نسل جوان که با عشق و شور به میدانها میآمدند، و نسل کودکان که با دستان کوچکشان، پرچمهای امام حسین را نگه میداشتند. این نشاندهنده این بود که عشق به انقلاب و امام شهید در هر نسلی زنده است و به گونهای انتقال یافته که هر چه زمان میگذرد، قویتر میشود.
در این شب، نیروهای پدافند و امنیتی نیز به طور فعال در پشتصحنه جبهه مقاومت حضور داشتند. این حضور، نه تنها برای ایمنی مردم، بلکه نمادی از همراهی نظام با مردم بود. مردم میدانستند که در این شب، احتمال حمله تروریستی وجود دارد، اما باز هم به میدانها آمدند. چرا؟ چون میدانستند که این شب، شبی است که باید برای امام شهید، برای انقلاب، برای کیان ایران، برای شهدا، برای جبهه مقاومت، ایستاد.
شب سوگواری امام خامنهای شهید در اصفهان، یک شب بود که مردم با عشق و خشم، با اتحاد و همبستگی، با پرچمها و قرآنها، با شور و حرارت، به دنیا نشان دادند که انقلاب اسلامی هنوز زنده است. این قیام، نه تنها یک تجمع بود، بلکه یک پیام قاطع به دشمنان بود: ما تا آخر جان داده خواهیم شد، تا آخر انتقام خواهیم گرفت، تا آخر انقلاب را حفظ خواهیم کرد.
این مردم، مردمی هستند که هرگز اجازه نخواهند داد که دشمنان به نظام جمهوری اسلامی حمله کنند. این مردم، مردمی هستند که تا ابد عزادار رهبر خواهند بود. این مردم، مردمی هستند که تا آخر جان داده خواهند شد، تا آخر انتقام خواهند گرفت، تا آخر انقلاب را حفظ خواهند کرد.
صبر جای بشارت است
در روایتی که حضرت آقا(ره) نقل کردهاند، امیرالمومنین علی(ع) پس از جنگ احد و شهادت عمویش حمزه و پسرش علی بن حمزه، به پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) مراجعه کرده و این سوال را مطرح میکند، یا رسول الله، شما به من مژده شهادت دادید، اما دو نفر شهید شدند و من نشدم، چرا اینطور شد؟
پیامبر اسلام (ص) به امیرالمومنین علی(ع) فرمودند: نگران نباش علی جان، نوبت تو هم میرسد، ولی یک سوال دارم از تو؛ وقتی شهادت تو برسد و شقیترین افراد شمشیر را به فرق مبارک تو وارد کنند، چه حالی داری؟ چگونه صبر میکنی؟» .
امیرالمومنین علی(ع) پاسخ میدهند: جای صبر نیست، جای بشارت است، جای شکرگزاری است. شما برای او بشارت بودید، به آرزویش رسید، آرزویی که چند ده ساله بود شب و روز برایش گریه میکرد.
این پیام عالی، یک درس عمیق از صبر و شکر است. امیرالمومنین علی(ع) در این روایت، به ما یادآوری میکنند که در هر مصیبتی، باید به دنبال معنای بزرگتر باشیم و خودمان را برای رشد و تحمل آماده کنیم.
علیرغم همه حزن و اندوهی که در قلب ما هست، از این مرحله و این گردنه عبور میکنیم، به گلزار زیبایی خواهیم رسید. یکی از مهمترین نکات صبر در این مصیبت، آماده کردن ذهن، قلب و فکرمان برای بیعت و تبعیت محض با جانشین متعال امامت است.
باید این رشد را داشته باشیم تا نه مثل بعضی از انقلابیهای گذشته باشیم که وقتی حضرت آقا (س) به عنوان رهبر انتخاب شدند، به دلیل عدم تمایل به تبعیت، لغزیدند.
انتهای پیام. /










نظر شما