به گزارش خبرگزاری حوزه از تهران، حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی و آمریکایی به ایران همچنان ادامه دارد و مردم ایران اسلامی با زبان روزه در یک جنگ ناجوانمردانه که با شهادت امام خامنه ای (رضوان الله تعالی علیه) آغاز شد با خون های خود و عزیزانشان انتظار منجی موعود را می کشند و در ادامه این راه مقدس تاکید می کنند.
مؤسسه منتظران منجی در اقامه عزای رهبر و فرمانده عزیز شهید سید علی خامنهای در حال برپایی مراسم بود،که با هدف قرار گرفتن پایگاه نیروی انتظامی مورد حمله شقی ترین انسان های روی زمین قرار گرفت.
زینب دو ساله شیرین زبان نیز که از خانواده ی رسانه منتظران منجی ست، در این حادثه ی تلخ به رهبر شهیدش پیوست. زینب تمام دو سال عمرش یک جهادگر بود و با امیرحسین و ستاره و مهدیار (پدر و مادر و برادر ۵ سالهاش) در تمام جلسات و عملیاتهای جهادی در سرما و گرما حضور داشت.
زینب روز یکشنبه که خبر شهادت آقا منتشر شد، همراه مادر و پدرش که زوج جهادیِ رسانه منتظرند در یک جلسه خصوصی، برای تعیین استراتژی جهادی در روزهای بحران آمدند که حادثه شوم حمله پهپادی رژیم کودک کش، او را به آغوش رهبرش رساند.
اما روایت شهادت این جهادگر دوساله چه بود؟
«ستاره اسدی» و « امیرحسین صاحبی» زوج جهادگر موسسه منتظران منجی(ع) ، روز یکشنبه در اثر حمله رژیم صهیونیستی و آمریکایی به ورودی ساختمان موسسه دختر دوساله خود به نام شهیده زینب صاحبی را تقدیم راه اسلام ناب محمدی کردند.
مادرِ مهدیار ۵ ساله و شهیده زینب ۲ ساله در مسیر رساندن مهدیار به بیمارستان علی اصغر برای یکی از همکارانش روایت میکند؛ «عصر همان روز خواب دیده بودم؛ داخل ماشینمان بودیم، که امیرحسین و مهدیار از ماشین پیاده می شوند و یک موشک به ماشین اصابت می کند و خودم و زینب شهید می شویم و در خواب به من نشان دادند که هیچ دردی در آن لحظه ادراک نمی شود.» بیدار که شدم خطاب به امام مهدی (علیهالسلام) گفتم؛ ما که هیچ بدردت نخوردیم، چهار تا جان داریم .. اگر هر کدامش شد که راه آمدن شما را هموار کند، من راضیم... شهادت در راه تو به هر کدام ما که انتخابش کردی، برای من شیرینتر از عسل است.»
اما روز حادثه برای این خانواده منتظر منجی چه اتفاقی افتاد. همکاران روایت می کنند که امیرحسین موقع لایو برنامه ای، نشست که مثل مخاطبان گوش کند، اما زینب شروع به نق زدن کرد و پدر او زینب را به کنار در آورد تا صدای او در لایو برنامه نباشد. امیر حسین هنوز افطار نکرده بود.
زینب را گذاشت پایین و یک چای برداشت تا افطار کند که ناگهان ساختمان روبروی موسسه منفجر شد و موج انفجارش ورودی ساختمان موسسه را هم تخریب کرد.

امیرحسین، مهدیار و زینب به همراه چهار کودک دیگر زیر آوار ماندند. آوار را که برداشتند همه زنده بودند؛ امیرحسین کتف و پایش ، و مهدیار هم جمجمهاش شکسته بود. امّا زینب از بین چهار جان عزیزی که مادرش تقدیم امامش کرده بود؛ انتخاب شد.
حالا ستاره، شیرزنِ عاشق و آرام ، مادر یک شهیدِ دو ساله است، ولی از قبل به او نشان داده بودند که زینب در آن لحظه درد نکشیده است. این مادر منتظر هدیه زیبایی به امامش اهدا کرد.
شهیده زینب روز ۱۵ رمضان، دو سال پیش به دنیا آمد و یکشنبه ۱۱ رمضان ۱۴۴۷ به همراه رهبرش شهید شد. پدر و برادر این شهیده هنوز در بخش مراقبت های ویژه هستند.

این حادثه گوشهای از جنایات صهیونیسم جهانی این لکهی ننگ تاریخ است، او هر لحظه در سراسر دنیا از غزه گرفته تا لبنان و یمن و ایران رذالت و باطن حیوانی خود را به نمایش گذاشته است.
تصاویر ذیل، فرزندان مظلوم این سرزمین و کودکان عزیز رسانهی منتظر هستند که در شامگاه عزای رهبر فرزانه شان با دد منشی رژیم جعلی و منحوس اسرائیلی به خاک و خون کشیده شدند:






بنا بر این گزارش، همکاران موسسه منتظران منجی در صدد هستند در صورت محقق شدن شرایط، این شهیده در روز تولدش همزمان با میلاد امام حسن مجتبی(ع) تشییع شود و از آنجا که دفتر رسانه منتظر، در کنار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (علیهالسلام) است و زینب دو سال عمرش را در این حرم بزرگ شد و نفس کشید و مادر این شهیده نیز علاقه وافری به این حرم شریف دارد قرار است در صورت همکاری مردم و پیدا کردن قبر خالی در این حرم مقدس این شهید دوساله جهادگر در این مکان مقدس به خاک سپرده شود.
انتهای پیام/

۰۵:۴۰ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۵










نظر شما