خبرگزاری حوزه | رسول اولیازاده، عکاس رهبر شهید، در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه «حضرت آقا شخصیتی جامعالاطراف با نگاهی ژرف و منحصربهفرد به همه ابعاد زندگی بودند»، اظهار کرد: این نگاه ویژه، اختصاصی به ایشان داشت و از زمان نمایندگی، امامت جمعه و ریاست جمهوری در تمام شئون از جمله ادبیات، هنر، فقه و سیاست، با عینکی خاص مسائل را ارزیابی میکردند. ایشان در هر زمینهای که وارد میشدند، نگاهی کاملاً شخصی و عمیق داشتند و این ویژگی، ایشان را از دیگران متمایز میکرد.
وی در پاسخ به پرسشی درباره خاطرهای از ایشان، گفت: در دوران هشت سال جنگ تحمیلی، دچار سردردهای شدیدی از ناحیه مجروحیت شدم؛ روزی که جانبازان خدمت ایشان رسیدند، درخواست کردم تا یادگاری از دوران جنگ داشته باشم. ایشان با بزرگواری سر من را در دستان خود گرفتند، دعایی خواندند، به سر من فوت کردند و بوسیدند. از آن زمان تا پایان عمر، در هر مناسبتی که مرا میدیدند، احوال من و وضعیت سردردهایم را میپرسیدند. این توجه بیپایان و جامعنگری ایشان، مرا همواره شرمندگی و حیرت میکرد.
اولیازاده ادامه داد: علاوه بر این، نگاه ایشان به هنر و هنرمندان، نگاهی پدرانه و دلسوزانه بود که در آنها را نه فقط هنرمند، بلکه بازوان توانمند در ترویج فرهنگ خود میدیدند. ایشان همیشه با دقت به آثار هنری نگاه میکردند و با زبان خودشان به آنها میاندیشیدند؛ گویی که هنر، زبانِ بیواسطه ارتباط ایشان با جهان است. من بارها دیدهام که چگونه با دیدن یک طراحی یا عکس، چنان با اشتیاق و علاقه به آن واکنش نشان میدادند که انگار نهتنها یک رهبر سیاسی، بلکه یک هنرمندِ عاشق، در حال تحسین اثری از یک دوست صمیمی است. این نگرش، انگیزهای مضاعف برای ما بود تا با تلاش بیشتر، زینتبخش کارهای هنری باشیم که در مسیر ایشان قرار میگیرد.
این هنرمند تصریح کرد: از سوی دیگر، سادگی و تواضع ایشان، چنان در تمام شئون زندگیشان موج میزد که هیچگاه نشانهای از خودبینی یا تمایلی به تجملات در رفتارشان دیده نمیشد. ایشان با وجود مقام رفیع رهبری، در سادهترین رفتارها و گفتارها، عمق انسانیت و فروتنیشان را نشان میدادند. وقتی با مردم صحبت میکردند، چنان با محبت و صمیمیت با آنها برخورد میکردند که گویی نه یک مقام بلندمرتبه، بلکه یک برادر بزرگ، یک پدر دلسوز و یک دوست صمیمی در مقابلشان ایستاده است. این سادگی، نه از روی بیتوجهی، بلکه از سر آگاهی به ارزشهای انسانی و الهی بود که در کالبد ایشان تجلی یافته بود.
عکاس رهبر شهید اعلم کرد: شخصیت ایشان ترکیبی بینظیر از قدرت کاریزماتیک و لطافت انسانی بود؛ قدرتی که میتوانست قلبها را فتح کند و لطافتی که میتوانست اشکها را جاری سازد. ایشان نه تنها با منطق و استدلال، بلکه با محبت و مهربانی، رهبری میکردند. این ترکیب خاص، باعث میشد که نهتنها در برابر دشمنان، بلکه در دلهای دوستان و حتی مخالفان، احترام و علاقهای عمیق ایجاد کند. ما به عنوان عکاس ایشان، فرصت دیدیم که چگونه این قدرت و لطافت، در کنار یکدیگر، چهرهای کامل و الهی از ایشان را به جهان عرضه میکردند؛ چهرهای که با ترور ایشان، تنها یک رهبر را از دست ندادیم، بلکه یک الگوی کامل از انسانیت را از دست دادیم.
اولیازاده در تشریح وظیفه هنرمندان نسبت به دیدگاههای رهبر شهید، افزود: ایشان رهبری جهانی برای تشیع و مسلمانان بودند؛ بنابراین هنرمندان باید در چارچوب اندیشههای ایشان، نهتنها به مسائل داخلی، بلکه به نگرش جهانی بپردازند و آثاری تولید کنند که در راستای تفکرات و آرمانهای جهانی ایشان باشد. ایشان مسائل را مقطعی و داخلی نمیدیدند، بلکه با نگاهی کلان به جامعه جهانی نگاه میکردند.
وی در بیان پیام خود به عاملین شهادت رهبر شهید، با تأکید بر خطای محاسباتی آنها، گفت: این افراد دچار اشتباه محاسباتی شدند و امروز نتیجه آن را میبینند. مردم در کراچی، پاکستان و بسیاری از نقاط جهان، با نصب پرچم جمهوری اسلامی و سوزاندن پرچم آمریکا و آتش زدن سفارت آمریکا، خشم و انزجار خود را نسبت به عاملین این جنایت نشان دادند. دنیا علیه خودشان برانگیخته شد و آنها نتوانستند تصور کنند که ترور یک شخصیت، باعث منسجمتر شدن جامعه میشود. پیام من به آنها این است که با ترور ایشان، تنها خشم جهانی را علیه خود خریدند.
اولیازاده در بخش پایانی با اشاره به احساس یتیمی پس از شهادت، گفت: شنیدن خبر شهادت برایم مانند این بود که خداوند برای بار دوم مرا یتیم کرد؛ من پدر معنوی خود را از دست دادم و احساس یتیمی مضاعف کردم. اما آرزوی من این است که سایه حضرت آقا همیشه بالای سر ما باشد و ما همواره با آرمانهای ایشان پایبند بمانیم.










نظر شما