جمعه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۴
پایان سلطه نظم صهیونی بر غرب آسیا؛ بررسی هندسه و ارکان جنگ

حوزه/ نباید چشم‌انداز کوتاه‌مدت برای جنگ رمضان در نظر گرفت، جنگی که باید به کرنش مهاجم و اعلام شکست دشمن صهیونیستی بیانجامد و هرگونه پذیرش آتش بس در حکم تنفس مصنوعی برای مار مهاجم و آماده کردنش برای دریده‌تر شدن و انجام حمله بعدی است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، فضای جنگ حق و باطل، ایمان و کفر و جنگ تمام عیار جمهوری اسلامی ایران با نظام سلطه تحلیلی از عبدالله زنجانی، کارشناس مسائل جنگ و صلح ارائه شده است که در ادامه تقدیم شما فرهیختگان می شود.

اولین نکته‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که پدیده جنگ ارکانی دارد و باید این ارکان را دقیق تحلیل کرد تا هندسه جنگ به درستی شناخته شود که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

۱. ایجادکننده جنگ

۲. غایت، اهداف و ایده پایان جنگ

۳. عرصه و محدوده جنگ

۴. برنامه زمانی و امتداد جنگ.

۱. جنگ‌سالار:

جنگ خودبه‌خود پدید نمی‌آید و حتما سیاستگذار و راهبرانی دارد. توجه به دوگانه‌های سمت تهاجم و دفاع در این جنگ در خور تامل است.

در جنگ رمضان یکسوی آن آغازگر جنگ است با خصلت‌های تهاجم، دریدگی و تجاوزطلبی ولی سوی دیگرش، دفاع از شرف، انسانیت، وطن و عزت و کرامت ملی، میهنی و دینی.

تجاوزکاران همان بعل‌پرستان، هُبل‌پرستان و سجده‌کنندگان بر الهه‌های شرک و شهوت‌اند ولی مدافعان همان عبادالرحمان، موحدان و اصحاب ولایت و ایمان‌اند.

تجاوزکاران همان ساکنان جزایر اپستین، کودک‌آزاران، شیاطین زنا و لواط‌اند و شکمهاشان قبرستان نوزادان معصوم است و در مقابل مدافعان جنگ رمضان، پاکان عالم‌اند و اصحاب طهارت و تزکیه و تربیت و ساکنان حرم‌ها و مساجد و زیارتنامه‌خوانان‌اند.

بدون شک جنگ رمضان یکی از روشن‌ترین نبردهای شیطان در برابر کلمه توحید است، جنگی که در آن ناپاکان عالم در برابر پاکان عالم عربده کشیده‌اند.

۲. هیچ جنگی بدون هدف و غایت آغاز نمی‌شود. بی‌شک طرف مهاجم در جنگ، برای خود هدفی دارد و طرف مدافع نیز هدفی را در نظر گرفته که تسلیم نمی‌شود و می‌جنگد.

در جنگ رمضان، نظام صهیونی-آمریکاییِ مهاجم، یک غایت اعلامی دارد که ادعا می‌کند برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای چنین جنایتی را مرتکب شده، اما بسیار روشن است که او بزرگترین مانع و سد اتمی‌شدن ایران یعنی ولی فقیه و امام امتی را به شهادت رسانده که فتوای تاریخی‌اش بر تحریم سلاح‌های کشتارجمعی از جمله سلاح‌های اتمی، مهم‌ترین عامل در اتمی‌نشدن ایران بوده است.

از سوی دیگر، به لحاظ علمی و توان فنی، زمان گریز به سمت اتمی شدن بازه‌ای چندماهه و کوتاه است و اگر ایران چنین هدفی داشت، بارها امکان اجرایش را داشته است. گذشته از همه اینها، بزرگترین پروژه رصد، نظارت و دید زنده به همه سایت‌ها، مراکز و داشته‌های هسته‌ای در دنیا، در ایران اعمال شده و در طول دهه‌ها نظارت، حتی یک گزارش مبنی بر حرکت ایران به سمت جنگ‌افزارهای اتمی توسط جاسوس-بازرسان آژانس اتمی ثبت نشده است.

پس هدف اعلامی، غیر از هدف واقعی آنها است. هدف واقعی همان مقابله با تمدن نوظهور ایرانی-اسلامی است که محاسبات غرب در ایده مرگ‌خدا و طرح عملی پایان دین‌داری را به چالش کشید و زمینه ساز بعثت دوباره رسولان خدا در دنیای سراسر انسان پرستی و الحاد شد.

تمدنی که زن را عزیز، علم را محترم، انسان را کریم و خدا را معبود و ستمکار را به زیر کشیده شده می‌خواهد. مسأله امروز مهاجمان صهیونی-آمریکایی، هرگز ایران هسته‌ای نیست، ایران قدرتمند است. ایران الهام‌بخش است و ایران مستقل. لذا برای هر اندیشمند جنگ‌پژوهی روشن است که طرح این جنگ آن هم با تسلیح و به خدمت گرفتن نیروهای تجزیه طلب مانند پ‌ک‌ک و پژاک، منافقین، سلطنت طلبان، دنباله‌های خلق عرب بعثی، ریگی و جیش‌الظلم‌ها و... چیزی جز تجزیه ایران بزرگ و مقتدر و نابودی این تمدن چند هزار ساله نیست. تجزیه‌ای که چشم‌اندازش جنگ‌های تلخ بین مدعیان دروغین و کشتار مردم و قتل‌عام‌های قومیتی است که هرگز تحقق نخواهد یافت، إن شاء الله.

اما هدف، غایت و طرح مدافع در جنگ رمضان چیست؟ چرا ایران عزیز تسلیم نشد و تا کجا و با چه هدفی این دفاع را ادامه خواهد داد؟

معمولا در برابر تهاجمات سنگین با چنین هجمی از آتش و لجستیک بین‌المللی، طرف مورد هجوم و لو با قدری مقاومت تسلیم می‌شود و زیر بار طرح مهاجم رفته و مرگ حیات تمدنی و تاریخی خود را می‌پذیرد و ارزش‌های متجاوز را بر زندگی سیاسی، اجتماعی و ملی خود حاکم می‌کند، مانند آنچه در جنگ آمریکا و ژاپن شاهدش بودیم. اما اگر طرف مدافع بتواند بر آرمان خود بایستد و مهاجم را شکست دهد، جغرافیای جهان پس از آن جنگ به گونه دیگری خواهد بود. مانند عملیات «بارباروسا»ی آلمان نازی بر علیه شوروی که در ابتدا گمان می‌شد در زمان کوتاه و با فتح مسکو به پایان برسد ولی با مقاومت ارتش سرخ، مرگ خفت‌بار هیتلر را رقم زد و ابرقدرت جدیدی را به جهان معرفی کرد.

اکنون نیز بار دیگر ققنوس ایران آماده برخاستن از پاستور است، واژه تسلیم در قاموسش مدخلی ندارد. هدف تعیین شده توسط امام شهید، جنگ منطقه‌ای و نه جنگ با منطقه و بیداری امت‌ها تا اخراج ذلیلانه آمریکا از منطقه و پایان سلطه نظم صهیونی بر غرب آسیا است.

پروژه‌ای که گام به گام و استوار پیموده و حاصل خواهد شد، إن شاء الله، و البته گام نخستش جلوگیری از تحقق هدف پنهانی دشمن از طریق حفظ یکپارچگی، تمامیت ارضی، بازسازی ساختار حاکمیت و معرفی منتخب خبرگان به عنوان رهبر سوم انقلاب اسلامی است که مقدمه گام دوم یعنی تنبیه متجاوز، پشیمان‌سازی، ایجاد بازدارندگی و سپس خیز نهایی برای تحقق هدف غایی است.

لذا نباید چشم‌انداز کوتاه‌مدت برای جنگ رمضان در نظر گرفت، جنگی که باید به کرنش مهاجم و اعلام شکست او بیانجامد و هرگونه پذیرش آتش بس در حکم تنفس مصنوعی برای مار مهاجم و آماده کردنش برای دریده‌تر شدن و انجام حمله بعدی است.

عبدالله زنجانی کارشناس مسائل جنگ و صلح

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha