به گزارش خبرگزاری حوزه، دکتر مهدی عباس زاده در یادداشتی راجع به الزامات و بایسته های جنگ شناختی در شرایط حساس کنونی نوشت: از جمله مباحث مطرح در علوم شناختی، سوگیریهای شناختی و الگوریتمی است. اما این دو در جنگ شناختی نیز نقش ویژهای ایفا میکنند که با وجود اهمیت آن، کمتر به آن پرداخته شده است.
وی در این یادداشت همچنین بر این نکته تأکید کرده است: شناخت و ادراک انسان گاه با سوگیریهایی مواجه میشود که به گونهای نظاممند، تکرارشونده و گاه با الگوی قابل پیشبینی، در فرآیند پردازش و تفسیر اطلاعات در جهان خارج، یا مانع از رسیدن به واقع مطلب میشوند یا دستیابی به آن را با مشکل جدی مواجه میکنند و از این رهگذر، در تصمیمات انسان نیز تأثیر منفی میگذارند.
نویسنده با اشاره به این که سوگیریهای شناختی، گاه خودساخته و خودپرداخته هستند، ادامه می دهد: این سخن بدان معناست که ذهن خود فرد باعث میشود این سوگیریها در شناخت و ادراک وی شکل بگیرند و گاه دیگرساخته و دیگرپرداخته هستند، بدین معنا که از بیرون فرد (افراد، نهادها، رسانهها و ابزارهای ارتباط جمعی، فضای مجازی و اینترنت، شبکههای اجتماعی و …) به وی القا میشوند و باید توجه داشت که قسم دوم، در جنگ شناختی کارکرد ویژهای دارد.
از سوی دیگر، الگوریتم، فرآیند اجرای مجموعهای از عملیات و دستورالعمل های مشخص، برای رسیدن به هدفی از پیش تعیین شده یا حل مسئلهای خاص است. بنابراین در یک الگوریتم، دستکم سه عامل وجود دارد: ورودی، دستورالعمل یا پردازش صحیح، و خروجی. الگوریتمها هم میتوانند سوگیریهای خاصی داشته باشند.
در بخش دیگری از این یادداشت همچنین میخوانیم: هوش مصنوعی از الگوریتمهایی بهره میگیرد که کاملاً کنترلشده هستند و در خدمت جنگ شناختی قرار میگیرند، به این نحو که با ارائه دادههای مشخص و دستورعمل های معین، خروجیهای هدفمندی را بطور ماشینی تولید و بنحو گسترده در رسانهها، فضای مجازی و اینترنت منتشر میکنند.
به نظر میرسد در جنگ شناختی، نه تنها فرد، بلکه جامعه نیز ممکن است دچار سوگیریهای شناختی و الگوریتمی شود، یعنی ذهن افراد و ذهنیت جامعه، به سوی منافع و مطالبات دشمن بویژه القای ضعف و انفعال حاکمیت و کشور، جهتدهی گردند و فروپاشی از درون را که گاه با جنگ نظامی بدست نمیآید، باعث شوند.
معاون پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی در بخش پایانی این نوشتار متذکر شده است: اکنون و در جریان تهاجم صهیونی-آمریکایی به ایران اسلامی، با توجه به ابزارهای مختلف ارتباطی و اجتماعی که در اختیار دشمن قرار دارند و بویژه ماهیت پیچیده جنگهای شناختی که دارای ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی سیاسی و دیپلماتیک، حقوقی و … است و نیز جهات زبانشناختی، استعاری و روایتی گوناگونی که در این جنگها مطرحند، التفات ویژه حاکمیت و مردم به امور و مدیریت درست و دقیق این فضا بسیار لازم است و لذا نباید تنها و یکسویه صرفاً بر بعد نظامی جنگ تمرکز شود و این از اقتضائات مقابله با جنگهای ترکیبی است.
انتهای پیام










نظر شما