حجت الاسلام محمدرضا جلالی خمینی مسئول مدرسه علمیه آیت الله جلالی خمینی(ره) در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران با بیان اینکه مهمترین نقش حضرت علی (ع) در صدر اسلام، ایفای نقش به عنوان تضمینکننده بنیانهای اعتقادی و ولایی دین نوپای اسلام بود، اظهار داشت: امیرالمومنین علی علیه السلام از اولین لحظات دعوت، با ایمان مطلق و پذیرش بیقید و شرط اسلام، عمق اعتقاد و فداکاری را به نمایش گذاشتند، این همراهی زودهنگام، که با نوجوانی و سبقت در ایمان توأم بود، به عنوان سندی محکم برای اصالت و حقانیت دعوت پیامبر (ص) عمل کرد، این جایگاه، پایههای اعتقادی جامعه اولیه را از همان ابتدا محکم ساخت.
وی خاطرنشان کرد: در سالهای اولیه که جامعه مسلمانان تحت شدیدترین فشارهای قریش بود، امام علی (ع) نقش حامی فیزیکی و سپر دفاعی پیامبر (ص) را ایفا کردند. از موارد متعددی همچون شب لیلهالمبت تا حضور مستمر در خط مقدم نبردها، ایشان امنیت فیزیکی رهبری جامعه اسلامی را تضمین کردند. این فداکاریها مستقیماً به بقای نهضت کمک کرد.
حجت الاسلام جلالی خمینی افزود: در بُعد نظامی، نقش امیرالمومنین علی علیه السلام در تثبیت قدرت خارجی جامعه اسلامی حیاتی بود. در تمامی نبردهای بزرگ صدر اسلام مانند بدر، احد، خندق و خیبر، علی (ع) با رشادتهای بیبدیل، عامل اصلی پیروزیها بودند، شکستن محاصرهها، از میان برداشتن فرماندهان کلیدی دشمنان مانند عمرو بن عبدود در خندق و فتح قلاع غیرقابل نفوذ، بنیان قدرت نظامی مسلمین را مستحکم کرد و ارعاب لازم را در دل دشمنان ایجاد نمود که برای تثبیت یک دولت نوپا ضروری است.
مسئول مدرسه علمیه آیت الله جلالی خمینی تهران گفت: علاوه بر نقشهای دفاعی و حمایتی، حضرت علی (ع) نقش اولین مفسر و معلم قرآن و احکام را بر عهده داشتند. ایشان به دلیل نزدیکی به پیامبر (ص) و دریافت مستقیم معارف، مرجع اصلی در حل معضلات فقهی و کلامی جامعه پس از پیامبر بودند، این نقش تبیینی، از پراکندگی فکری و انحراف از مسیر اصلی دین در مراحل اولیه جلوگیری کرد و انسجام فکری جامعه را حفظ نمود.
تثبیت جامعه اسلامی تنها با قدرت نظامی یا فقهی میسر نیست
وی ادامه داد: در نهایت، تثبیت جامعه اسلامی تنها با قدرت نظامی یا فقهی میسر نبود؛ بلکه نیازمند الگوی اخلاقی کامل بود، علی (ع) با سیره عملی خود در زهد، عدالت، پرهیز از دنیا و اخلاق فردی و اجتماعی، نمونهای کامل از جامعه آرمانی اسلامی را به نمایش گذاشتند. این شخصیت چندوجهی، همزمان حافظ قدرت بیرونی و معمار فضیلت درونی جامعه بود.
وی اضافه کرد: یکی از مشهورترین و تعیینکنندهترین نبردهای حضرت علی (ع)، نبرد خیبر است که در سال هفتم هجری رخ داد، خیبر قلعهای مستحکم و مرکز تجمع یهودیان عربستان بود که تهدیدی جدی برای امنیت مدینه محسوب میشدند و مرتباً توطئه میکردند، این نبرد نه تنها یک درگیری نظامی، بلکه یک بحران امنیتی استراتژیک برای بقای مسلمانان بود.
حجت الاسلام جلالی خمینی تأکید کرد: در جریان خیبر، پس از ناکامیهای اولیه در گشودن قلعه، بحران روحی و فرماندهی در سپاه اسلام پدیدار شد، پیامبر (ص) ابتدا پرچم را به افرادی سپردند که در آن روز موفق به انجام وظیفه نشدند. این لحظه اوج بحران فرماندهی و روحی بود که نیاز به یک نیروی خارقالعاده برای شکستن سد روانی و فیزیکی داشت.
وی یادآور شد: در این شرایط، حضرت علی (ع) با اصرار و عزمی راسخ، داوطلب تصدی این مأموریت شدند، ایشان با اتکا به نصرت الهی و شجاعت مطلق، به تنهایی به سمت قلعه رفتند، درس مدیریتی کلیدی در این مرحله، پذیرش مسئولیت در لحظه شکست است؛ جایی که فرماندهان دیگر موفق نبودهاند، رهبری باید خود را در معرض اقدام مستقیم قرار دهد و اعتماد نیروها را با عمل احیا کند.
مسئول مدرسه علمیه آیت الله جلالی خمینی، اضافه کرد: پس از نبردی حماسی و در نهایت کندن درب قلعه و استفاده از آن به عنوان سپر، حضرت علی (ع) آن را گشودند و فتح را محقق ساختند. در مدیریت بحران، این عمل نشاندهنده لزوم شکستن الگوهای سنتی و ارائه راهحلهای خلاقانه و جسورانه است، امام علی علیه السلام از یک مانع فیزیکی (درب قلعه) به عنوان ابزار دفاعی و هجومی استفاده کردند که نماد تفکر خارج از چارچوب در شرایط حاد است.
وی اضافه کرد: درس اصلی مدیریت بحران از خیبر این است که در مواقعی که بنبست به وجود میآید، رهبری باید علاوه بر شجاعت فردی، اعتماد به نفس مطلق را به نمایش بگذارد تا روحیه افراد را از ناامیدی به پیروزی تغییر دهد. شجاعت ایشان صرفاً در جنگیدن نبود، بلکه در تغییر مسیر شکست به پیروزی از طریق اقدام قاطع و منحصر به فرد بود.
حجت الاسلام جلالی خمینی گفت: شهرت امام (ع) به باب العلم (دروازه شهر علم پیامبر) ریشه در حدیث مشهور نبوی دارد که فرمودند: «أَنَا مَدینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌ بَابُهَا» (من شهر علم هستم و علی دروازه آن است)، این حدیث نشان میدهد که علم حقیقی و کامل الهی، از طریق ایشان به جهان اسلام منتقل میشده است، زیرا ایشان از کودکی و در دامن پیامبر (ص) تربیت یافته و همواره ملازم ایشان بودند.
وی تأکید کرد: دانش امام علی علیه السلام محدود به یک حوزه خاص نبود، بلکه شامل فقه، تفسیر، کلام، حکمت و حتی مسائل مربوط به اداره امور میشد، این جامعیت علمی سبب شد که حتی صحابه بزرگ نیز در حل مسائل پیچیده به ایشان رجوع کنند، که این خود تأییدی بر مرجعیت علمی ایشان پس از پیامبر (ص) بود.
مسئول مدرسه علمیه آیت الله جلالی خمینی رحمت الله علیه گفت: یک نمونه بارز از عمق دانش فقهی حضرت علی علیه السلام در زمان خلافتشان نمودار میشود، در مواردی که آیه یا حدیثی صریحی وجود نداشت، ایشان با استناد به اصول کلی شریعت و با نگاهی سیستمی به دین، احکام دقیقی صادر میکردند، به عنوان مثال، در تفکیک دقیق احکام مربوط به دیات (خونبها) و موارد پیچیده ارث که سایرین در آن دچار تردید میشدند، دقت نظر ایشان بینظیر بود.
حجت الاسلام جلالی خمینی اضافه کرد: در حوزه کلام و حکمت نظری، سخنان حضرت علی علیه السلام در نهجالبلاغه گواه عمق دانش الهیاتی است. ایشان به پیچیدهترین مسائل توحید، صفات خداوند، و رابطه خالق با مخلوق پرداختند. برای مثال، در توصیف ذات باریتعالی به گونهای که نه جسمیت در او راه یابد و نه صفاتش مقید به قیود مادی شوند، به اوج حکمت کلامی دست یافتند که نیاز به تسلطی عمیق بر منطق و عرفان نظری داشت، در نهایت، دروازه بودن ایشان به این معنا است که ایشان نه تنها حامل روایات، بلکه صاحب بصیرت نسبت به فلسفه احکام و مقاصد شریعت بودند، این علم، علم تقلیدی نبود، بلکه علمی بود که از سرچشمه وحی سیراب شده و قادر به پاسخگویی به نوظهورترین مسائل جامعه بود و این همان چیزی است که جایگاه “باب العلم” را برای ایشان تثبیت کرد.
وی ابراز کرد: اگر قرار باشد اصلیترین ویژگی سیره حکومتی حضرت علی (ع) در یک کلمه خلاصه شود، آن کلمه «عدالت» است، این انتخاب صرفاً به معنای برخورد خوب با مردم نیست، بلکه بازتاب دهنده یک سیستم مدیریتی کاملاً مبتنی بر اصول الهی است که در آن توازن و استحقاق، معیار اصلی هر تصمیمگیری بود.
مسئول مدرسه علمیه آیت الله جلالی خمینی خاطرنشان کرد: دلیل اصلی این انتخاب، محوریت عدالت در توزیع منابع عمومی است، حضرت علی (ع) بیتالمال را متعلق به همه مسلمانان میدانستند و از هرگونه تبعیض مالی میان مهاجرین و انصار یا حتی میان طبقات مختلف مردم پرهیز کردند. ایشان با وجود نیاز شدید برخی نزدیکان، هرگز اجازه ندادند که سهم یک فرد از بیتالمال بر اساس نزدیکی به حاکم تعیین شود، بلکه معیار را صرفاً “حق” قرار دادند.
وی تأکید کرد: جلوه بارز این عدالت، شیوه برخورد امام علی علیه السلام با کارگزاران و استانداران بود، حضرت علی (ع) سختگیرانهترین برخورد را با کسانی داشتند که از قدرت حکومتی برای کسب منافع شخصی سوءاستفاده میکردند، حتی اگر آن شخص از یاران نزدیک ایشان بود (مانند عزل و توبیخ شدید عمالی چون اشعث بن قیس یا عبدالله بن عباس). این امر نشان میدهد که قانون و عدالت برای ایشان بالاتر از روابط شخصی بود.
حجت الاسلام جلالی خمینی با بیان اینکه در حوزه قضاوت و دادرسی، عدالت حضرت علی علیه السلام به معنای برقراری توازن میان حق و باطل بود، بدون هیچگونه ملاحظه برای جایگاه اجتماعی فرد شاکی یا متهم، گفت: ایشان مردم را به مراجعه به قضات عادل تشویق میکردند و خود نیز در موارد پیچیده، با دقت فراوان به بررسی ماهیت واقعی حق میپرداختند، نه ظاهر قضیه، این رویکرد پایههای اعتماد عمومی به سیستم قضایی را تقویت میکرد و در نهایت حکومت حضرت علی (ع) یک پروژه اصلاحی بزرگ در برابر انحرافات رخ داده بود، کلمه «عدالت» نه فقط یک فضیلت، بلکه روش اصلی ایشان برای بازگرداندن جامعه به مسیر اصلی اسلام بود.
انتهای پیام. /










نظر شما