چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۵۴
بغض محراب کوفه در گلوی ایران؛ ضرورت همبستگی امت در دفاع از خیمه ولایت

نگاه به سوگ تاریخی شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام نباید تنها در حصار احساسات و مرثیه‌سرایی باقی بماند؛ چرا که تاریخ پرفراز و نشیب اسلام، آینه‌ای روشن از عبرت‌هاست و درک شباهت‌های ظاهری این روزهای ایران با لیالیِ پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، نیازمند یک واکاوی دقیق و تحلیلی است تا بتوانیم از تکرار فجایع و ریزش‌های صدر اسلام با بصیرت کامل جلوگیری کنیم.

حوزه / شب‌های قدر و ایام شهادت مظلومانه امیرالمؤمنین، علی (علیه‌السلام)، امسال با اندوهی ژرف و پیچیده گره خورده است. فضای جامعه‌ی اسلامی ما در این روزها، در سوگ از دست دادن رهبر و مقتدای خویش، حضرت امام خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)، تجربه‌ای ملموس از جنس شب‌های تاریک و بغض‌آلود کوفه را از سر می‌گذراند.

این دلتنگی عظیم و بی‌سابقه، صرفاً یک واکنش عاطفی به فقدان یک شخصیت کاریزماتیک و مرجعیت دینی نیست؛ بلکه بازتابی از درک عمیق امت نسبت به جایگاه بی‌بدیل ولایت به عنوان عمود خیمه جامعه‌ی اسلامی است. با این حال، نگاه به این سوگ تاریخی نباید تنها در حصار احساسات و مرثیه‌سرایی باقی بماند؛ چرا که تاریخ پرفراز و نشیب اسلام، آینه‌ای روشن از عبرت‌هاست و درک شباهت‌های ظاهری این روزهای ایران با لیالیِ پس از شهادت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، نیازمند یک واکاوی دقیق و تحلیلی است تا بتوانیم از تکرار فجایع و ریزش‌های صدر اسلام با بصیرت کامل جلوگیری کنیم.

برای درک این مهم، باید به این پرسش کلیدی پاسخ داد که چرا کوفه پس از محراب خونین مسجد، به سرعت دچار فروپاشی شد؟ واقعیت آن است که کوفه تنها پناه پدرانه و رهبر الهی خود را از دست نداد، بلکه دچار یک فروپاشی شناختی و گسستِ شدید اجتماعی گردید.

فاجعه‌ی کوفه از آنجا آغاز شد که جامعه، درک راهبردی خود را از مفهوم ولایت از دست داد و درگیر تشتت آراء، فرقه‌گرایی، عافیت‌طلبی و نفوذ عملیات روانی دشمنان اموی شد.

در آن مقطع حساس تاریخی، فقدان انسجام و نبود بصیرت در میان خواص و توده مردم، باعث شد تا جبهه حق به جای اتحاد پیرامون امام وقت، به سرعت دچار انفعال شود. دشمن شامی نه صرفاً با قدرت شمشیر، که با رخنه در شکاف‌های اجتماعی، شایعه‌پراکنی و تحریک عصبیت‌های قبیله‌ای، توانست جامعه‌ای که تا دیروز تحت زعامت علی (علیه‌السلام) بود را به مسلخی ببرد که خروجی محتوم آن، تنهایی امام مجتبی (علیه‌السلام) و در نهایت فاجعه عاشورا بود. بنابراین، شب‌های کوفه نماد یک انحطاط تاریخی است که ریشه در تفرقه، از هم‌گسیختگی اجتماعی و غفلت از محور حق داشت.

امروز، جامعه ایران در بزنگاهی مشابه قرار گرفته است، اما با مختصاتی بسیار متفاوت و بلوغی که حاصل بیش از چهار دهه تجربه حکمرانی اسلامی و مقاومت است. با این وجود، دشمنان جبهه مقاومت و طراحان جنگ‌های ترکیبی، با رصد دقیق این فقدان بزرگ، تمام ماشین رسانه‌ای و اتاق‌های فکر خود را به کار بسته‌اند تا با ایجاد خلأ تئوریک، تولید یأس، و دامن زدن به دوقطبی‌های کاذب، سناریوی فروپاشی از درون را کلید بزنند.

آن‌ها به دنبال آن هستند تا دلتنگی، التهاب و شوک افکار عمومی را به سمت گسست‌های اجتماعی هدایت کنند. در چنین کارزار پیچیده‌ای، «وحدت» دیگر یک شعار صرفاً اخلاقی یا یک توصیه مستحب نیست؛ بلکه یک «الزام قطعی امنیتی و راهبردی» برای حفظ بقای امت و صیانت از دستاوردهای خون هزاران شهید است. انسجام ملی در این برهه، به معنای پرهیز از هرگونه تنازع داخلی، عبور از منافع جناحی و تمرکز بر حفظ ساختار و شاکله‌ی نظام اسلامی بر محوریت قانون و مبانی ولایت است.

جلوگیری از تکرار حوادث صدر اسلام نیازمند گذار از سوگواری صرفاً عاطفی، به «سوگواری حماسی، تحلیلی و مسئولیت‌پذیرانه» است. حوزه‌های علمیه، نخبگان، دانشگاهیان، کارگزاران نظام و آحاد مردمی که اکنون در پناه مضجع شریف کریمه اهل‌بیت (سلام‌الله‌علیها) و دیگر مشاهد مشرفه دست به دعا برداشته‌اند، رسالتی سنگین‌تر از همیشه بر دوش دارند. این رسالت تاریخی، حفظ زنجیره‌ی اتصال امت با منظومه فکری ولایت و جلوگیری از ایجاد هرگونه خلل در سدّ مستحکم اراده‌ی ملی است.

اگر در کوفه پس از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، تردید دنیاطلبی و تفرقه جایگزین یقین و جهاد شد، امروز ملت ایران باید با انسجام بی‌نظیر خود نشان دهد که مکتب امامین انقلاب، جامعه‌ای تربیت کرده است که در تندباد حوادث و فقدان‌های بزرگ، نه تنها دچار گسست نمی‌شود، بلکه با تمسک به حبل‌الله، ساختار درونی خود را مستحکم‌تر از قبل بازتولید کرده و در مسیر تمدن‌سازی نوین اسلامی گام برمی‌دارد.

در این لیالی قدر و در سایه‌سار حریم اهل‌بیت علیهم السلام ، پیمان ما با آسمان، عهدی از جنس آگاهی، زمان‌شناسی و استقامت است. ما با قلب‌هایی داغدار اما اراده‌هایی پولادین، بر این باوریم که خون مطهر شهیدان و مسیر نورانی و حکیمانه رهبر فقیدمان، ضامن بقای این شجره طیبه است، مشروط بر آنکه در پاسداری از حصار وحدت کلمه لحظه‌ای درنگ و غفلت نکنیم.

ایران اسلامی، کوفه نیست که ولیّ خدا و حقانیت مسیر او در آن غریب بماند؛ اینجا سرزمین سلمان‌ها و سلیمانی‌هاست که با بصیرت نافذ و همبستگی راهبردی، شب‌های تاریک فتنه را به صبح روشنِ ظهور و حاکمیت مطلق حضرت بقیة‌الله الاعظم (ارواحنا فداه) متصل خواهند کرد و پرچم این نهضت عظیم را با اقتدار به دست صاحب اصلی آن خواهند سپرد.

الناز موسوی یکتا

پایان پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha