به گزارش خبرگزاری حوزه، در این نوشتار به پاسخ این سوال و شبهه میپردازیم که بیعت در تاریخ اسلام چگونه بوده است و چه ضرورتی دارد که مردم با رهبری بیعت کنند؟
بیعت در آموزههای اسلامی و فرهنگ شیعی، خود سرگذشتی دارد به بزرگی بیش از ۱۴ قرن و چنان مورد توجه و مهم است که خداوند بیعتکنندگان در «بیعت رضوان» را اهل بهشت معرفی میکند و سه پاداش بزرگ به آنها عطا نموده است، خشنودی خود، آرامش در دل هایشان و نوید فتحی نزدیک که به گفته ی بیشتر مفسران همان فتح خیبر است.
بیعت مردان و زنان با پیامبر پس از فتح مکه، بیعت برای جانشینی امیرالمؤمنین در روز غدیر، بیعت مردم با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام پس ۲۰ سال از بیعت قبلی و ..... همگی گنجینهای ساختهاند از خبرها و تحلیلها و عبرتها و نکتهها.
خلاصه آن است که هر جای پای «بودن» و «ماندن» وسط باشد پای «بیعت» و «پیمان» هم به میان میآید.
بیعت یعنی قول دادن و پای قول تا پای جان ماندن بیعت یعنی تعهد دادن به اینکه اهل همراهی و اطاعتیم و تا هستیم چون و چرا نمیکنیم، بیعت یعنی اعتماد و اطمینان به نبی و ولی در فرمان و تصمیم و نقطه ثقل و علامت بارز بیعت اطاعت است.
نکته جالب ماجرا آنجاست که بر اساس آیه شریفه «أطیعوا الله وأطیعوا الرسول و أولی الأمرِ مِنْکُمْ» به محض آنکه کسی ولی امر شد بیعت با او لازم است چرا که خداوند اطاعت از ولی را همچون اطاعت از خودش و پیامبرش واجب کرده است و واضح است که بیعت است که اطاعت را در پی دارد.
چون بیعت با «ولی» او را وارد در عرصه و صحنهای خواهد کرد که میبایست برای ادامه آن تصمیم بگیرد و اقدام کند حتما نیازمند همراهی و همپیمانی بیعتکنندگان است پس نبودن و فسخ کردن نه عاقلانه است و نه مشروع چنانکه نبی مکرم فرمودند: یکی از سه دسته ای که «لایُکَلِّمُهُمُ اللهُ عَزَّ وَجَلْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَلَا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ وَلَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ الیم» کسانی هستند که با اما می بیعت کنند اما در وفای به عهد خود تا زمانی هستند که دنیای آنها تامین باشد.
مقام نیابت ولی فقیه، مقامی است که از سوی امامان معصوم (علیهم السلام) تعیین شده، نیز چون مقام خود امام است که هم بیعت مردم را می خواهد و اطاعت مردم را ؛
پیروی و اطاعت مردم از «ولی فقیه»، به او امکان استفاده از این مقام و به اصطلاح«بسط بد» را میدهد تا بتواند آنگونه که به صلاح و مصلحت جامعه است. تصمیماتی را اتخاذ کند و اقداماتی را انجام دهد.
البته واضح است چون نائب امام است. و فقیه هم اهل رعایت عدالت است. و هم مسلط بر هوای نفس هم میداند چگونه راهبری کند و هم میتواند تدبیر امور نماید و این فرق واضح و بارز حکمرانی بر محور ولایت فقیه است نسبت به سایر جلوه های حکمرانی.
آنچه این روزها در ایران اسلامی در خیابان ها و میدانها توسط مردم نمود و بروز مییابد تجلی عینی و محسوس بیعت مردم با ولی خداست مردم تا پای جان بر راه رفته رهبر شهید مانده اند و زیر بمباران و موشک از رهبر معظم انقلاب حمایت میکنند و این نشان از آن است که بیعت از ولی خدا انسان را چنان خدایی میکند که برای خدا و در راه حمایت از اطاعت از ولی خدا جان و مال خود را نیز در کف اخلاص گذاشته و تقدیم میکند.
در یک کلام میتوان گفت: بیعت با ولی فقیه در ادامه و راستای همان بیعت با امام معصوم (ع) معنا مییابد. این بیعت پذیرش ولایت فقیه به عنوان جانشین عام امام در عصر غیبت و تعهد به تبعیت از او در مسیر تحقق اهداف والای اسلام و جامعه اسلامی است. این بیعت هم جنبه سیاسی (انتخاب) و هم جنبه دینی (تعهد) دارد.
مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه










نظر شما