دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۹
خدای متعال مردم را برای مقابله با حوادث مبعوث خواهد کرد

حوزه/ تداوم انقلاب وابسته به حفظ آن روح بعثت در دل مردم است. هر زمان ایمان جمعی فعال شود، انقلاب تجدید می‌گردد. این، منطق اصلی «پایداری انقلاب» و زیربنای فلسفۀ سیاسی رهبر شهید انقلاب است. «چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلۀ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد»(۱۲/۱۱/۱۴۰۴).

خبرگزاری حوزه | «بعثت مردم»، اصطلاحی است که رهبر شهید انقلاب؛ آیت الله العظمی امام خامنه ‏ای(قدس الله نفسه الزکیه) با الهام از ادبیات قرآنی وارد حوزۀ اندیشۀ سیاسی کرد. آنجا که چندی پیش از شهادت فرمودند: «چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلۀ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد»(۱۲/۱۱/۱۴۰۴). مفهوم «بعثت» در اندیشۀ آن امام مجاهد صرفاً به معنای بیداری یا حرکت اجتماعی نیست؛ بلکه به یک «تحول وجودی» در درون امت، اشاره دارد. بعثت انبیا نیز با چنین برانگیختگی درونی آغاز شد: دعوت انسان‌ها به خودآگاهی، به برخاستن در برابر ستم، و به مسئولیت تاریخی در اصلاح جامعه. با این نگاه، رهبر شهید، با برگزیدن تعبیر «بعثت مردم»، در واقع از تحولی بزرگ سخن می‌گویند که از دل ایمان راستین برمی‌خیزد.
از نگاه رهبر شهید؛ انقلاب اسلامی نتیجۀ اعتراض کور یا شور اجتماعی بی‏هدف نبود، بلکه نوعی برانگیختگی معنوی در سطح ملی بود؛ در انقلاب ۵۷ مردم با ندای ایمان برخاستند، نه با وعدۀ قدرت یا رفاه. در دوران دفاع مقدس نیز با سرمایۀ ایمان مردم، معجزه‏های گوناگون رخ نمود. به همین دلیل، مفهوم بعثت مردم، فراتر از مشارکت سیاسی یا سیاهی لشکر است و به حوزۀ الهیات تاریخی تعلق دارد؛ در این حوزه، مردم نقشی مشابه با انبیا پیدا می‌کنند: مسئول هدایت، دفاع و اصلاح جامعه. چنین نگاهی، بنیاد نظریۀ جدید مردم‌سالاری دینی را شکل می‌دهد، زیرا در این منظر، مردم نه صرفاً صاحبان رأی، بلکه حاملان رسالت الهی در صحنۀ تاریخ‌اند. در ادامه به شرح و تبیین این نظریه در سایۀ عبارات حکیمانۀ رهبر شهید انقلاب می‏پردازیم.

مردم به عنوان مأموران الهی تاریخ

در اندیشۀ رهبر شهید انقلاب، تاریخ از دیدگاه الهی، صحنۀ مأموریت انسان‌هاست؛ هر جمع مؤمنی که آگاهانه برای تحقق ارادۀ خدا برخیزد، ‌فاعل تاریخی می‌شود. یعنی مردم هنگامی که با ایمان وارد عرصۀ تصمیم‌گیری سیاسی و اجتماعی می‌شوند، نیرویی آسمانی ایجاد می‌کنند؛ همان نیرو سبب می‌شود حرکت اسلامی از یک رخداد سیاسی به یک جریان معنوی در تاریخ بشر تبدیل شود. رهبر شهید می‏فرمود: «ما نمونه‌اش را در خودمان دیدیم. ما آزمودیم، تجربه کردیم که "انّ اللَّه لا یغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا مابأنفسهم"(رعد/۱۱) در خودمان تغییر ایجاد کردیم، خدای متعال هم اوضاع ما را تغییر داد. عجیب هم این است که اگریک قدم ما برداریم، خدا ده قدم برمی‏دارد. ما اندکی خودمان را تغییر دادیم، خدا اوضاع ما را تغییر داد»(۱۴/۴/۱۳۹۰). بنابراین، بعثت مردم یعنی ظهور ارادۀ الهی در قالب ارادۀ ملی؛ هنگامی‌که مردم با آگاهی و مسئولیت جمعی خود برای تحقق ارزش‌های الهی و معنوی در جامعه قیام می‌کنند، در واقع ارادۀ خداوند از طریق تصمیم و حرکت آنان در صحنۀ اجتماع آشکار می‌شود. به‌عبارتی، ارادۀ ملیِ برخاسته از عدالت، ایمان، و خواست اصلاح و رهایی از فساد، جلوه‌ای از ارادۀ الهی است که در وجود انسان‌ها تجلی یافته و مسیر جامعه را به سوی حق و کمال هدایت می‌کند؛ پس بعثت مردم، نوعی بیداری و حرکت الهی در سطح جمعی است که به تغییر بنیادین در نظم و روح جامعه می‌انجامد.

تکیه‌گاه نظام، دل‌های مؤمنان

رهبر شهید انقلاب معتقد بودند: «امیرالمؤمنین علیه‏السلام هم به اعانت مردم احتیاج دارد... لذا خداوند متعال به پیغمبرش می‏فرماید که «هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَ بِالمُؤمِنین»؛(انفال/۶۲) خیلی مهم است! خدای متعال مؤمنین را در ردیف نصرت خودش قرار می‏دهد؛ یعنی اگر مؤمنین به پیغمبر کمک نمی‏کردند، پیغمبر هم پیروز نمی‏شد. لذا اوّلین کاری که پیغمبر انجام داد، ساختن مؤمنین بود؛ مؤمن بسازد، مؤمن درست کند»(۲۶/۱۰/۱۴۰۲).

افزون بر آن، عبارت «تکیه بر دل‌ها» در بیان حکیمانۀ «جمهوری اسلامی متکی به دل‏های میلیون‏ها انسان است»(۳۰/۱۱/۱۳۸۸) نشان می‌دهد که رهبر شهید انقلاب اساس پایداری حکومت را به وجه قلبی و ایمانی مردم نسبت می‌دهد. دل در فرهنگ اسلامی، مرکز عقلانیت ایمانی است، محل درک حقیقت نه صرفاً احساس. زمانی که نظام بر چنین دل‌هایی تکیه می‌کند، پایه‌های آن از درون مستحکم می‌شوند، و نیازی به اجبار بیرونی ندارد. این نگرش، نقطۀ مقابل دولت‌های دیکتاتور و استبدادی است.
در جهان امروز، نظام‌های استکباری با ارتش و ثروت پایدار می‌مانند، اما در جمهوری اسلامی، راز ماندگاری در پیوند معنوی میان نظام و مردم نهفته است. این پیوند از «ایمان دل‌ها» زاده می‌شود و چون ریشه در باور دارد، شکست‌ناپذیر است. و این ایمانی که در دل‌ها لانه کرده، منبع تجدید درونی نظام است، چون پیوسته خود مردم آن را بازسازی می‌کنند. بنابراین، ایمان مردم، سرمایۀ کشور محسوب می‏شود. هرگاه خطر فرود آید، ایمان و ارادۀ جمعی ملت، همچون نیرویی الهی، برخاسته و مصداقی از وعدۀ الهی «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا»(حج/۳۸) می‌شود.

امنیت روانی بر پایۀ ایمان مردم

امنیت روانی در مفهوم قرآنی «طمأنینه» است؛ «وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْری‏ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ»(انفال/۱۰): اطمینان قلبی به حضور حق و امداد الهی. هنگامی که مردم مؤمن در برابر دشمان اسلام و ایران سینه سپر می‌کنند، در واقع با اتکا به قدرت الهی، حق وحقیقت را حفاظت می‌کنند، نه صرفاً خاک یا مرز. رهبر شهید انقلاب این را «امنیت معنوی نظام» می‌نامند»(۲۸/۱۱/۱۳۸۷)؛ امنیتی که به سازمان‏ها و قراردادهای بین‌المللی وابسته نیست، بلکه به عهد الهی میان مردم و ایمانشان بستگی دارد. وی با این نگاه، نظریۀ جدیدی از دفاع ملی بنا می‌گذارند: دفاعی بر اساس ایمان، نه صرف هزینه‌های نظامی. چنین تفکری بعدها در دفاع مقدس آشکار شد؛ جایی که ایمان مردم تبدیل به بزرگ‌ترین منبع نیروی انسانی و روحی کشور شد، تا جایی که بسیاری از تحلیل‌گران غربی آن را «پدیدۀ مقاومت ایمانی» نامیدند.

قدرت مردم در برابر قدرت‌های مادی

رهبر شهید انقلاب بر این باور بودند که؛ «مردم، عامل قدرت ایران‏اند؛ حضور مردم، نظام جمهوری اسلامی را به معنای واقعی کلمه قدرتمند می‏کند»(۲۶/۳/۱۴۰۰) و نیز فرمودند: «جمهوری اسلامی را نمی‏شود ساقط کرد؛ چون مدافع آن، سینه‏های سپرکردۀ‌ مردم مؤمن است»(۲۸/۱۱/۱۳۸۷). این بخش، هستۀ اصلی فلسفۀ مقاومت در اندیشۀ رهبر شهید است. حقیقتی که بر یک گزارۀ راهبردی تکیه دارد و آن این است که؛ دفاع از کشور، پیش از هر چیز، امری فرهنگی و ایمانی است. و «سینۀ سپرشدۀ مردم»، استعاره از نهایت اخلاص است؛ یعنی دفاع از حقیقت، حتی به قیمت جان. مردمی که حقیقتاً برای آرمان می‌ایستند، نه به اجبار یا منفعت. این نگاه، تفاوت بنیادین با نظریه‌های کلاسیک دموکراسی دارد؛ در آن نظریه‌ها، مردم ابزاری برای مشارکت سیاسی‌اند، اما در این منظومه، مردم خود، غایت الهی جامعۀ ایمانی هستند؛ همان‌ها که به سبب ایمانشان، نظام را تداوم می‌بخشند و از آن پاسداری می‌کنند؛ این همان چیزی است که قرآن فرمود: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(حدید/۲۵). یعنی تحقق قسط و برابری نه صرفاً از سوی حاکمان یا انبیا، بلکه با ایمان و مشارکت آگاهانۀ آحاد مردم صورت گیرد.

این نگاه حکایت از آن دارد که؛ قدرت مادی همیشه محدود، زوال‌پذیر و وابسته به منبع بیرونی است، درحالی‌که قدرت معنوی(قدرت ایمان مردم) از درون تغذیه می‌شود و بازتولید دائمی دارد. از این رو هر وقت دشمن به کشور حمله کرده، اولین واکنش مردم، نه ترس، بلکه احیای ایمان جمعی بوده است. این پویایی معنوی، جبهه‌های دفاع مقدس و حتی مقابله با جنگ نرم و ایستادگی در برابر اغتشاشگران را زنده نگه داشته است. همچنین «فتنۀ ۸۸» از نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی حادثه‌ای بود که کشور را تا «لب پرتگاه جنگ داخلی» پیش برد؛ فتنه‌ای که دشمن در آن امیدوار به «براندازیِ نظام اسلامی» شده بود و در نهایت با «بصیرت ملت» ناکام ماند(۱۵/۱۱/۱۳۸۹؛ ۲۷/۱۰/۱۳۹۱). از این جهت هیچ ارتشی توان شکست ملتی را ندارد که «دل‌هایشان بیدار» و همیشه در صحنه‏اند. این همان، خلاصۀ فلسفۀ شکست‌ناپذیری انقلاب اسلامی ایران است.

استقلال واقعی در اتکای به ملت

استقلال از نگاه مادی، یعنی رهایی از وابستگی اقتصادی و نظامی؛ اما در اندیشۀ رهبر شهید انقلاب، استقلال نخست یک امر درونی است، یعنی ایستادن بر پای ایمان خود؛ ملت زمانی مستقل است که هویت ایمانی‌اش را نفروشد. از این رو به اعتقاد رهبر شهید انقلاب؛ «جمهوری اسلامی چون متکی به مردم است، از امریکا و هیچ قدرت استکباری دیگری هیچ واهمه‌ای ندارد»(۲۴/۸/۱۳۷۹) و «دشمنان هر چه هم قلدر باشند، در مقابل ارادۀ ملت ایران مجبور به عقب‌نشینی‌اند»(۱/۱/۱۳۷۳). رمز این غلبه، همان است که در بیان رهبر شهید آشکار شد؛ «نظام اسلامی چیزی دارد که بمب و حملۀ خارجی بر آن کارگر نیست و آن مردم است»(۲۰/۱۱/۱۳۷۴). چون نظام اسلامی چیزی دارد که آنها ندارند و آن دریای خروشان مردم باایمان و وفادار به انقلاب است. به فرمودۀ رهبر شهید انقلاب: «اگر این مردم، با جان و تن و فرزندان خودشان به این جبهه‌ها نمی‏رفتند و دفاع نمی‏کردند، چه چیزی از این نظام باقی بود؟ اگر این مردم، با همۀ وجود و به انحای طرق، حمایت و پشتیبانی خودشان را از ماها نشان نمی‏دادند، چه چیزی مایۀ قدرت و عزت ما در دنیا بود؟ مگر ما چه داریم که دیگران ندارند؟ ما به عنوان یک حکومت، مگر چه چیزی در اختیارمان است که می‏توانیم آن را به کار ببریم و خرج کنیم؛ ولی قدرت‏ها و دولت‏ها و طواغیت و گردنکشان و این پُرروها و امپراتوران عالم، آن را ندارند؟ آیا جز ایمان یک ملت شجاع و به‌پا خاسته، چیز دیگری هست؟ پشتوانۀ این حکومت، غیر از کمک این مردم چیست؟»(۱۴/۹/۱۳۶۹).
بنابراین، پایۀ بقای نظام اسلامی، «ایمان سازمان‌یافتۀ مردم» است. چنین ایمانی، همان سرمایه‌ای است که قدرت‌های مادی از آن بی‌بهره‌اند؛ به همین دلیل، حتی در اوج فشارها، دشمن نمی‌تواند نظامی را که با ایمان مردم پیوند دارد، از پای درآورد. از این رو اتکای به ملتِ مؤمن، استقلال و مصونیت ایجاد می‌کند؛ چون این ملت تصمیم‌هایش را بر اساس تقلید از قدرت‌های بیرونی نمی‌گیرد، بلکه بر اساس باورش عمل می‌کند. این دیدگاه، مفهوم استقلال را از «حوزۀ سیاست خارجی» به «قلب ملت» منتقل می‌کند. بنابراین، استقلال نه با قرارداد و انزوا، بلکه با خوداتکایی معنوی ممکن است.

سیاست ایمانی؛ مردم، جوهرۀ حاکمیت

رهبر شهید انقلاب یک تحول نظری در حوزۀ سیاست ایجاد کردند: سیاست را از سطح ادارۀ امور عمومی به سطح تحقق ایمان جمعی ارتقا می‌دهد. سیاست ایمانی یعنی تصمیم، اجرا، و مقاومت همه بر اساس اعتماد به خدا. حاکمیت مردم در این نظریه از نوعی ایمان سیاسی سرچشمه می‌گیرد؛ همان‌گونه که در صدر اسلام، جامعۀ مؤمنان تحت هدایت نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) با اتحاد معنوی حکومت تشکیل دادند. رهبر شهید با بازگشت به این منطق، سیاست اسلامی را بازتعریف کرد: مردم نه ابزار حکومت، بلکه روح آن هستند. بدون حضور قلبی مردم، حتی ساختار اسلامی نیز خالی از معنا می‌شود.

مردم؛ پیامبرانی در صحنۀ حُکمرانی

«بعثت مردم»، تعبیر استعاری و یکی از ژرف‌ترین ابتکارات فکری رهبر شهید انقلاب است. مردم مبعوث‌اند؛ یعنی هر فرد مؤمن می‌تواند نقش پیامبرانه در اصلاح اجتماعی ایفا کند. اگر بعثت پیامبران، آغاز دوران جدیدی از تاریخ بشر بود، بعثت مردم نیز، آغاز مرحله‌ای نوین از حیات اجتماعی امت اسلامی است. در این منطق، هرگاه جامعه به رکود یا ترس دچار شود، مردم مؤمن نقش پیامبران را می‌یابند و جامعه را دوباره زنده می‌کنند. این دیدگاه برخلاف تصور رایج که اصلاح و ایجاد عدالت را تنها وظیفۀ حاکمان می‌داند، مسئولیت را بر دوش همه قرار می‌دهد. در همین راستا رهبر شهید انقلاب معتقد بودند: «اسلام، معنویتِ بدون نگاه به مسائل اجتماعی و سرنوشت انسان‏ها ندارد؛"مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ‏ فَلَیْسَ‏ بِمُسْلِمٍ‏"( الکافی، کلینی، ج۲، ص۱۶۳)، آدم معنوی‏یی که با ظلم می‏سازد، با طاغوت می‏سازد، با نظام ظالمانه و سلطه می‏سازد، این چطور معنویتی است؟ این‏گونه معنویت را ما نمی‏توانیم بفهمیم. بنابراین معنویت و عدالت در هم تنیده است»(۸/۶/۱۳۸۴).

با این توضیح، بعثت مردم یعنی هر انسان باایمان، وظیفه دارد در عمل با آگاهی و فداکاری جامعه‌اش را زنده کند. نتیجه آنکه؛ هر کُنش مردمی در برابر باطل و حرکت به سمت عدالت، یک بعثت کوچک است که نتیجه‌اش، احیای امید و جلوۀ حق در اجتماع می‌باشد. معجزۀ این پیامبران در صحنه با حضور ایمانی، نمایان می‏شود؛ معجزه‌ای مثل فتح‏المبین و بیت‌المقدس. آنجا که «ورود بسیج در جنگ تحمیلی موجب شد که صحنۀ جنگ در مقابل چشم حیرت‌زدۀ همۀ مردم دنیا به سود معنویت که با دست خالی همراه بود، اما سرشار از ایمان بود، رقم بخورد و همۀ دنیا در برابر چشم خود ببینند که چطور جوان ایرانی با سرمایۀ ایمان، با تکیۀ بر خدا، با اعتمادبه‌نفس وارد میدان نبرد می‌شود، پیچیده‌ترین تاکتیک‏های جنگی را طراحی می‌کند و معجزه‌ای مثل فتح‏المبین و بیت‌المقدس در مقابل چشم دنیا می‌گذارد. تاکتیک‌هائی که جوانهای مومن در عملیات بیت‌المقدس- که منتهی شد به آزادی خرمشهر- به کار بستند و طراحی‌ای که آن‌ها کردند، تا امروز هم برای آن کسانی که در مقوله‌های نظامی صاحب‌فکر و نظرند، درس‌آموز است؛ تاکتیکهای پیچیده، پرتحرک، دشوار، به حسب ظاهر نشدنی، اما به دست معجزه‌گر جوان مومن ایرانی، جوان مبتکر متکی به خدا، عملی و شدنی و واقع شده، بی‌سابقه بود»(۵/۹/۱۳۸۶).

بعثت مردم؛ جوهر تمدن نوین اسلامی

رهبر شهید انقلاب از مفهوم بعثت مردم به افقی تمدنی می‌رسند: اگر در دوران انبیاء، بعثت آغاز تمدن توحیدی بود، در عصر حاضر بعثت مردم می‌تواند آغاز تمدن نوین اسلامی باشد. یعنی جامعه‌ای که همۀ نیروهای فرهنگی، علمی، و اقتصادی‌اش بر محور ایمان و کرامت انسانی سامان یابند. بعثت، در این نگاه، به‌معنای نوشدن تاریخ است؛ هرگاه تاریخ به رکود و ترس فرو می‌غلتد، مردمِ مؤمن، همان نیرویی‌اند که روح تازه در کالبد جامعه می‌دمند. در این نظر، مردم موتور تمدن هستند. برخاستن مردم از غفلت، یعنی نوزایی اجتماعی از پایین، نه از ارادۀ نخبگان یا قدرت‌های جهانی. چنین تمدنی بر پایۀ عدالت، خودسازی، و اخلاق بنا می‌شود؛ تمدنی که در آن مردم نه مصرف‌کننده، بلکه تولیدکنندۀ معنا و ارزش‌اند. همانطور که در جنگ تحمیلی، مردم مبعوث شدند تا در قالب بسیج، ارادۀ دفاع را نمایان کنند. در فتنه‌ها و تحریم‌ها، مردم مبعوث شدند تا با حضور در صحنه، توازن قدرت را تغییر دهند. در طول جنگ رمضان ۱۴۴۷ق نیز مردم ایران یکپارچه قیام کردند تا عرصه را بر ورود اصحاب فتنه، اغتشاش‏گران و تجزیه‏طلبان تنگ کنند و کشورهای استکباری را در براندازی نظام اسلامی ناکام بگذارند. و در گام دوم انقلاب نیز باز همین مردم مأمورند تا حامل تمدنی نوین بر پایۀ ایمان، اخلاق، عدالت، عزّت، استقلال و آزادی از تحمیل و زورگویی قدرت‏های سلطه‏گر جهان باشند(بیانیۀ گام دوم انقلاب؛ ۲۲/۱۱/۱۳۹۷).

ارادۀ مردم، اساس پایداری انقلاب

فرجام کلام اینکه؛ مفهوم «بعثت مردم»، چکیدۀ همۀ بیانات رهبر شهید انقلاب دربارۀ نقش امت در نظام اسلامی است. انقلاب ایران بیش از هر چیز، معجزۀ مردم است؛ ملتی که بارها از دل بحران و فشار به خود آمده و دوباره خیز گرفته است، گویی نیرویی الهی درون او تزریق می‌شود. از این‌رو، این اندیشه نه فقط تحلیل وضع گذشتۀ ایران، بلکه راه آینده را نیز نشان می‌دهد: تداوم انقلاب وابسته به حفظ آن روح بعثت در دل مردم است. هر زمان ایمان جمعی فعال شود، انقلاب تجدید می‌گردد. این، منطق اصلی «پایداری انقلاب» و زیربنای فلسفۀ سیاسی رهبر شهید انقلاب است. افزون بر آن، رهبر شهید با ترکیب مفاهیم دینی چون بعثت، ایمان، مأموریت الهی و مفاهیم اجتماعی چون ملت، جمهور و دفاع ملی، نوعی «کلام سیاسی» مبتنی بر تفکرات شیعی پدید آورده است. در این دستگاه اندیشه، مردم عنصر الهی در سیاست‌اند و حضورشان ضامن بقای نظام اسلامی است./ والسلام.

حجت الاسلام علی ملکوتی نیا

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha