سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۴۷
شهادت، معامله ای پرسود با خداوند متعال است

حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین ثمن آبادی با اشاره به نبرد سرنوشت ساز ایران با استکبار جهانی و شهادت حضرت آیت الله سید علی خامنه ای، گفت: شهادت، معامله ای سودآور با خداوند متعال است.

حجت الاسلام و المسلمین سید جواد ثمن آبادی کارشناس دینی در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری با اشاره به نبرد سرنوشت ساز ایران با استکبار جهانی و شهادت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید علی خامنه ای، اظهار داشت: شهادت، معامله ای سودآور با خداوند متعال است.

کارشناس دینی با اشاره به آیات متعدد درباره «شهادت» در قرآن کریم، خاطرنشان کرد: از زیباترین آیات در این باره، آیات ۱۱۱ و ۱۱۲ سوره مبارکه «توبه» است، آنجا که می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَری‌ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فی‌ سَبیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفی‌ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ؛ یقیناً خدا از مؤمنان جان‌ها و اموالشان را به بهای آنکه بهشت برای آنان باشد خریده، همان کسانی که در راه خدا پیکار می‌کنند، پس [دشمن را] می‌کشند و [خود در راه خدا] کشته می‌شوند [خدا آنان را] بر عهده خود در تورات و انجیل و قرآن [وعده بهشت داده است] وعده‌ای حق؛ و چه کسی به عهد و پیمانش از خدا وفادارتر است؟ پس [ای مؤمنان!] به این داد و ستدی که انجام داده‌اید، خوشحال و شاد باشید؛ و این است کامیابی بزرگ. [آن مؤمنان، همان] توبه‌کنندگان، عبادت کنندگان، سپاس‌گزاران، روزه‌داران، رکوع کنندگان، سجده‌کنندگان، فرمان‌دهندگان به معروف و بازدارندگان از منکر و پاسداران حدود و مقرّرات خدایند؛ و مؤمنان را [به رحمت و رضوان خدا] مژده ده.» (توبه: ۱۱۱ - ۱۱۲)

حجت الاسلام و المسلمین ثمن آبادی یادآور شد: حضرت آیت الله جوادی آملی در تفسیر این آیه شریفه گفتند: با اشاره به چهار رکن داد و ستد متعارف بشری، یعنی فروشنده، خریدار، کالا و بها، این ارکان چهارگانه کاملاً از یکدیگر جدا و متمایز است، زیرا فروشنده کالایی را عرضه می کند و خریدار با بهایی که می پردازد، متاع مزبور را با شرایط خاص مالک می شود؛ خواه فروشنده از رهگذر این دادوستد سودی ببرد یا بر اثر فروش متاع خود مغبون گردد. داد و ستدهای مهمّ، افزون بر ارکان یاد شده، دو رکن دیگر نیز دارد: یکی سند (قباله) و دیگری شاهد. امّا تجارت انسان با خدای متعال که در قرآن کریم تبیین شده، از یک سو با تجارتهای رایج و متعارف بشری مشترک و از سویی دیگر با آن متغایر است.

کارشناس دینی تصریح کرد: معظّم له در ادامه بیان می کنند: وجه اشتراک آن در اشتمال بر ارکان شش گانه مزبور است، خدای سبحان در تبیین ارکان شش گانه تجارت الهی می فرماید: «إن الله اشتری من المؤمنین أنفسهم و أموالهم بأنّ لهم الجنّة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون ویقتلون وعداً علیه حقاً فی التوراة والإنجیل والقرآن ومن أوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به وذلک هو الفوْز العظیم» (سوره توبه، آیه ۱۱۱)؛ در این تجارت، خریدار، خدای سبحان، فروشنده، انسان مؤمن، مورد معامله، جان پاک و مال پاکیزه، بها، بهشت ابدی، شاهد، انبیای الهی و قباله و سند رسمی و امضا شده آن، کتابهای آسمانی آنان، مانند تورات و انجیل و قرآن کریم است.

وی گفت: وجه افتراق تجارت الهی با تجارت بشری آن است که تجارت با خدا درجاتی دارد و در برخی از درجات آن، گرچه ارکان چهارگانه (فروشنده، خریدار، کالا و بها) وجود دارد، با این وجود، فروشنده، عین کالا و خریدار عین بها است و فرقشان تنها به اعتبار است، زیرا در این نوع تجارت، فروشنده، حقیقت هستی خود را می دهد و لقای خریدار را می گیرد.

حجت الاسلام و المسلمین ثمن آبادی اظهار کرد: گاهی تفاوت فروشنده و کالا و همچنین تفاوت خریدار و بها حقیقی است؛ زیرا فروشنده کالایی خاصّ (جز هستی خود) را می فروشد و خریدار نیز با پرداخت بهایی خاصّ (غیر از لقای خود) متاع فروشنده را خریداری می کند، پس کالا و بها، چیزی جز هستی فروشنده و لقای خریدار است، ولی گاهی تفاوت فروشنده و کالا و همچنین مشتری و بها اعتباری است؛ زیرا فروشنده، حقیقت هستی خود را می دهد و مشتری نیز به جای هر چیز دیگر لقای خود را نصیب فروشنده می کند و به او اجازه ملاقات و دیدار خود را می دهد.

کارشناس دینی در ادامه بیان نگاه تفسیری آیت الله جوادی آملی (مدّ ظلّه) درباره آیه ۱۱۱ سوره مبارکه توبه، خاطرنشان کرد: خدای سبحان مولایی است که به عبد مملوک خود می گوید: هستی تو و آنچه در اختیار تو است، از آنِ من است و من به تو وکالت می دهم تا خود را به من یا به دیگری بفروشی. حال اگر هستی خود را به من فروختی، آزاد خواهی شد و اگر به دیگران فروختی، برده و بنده آنان خواهی شد. در اینجا فروشنده با کالایی که می فروشد، یکی است و مشتری نیز با بهایی که در اختیار فروشنده قرار می دهد، یکی است؛ گرچه ادراک این وحدت و عینیت در ناحیه مشتری و بها دشوار است؛ زیرا لقای الله غیر از ذات او است، با این وجود، تحلیل مقام اشترا نشان می دهد که خریداری خدا، وصف ذات او نیست، از این رو اگر مرحله اشترای واجب به خوبی بررسی گردد، معلوم می شود که چندان فاصله ای با مرحله بها و ثمن ندارد.

وی افزود: مؤمنان متوسط، خود را به خدای سبحان می فروشند تا در مقابلِ آن، بهشت بگیرند، ولی برخی از اهل ایمان در این تجارت به بهایی کمتر از لقای الهی رضایت نمی دهند. اینان افزون بر «جنات تجری من تحتها الأنهار» خواستار رسیدن به بهشت لقای الهی هستند: «فی مقْعد صدقٍ عنْد ملیکٍ مقتدر»، تا با نضارت روی، نظارت وجه خدا بهره آنان گردد: «وجوه یومئذٍ ناضرة، إلی ربّها ناظرة»

حجت الاسلام و المسلمین ثمن آبادی اظهار کرد: عینیت فروشنده و کالا اختصاص به تجارت انسان با خدا ندارد، بلکه در تجارت انسان با شیطان نیز محقّق است، کسی که خود را به شیطان می فروشد، دیگر مالک و صاحب اختیار خود نیست و خدای سبحان چنین تجارتی را بدترین معامله می داند: «بئسما اشتروْا به أنفسهم أن یکفروا بما أنْزل الله» (بقره: ۹۰)، «و لبئْس ما شروْا به أنفسهم لو کانوا یعلمون» (بقره: ۱۰۲). منافقان در بازار دنیا سرمایه فطرت و هدایت خویش را می فروشند و ضلالت می ستانند و اگر آدمی سرمایه ظاهری را بفروشد، چون بایع غیر از سرمایه است، راه برای تحصیل سرمایه مجدد باز است. امّا اگر کسی خود را بفروشد دیگر راهی برای تحصیل سرمایه جدید ندارد و منافقان و کافران که خود را به شیطان فروختند همه راههای کسب و سود را بر روی خود بسته اند: «فما ربحت تجارتهم»؛ چنانکه راه تحصیل سرمایه مجدّد را نیز مسدود کرده اند.

وی ابراز کرد: شیطان نیز که مشتری حقیقت انسانهای منافق، کافر و تبهکار است، چنین نیست که پس از خریداری و تملک و نیز اسیر کردن انسان خریداری شده، بر او منّت گذارد و آزادش کند، بلکه در دنیا انسان خود فروخته را تحت ولایت خویش می گیرد و همواره به زبان او سخن می گوید و با چشم او می نگرد: «اتخذوا الشیطان لأمرهم ملاکاً واتخذهم له اشراکاً فباض وفَرَّخ فی صدورهم ودبّ و درج فی حُجورهم فنظر بأعینهم ونطق بألسنتهم» (نهج البلاغه، خطبه ۷) و در آخرت نیز قرین آنان است: «حتّی إذا جاءنا قال یا لیت بینی وبینک بُعد المشرقین فبئس القرین» (زخرف: ۳۸) و آنان از حشر با شیطان در رنجند. پس کسی که سرمایه هستی خود را باخت، دیگر هدایت پذیر نیست: «و ما کانوا مهتدین» و این بر اثر سوءاختیار خود او است، تعبیر قرآن درباره منافقان که هدایت دادند و در عوض آن ضلالت گرفتند، تعبیری حقیقی است، نه مجازی؛ زیرا آنان فطرت توحیدی و سرشت اصیل خود را از دست داده اند و شیطان که در کمین گم شدگان و دورافتادگان از مسیر فطرت و صراط دین است، آنان را تحت ولایت خود می گیرد، و اگر عناوین مزبور تفاوتی با خرید و فروش یا سود و زیان کالاهای تجاری دنیا دارد، تنها به لحاظ مصداق است، نه مفهوم جامع آن.

ره آورد تجارت با خدا

کارشناس دینی با اشاره به بخش دیگری از کلام حضرت آیت الله جوادی آملی، خاطرنشان کرد: قرآن کریم همانند کتب آسمانی پیشین، انسانها را به تجارت با خدای سبحان دعوت می کند و ره آوردهای گوناگون این تجارت را نیز به خوبی تبیین می کند، ره آوردهای تجارت با خدا از پیروزی بر دشمن در میدانهای جهاد اصغر آغاز می شود و به لقای الهی پایان می پذیرد و حلقات میانی آن نیز فضایل فراوانی است که مغفرت و بخشش گناهان، رهایی از عذاب دردناک الهی و دستیابی به بهشت جاویدان نمونه ای از آنها است.

وی یادآور شد: مزایای یاد شده گرچه همه آنها ره آورد تجارت انسان با خدا است، اما بین آنها تفاوت فراوانی است؛ کمترین ثمره تجارت انسان با خدا پیروزی بر دشمن است و چون چنین بهره ای با دیگر ثمرات قابل سنجش نیست، در قرآن کریم پس از تبیین تجارت معنوی، با تغییر سیاق و در آیه ای مستقل، حقیقت آن بیان شده است: «یا أیها الذین آمنوا هل أدلّکم علی تجارةٍ تُنجیکم من عذابٍ ألیم... و أخری تحبّونها نصر من الله و فتح قریب و بشّر المؤمنین». (صف: ۱۰ و ۱۳)

حجت الاسلام و المسلمین ثمن آبادی خاطرنشان کرد: ره آورد دیگر تجارت الهی بخشش گناهان است، در سوره مبارکه صف می خوانیم: «یغفر لکم ذنوبکم» وپس از آن رهیابی به بهشت: «و یدخلکم جنات تجری من تحتها الأنهار و مساکنَ طیّبة فی جنات عدْن ذلک الفوْز العظیم» (صف: ۱۲) و سرّ اینکه در مقام تبیین دستاوردهای تجارت الهی سخن از مغفرت گناهان پیش ازراهیابی به جنّت آمده، این است که بهشت «دارالسلام» است وتاانسان از سلامتِ کامِل برخوردار نشود به وصال دارالسلام نخواهد رسید. خدای سبحان ابتدا گناهان تبهکاران را می آمرزد و آنان را شستشو می دهد و آنگاه آنها را رهسپار بهشت عَدْن می کند.

وی با بیان اینکه خداوند سبحان به مؤمنان بشارت پیروزی بر دشمن، مغفرت گناهان و راهیابی به بهشت عدن و سکونت در مسکن‌هایی پاکیزه می دهد، یادآور شد: هیچ یک از اینها ره آورد نهایی این تجارت پرسود نیست و ثمره برتر تجارت با خدا همان رسیدن به «جنة اللّقاء» و ملاقات با خدای سبحان است.

کارشناس دینی تأکید کرد: در آثار دینی گاهی دستیابی به بهشت، هدف و محصول سیر و سفر به سوی خدا معرّفی می شود؛ مانند اینکه امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: «ألا حرّ یَدَعُ هذه اللُّماظة لأهلها إنه لیس لأنفسکم ثمن إلا الجنّة فلا تبیعوها إلّا بها» (نهج البلاغه، حکمت ۴۵۶)؛ آنان که خود را به جلوه های فریبای دنیا فروخته اند، در حقیقت بردگانی هستند که خود را به «لُماظَة» فروخته اند و لماظه ذرات غذایی است که لای دندانها می ماند؛ زیرا متاع دنیا از آن جهت که دنیایی است تازه از نشئه غیب به عالم شهادت نرسیده است، بلکه پس مانده لذّت پیشینیان است که برای نسلهای بعد به یادگار گذاشته اند و آدمی که ارزش او به اندازه بهشت است، نباید خود را به کمتر از بهشت، مانند «لماظه» بفروشد وگرنه در زمره زیانکاران و اهل خسران خواهد بود. در این کلامِ بلند امیر بیان (ع) سخن در این نیست که انسان به آتش جهنّم نسوزد؛ زیرا بسیارند کسانی که به آتش جهنّم نمی سوزند، همانند کودکان و دیوانگان و کافران مستضعف که راهی برای تحقیق نداشته اند، بلکه مراد این است که انسان هرگز به کمتر از بهشت قناعت نکند.

وی بیان کرد: گاهی در معارف دین دستیابی به بهشت، هدف متوسّط سلوک انسان معرّفی شده است؛ زیرا بهشت، بهایی است که در برابر تن آدمی قرار می گیرد و در نتیجه، ارزش و بهای جان انسان برتر از بهشت است: «أما إنّ أبدانکم لیس لها ثمن إلاّ الجنّة فلا تبیعوها بغیرها» (اصول کافی، ج ۱، ص ۱۹)؛ ارزش بدن انسان در سایه تربیت روح کمتر از بهشت نیست و بشر نباید خود را به کمتر از آن بفروشد. امّا ارزش جان انسان بالاتر از بهشت است و باید رهسپار لقای خدای سبحان شود.

کارشناس دینی با اشاره به قابل جمع بودن این دو بیان از باب اطلاق و تقیید، خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین علی(ع) به طور مطلق و به اجمال در کلام اوّل می فرماید: ارزش و بهای انسان بهشت است، ولی در کلام دوم که از سخنان امام کاظم (ع) است، آن کلام مطلق بدین گونه تبیین و تقیید شده است که آنچه به اندازه بهشت ارزش دارد، تن مؤمن است، امّا جان او ارزشی برتر از بهشت دارد. پیامبر اکرم (ص) به امیر مؤمنان علی(ع) فرمودند: بهشت مشتاق تو و مشتاق عمّار، سلمان، ابوذر و مقداد است: «قال النبی (ص) لعلی (ع) : «الجنّة تشتاق إلیک وإلی عمّار و سلمان و أبی ذرّ والمقداد» (بحار، ج۴۰، ص۲۷) این سخن نبوی (ص) نیز مؤید همین حقیقت است؛ زیرا اگر بهشت مشتاق لقای اولیای الهی است روح آنان برتر از لقای بهشت است و باید به لقای خدای بهشت آفرین برسد: «فی مقعد صدْقٍ عند ملیکٍ مقْتدر» (قمر: ۵۵). البته لقای مظاهر فیض خاص و رحمت ویژه خداوند در قیامت نیز در حد خود، لقاءالله محسوب می شود، با این وجود، عنوان لقاء الله بدون قرینه ناظر به مشاهده جمال خداوند به اندازه هستی سالک صالح است.

صرف مال و جان در جهاد مقدس

حجت الاسلام و المسلمین ثمن آبادی خاطرنشان کرد: کسی که جان و مال خود را به خدا می فروشد، پس از بیع و بیعت با خدا، دیگر مالک آنها نیست و بعد از آن باید با اذن خدای سبحان در آنها تصرفّ کند؛ زیرا تصرّف در متاعی که فروخته شد، بدون اذن مالک آن، تصرّفی غاصبانه است و یکی از مهمترین زمینه های صرف مال و جان، جبهه های جنگ حقّ با باطل است: «إن الله اشتری من المؤمنین أنفسهم و أموالهم بأنّ لهم الجنّة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون ویقتلون وعداً علیه حقّاً فی التوراة والإنجیل والقرآن... » و لزوم جنگ و دفاع از حریم دین خدا، تنها، سخن قرآن کریم نیست، بلکه سخن همه پیامبران و کتابهای آسمانی آنان است. خدای سبحان به کسانی که با او چنین داد و ستدی کرده اند، بشارت می دهد که متاع زوال پذیر را داده و متاع ابدی و جاوید را گرفته اند و خدای سبحان قطعاً به عهد خویش وفا خواهد کرد؛ زیرا احدی باوفاتر از او نیست: «و من أوفی بعهْده من الله فاسْتبشِروا ببیْعکم الّذی بایعْتم به»

کارشناس دینی خاطرنشان کرد: فداکاری بزرگ امیرمؤمنان علی(ع) در «لیلة المبیت» که از هستی خود گذشت و به استقبال ضربه های شمشیر مهاجمانِ چهل قبیله حجاز رفت، بهترین نمونه فروختن جان برای رسیدن به رضوان و لقای الهی بود و از این رو آیه کریمه «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله...» درباره او نازل شد. در این داد و ستد، آن حضرت (ع) جان شریف خود را به بهای لقای مهر و رضوان الهی فروخت و چون این فداکاری از بهترین عبادات حضرت بود که خود درباره عباداتش می فرماید: «ما عبدتک خوفاً من نارک ولا طمعاً فی جنتک لکن وجدتک أهلاً للعبادة فعبدتک»، خدای سبحان نیز در تبیین آن هرگز سخنی از دستیابی به بهشت یا رهایی از آتش به میان نیاورد، بلکه هدف آن را «ابتغاء مرضات الله» دانست.

حجت الاسلام و المسلمین ثمن آبادی ادامه داد: بیشترین تعبیر درباره تجارت معنوی انسانها با خدا در قرآن کریم به صورت بیع، شراء و اشتراء است و شاید تعبیر «بِیَع» از معابد ترسایان نیز ناظر به همین معنا باشد: «ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع وبِیَعٌ وصلوات ومساجد» (حج: ۴۰) مراکز عبادی، بازاری است که انسانها جان و مال خود را در آن جا می فروشند و لقای خدا را می خرند و اگر قانون دفاع نباشد تا مانع تجاوز متجاوزان گردد، آنان با منهدم ساختن مراکز عبادت، انسانها را به بردگی و بندگی خود می کشانند؛ زیرا تنها پایگاهی که مانع سلطه پذیری انسان است، مراکز عبادت است. اگر جلو تهاجم متجاوزان گرفته نشود، نه «صومعه» ای باقی می ماند تا راهب منزوی در آن به رهبانیتش بپردازد و نه «بیعه» ای تا ترسایان در آن جا با خدا بیعت کنند و به داد و ستد با خدا بپردازند.

انتهای پیام. /

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha