دوشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۲
تحولات اخیر را نباید تغییر تاکتیکی صرف تلقی کرد

حوزه/استاد دانشگاه گفت: این تحولات را نباید صرفاً یک تغییر تاکتیکی تلقی کرد؛ این نشان‌دهندهٔ یک تغییر استراتژیک عمیق‌تر است؛ طرف مقابل به این نتیجه رسیده است که صرفاً با هدف قرار دادن تاسیسات نظامی، نمی‌تواند به اهداف خود برسد و سعی می‌کند با ایجاد فشار روانی و اجتماعی، جامعه را تحت تاثیر قرار دهد و در نهایت، حاکمیت را وادار به تسلیم کند.

به گزارش خبرگزاری حوزه از اصفهان، اوضاع امروز نشان‌دهنده‌ پیچیدگی‌هایی است که نیازمند بررسی دقیق و جامع است؛ در این میان، حضور آگاهانه و فعالانه مردم در صحنه و آمادگی نیروهای مسلح کشور، به عنوان دو عامل کلیدی در حفظ امنیت و دفاع از منافع ملی مطرح می‌شوند.

با توجه به شرایط امروز، تصمیم گرفتیم با فاطمه فرهنگ، کارشناس مسائل سیاسی و حقوق بین الملل برای این تغییر پارادیم جهانی و نزاعات اخیر به شرح زیر گفت‌وگو کردیم.

خبرنگار: با توجه به تحولات اخیر در استراتژی‌های نظامی و هدف‌گیری زیرساخت‌های غیرنظامی، تحلیل شما از این رویکرد چیست؟

فرهنگ: این تحولات را نباید صرفاً یک تغییر تاکتیکی تلقی کرد؛ این نشان‌دهندهٔ یک تغییر استراتژیک عمیق‌تر است؛ طرف مقابل به این نتیجه رسیده است که صرفاً با هدف قرار دادن تاسیسات نظامی، نمی‌تواند به اهداف خود برسد و سعی می‌کند با ایجاد فشار روانی و اجتماعی، جامعه را تحت تاثیر قرار دهد و در نهایت، حاکمیت را وادار به تسلیم کند.

خبرنگار: منظور از "فشار روانی و اجتماعی" جیست؟

فاطمه فرهنگ: فشار روانی و اجتماعی شامل طیف وسیعی از اقدامات می‌شود؛ از حملات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی، تا انتشار اخبار کذب و تبلیغات منفی در شبکه‌های اجتماعی که هدف از تمام آنها، ایجاد ترس و ناامیدی در جامعه، تضعیف اعتماد مردم به دولت و در نهایت، سوق دادن مردم به سمت اعتراض و نافرمانی است.

خبرنگار: این رویکرد با چه نظریه‌هایی مرتبط است؟

فاطمه فرهنگ: این رویکرد یادآور نظریه‌هایی مثل "اجبار" است که در کتاب "سلاح‌ها و نفوذها" مطرح شده است؛ در این نظریه، اجبار به معنای تهدید به اعمال خشونت علیه اهداف غیرنظامی برای وادار کردن حکومت‌ها به پذیرش خواستهٔ مهاجمه است. البته، این نظریه باید با احتیاط تفسیر شود و نباید فراموش کرد که هدف‌گیری غیرنظامیان، جنایت جنگی محسوب شده و هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد.

خبرنگار: این استراتژی تا چه حد می‌تواند مؤثر باشد؟

فاطمه فرهنگ: بسته به عوامل مختلف از جمله، میزان مقاومت جامعه، توانایی دولت در مقابله با این حملات و میزان حمایت خارجی که طرف مقابل دارد و اگر جامعه متحد و مقاوم باشد و دولت بتواند با ارائه راهکارها و ایجاد امید، اعتماد مردم رو جلب کند، این استراتژی نمی‌تواند موفق باشد اما اگر جامعه دچار تفرقه و ناامیدی شود، ممکن است این استراتژی تا حدودی مؤثر واقع شود.

خبرنگار: بهترین راه برای مقابله با این تهدید چیست؟

فاطمه فرهنگ: بهترین راه، ترکیبی از اقدامات امنیتی، اقتصادی و فرهنگی است؛ باید هم زیرساخت‌های حیاتی را تقویت کرد و هم با ایجاد فرصت‌های اقتصادی، امید به آینده را در جامعه زنده کرد و هم با ترویج فرهنگ مقاومت و اتحاد، جامعه را در برابر حملات روانی دشمن مصون نگه داشت و البته، نباید فراموش کنیم که دیپلماسی و مذاکره هم می‌تواند نقش مهمی در حل این بحران داشته باشد؛ مهم این است که با صبر و حوصله و با اتکا به توان داخلی، از منافع ملی خود، دفاع کنیم.

خبرنگار: حمله به کاخ چهل‌ستون چه پیام حقوقی و نمادینی دارد؟

فاطمه فرهنگ: این اقدام فراتر از یک عملیات نظامی ساده است و در واقع به‌عنوان نقض صریح کنوانسیون لاهه که به‌حفاظت از میراث فرهنگی جهانی می‌پردازد، شناخته شده است؛ با تخریب چنین نمادهای تاریخی، هدف ایجاد ناامنی روانی و تضعیف حس هویت جمعی مردم است و به‌عبارت دیگر، این حمله سعی می‌کند تا پیام بدهد که «هیچ‌یک از نمادهای هویتی ما ایمن نیست» و به‌طوری مستقیم روحیهٔ ملی را تحت فشار قرار می‌دهد.

خبرنگار: هدف‌گیری مراکز آموزشی مثل مدرسه شجره طیبه چه پیام حقوقی دارد؟

فاطمه فرهنگ: این نوع حملات مستقیماً به‌عنوان جنایت جنگی طبق کنوانسیون‌های ژنو شناخته می‌شوند؛ هدف‌گیری غیرنظامیان، به‌ویژه کودکان، نقض آشکار قوانین بین‌المللی است و در چارچوب نظریهٔ «جنگ‌های نسل چهارم» این اقدامات برای درهم‌شکستن اراده ملی و تخریب زیرساخت‌های اجتماعی‑روانی به‌کار می‌روند و به‌عبارت دیگر، با کشتن دانش‌آموزان و تخریب مدارس، آیندهٔ یک ملت هدف‌گیری می‌شود و رعب و وحشت در جامعه ریشه می‌دواند.

خبرنگار: در این شرایط، مهم‌ترین عامل در مقابله با این استراتژی دشمن چیست؟

فاطمه فرهنگ: با وجود تمام چالش‌ها و آسیب‌هایی که این حملات به همراه دارند، حضور فعال و هوشیارانه مردم در صحنه، قدرتمندترین ابزار بازدارندگی در برابر این‌گونه اقدامات است؛ وقتی مردم متحد و مقاوم باشند و در کنار هم بایستند، دشمن در می‌یابد که حتی با تخریب زیرساخت‌ها، نمی‌توان ارادهٔ ملت برای مقاومت و حفظ استقلال را تضعیف کرد و این حضور مردمی، نه تنها مانع از تحقق اهداف استراتژی تغییر معادله جنگ به صحنهٔ اجتماعی می‌شود، بلکه خود به یک سپر دفاعی مستحکم تبدیل می‌گردد.

خبرنگار: انسجام ملی و تاب‌آوری مردم می‌تواند موازنه قدرت را تغییر دهد؛ این دقیقاً به چه معناست؟

فاطمه فرهنگ: در جنگ‌های مدرن، اغلب سعی می‌کنند با ایجاد وحشت و تفرقه، طرف مقابل را تضعیف کنند اما وقتی مردم با هم متحد باشند و در برابر این فشارها ایستادگی کنند، این موازنه تغییر می‌کند.

یعنی دیگر نمی‌توان با ایجاد رعب و وحشت، طرف مقابل را وادار به تسلیم کرد؛ انسجام ملی و تاب‌آوری مردم، قدرت و توانمندی واقعی است که می‌تواند در برابر هرگونه تهدیدی مقاومت کند. این‌جاست که موازنه قدرت به نفع طرف مدافع تغییر می‌کند.

خبرنگار: نقش مردم در زمینی کردن جنگ چیست؟

فاطمه فرهنگ: حضور فعال و همبستهٔ مردم در صحنه، مانع از تحقق اهداف استراتژیک مهاجمان می‌شود و این نقش رو می‌توان در سه بخش اصلی بررسی کرد:

خبرنگار: دلیل ورود آمریکا به این جنگ چیست؟

فاطمه فرهنگ: با توجه به دیدگاه‌های روابط بین‌الملل، به نظر می‌رسد که ورود آمریکا به این جنگ نه بر اساس منافع ملی خود، بلکه تحت فشارهای اسرائیل و لابی‌های قدرتمند آن صورت گرفته است؛ اعترافات برخی از مقامات آمریکایی، مثل مارکو روبیو و مایک جانسون، مبنی بر پیش‌بینی حمله به نیروهای آمریکایی و تلاش اسرائیل برای اقدام مستقل، این تحلیل را تأیید می‌کند.

همچنین، نفوذ لابی اسرائیل در کنگرهٔ آمریکا انکارناپذیر است و حتی با وجود مخالفت افکار عمومی و عدم وجود تهدید مستقیم، این لابی توانسته است که رأی‌هایی را به نفع ادامهٔ جنگ تغییر دهد؛ استدلال‌های اولیه برای شروع جنگ، مانند ادعای توسعهٔ موشک‌های بالستیک ایران، توسط مقامات پنتاگون رد شده و این موضوع نشون می‌دهد که انگیزه‌های دیگه‌ای پشت پردهٔ این تصمیمات وجود دارد.

هدف اولیه مهاجمان، ایجاد خلأ قدرت با ترور آیت‌الله خامنه‌ای و چند تن از رهبران ارشد بوده است اما واکنش سریع و انتخاب رهبر جدید، "تاب‌آوری نهادی" ایران را نشان داد و محاسبات فروپاشی داخلی را بر هم ریخت؛ به جای فروپاشی، همبستگی و "اثر پرچم" (Rally 'round the flag) در جامعه ایران شکل گرفت و انسجام دفاعی تقویت شد.

یکی از مهمترین تاثیراتی که حاکمیت ( موازنه وحشت ) می‌گزارد این است که همه‌ی بازیگران نسبت به همدیگر نگرانی دارند و این موازنه وحشت مدتی است که در منطقه حکم فرماست و با گذشت چند روز از جنگ اخیر به سمت موازنه قدرت گام برداشته است .

نظریه موازنه قدرت بر این اصل استوار است که امنیت بین‌المللی زمانی افزایش می‌یابد که قدرت نظامی به نحوی توزیع شده باشد که هیچ دولتی به اندازه‌ای که توانایی تفوق آمدن بر دیگر دولت‌ها را داشته باشد، قدرتمند نباشد و این نظریه پیش‌بینی می‌کند که اگر یک دولت، قدرت فوق‌العاده زیادی داشته باشد از قدرت خود استفاده می‌کند و به کشورهای ضعیف حمله می‌کند؛ این امر موجب می‌شود دولت‌هایی که در معرض خطر هستند برای پیوستن به ائتلاف‌های تدافعی انگیزه پیدا کنند.

وی ادامه داد: در مرحله نخست حمله به ایران موازنه وحشت با ترور رهبر و مسئولین نظامی در اتاق جنگ و حمله مستقیم به مدرسه دخترانه شدت یافت و این مرحله با حمله به بیمارستان ها ، مراکز درمانی و اورژانس و خدمات اجتماعی و امداد شدت گرفت. همچنین با حمله به مناطق نظامی و اقتصادی وحشت به مرحله‌ی سخت‌تری تسری یافت که با حمله به مناطق مسکونی این تسری به حوزه‌ی اجتماعی و روانی عموم انتقال پیدا کرد.

ایران در پاسخ دفاعی خود دست به موازنه وحشت متقابل زد و علاوه بر واکنش مستقیم، کشورهای مداخله کننده در این وحشت را نیز درگیر کرد که این موازنه وحشت در حوزه نظامی به واسطه ی بستن تنگه هرمز، سعی در بازدارندگی و هدایت کشور ها به سمت استقلال خویش و عدم همکاری با آمریکا و اسرائیل داشته است و این اقدام که منافع دیگر کشور ها را نیز درگیر می‌کند، آن ها را به سمت مذاکره و آتش‌بس سوق می‌دهد. همچنین ایران بخاطر توانمندی های استراتژیکی که داشته، بازار نفت و طلا جهانی را تحت تاثیر قرار داده است.

خبرنگار: برای دستیابی به بازدارندگی مؤثر و جلوگیری از تکرار تهاجم، چه باید کرد؟

فرهنگ: اول؛ شناسایی رسمی متجاوز؛ سازمان‌های بین‌المللی باید متجاوز را شناسایی و درخواست غرامت کنند. دوم؛ تطابق سطح آسیب؛ میزان صدمه وارد شده به متجاوز باید با خسارات وارده برابر یا بیشتر باشد. سوم؛ ایجاد ترس از تهاجم مجدد؛ متجاوز باید از حمله مجدد احساس ترس کند. چهارم؛ نمایش قدرت بازدارنده؛ نمایش سلاح‌ها و توانمندی‌هایی که امکان حمله مجدد را کاهش دهد. پنجم؛ گسترش ضرر اقتصادی؛ ضرر اقتصادی حمله باید فراگیر باشد تا سایر کشورها مانع اقدام متجاوز شوند.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha