سه‌شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۹
شهید از حیاتی ثمربخش بهره‌مند است

حوزه/ استاد حوزه علمیه گفت: خدای سبحان مرگ کافران را انتقال از دنیا به دار البوار و خانه هلاکت می داند؛ امّا انتقال شهیدان از این عالم به نشئه دیگر را حیات طیّب، زیرا شهیدان تمامی آثار زنده بودن، از جمله ادراک آمیخته با کار و کار همراه معرفت را دارند.

حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر اسدی مقدم در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به نبرد تاریخی ایران اسلامی با آمریکا و رژیم صهیونیستی بیان کرد: آیات بسیاری به موضوع قتال و شهادت اشاره دارد؛ که از جمله آن ها آیات ۱۶۹ تا ۱۷۱ سوره مبارکه آل عمران، است که خداوند می فرماید: «ولاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون، فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ ویَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلاّ خَوفٌ عَلَیهِم ولا هُم یَحزَنون، یَستَبشِرونَ بِنِعمَةٍ مِنَ اللهِ وفَضلٍ واَنَّ اللهَ لایُضیعُ اَجرَ المُؤمِنین»

وی افزود: منافقان یا افراد سست ایمان به سبب عدم اعتقاد به زندگی پس از مرگ، حضور در جنگ را القای خود در تهلکه پنداشته و گمان می کردند با کشته شدن زندگی خود را از دست می دهند و چیزی آن را جبران نمی کند و براثر همین خیال، شهیدان را مُرده، یعنی بی اثر می انگاشتند، از این رو خداوند سبحان در این آیات، حقّانیت حیات پس از مرگ، زنده بودن شهیدان راه خدا و حیات ویژه برزخی آنان را مطرح می کند تا هم توهّم نابودی شهیدان و هم پندار بی اثر بودن شهادت آنان را دفع کند و هم حیات برزخی را که برای مسلمانانِ معتقد به اصل معاد نیز روشن نبود، برای آنان تبیین فرماید.

کارشناس دینی اظهار کرد: خداوند سبحان هم وضع شهید را به بازماندگان اعلام می کند و هم از همرزمان شهید به او گزارش می دهد تا از سویی بازماندگان اعتراض و توهمی سوء نداشته باشند و از سوی دیگر راهیان کوی شهادت تشویق شوند و شهیدان، خوشحال. حیات پس از مرگ برای همگان قطعی است؛ امّا شهید و هر که در حدّ و مقام او باشد، زندگی برزخی ویژه، والاتر و برتر از زیست برزخی افراد عادی دارد. شهیدان هم اکنون از زندگی ویژه برزخی برخوردارند و در آن برزخ که روضه ای از ریاض بهشت است از رزق و نعمت و فضل الهی بهره مندند.

حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر اسدی مقدم خاطرنشان کرد: شهیدان زنده اند و نزد خدا و روزی و ارتزاق آنان نیز عنداللهی است. مراد از این عندیّت و قرب، قرب مکانتی و منزلتی است، زیرا خداوند سبحان از جسم بودن، مکان داشتن و امثال آن منزّه است و روح مجرّد از جسمیت می تواند به خداوند قرب معنوی داشته باشد. از تقدیم ظرف «عِندَ رَبِّهِم» بر فعل «یُرزَقون»، اهتمام به این قرب دانسته می شود.

وی گفت: حیات شهیدان، عند الله واقعی است نه عندِ علمی؛ و چون هرچه نزد خداست ثابت است، تمام آنچه به شهیدان می رسد از زوال مصون است و آنان به سبب بهره مندی از حیات و رزق عنداللهی، جاودانه متنعم اند. شهیدان در برزخ و در بهشت جاویدان، هم از رزق جسمانی بهره مندند و هم از روزی معنوی؛ مانند معرفت، شهود و لذت حضور. شهیدان از این مقام و برای بهره مندی از رزق کریم و بی زوال و پاداش عظیم الهی و نیز به جهت آثار حیاتی که شهادتشان برای جامعه داشته است، شادمان اند و شادمانی اهل ایمان به فضل و عطای الهی است نه به زخارف دنیا. البته فرح شهیدان فراوان است که مواردی از آن در این آیات آمده است.

مبلّغ شهرستان آمل ابراز داشت: بر زنده بودن شهیدان، آثاری حقیقی مترتّب است که نشاط و نعمت سرشار و بی زوال که آنان را دربر گرفته است، یکی از آنهاست. خون شهید نیز آثاری عملی دارد و همان گونه که وی در زندگی اش برای نجات دیگران می کوشید، آثار و برکات خون او نیز سبب می شود گروه بیشتری هدایت شوند و راه شهید را در پیش گیرند.

وی افزود: شهید، با هوش و با آثار عملی از این دنیا به نشئه دیگر می رود، از این رو به امور دنیا آگاه است و از دنیا خبر مسرّت بخش می گیرد. او مستمر استبشار می کند؛ یعنی نشاط از راه بشارت می طلبد تا مسرور گردد و خداوند یا مدبّران الهی، حال مؤمنان سالک و رهپویان ملحق نشده را به شهدا مژده می دهند و آنها خوشحال می شوند.

حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر اسدی مقدم اظهار داشت: گزارش این صحنه، عامل تشویق و تحریک رزمندگان و راهیان کوی شهادت است و ذکر استبشار شهید در این گزارش، تحمید حال وی و بیانگر عظمت مقام اوست که بعد از ارتحال نیز همچون قبل از آن به فکر نجات دیگران و نگران آنان است نه بیگانه و بی تفاوت. از آنجا که شهید ایثارگر است و با همین فضیلت سفر کرده است، جویای خبر از دوستان و برادران همفکر و همراه و همرزم خویش است که راهی کوی شهادت و در میانه راه اند و هنوز به شهید و به مقصد نرسیده اند؛ نه از حال کسانی که در پی شهیدان و پوینده راه آنان نیستند، زیرا اینان اصلاً حرکت نکرده اند، از این رو هرگز مصداق عنوان «لَم یَلحَقوا» نیستند که عدم ملکه است. نخستین مژده دریافتی شهید پس از شهادت نیز آگاهی از وضع همرزمان است.

وی خاطرنشان کرد: «یَستَبشِرون» به معنای درخواست سرور و یافتن بشارت است و خداوند سبحان در پاسخ این خواست شهیدان می فرماید که همرزمان آنان هیچ گونه ترس و اندوهی نخواهند داشت و شهدا با گرفتن این بشارت از خداوند خوشحال می شوند. مقامات معنوی که رسیدن به آنها فرح بخش است هرگز خوف و حزنی در پی ندارند. حزن درباره گذشته و خوف نسبت به آینده است و مؤمن مخلص که همچون شهید از گرو تاریخ و زمان بیرون است، نه چیزی را در گذشته از دست داده است تا غمگین باشد و نه در آینده از کف می دهد تا از زوال داشته هایش بهراسد.

کارشناس دینی یادآور گردید: محبوب مؤمنان، خدای سبحان و اسمای حسنای اوست که هرگز نابود نمی شود. دلبستگی مؤمنان به اموری جاودان است؛ نه چیزهای فناپذیر و از دست رفتنی، تا با از دست دادن آنها اندوهگین شوند؛ یا با احتمال از دست دادن آنها هراسناک گردند. بر همین اساس، هر خوفی از آنان برداشته شده است و همیشه از غم منزّه اند: «ألاّخَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون» . بی شک، مؤمن باید در دنیا همواره میان خوف و رجا باشد. فراق شهیدان نیز هم رزمانشان را خائف و محزون نمی کند، چون با اعلام الهی می دانند که خود چیزی را از دست نداده اند و شهیدان نیز به زندگی بهتر و برتر رسیده اند. البته اندوه عدم نیل خود به فوز شهادت را دارند و نیز براثر عاطفه اشک می ریزند.

وی افزود: همان گونه که پیام فرشتگان مکرّم، نهی از اندوه است، اثر تکوینی شهیدان نیز که به مقام کرامت رسیده اند این است که به این مقام برسید و بر گذشته و آینده پا بگذارید که دیگر خوف و حزنی نخواهید داشت. شهیدان مستبشرند و مژده خوب می خواهند و خدای سبحان مبشّر است و به شهدا بشارت می دهد. این بشارت، گزارش یاد شده و نعمت و فضل الهی است، بنابراین بشارت شهدا گاهی به گرفتن گزارش از وضع سالکان به مقصد نرسیده است و زمانی به نعمت و فضل خدا و اینکه اجر مؤمنان ضایع نمی شود. طبق استبشار دوم که اعم از استبشار اول است، نعمتی عظیم و فضلی بزرگ بهره شهیدان می شود و خدای سبحان با فضل خویش با آنان رفتار و بیش از عمل دنیایی شان آنها را از رحمت خود بهره مند می کند. فضل در مقابل عمل نیست. عنوان «فضل» در زیادت ظهور دارد، بنابراین فضل در اینجا زائد بر مقدار پاداش است که به شهیدان داده می شود.

حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر اسدی مقدم اظهار داشت: مهمترین عاملی که منافقان و افراد سست ایمان را به ترک جنگ وا می داشت، عدم اعتقاد به زندگی پس از مرگ بود. آنان گمان می کردند با کشته شدن زندگی خود را از دست می دهند و چیزی آن را جبران نخواهد کرد، از این رو آیات فراوانی در حقّانیت حیات پس از مُردن و نیز آیاتی درباره زنده بودن شهیدان نازل شد. آری مسلمانان از روی تحقیق یا تقلید، اصل معاد را پذیرفته بودند؛ امّا حیات برزخی برای آنان روشن نبود، از این رو قرآن کریم زیست برزخی را برای آنان بیان فرمود؛ با این تفاوت که حیات برزخی شهیدان برتر از زندگی برزخی افراد عادی است.

وی ابراز داشت: آیات بیان شده از سوره مبارکه آل عمران هم توهّم نابودی شهدا و هم بی اثر بودن شهادت آنها را دفع می کند و به دو مطلب عنایت دارد: ۱. شهید زنده است. ۲. حیات او ثمربخش است: «ولاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ أمواتاً بَل أحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون ٭ فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ ویَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم ألاّ خَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون ٭ یَستَبشِرونَ بِنِعمَةٍ مِنَ اللهِ وفَضلٍ وأنَّ اللهَ لایُضیعُ أجرَ المُؤمِنین» . بر اساس این آیات، قیاس شهید با مقتولِ عادی روا نیست، زیرا با هم فرق دارند. زیرا مُرده نه فعل دارد و نه ادراک، زیرا فاقد حیات است که مبدأ این خصوصیت هاست؛ ولی شهید هم فعل دارد، چون مرتزق است؛ هم ادراک دارد، زیرا فرح و استبشار دارد که هر دو همراه ادراک اند؛ لیکن ادراک شهید حضوری است نه حصولی. فرح شهید فراوان است و در آیات مورد بحث به سه مورد آن عنایت شد.

کارشناس دینی گفت: بر اساس آیات مزبور، که در آن حیات شهید و اثر و ثمر آن بیان شده است، شهید دو حکم نفسی و نسبی دارد: حکم نفسی وی این است که او زنده است و نزد خدا از رزق الهی بهره می برد و از نعمت و فضل الهی متنعّم است و چون حیات و رزق او عند الله است، زوال پذیر نیست: «ما عِندَکُم یَنفَدُ وما عِندَ اللهِ باق» (نحل: ۹۶) پس شهید، جاودانهْ متنعّم است. حکم نسبی شهید، ایجاد فرهنگ شهادت و گسترش آن در امّت اسلامی، نگهبانی از احکام و قوانین اسلام در بین مردم و... است و عدّه ای که با «لَم یَلحَقوا بِهِم» از آنها یاد شده، مشمول حکم نسبی آنان اند. این عنوان که عدم ملکه است، بیانگر آن است که گروهی راهیان راه شهدایند ولی هنوز نرسیده اند.

وی افزود: خدای سبحان مرگ کافران را انتقال از دنیا به دار البوار (خانه هلاکت) می داند؛ (ابراهیم: ۲۸)؛ امّا انتقال شهیدان از این عالم به نشئه دیگر را حیات طیّب، زیرا شهیدان تمامی آثار زنده بودن، از جمله ادراک آمیخته با کار و کار همراه معرفت را دارند. انسانی که بی هوش می شود و می میرد، از مبدأ حرکت خود آگاه نیست، در حالی که شهید با هوش و با آثار عملی که برکت خون اوست، از دنیا می رود.

حجت الاسلام و المسلمین اسدی مقدم با اشاره به اینکه خون شهید آثاری عملی دارد، خاطرنشان کرد: همان اثری را که شهید در دنیا با تبلیغ یا فعالیّت های دیگر در میان همنوعان خود می گذارد، خون او با عمقی بیشتر آن را می بخشد. خون شهید در هر وضعی اثرگذار است. شاید این اثر فوری نباشد؛ امّا هرگز کسی نمی تواند مانع اثربخشی خون شهید و تحقّق اهداف او شود، از این رو اهل معرفت گفته اند که ظهور موسای کلیم (ع) محصول خون های ناحق ریخته شده به دست فرعونیان بود. (رحمة من الرحمن، ج ۱، ص ۱۳۴). در منطق الطیر عطار آمده است: صد هزاران طفل سر ببریده گشت٭٭ تا کلیم الله صاحب دیده گشت. (منطق الطیر، ص ۲۰۰) هرچند مدّت ها به طول انجامید.

وی تصریح کرد: سرانجام برای تحقّق آثار خون شهید، خضر راهی می رسد و به اهداف او جامه عمل می پوشاند. برای نمونه حضرت خضر (ع) در برابر پیشنهاد موسای کلیم (ع) جهت مزدخواهی برای تعمیر دیوار نیمه خراب: «لَو شِئتَ لَتَّخَذتَ عَلَیهِ أجرا» (کهف: ۷۷) فرمود: «وأمَّا الجِدارُ فَکانَ لِغُلامَینِ یَتیمَینِ فِی المَدینَةِ وکانَ تَحتَهُ کَنزٌ لَهُما وکانَ أبواهُما صالِحاً فَأرادَ رَبُّکَ أن یَبلُغا أشُدَّهُما ویَستَخرِجا کَنزَهُما رَحمَةً مِن رَبِّکَ وما فَعَلتُهُ عَن أمری ذلِکَ تَأویلُ ما لَم تَسطِع عَلَیهِ صَبرا» (کهف: ۸۲) زیر آن دیوار که مال دو طفل یتیم بود گنجی نهفته بود و چون پدر آن دو یتیم انسانی صالح بود، خداوند خواست که خوبی پدر به فرزندان او برسد و نیّت و آرمان پدر جامه عمل بپوشد، زیرا ممکن نیست کسی دستور خداوند را رعایت کرده و صالح شود و خدا به او پاداش ندهد. ایصال خیر به فرزند ثمره صلاح پدر است.

مبلّغ شهرستان آمل یادآور شد: شهید به احوال مردم از راه خبر گزارشگران الهی آگاهی می یابد و همچنین به اوضاع برزخ و قیامت علم حضوری دارد و به طور مستمرّ که از فعل مضارع «یَستَبشِرونَ» استفاده می شود استبشار می کند؛ یعنی نشاط از راه بشارت می طلبد تا مسرور گردد و خداوند یا مدبّران الهی حال رهپویان ملحق نشده را به شهدا بشارت می دهند و آنها خوشحال می شوند.

کارشناس دینی افزود: شهید بی آنکه غافل و بی اطلاع باشد، از این دنیا به نشئه دیگر می رود، از این رو به امور دنیا آگاه است و از آنجا خبر مسرّت بخش دریافت می کند: شهدا حال مؤمنان سالک و رهپویان کوی شهادت را از خداوند چنین تلقّی می کنند و با آن خواستار سرورند و خوشحال می شوند: «ألاّخَوفٌ عَلَیهِم ولاهُم یَحزَنون» پس شهید وقایع عالم برزخ را می بیند؛ ولی از امور دنیا هم غافل نیست. آثاری حقیقی بر زنده بودن شهیدان مترتّب است که نشاط و نعمت سرشار یکی از آنهاست و آنان را دربر گرفته است و از آنجا که این نعمت و نشاط از مبدئی زوال ناپذیر سرچشمه می گیرد، هیچ گونه هراسی درباره نابودی آن نیست. بی شک، حیات ویژه شهیدان، برای علمای دین نیز که مدادشان برتر از خون شهیدان است ثابت خواهد بود.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha