به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، حجتالاسلام ناصری، از اساتید اندیشکده راهبردی سعداء، در کارگاه آموزشی «جنگ اقتصادی» که در مدرسه علمیه اسلامشناسی حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) برگزار شد، به بررسی ابعاد و راهبردهای جنگ اقتصادی در عرصه بینالملل پرداخت.
وی سخنان خود را با طرح دو پرسش آغاز کرد و گفت: چرا کشورهایی که بزرگترین ذخایر نفتی و منابع طبیعی را در اختیار دارند، گاه فقیرترین ملتها را در خود جای دادهاند؟ ونزوئلا با منابع عظیم نفتی، لیبی که زمانی ثروتمندترین کشور آفریقا محسوب میشد و عراق با دو رود پرآب، نمونههایی هستند که این پرسش را ایجاد میکنند که آیا این وضعیت صرفاً ناشی از بدشانسی و خطاهای داخلی است یا پشت آن نقشهای مهندسیشده قرار دارد؟
وی با اشاره به تغییر ماهیت تقابلها در جهان افزود: امروز دشمن روش خود را تغییر داده و جنگی بهمراتب سنگینتر از نبرد نظامی در جریان است؛ جنگی که صدای انفجار ندارد، اما میتواند یک ملت را از پای درآورد.
به گفته وی، در نبردهای کلاسیک، ابزار جنگ سلاح، گلوله و تانک است و تاکتیک آن اشغال سرزمینهاست. هدف چنین جنگی تغییر مرزهاست و نتیجه آن تلفات آشکار و شکلگیری مقاومت ملی است؛ اما در جنگهای جدید، الگوی تقابل تغییر کرده است.
راهبرد «دولتزدایی» در جنگهای نوین
حجتالاسلام ناصری با بیان اینکه هدف دشمن در بسیاری از موارد صرفاً تغییر رژیم نیست، تصریح کرد: استراتژی اصلی در جنگهای نوین «دولتزدایی» است. در این الگو، دشمن لزوماً به دنبال تغییر افراد حاکم نیست، بلکه هدف نهایی تخریب ساختاری و از میان بردن توانمندیهای مادی و سرمایههای اجتماعی یک کشور است؛ به گونهای که کشور از درون تهی شده و به جغرافیایی سوخته تبدیل شود.
وی ادامه داد: لبه نخست این راهبرد، انهدام توان اقتصادی دولت برای تأمین نیازهای مردم است و لبه دوم آن، درهم شکستن امنیت روانی و فیزیکی جامعه از درون میباشد و نقطه تلاقی این دو، فروپاشی نظم اجتماعی و تبدیل کشور به یک «دولت شکستخورده» خواهد بود.
این استاد حوزه در ادامه با طرح این پرسش که «آیا هدف نهایی در ایران دموکراسی است یا ایجاد ساختاری وابسته؟» اظهار داشت: بر اساس تحلیل جفری ساکس، هدف آمریکا صندوق رأی نیست، بلکه ایجاد جغرافیایی ضعیف، تجزیهشده و مطیع است تا منابع آن در اختیار نظام سلطه قرار گیرد.
وی افزود: دشمن با موجودیت ایران مشکل دارد، نه صرفاً با برخی سیاستهای آن؛ زیرا موجودیت یک ایران مستقل، نظم ارباب ـ رعیتی در نظام جهانی را به چالش میکشد و الگویی از استقلال ارائه میدهد که میتواند الهامبخش سایر کشورها باشد.
حجتالاسلام ناصری تصریح کرد: هدف نهایی، دولتزدایی و شکلدهی به «خاورمیانه جدید» است؛ مفهومی که در آن دولتهای مقتدر به مجموعهای از واحدهای کوچک و ضعیف تبدیل میشوند که برای اداره خود نیازمند حضور و مداخله شرکتها و قدرتهای غربی هستند.
وی تأکید کرد: آگاهی و بصیرت، به منزله واکسنی فکری در برابر این روند است و پیروزی در چنین نبردی در گرو پیوند اقتصاد تولیدمحور، قدرت بازدارندگی و انسجام ملی خواهد بود؛ مسیری که میتواند کشورها را از خطر فروپاشی به سوی اقتدار سوق دهد.
نمونههای تاریخی از اجرای جنگ اقتصادی
وی در ادامه با اشاره به برخی نمونههای تاریخی گفت: در پرونده کشور شیلی، «دکترین به فریاد آوردن اقتصاد» اجرا شد. در سال ۱۹۷۰ و با مطرح شدن شعار استقلال اقتصادی و ملیسازی معادن مس، زنگ خطر برای واشنگتن به صدا درآمد. پاسخ آمریکا، طراحی کودتای نظامی از مسیر ایجاد تنگنای معیشتی بود؛ بهگونهای که با مداخلات ارزی، سیاسی و رسانهای، پول ملی این کشور تضعیف و زمینه ناآرامیهای اجتماعی فراهم شد.
وی درباره وضعیت لیبی نیز اظهار داشت: در این کشور نیز تحریم اقتصادی، ایجاد توهم امتیازگیری، حمله ناتو و در نهایت دولتزدایی، به فروپاشی ساختار اداری انجامید. در این روند، حدود ۱۶۰ میلیارد دلار از ثروت ملی لیبی غارت شد و در ادامه، زمینه برای ظهور گروههایی همچون داعش و حتی بازگشت پدیده بردهفروشی فراهم شد. دشمن به کشوری که خود را خلع سلاح کرده باشد، به سرعت حمله میکند.
وی در پاسخ به این سوال که چرا در این تحلیلها بیشتر از کشورهای ضعیف و وابسته به آمریکا مثال زده میشود و کمتر از کشورهای پیشرفتهای که با آمریکا رابطه دارند سخن گفته میشود، بیان کرد: بر اساس فرمایشات رهبر شهید انقلاب، نباید فریب ظاهر کشورهای پیشرفتهای مانند کانادا را خورد، بلکه باید وضعیت درونی این کشورها را بررسی کرد.
به عنوان نمونه، در برخی موارد اگر فردی در کانادا نیازمند عمل قلب باشد، باید ماهها در صف انتظار قرار گیرد، در حالی که در ایران این فرآیند در مدت کوتاهتری انجام میشود. بنابراین باید مشکلات را از زبان مردم شنید و قضاوت کرد، نه صرفاً بر اساس تصویری که رسانهها ارائه میدهند.
وی در ادامه با اشاره به دیدگاه جفری ساکس درباره مراحل براندازی گفت: برای براندازی یک کشور معمولاً پنج مرحله طراحی میشود؛ نخست جنگ اقتصادی برای زیر سؤال بردن مشروعیت دولت، دوم تئوریزه کردن آشوب، سوم عملیات روانی و مهندسی ادراک از طریق رسانهها، چهارم مداخله نظامی و در نهایت تخریب نظامی و دولتزدایی.
وی افزود: در ایران نیز بسیاری از این مراحل تجربه شده است. جنگ اقتصادی در فاصله سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۷ با فشارهای حداکثری در دو مقطع دنبال شد و در کنار آن، رسانههای معاند تلاش داشتند این گزاره را القا کنند که نظام ایران آیندهای ندارد.
حجتالاسلام ناصری در پایان با اشاره به وظایف جامعه در چنین شرایطی تأکید کرد: داشتن اراده قوی، هوشیاری در برابر جنگ شناختی، پرهیز از رفتارهای هیجانی و گلهای، حضور فعال در صحنه، حمایت از تولید داخلی، دعا و توسل، امیدآفرینی، تقویت اتحاد و پایداری اقتصادی از مهمترین راهکارها در مواجهه با این جنگ ترکیبی است.
گفتنی است، این نشست توسط واحد آموزش تحصیلات تکمیلی مدرسه علمیه اسلامشناسی حضرت زهرا سلاماللهعلیها برگزار شد.











نظر شما