به گزارش خبرگزاری حوزه، روز به روز که از این جنگ تحمیلی ناجوانمردانه میگذرد، اهمیت و ضرورت روایت بههنگام و البته مؤثر بیشتر بر همگان عیان میشود.
در این میان همچنان پرسش کلیدی برای همه دغدغهمندان و علاقهمندان به وطن و نظام اسلامی به ویژه اصحاب فرهنگ و اندیشه و فعالان و صاحبان رسانه این است که بهراستی در میانه این نبرد و معرکهی شکل گرفته میان جبهه حق و باطل، چگونه باید به روایتگری پرداخت به گونه ای که حق مطلب را در باب فریضه فوری و قطعی جهاد تبیین ادا کرد!؟
دو نکته دغدغهمندانه درباره چگونگی روایت جنگ
به تعبیر حمیدرضا میررکنی، از پژوهشگران و فعالان رسانه، زبان و بیان ما در توضیح و تبیین جنگ، نسبت ما و دیگران را در این نبرد روشن میکند؛ زبانی که به توضیح و اعلام جنگ مشغول است، میباید جنگ و اعلانات حول آن را طوری اعلام کند که جدیت و حیاتی بودن آن آشکار شود.
وی البته در توضیح سخن خود به دو نکته اشاره میکند؛
۱. کلیدواژه «پاسخ» را از ادبیات سیاسیمان باید حذف کنیم. باید از کلمه «جنگ» استفاده کرد. چنین نیست که ما همواره بنشینیم و بزنند و ما نهایتاً پاسخ بدهیم. آنچه از ایران آغاز خواهد شد، گشایش جبهه جنگ است؛ نه پاسخ. ایران جبهه را خواهد گشود و اعلانات باید در قد و قواره جبهه گشایی باشد.
۲. ادبیات «وعده صادق» دیگر توضیح دهنده آرایش ما نیست. آرایش ما در حد یک یا چند عملیات نخواهد بود. ما در جنگ هستیم و هر عملیات باید مطابق گستره و هویتش نام خاص خودش را بگیرد. باید در نامگذاری نشان داد که ما در جنگ تازهای هستیم. دوست و دشمن باید بدانند که ما در مسیر مجموعهای از عملیاتها هستیم، نه یک عملیات بلند.
باید روایت کرد...
فراتر از نوع آرایش رسانه ای ما در این جنگ، ما نباید از اهمیت روایت و چگونگی انجام آن به منظور انتقال مفاهیم به سطوح مختلف جامعه غافل شویم. این که باید روایت کرد، امر بدیهی است و در این خصوص به نظر می رسد که باید به الزامات آن نیز پایبند باشیم.
آری، باید روایت کرد از رشادت ملتی که زیر بمباران دشمن متجاوز نیز در طول بیش از سه هفته اخیر بههیچ وجه غافل از میادین و محلات و مساجد نبوده و نیستند چه آن که نیک میدانند اهمیت خیابان اینک به مثابه اهمیت حفظ تنگه اُحد در معرکه نبرد نظامی است و لذا باید روایت کرد از پایمردی و جانفشانی رزمندگان مؤمنی که چه در آبهای نیلگون خلیجفارس و چه در تونلهای مستحکم نیروی هوا و فضای سپاه برای دفاع از اقتدار این ملت و نظام، همهجانبه پای کار هستند و نشان دادهاند که خستگیناپذیرند در این راه.
باید روایت کرد از آن جانباز هفتاد درصدی که کنارهی یکی از میادین شهر مقدس قم، نشسته بر روی ویلچر با عشق و غروری خاص پرچمگردانی میکرد و وقتی از او پرسیدم که تا چهزمانی اینجا در این سوز سرما هستی، گفت: "زمانی بخشی از جسمم را برای این کشور و نظام دادم، این کار که دیگر چیزی نیست. لازم باشد بقیه جسم خاکی ام را هم تقدیم ایران و رهبرم میکنم. "
شاهد مثالهایی از عشق ملت به میهن عزیز
باید روایت کرد از بانویی که میگفت هر چند به لحاظ مالی دستش خالی است اما در حد وُسع و توانش، چند لقمهای از نان و سبزی و پنیر آماده کرده تا شبها تقدیم مدافعین امنیت مستقر در میادین کند و ایضاً باید روایت کرد از جوان موتورسواری که پرچم را بر روی دسته فرمان وسیله نقلیهاش قرار داده بود و میگفت:" چند ماه است بیکارم و با وجود جنگ اوضاعم هم بدتر شده اما فدای سر همه بچههای هوا و فضا که در سختترین شرایط برای دفاع از ما پای لانچرها ایستادهاند. "
اجمالاً این که در این هیاهوی وانفسای دنیا، ننگ بر ما اگر در روایت این صحنهها، ذرهای کوتاهی کنیم. چرا که ما موظف به روایت هستیم از تکتک مردان و زنانی که این روزها و شب ها، با احساس تکلیف ایمانی و انقلابی خود هر یک سهمی ولو کوچک در این معرکه ایفا می کنند و روی سخنمان اینجاست که؛
نه فقط یانکیها که همه مردم دنیا باید بدانند با مردمی چنین مقاوم روبرو هستند که به هیچ وجه اهل سازش و تسلیم نیستند. این حقیقت مسلم را تاریخ بارها گواهی داده و این خوک زردِ احمق نیز بیگمان نخواهد توانست خللی بر عزم و اراده راسخ چنین ملتی وارد آورد.
سید محمدمهدی موسوی










نظر شما