پنجشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۵
شش محور راهبردی تربیت فرزند توحیدی در شرایط جنگ

حوزه/ در تقابل میان تمدن اسلامی و غرب، مسأله تربیت نوجوان از حیاتی‌ترین ابعاد مبارزه است. در حالی که برخی مشاوره‌های مدرن با رویکردی مادی‌گرا، سعی در ایزوله کردن کودکان از مفاهیم والای جهاد، شهادت و سختی‌های سازنده دارند، منطق وحیانی بر پایه «فطرت توحیدی» و «الگوهای عاشورایی»، نوجوانی را پرورش می‌دهد که در تلاطم‌های روزگار، تکیه‌گاهی محکم در توکل به خدا می‌یابد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام والمسلمین عباسی ولدی در یکی از سخنرانی های خود به موضوع وظایف تربیتی والدین در شرایط جنگ پرداخته است که محورهای اصلی این سخنرانی و متن و صوت آن تقدیم شما فرهیختگان می شود.

محورهای اصلی این گفت‌وگو

مسئله اول: نگرش‌ها

ــ بچه‌ها بزرگ‌اند.

ــ بچه‌ها فطرت دارند.

ــ جنگ، میان‌بُر تربیت است.

مسئله دوم: مهارت‌ها

ــ بچه‌ها شنیدن را دوست دارند:

ــ توصیفات خدا را بگوییم.

ــ از اهل‌بیت (علیهم‌السلام) بگوییم.

ــ توصیفات معاد را بگوییم.

ــ از سنت‌های الهی بگوییم.

ــ از ددمنشی دشمن بگوییم.

ــ از شهدا بگوییم.

در تقابل میان تمدن اسلامی و غرب، مسأله تربیت نوجوان از حیاتی‌ترین ابعاد مبارزه است. در حالی که برخی مشاوره‌های مدرن با رویکردی مادی‌گرا، سعی در ایزوله کردن کودکان از مفاهیم والای جهاد، شهادت و سختی‌های سازنده دارند، منطق وحیانی بر پایه «فطرت توحیدی» و «الگوهای عاشورایی»، نوجوانی را پرورش می‌دهد که در تلاطم‌های روزگار، تکیه‌گاهی محکم در توکل به خدا می‌یابد.

۱. نفی کوچک‌انگاری روح کودک و اصالت فطرت

ما نباید فرزندانمان را در ذهن خودمان کوچک نگه داریم و آن‌ها را از سیر متعالی و فطری‌شان محروم کنیم. نکته‌ی بنیادین اینجاست که بچه‌ها بزرگ هستند؛ آن‌ها دارای فطرت توحیدی و ولایی‌اند. وقتی ما آن‌ها را بیش از حد کوچک فرض می‌کنیم، در واقع مانع رشد طبیعی و معنوی آن‌ها می‌شویم. باید بدانیم که تربیت در صحنه و میدان اتفاق می‌افتد، نه صرفاً در کلاس‌های درس و با موعظه‌های نظری. تربیت واقعی آنجایی است که جان کودک با حقایق هستی گره بخورد.

۲. سختی‌های هدفمند و جنگ به مثابه «میان‌بر تربیتی»

جنگ و سختی‌ها به‌طور کلی از عوامل اصلی تربیت هستند. پدران و مادرانی که اجازه نمی‌دهند فرزندشان هیچ سختی‌ای بکشد، عملاً مزاحم تربیت او هستند. همان‌طور که در رشد جسمی، اگر مادری مدام دست کودکش را بگیرد تا او زمین نخورد، بازوها و زانوهای کودک قوی نمی‌شود، در مسائل روحی نیز چنین است.

سختی‌ها عامل بزرگ‌شدن آدم‌ها هستند. جنگ یک «میان‌بر تربیتی» است که گاهی مسیر چندین‌ساله برای بزرگ شدن را به چند روز کاهش می‌دهد. فضای حماسی و جنگی، گوهر وجودی انسان را در سریع‌ترین زمان ممکن بروز می‌دهد و صفاتی چون همدلی، دشمن‌شناسی، توکل و دل‌کندن از دنیا را در عرض یک روز در جان نوجوان نهادینه می‌کند.

۳. ضرورت تربیت «بچه مقاوم» در تقابل با تمدن غرب

حتی اگر در شرایط جنگ سخت نباشیم، ما نیازمند تربیت «بچه مقاوم» هستیم. تقابل ما با تمدن وحشی غرب و استکبار جهانی تمام‌شدنی نیست؛ فقط از شکلی به شکل دیگر (مانند جنگ نرم) تغییر می‌یابد.

فرزندان ما باید همیشه روحیه حماسی خود را حفظ کنند و آماده مواجهه با دشمن باشند. این مفاهیم نباید به زمان جنگ محدود شود، بلکه باید به عنوان یک «خوراک دائمی» در مسیر تربیت در نظر گرفته شوند تا نسل آینده در برابر تلاطم‌ها واکسینه شود.

۴. نقد مبانی روان‌شناسی غربی در خداشناسی کودکان

بچه‌ها شنیدن را دوست دارند و به آن نیاز دارند. اگر فرزندی در ابتدا نسبت به شنیدن مفاهیم دینی مقاومت کرد، نباید ناامید شد. همان‌طور که در تغذیه جسمی اگر کودک غذایی را نخورد، با تغییر چاشنی و روش پخت باز هم تلاش می‌کنیم تا نیاز بدنش تامین شود، در تربیت هم باید با لحن جذاب عمل کرد.

ما باید از عظمت، قدرت، علم و حکمت خدا برای بچه‌ها بگوییم. نباید به حرف کسانی گوش داد که می‌گویند «بچه‌ها خدا را درک نمی‌کنند». روان‌شناس رشد غربی بر اساس الهیات مسیحی و خدایی که خودش درک کرده نسخه می‌پیچد، نه بر اساس خدایی که امیرالمؤمنین (ع)، امام سجاد (ع) و قرآن معرفی کرده‌اند. خدای ما خدای فطرت است و کودک با آن بیگانه نیست.

۵. نقد نسخه‌های «تغافل» و ضرورت اتصال دل به خدا

بسیار عجیب و ناراحت‌کننده است که برخی مشاوران در پاسخ به اینکه «چکار کنیم بچه‌ها آرام شوند»، تنها نسخه‌شان «دور کردن از فضا» و «مشغول کردن» است. چرا یک کلمه نمی‌گویند دل بچه‌ها را به خدا متصل کنید؟

آیا کودک ۶-۷ ساله نمی‌تواند با صلوات و حرف زدن با خدا آرام شود؟ تو به چه خدایی اعتقاد داری که فکر می‌کنی بچه با او غریبه است؟ نباید اجازه داد ذهن بچه‌ها مادی بار بیاید. همچنین از توصیف ابعاد ماورایی و زمینی اهل‌بیت (ع) نباید غافل شد؛ این‌ها شخصیت‌های الگو و آرامش‌بخش ما هستند. از معاد، بهشت و ابدیت با بچه‌ها حرف بزنید و نگران سوالاتشان نباشید.

۶. مرجعیت الگوهای عاشورایی؛ از عبدالله بن حسن (ع) تا قاسم بن حسن (ع)

ما در مکتبی هستیم که عبدالله بن حسن (ع) ۱۱ ساله دستش را از عمه رها می‌کند تا از عمویش در برابر شمشیر دشمن محافظت کند. ما الگویی چون قاسم بن حسن (ع) ۱۳ ساله داریم که مرگ در راه خدا را «احلی من العسل» می‌بیند. دفاع مقدس ما را همین الگوها مدیریت کردند. دانش‌آموزانی که برای جبهه ثبت‌نام می‌کردند، حجتشان قاسم بن حسن (ع) بود.

کسانی که امروز می‌گویند برای بچه روضه نخوانید یا او را به مهدکودک بفرستید تا صدای روضه را نشنود، بر اساس کدام قاعده حرف می‌زنند؟ از سنت‌های الهی و بعد معنوی عالم با بچه‌ها حرف بزنید.

برای شنیدن و دانلود صوت اینجا را کلیک کنید

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha