شنبه ۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۳
در قامت یک «فقیه نظام‌ساز»

حوزه/شخصیت علمی امام شهید، فراتر از یک مرجع تقلید سنتی، در قامت یک «فقیه نظام‌ساز» تجلی یافت. ایشان با تسلط بر مبانی فقهی مشهد و قم، «فقه مقاومت» را به عنوان یک دکترین عملیاتی وارد عرصه بین‌الملل کردند.

خبرگزاری حوزه | نظام معرفتی فقه امامیه، بر خلاف بسیاری از مکاتب حقوقی و الهیاتی جهان، صرفاً مجموعه‌ای از قواعد انتزاعی برای تنظیم امور فردی نیست. از قرن چهارم هجری و با آغاز عصر غیبت کبری، فقه شیعه به عنوان ستون فقرات هویت جامعه شیعی عمل کرده است. در این مکتب، فقیه وظیفه‌ای فراتر از استنباط احکام (افتاء) دارد؛ او صائن شریعت، حاکم شرع و پناهگاه مستضعفان است.

این پیوند میان «دانش فقهی» و «کنشگری سیاسی»، فقیه را به یک کنشگر فعال در عرصه تمدنی تبدیل می‌کند. تاریخ تشیع همواره با ایثار و شهادت عجین بوده است، اما در این میان، شهادت فقیهان جامع‌الشرایط که در اوج مرجعیت و نفوذ کلام بوده‌اند، جایگاه ویژه‌ای دارد. این شهادت‌ها «نقطه عطف» تاریخی محسوب می‌شوند؛ چرا که هر بار با شهادت یکی از این استوانه‌های علم، جبهه حق جانی تازه گرفته و مرزهای فکری تشیع گسترش یافته است. در این مقدمه تبیین می‌شود که چگونه شهادت از دمشق تا تهران، حلقه‌های یک زنجیره واحد برای حفظ کیان اسلام ناب محمدی هستند.

فقاهت در سنت شیعه صرفاً یک فعالیت علمی در حجره‌ها نبوده، بلکه در پیچ‌های تاریخی با مسئولیت اجتماعی و مقاومت در برابر کفر جهانی پیوند خورده است.

در اندیشه شیعی، فقه تنها دانشِ «دانستن» نیست، بلکه دانشِ «زیستن» و «اداره» است. فقیه در این پارادایم، دیده‌بان شریعت است. چارچوب مفهومی ما بر این اصل استوار است که هرگاه فقه از حوزه فردی به حوزه اجتماعی و سیاسی تسری یابد، تقابل با قدرت‌های جائر گریزناپذیر است. لذا «شهادت» در این مسیر، نه یک بن‌بست، بلکه غایتِ کنشگری فقهی محسوب می‌شود.

مفهوم مرجعیت صرفاً در «رساله عملیه» خلاصه نمی‌شود. مرجعیتی که به مقام شهادت نائل می‌گردد، مرجعیتی است که «ولایت بر امور» را در متن فقاهت خود دیده است. از شهید اول که وکلای خود را به بلاد اسلامی می‌فرستاد تا شهید خامس که فرماندهی جبهه مقاومت را بر عهده داشت، همگی در یک «نظام‌واره ولایی» تعریف می‌شوند

این مفهوم کلیدی بیانگر آن است که آثار فقهی این مراجع (مانند اللمعه، الروضه، احقاق الحق، اقتصادنا و بیانیه گام دوم)، پس از شهادت مولفانشان، به متون مقدس علمی تبدیل شده‌اند که هویت شیعه را حفظ کرده‌اند. در واقع، خون فقیه، «حجت» را بر طالبان علم تمام کرده و به فتوای او اعتبار ابدی بخشیده است.

شهید اول

شهید اول نماد گذار فقه شیعه از دوران فترت پس از ایلخانان به دوران نظام‌مندی است. کتاب لمعه، صرفاً یک کتاب فقهی نیست؛ یک «قانون اساسی» برای اداره جامعه شیعی در دوران غیبت است. شهید اول با تدوین این کتاب به درخواست حاکم خراسان، نشان داد که فقه شیعه آمادگی دارد تا در قامت یک «دولت» ظاهر شود.

شهید ثانی

شهید ثانی، فقیهی است که مرزهای مذهبی را برای اعتلای کلمه حق درنوردید، جهان‌بینی علمی و سفرهای تمدنی: او فقیهی سیاح بود. سفر او به مصر، قسطنطنیه، حجاز و عراق، به او دیدی تمدنی بخشید. او در مصر نزد علمای الازهر و در استانبول نزد علمای عثمانی چنان درخشید که به او اجازه تدریس در مذاهب پنج‌گانه داده شد. او نماد «فقه پویا» و «دیپلماسی علمی» در قرن دهم هجری است.

تقابل با خلافت عثمانی و شهادت در غربت: اقتدار علمی شهید ثانی و گرایش توده‌های مردم به او، برای دستگاه خلافت عثمانی قابل تحمل نبود. او متهم شد که جاسوس دولت صفوی است، در حالی که او تنها به دنبال حفظ استقلال علمی حوزه بود. مأموران سلطان عثمانی او را در مسیر مکه یا به روایتی در خود مسجدالحرام دستگیر کردند. او را به سمت استانبول بردند اما در ساحل دریا، پیش از آنکه به محاکمه برسد، توسط مأموران کوردل به شهادت رسید. سر او را برای سلطان بردند و پیکرش را در دریا رها کردند. او شهید شد تا استقلال حوزه علمیه شیعه از قدرت‌های استبدادی حفظ شود.

در اینجا باید اشاره کرد که شهید اول و ثانی، الگوی «فقیه-شهید» را از حالت یک اتفاق به یک «سنت» تبدیل کردند. آن‌ها ثابت کردند که فقه، اگر بخواهد زنده بماند، گاهی به جوهر قلم نیاز دارد و گاهی به خون گلو. این دو شهید، زیربنای تئوریک مقاومت را ساختند که قرن‌ها بعد توسط شهید صدر و شهید خامس به عرصه «حاکمیت جهانی» کشیده شد.

شهید ثالث

قاضی نورالله شوشتری، فقیهی است که مرزهای جغرافیایی تشیع را در قرن یازدهم هجری توسعه داد و فقه را به عنوان یک قدرت نرم در دربار گورکانیان هند به کرسی نشاند.

در دورانی که ایران صفوی کانون قدرت شیعه بود، قاضی نورالله با درکی عمیق از ضرورت تبلیغ، به هندوستان مهاجرت کرد. او با نبوغ فقهی خود چنان درخشید که اکبرشاه گورکانی او را به عنوان قاضی‌القضات لاهور برگزید. قاضی در این منصب، با استفاده از روش «اجتهاد در مذاهب چهارگانه»، احکام را به گونه‌ای صادر می‌کرد که مطابق با مبانی تشیع و در عین حال پذیرفته‌شده برای اهل سنت باشد. این روش، عالی‌ترین سطح از «فقه مقارن» و «تقیه سازنده» در تاریخ است.

شاهکار او کتاب «إحقاق الحق و إزهاق الباطل» است. این کتاب تنها یک اثر کلامی نیست، بلکه دفاعیه‌ای تمام‌عیار از کیان فقهی و حقوقی اهل‌بیت (ع) در برابر هجمه‌های متعصبان است. او همچنین با نگارش «مجالس المؤمنین»، دایره‌المعارفی از مشاهیر و علمای شیعه تدوین کرد تا به شیعیان هند هویت و غرور مذهبی ببخشد. او فقیهی بود که با قلم خود، سدّ محکمی در برابر جریان‌های انحرافی و سلفی‌گری اولیه در شبه‌قاره ایجاد کرد.

شهید رابع

شهید سید محمدباقر صدر، نقطه عطف بزرگی در تاریخ فقاهت معاصر است. او فقه را از ساحت «فردی و عبادی» به ساحت «اجتماعی، اقتصادی و سیاسی» منتقل کرد.

شهید صدر معتقد بود اسلام برای تمام ابعاد زندگی بشر «نظام» دارد. او با نگارش «اقتصادنا»، زیربنای اقتصاد اسلامی را در برابر کاپیتالیسم و سوسیالیسم تبیین کرد. در «فلسفتنا»، بن‌بست‌های معرفتی ماتریالیسم را آشکار ساخت و در «البنک اللاربوی»، طرحی عملیاتی برای بانکداری بدون ربا ارائه داد. او نخستین فقیهی بود که «فقه را به مثابه یک سیستم» بازتعریف کرد.

تأسیس «حزب‌الدعوة الاسلامیة» توسط او، گامی بزرگ برای کادرسازی شیعیان عراق بود. او مرجعی بود که در متن مردم حضور داشت و با شجاعتی بی‌نظیر، از انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی (ره) حمایت کرد. جمله معروف او که خطاب به شاگردانش فرمود: «در امام خمینی ذوب شوید، همان‌گونه که او در اسلام ذوب شده است»، نشان‌دهنده بصیرت عمیق او در درک «ولایت فقیه» به عنوان تنها راه نجات امت اسلامی بود.

شهید خامس

در سیر تطور هزارساله فقه امامیه، ظهور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان «فقیه حاکم» و در نهایت «شهید خامس»، نقطه غایی و تکامل‌یافته‌ترین حلقه از سلسله شهدای فقاهت است. اگر شهید اول برای «تدوین» و شهید صدر برای «تئوری‌سازی» نظام اسلامی جان دادند، شهید خامس برای «تثبیت، حفظ و تمدن‌سازی» فقهی در مقیاس جهانی به شهادت رسید.

شخصیت علمی ایشان، فراتر از یک مرجع تقلید سنتی، در قامت یک «فقیه نظام‌ساز» تجلی یافت. ایشان با تسلط بر مبانی فقهی مشهد و قم، «فقه مقاومت» را به عنوان یک دکترین عملیاتی وارد عرصه بین‌الملل کردند. کرسی درس خارج فقه ایشان برای بیش از سه دهه، کانون تولید «فقه حکومتی» بود. ایشان معتقد بودند که فقه باید پاسخگوی چالش‌های مدرن از جمله اقتصاد بین‌الملل، حقوق بشر اسلامی و تکنولوژی‌های نوپدید باشد. این نگاه اجتهادی، زیربنای اقتدار سیاسی نظام اسلامی را فراهم آورد.

نام‌گذاری امام شهید ما به عنوان «شهید خامس» بر این مبنا استوار است که تأثیرگذاری ایشان بر حیات اسلام و تشیع، با مجموع تأثیرات فقهای قرون گذشته برابری می‌کند.

ایشان تنها رهبر یک کشور نبودند، بلکه «امامِ امت» و «دیده بان کلان جبهه حق» بودند که توانستند پس از قرن‌ها، فقه شیعه را از انزوای حجره‌ها به متن قدرت جهانی منتقل کنند. لذا عنوان «شهید خامس» در واقع بازتاب‌دهنده این حقیقت است که ایشان وارث راستین خون‌های پاک شهید اول تا چهارم در عصر تشکیل دولت اسلامی هستند.

محمد امین جامعی

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha